تبليغاتX
اکسیر نوآوری - بوييدن مُشك و شعارهاي عطار
 
نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد.
 

سه گروه بيشتر نيستند: موافق و مخالف و خاموش. از ميان اين سه دسته مردم صاحب راي براي شركت در انتخابات رياست‌جمهوري، موافقان خود را به شعارها و جريان تبليغاتي نامزد مورد حمايت خود شبيه و نزديك مي‌كنند و مخالفان هم ساز ناكوك را برمي‌گزينند.

در مدل تعالي سازماني بنياد EFQM (بنياد مديريت كيفيت اروپا) 9 معيار مهم براي رسيدن به تعالي سازمان‌ها، معرفي شده است. اين معيارها در دو دسته كلي توانمندسازها (Enablers) و نتايج (Results) از يكديگر تفكيك شده‌اند و در ذيل مدل نيز بر جريان پيوسته نوآوري و يادگيري (Innovation and Learning) به عنوان ابزار كمكي در جهت بهبود توانمندسازها كه منجر به بهبود نتايج مي‌شود تاكيد شده است. در اين مدل، اولين معيار از خانواده توانمندسازها، رهبري (Leadership) است.

در اين يادداشت قصد دارم بر دو چيز تاكيد كنم: نقش راهبري هر يك از نامزدها براي طرفداران خود و فرصت يادگيري جامعه در اين مجال طلايي انتخابات.

آقاي اشنايدر كه يكي از طراحان اصلي مدل EFQM است چندي پيش در ايران براي جمعي از مديران ارشد يكي از سازمان‌هاي بزرگ و كليدي كشور سخنراني داشت. يكي از مثال‌هاي ساده او براي چنين بود: وقتي سازماني ايمني را به عنوان يكي از ارزش‌هاي كليدي خود به جامعه و مشتريان و كاركنانش معرفي مي‌كند، يعني مديرارشد سازمان هنگام نشستن پشت فرمان خودرو شخصي‌اش، نبايد مادام كه فرد كنار دستي كمربند ايمني خود را نبسته، حركت كند! او بر «الگوي رفتاري» يا Role Model بودن در معيار رهبري تاكيد داشت و مي‌گفت بايد شعارهاي سازماني ما به باورهاي رفتاري و اخلاقي‌مان بدل شوند و در همه جا نمود داشته باشند و گرنه شعار بهبود و تعالي را بي‌عمل سر مي‌دهيم.

آيا طرفداران رنگي‌پوش يا كت بر تن و علاقه‌مندان به هر يك از 4 نامزد اين دوره انتخابات، به اين توجه دارند كه شعارهايي مانند عدالت‌محوري، بايد در رانندگي و صف خريد و نوبت بانك و هر رفتار روزمره‌اي از ايشان نيز در كوچه و خيابان مشاهده شود؟ آيا از يك مامؤر پليس راهنمايي و رانندگي مي‌پذيريم كه از مسير مقابل وارد خيابان ورود ممنوع شود؟ امروز صبح آقايي را ديدم كه روي شيشه و صندوق پرايدش عكس كانديدايي را چسبانده بود، اما با پارك دوبله و كج، راه ديگران را سد كرده و آن‌ها را به زحمت مي‌انداخت. اگر كانديداها، فقط براي راي آوردن شعارهايي را انتخاب كرده‌اند، حكايت چيز ديگري است اما اگر مي‌خواهند اثرگذار باشند، اين فرصت طلايي براي الگو دادن به حاميان خود را مي‌توانند براي بهبود وضع عمومي رفتارهاي اجتماعي مورد توجه ويژه قرار دهند. وقتي به الگويي اعتماد مي‌كنيم آماده يادگيري از او نيز هستيم، اميدوارم اين طور شود كه از حالا تا پس از انتخابات با ديدن طرفداران نامزدها، بتوانيم شعارهاي زيبا و پسنديده ايشان را در رفتارهاي اجتماعي هم ببينيم. مردم كار خوب را بهتر شعار خوب باور دارند: «شنيدن كي بود مانند ديدن».

  نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 11:4 AM  توسط محمود کریمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM