|
|
|
|
|
قسمت دوم يا سوم كه پخش شد، مجيد زنگ زد و چيز جالبي گفت. مهندس مجيد خان ما، مدير فناوري اطلاعات يكي از شركتهاي صنعتي بزرگ است (آن زمان بود). گفت كه چطور با همين چيزهايي كه در برنامه ديده و شنيده توانسته صرفهجويي كلاني در شركت كند. از او خواهش كردم ماجرا را بنويسد و نوشت. «مساله ما در شركت برقراري ارتباط بين 4 ساختمان مجموعه كارخانجات يكي از مشتريانمان بود. مجموع فاصلهها 700 متر و تعداد كامپيوترها 100 دستگاه هستند. توصيه شركت مهندسي مشاور اتصال هر 4 ساختمان با استفاده از فيبر نوري و شبكه داخلي CAT6 با هزينهاي حدود 150 ميليون تومان بود. با ديدن برنامه و جدي گرفتن اين كه شايد راه ديگري هم وجود داشته باشد. به مفهوم كاركرد فكر كردم و راهحل جديدي يافتم: ساختمان جديدي بسازيم و شبكه داخلي CAT6 را در آن مستقر كنيم. فايدههاي اين طرح جديد از اين قرارند: ارتباط فيزيكي نزديكتر، نگهداري شبكه با هزينه كمتر، پايينتر بودن هزينههاي اداري، آزاد شدن فضاي 4 ساختمان، استفاده از امكانات تاسيساتي جديد در محل ساختمان نوساز» مجيد مشتري TRIZ شد، چون مسالهاي داشت و برايش به كمك مفاهيم ساده دانش نوآوري نظاميافته راهحل يافت. اين راهحل صرفه مالي خوبي در پي داشت. حالا در يكي از دور هم نشستنها بچهها در مورد TRIZ بپرسند ميتوانم از مجيد خواهش كنم كه برايشان نمونه بياورد. گاهي شوخيهاي ما جدي ميشوند و گاهي برنامههاي تلويزيوني در كارهاي جدي ما اثر ميگذارند. مرز شوخي و جدي به اندازه لبخند زدن به فكرهاي موجود و تولد انديشههاي جديد است. |
||