X
تبلیغات
اکسیر نوآوری - نمونه‌ها

اکسیر نوآوری

خلاقانه گام برداشتن در مسیر حل مساله

يك آزمون: از اين‌ور بوم به اون‌ور بوم

گاهي و شايد بسياري از مواقع، ماجراهايي كه توسط بچه‌ها رقم مي‌خورد شگفت‌انگيز است. به شرط آن كه بگذاري آزاد باشند و از گنج ايده‌هاي بكرشان چيزي بيرون بكشند. آن هم با عيار بالا.
نمونه‌اي كه در ادامه مي‌آيد را دوستي همنام برايم ايميل كردند:

نمره صفر این دانش‌آموز پس از اعتراض بیست شد. پاسخ‌های او باعث شد تا صفر نگیرد.

ناپلئون در کدام جنگ مرد؟
در آخرین جنگش

 اعلامیه استقلال آمریکا در کجا امضا شد؟
در پایین صفحه

 چگونه می‌توانید یک تخم‌مرغ خام را به زمین بتنی بزنید بدون آن که ترک بردارد؟
زمین بتنی خیلی سفت است و ترک بر نمی‌دارد.

علت اصلی طلاق چیست؟
ازدواج

علت اصلی عدم موفقیت‌ها چیست؟
امتحانات

چه چیزهایی را هرگز نمی‌توان درصبحانه خورد؟
نهار و شام

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟
نیمه دیگر آن سیب

 اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه مي‌شود؟
خیس خواهد شد.

 یک آدم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟
مشکلی نیست شب‌ها می‌خوابد.

 چطور می‌توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟
شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد.

 اگر در یک دست خود سه سیب و چهار پرتقال و در دست دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید کلا چه داريد؟
دست‌های خیلی بزرگ.

 اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند، چهار نفر آن را در چند ساعت خواهند ساخت؟
هیچ چی چون دیوار قبلا ساخته شده.

سؤال درست پرسيدن هميشه كار ساده‌اي نيست. حتا وقتي فكر مي‌كنيم كه طراح سؤال هستيم!

نوشته شده توسط  محمود کریمی    یکشنبه 11 دی1390ساعت 8:48 AM




عيدي و مسعود خان

ماشين رو پارك كردم و راه افتادم به سمت سر كانال و پيچيدم تو اصلي به سمت جنوب خيابون.
رسيدم به «غنچه».
مي‌گم: مسعود
خان نمي‌دونم چي مي‌خوام!
مي‌گه: براي كي مي‌خواي؟
مي‌گم: براي خانومم!
مي‌گه: بيست و چند سال؟
عدد درست سن و سال رو مي‌گم.
مي‌گه: پرتحرك؟
جواب مي‌دم.
ادامه مي‌ده: مامانه؟ ... چند سالشه اين پسر؟ شير مي‌خوره هنوز؟ كارشون چيه؟ كجا؟ كفش و لباس چيا مي‌پوشن؟
وقتي جواب همه رو مي‌گيره، مي‌ره گوشه مغازه، سمت راست پيشخوان و با خودش دو تا شيشه مي‌ياره. دو تا برش مقوا رو بهشون اسپري مي‌زنه و تو هوا مي‌چرخونه و يه چرخ سريع هم جلوي صورت من مي‌زنه و بعد مي‌گه: حالا كدوماشون بهتره؟
قيمت رو مي‌پرسم و كادو مي‌كنه و مي‌ده بهم.
مي‌گه: مباركه!
نگاهش مي‌كنم. ادامه مي‌گه: عيد رو هم مي‌گما ... بهم زنگ بزن و بگو نظرش چي بود.
حتا نديدم ماركش چيه. بيشتر به قدم به قدم راه بردن مشتري با ويژگي‌ها و خواسته مبهمش تا رسيدن به راه‌حل و نتيجه، فكر مي‌كردم.
ازش كارت ويزيت هم خواستم كه اگر از نزديكان كسي سراغ گرفت بدم. يادآوري مي‌كنه كه: يادت باشه 3 چيز رو به كسي لو ندي! خياطت، آرايشگاهت و عطرفروشي‌ات!
بعد هم دو تا كارت مغازه‌ش رو بهم مي‌ده. قبل از خروج از مغازه هم يه اسپري خوشبو رو از روي ويترين پشتش بر مي‌داره و به سر و دست و لباس من مي‌زنه. مي‌گه همه بايد از اينجا خوشبو برن بيرون. چه خريد كنن چه نه!

نوشته شده توسط  محمود کریمی    یکشنبه 15 آبان1390ساعت 9:46 PM




يادداشي براي دانستنيها: گاز بعدي سيب

محمود كريمييادداشتي كه در صفحه 15 شماره 40 (دور جديد) دوهفته‌نامه دانستنيها به تاریخ 900730 چاپ شد را می‌خوانيد. تيتر اين يادداشت گاز بعدي سيب است.

استيو جابزبه بهانه درگذشت استيو جابز
گاز بعدي سيب

محمود كريمي . كارشناس نوآوري نظام‌يافته TRIZ

كوتاه و باورنكردني بود: استيو جابز درگذشت! بعد از اين كه ناچار بودم اين خبر را باور كنم به اين فكر مي‌كردم كه چه تيتري جز اين مي‌شد براي چنين خبري انتخاب كرد. حدس زدن اين كه چه كساني از شنيدن اين خبر ناراحت مي‌شوند كار دشواري نيست. اما آيا كساني هم هستند كه نبودن جابز خوشحالشان كند؟ بايد فكر كرد ...
7 شهريور، بعد از استعفاي جابز، نام چهلمين برنامه تلويزيوني كندو را «خداحافظ رييس» گذاشتيم و به تحليل اين كه بعد از مدير نبودن جابز، شركت اپل چه مي‌شود پرداختيم. حالا ماجرا تغيير كرده و جابز از دنيا رفته، هر چند ايده‌هايش نمرده‌اند.
چند چيز قابل درنگ است و چند پرسش ذهن‌ها را به خود مشغول مي‌كند:

1. مي‌گويند «در ماكروسافت آن چه مشتري بخواهد مي‌شود و در اپل، آن‌چه استيو مي‌خواهد.» حالا چه مي‌شود؟ آيا استيو پيش از نبودنش براي سال‌هاي آينده ايده‌پردازي كرده و نقشه محصولات و آرزوهاي عجيب و غريب كاربران محصولات اپل را كشيده است؟ آيا اپل و همكارانش به اين ايده‌ها وفادار مي‌مانند يا شركت راه جديدي را پيش مي‌گيرد؟

2. در اداره ثبت اختراع‌ها و نشان‌هاي تجاري ايالات متحده آمريكا (USPTO) 313 سند اختراع يا پتنت با نام استيو جابز به ثبت رسيده است. نامش را در ثبت Drag & Drop هم مي‌بينيم. آمارهاي رسمي مي‌گويند كه از سال 2000 به بعد، جابز در بيش از يك دهم پتنت‌هاي اپل نقش مستقيم داشته است. با در نظر گرفتن فعاليت‌هاي مدير ارشد شركتي مانند اپل، بايد پرسيد كه او چطور و كي مي‌رسيده و مجال ايده‌پردازي و كار پرتلاش را داشته است؟ چطور زمان خود را مديريت مي‌كرده و خستگي برايش چه معنايي داشته است؟ كدام يك از كارهاي شركت برايش اولويت بيشتر داشته و مديريت كارهاي ريز و درشت را چگونه انجام مي‌داده؟ براي پاسخ اين سؤال‌، كاش مي‌شد يك هفته از زندگي او را از نزديك رصد كرد و گزارشش را جايي منتشر نمود.
(براي تماشاي نمودار در ابعاد بزرگتر اينجا را كليك كنيد.)

3. آمار پتنت‌هاي مرتبط با Mobile Communications كه در اتحاديه اروپا و آمريكا به ثبت رسيده‌اند، جايگاه اپل را در رده 31 نشان مي‌دهند. اين در حالي است كه سامسونگ اول، نوكيا دوم، ماكروسافت ششم، و ديزني پنجاهم هستند. در اين ميان، اپل خلاق، هميشه تحسين شده و هنوز جزو ده برند برتر دنيا است. اپل يكي از مصداق‌هاي نبودن رابطه خطي بين تعداد اختراع‌ها و نوآوري‌ها (ايده‌هاي دانش‌محور تجاري شده) به حساب مي‌آيد. در سطح‌بندي‌هاي اختراع و رتبه دادن به اثربخشي تجاري ايده‌ها، مديريت استيو جابز بر شركت اپل، مثال‌زدني است. بعد از اين چه مي‌شود؟ ايده‌پردازي در اپل با ايجاد ساز و كارهاي جديد (مثل رويكردهاي نوآوري باز) اوج مي‌گيرد يا آينده خوبي را شاهد نيستيم؟ فكر استيو و ايده‌هايش با چند نفر ديگر برابري مي‌كند؟ چند نفر از كساني كه به خوش‌فكري و ايده‌پردازي شهره هستند بايد چند روز يا چند سال بنشينند تا ايده‌هايشان به اندازه ايده‌هاي جابز ارزش داشته باشد؟
4. علاقه‌مندان اپل و شايد بيش از آن شيفتگان استيو جابز كه در روزهاي پس از درگذشت او به شكل‌هاي مختلف و خلاقي ياد او را در دنيا نگه‌داشته‌اند، بايد منتظر بمانند تا ببينند گاز بعدي اين سيب معروف را چه كسي مي‌زند؟ آيا سيب اپل دو نيمه مي‌شود و گذشته گاز زده‌اش با آينده فرق اساسي مي‌كند يا اگر نيمه‌اي هم در كار باشد از وسط همان گاز است نه روي ديگر آن!

كد مطلب: 9966. سه‌شنبه 26 مهر 1390 - ساعت 14:10. اصل مطلب در وب‌سايت گروه مجلات همشهري به نشاني http://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/News/?Id=9966

نوشته شده توسط  محمود کریمی    یکشنبه 8 آبان1390ساعت 10:42 AM




زمين بدون گوشت!

جمعه گذشته در نمايشگاه يوز ايراني كه در كاخ گلستان برگزار شد، بروشور و كارت دعوتي را از يكي از غرفه‌ها دريافت كردم.
روي بروشورشان به نقل از آلبرت انيشتين آوررده‌اند: «هيچ چيز بر روي زمين براي حفظ سلامت بشر و افزايش شانس او براي بقاي زندگي به اندازه غذاهاي گياهي مؤثر نيست.»
همين طور عبارت‌هاي ديگري روي بروشور رستوران زمين آمده كه همه بر سلامت و اهميت غذاهاي گياهي و ارگانيك و پرهيز از خوردن گوشت تاكيد دارند.

با مجتبي صحبت مي‌كردم و قرار شد شب به اتفاق خانواده‌ها همراه هم باشيم. گفت انتخاب با تو و انتخابت را به ما خبر بده! در همين فكر، به ياد زمين افتادم.
قرار ما شد رستوراني كه مدعي است «بازديد از يك كشتارگاه صنعتي شما را براي هميشه يك گياه‌خوار خواهد كرد». رفتيم به شهرك غرب، خيابان جنوبي ميلاد نور (سيماي ايران)، مجتمع مسكوني پرديسان و در خيابان اصلي مجتمع، اين رستوران جمع و جور و متفاوت و اهالي باصفا و خوش‌سليقه‌اش را ديديم.
راست مي‌گفتند از گوشت خبري نبود! نه مرغ و نه ماهي و نه گوشت قرمز. آن چه بود از سوپ سبزيجات تا چلوكوبيده گياهي و كنتاكي گياهي و سالاد باغ جوانه، دوغ سويا و برگر و پلوي الهه سبز و انوع لقمه‌ها، همه و همه گياهي و ارگانيك بودند.
چندتايي كتاب و چند گونه چاي و فروختني‌هاي ديگري هم جوانان مدير رستوران داشتند. وب‌سايتشان اين است: http://zaminveganfood.com و تلفنشان 88580555 و 88373924

نوشته شده توسط  محمود کریمی    جمعه 25 شهریور1390ساعت 6:18 PM




مالكان بزرگ فكر، نقش‌آفرينان كليدي ثبت اختراع

اين طور تيتر زده: اختراع می‌کنم، پس هستم!

و در ادامه آورده است: «سامسونگ با ۴۵۵۱ اختراع در رتبه دوم و مایکروسافت با ۳۰۸۴ اختراع در جایگاه سوم جای خوش کرده‌اند.

جواد زارعی- شرکت آمریکایی آی.بی.ام هجده سال است که سرآمد شرکت‌های عالم فانی در ثبت اختراع است. آی.بی.ام در سال ۱۹۹۳ حدود ۱۰۸۷ اختراع را در آمریکای شمالی ثت کرد و امسال به رکورد تاریخی ۵۸۹۶ اختراع مستقل طی یک‌سال دست یافته است. سامسونگ با ۴۵۵۱ اختراع در رتبه دوم و مایکروسافت با ۳۰۸۴ اختراع در جایگاه سوم جای خوش کرده‌اند. رتبه‌های دیگر به ترتیب در اختیار کانون با ۲۵۵۲ مورد، پاناسونیک با ۲۴۸۲ مورد، توشیبا با ۲۲۴۶ مورد، سونی با ۲۱۵۰ مورد، اینتل با ۱۶۵۳ مورد، ال.جی با ۱۴۹۰ مورد و اچ.پی با ۱۴۸۰ مورد اختراع قرار دارد. آی.بی.ام بزرگ ثبت اختراعات خود را از سال ۱۹۱۱ آغاز کرده است.»

سامسونگ در گزارش‌هاي رسمي خود در كنفرانس‌هاي تخصصي TRIZ اعلام كرده كه براي تربيت مهندسان خود برنامه مفصلي را بر مبناي TRIZ طراحي كرده است. آن‌ها قصد دارند تا 20.000 متخصص نوآوري نظام‌يافته را در مجموعه شركت‌هاي خود داشته باشند تا همه نوآوري‌ها به خودشان تعلق داشته باشد. مي‌خواهند زودتر و حتما رقبا را از گردونه خارج كنند.

در بعضي از شركت‌هاي اقماري سامسونگ، مديرعامل و مديران ارشد نيز بايد تا دو سطح TRIZ را آموزش ببينند.

نوشته شده توسط  محمود کریمی    سه شنبه 5 بهمن1389ساعت 8:3 AM




تجربه وارداتي از جاكارتا: تابلوهاي قانون‌مند

آخر سپتامبر براي شركت در يك كارگاه و همفكري در مورد شيوه‌هاي توانمندسازي كودكان و بزرگسالاني كه با آن‌ها كار مي‌كنند، يك هفته‌اي در جاكارتا پايتخت اندونزي بودم. جاكارتا در جزيره بزرگ جاوا است. اين كشور كه بيشترين مسلمان دنيا در آن زندگي مي‌كنند مجموعه‌اي از 17500 جزيره است؛ بزرگترين مجمع‌الجزاير دنيا.

اقامت ما در هتل ميلنيوم كه يكي از هتل‌هاي زنجيره‌اي دنيا است، برنامه‌ريزي شده بود. چيزي در هتل توجهم را جلب كرد كه براي روايت آن اين عنوان را انتخاب كردم: «تابلوهاي بي‌قانون و جريمه‌هاي بي‌مبلغ».

تابلوي سيگار نكشيدتابلوي سيگار نكشيد در بيشتر فضاهاي عمومي هتل نصب شده بود. اين تابلو با آن‌چه ما معمولا ديده‌ايم يك تفاوت داشت كه بهانه نوشتن من اين تفاوت ساده است.

دوربين برداشتم و ترجيح دادم از جايي عكس اين تابلو را بگيرم كه معمولا انتظارش را نداريم. رفتم و نمونه نصب شده در سرويس بهداشتي هتل را هدف گرفتم.

از خودم مي‌پرسيدم:

1. براي اين كه بتوان 240.000.000 نفر را مديريت كرد بايد از هر ابهامي در برداشت‌هاي قانوني پرهيز داشت.

2. اگر مي‌خواهي به كسي يادآوري كني كه قانون را زيرپا گذاشته بايد پيش‌دستانه قانون را كاملا به صراحت به او يادآوري كني.

سيگار نكشيد در هتل ميلنيوم جاكارتا3. براي اين كه همه بدانند كه قانون، قانون است و براي بهتر زندگي كردن همه تعريف مي‌شود، استناد به قانون هم بايد وجود داشته باشد.

اين هم خود تابلو از نزديك‌تر كه در آن ماده قانوني و سال تصويب قانون هم ذكر شده است.

مي‌خواستم پيشنهاد كنم كه مقدار جريمه مرتبط با زيرپا گذاشتن قانون را هم زير چنين تابلوهايي درج كنند.

شايد چراغ قرمزهاي ما، توقف ممنو‌ع‌ها، پارك نكنيدها و ديگر يادآوري‌هاي قانوني ما نيازمند اين نوع صراحت باشند.

نوشته شده توسط  محمود کریمی    چهارشنبه 28 مهر1389ساعت 3:42 PM




فرداي «چرا»هاي ديروزي

1. پرواز ديروز ما كه قرار بود ساعت 1430 به عسلويه برود، بالاخره كمي حدود ساعت 1830 پريد.

2. پرواز برگشت از عسلويه به تهران، براي ساعت 1600 اعلام شد. ظهر گفتند ساعت 1800 مي‌پرد. بعد شنيديم كه حدود 2000 ممكن است پرواز انجام شود. به فرودگاه كه آمديم، ساعت 2200 اعلام شد و الان ساعت 2110 است و قرار بوده، هواپيماي ايرباس از كيش برود تهران و از تهران بيايد اينجا و بعد دوباره به تهران برگردد. محاسبه مدت 90 دقيقه پرواز و 30 تا 45 دقيقه آماده‌سازي هواپيما براي بلند شدن دوباره مي‌گويد كه ما بعد از 1 صبح فردا راهي تهران خواهيم شد. شايد البته. مسافران اينجا نشسته‌اند و فقط منتظرند. چرا؟

3. اين ماجرا هر روز در فرودگاه‌هاي مختلف ما در حال تكرار شدن است. چرا؟

پي‌نوشت: هواپيما بالاخره پريد و ما 0430 صبح روز بعد به تهران رسيديم!

نوشته شده توسط  محمود کریمی    چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 9:16 PM




زنگ تفريح TRIZي در همدان

مهندس ميثم ملكيميثم ملكي را چند سال ديگر بايد آقاي دكتر ملكي خطاب كنيم. جواني كه با سخت‌كوشي مشتاقانه خود در پي علاقه به يادگيري پس از فوق ليسانس دانشگاه چالمرز سوئد، بندر ليسبون كشور پرتغال را براي ادامه تحصيل انتخاب كرده است. او در سفرهاي خود به ايران براي ديدار خانواده فقط به ديد و بازديدها بسنده نمي‌كند. تجربه‌اي كه مي‌خوانيد از زبان او روايت مي‌شود:

داستان زنگ تفریح در دانشگاه از 4 سال پیش شروع شد که تعدادی از دانشجویان دانشگاه شیراز تصمیم گرفتند دانش آموزان دبیرستانی را چند روز به دانشگاه دعوت کنند تا هم مطالب مهمی که در دانشگاه مورد نیازشان است و در مدرسه آموزش داده نمی شود را با آن‌ها در میان بگذارند و هم فضای دانشجویی را تجربه کنند. این طوری بود که ایده همایش «زنگ تفریح در دانشگاه» شکل گرفت.

امسال همزمان با همایش زنگ تفریح در شیراز، بچه‌های دانشگاه بوعلی سینای همدان دست به کار شدند تا این زنگ تفریح را به دانش‌آموزان همدانی هدیه کنند. در میان کارگاه‌هایی که برای دانش‌آموزان پیش‌بینی شده بود کارگاهی با عنوان الگوریتم نوآوری در نظر گرفته شده بود که توسط یکی از اعضای تیم تخصصی TRIZ مؤسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران ارائه می‌شد. دانش‌آموزان همدانی که اغلب خبر از چنین پدیده‌ای نداشتند مشتاقانه و با ذهن‌های خلّاق از TRIZ استقبال کردند.

بخش جالب ماجرا این بود که 2 نفر از دانش‌آموزان شرکت‌کننده در کارگاه، در مسیر اختراع خود با مشکل (یا شاید تضاد) روبه‌رو شده بودند و بعد از آشنایی با TRIZ گویی تشنه‌ای که چشمه دیده باشد، ذوق کرده بودند.

ماجرا به همین جا ختم نشد، در مسابقه حمل آب با کاغذ روزنامه و شمع، یکی از گروه‌ها اسم خود را TRIZ گذاشت و برخورد TRIZی با مساله کرد. اعضای این گروه از تجربه ساختن نمکدان با کاغذ استفاده کردند و کاغذ روزنامه بزرگ را به شکل نمکدان درآوردند و سپس نقاط زیر نمکدان که احتمال نشت آب در آن نقاط زیاد بود را با پارافین شمع عایق کردند و نتیجه خیلی خوبی گرفتند.

امیدواریم هر سال زنگ تفریح داشته باشیم و زنگ تفریح‌های‌مان TRIZی باشند.

تشکر فراوان از بر و بچه های تیم برگزارکننده همایش زنگ تفریح در دانشگاه همدان.

نوشته شده توسط  محمود کریمی    سه شنبه 19 مرداد1389ساعت 10:56 AM




TRIZ هم اول شد!

كمي از سرظهر گذشته خوشحال و شاد زنگ زد كه ديديد حدس مي‌زدم برنده بشم، حالا شدم! آيسان كلانتري دانش‌آموز ابهري پايه سوم دبيرستان در ميان 400 رقيب خود به رتبه اول گروه رياضي فيزيك دست يافت.

در رقابت‌هاي ششمين جشنواره كشوري پژوهش‌هاي دانش‌آموزي سما (مرداد 1389) كه در قائمشهر برگزار شد، آيسان و موضوع تحقيقش TRIZ برگزيده شدند. او با تماشاي مجموعه برنامه تلويزيوني آشنايي با نوآوري نظام‌يافته TRIZ (پخش شده از شبكه 4 سيما در سال 1387 و شبكه 7 در سال 1389) به اين موضوع علاقه نشان مي‌دهد. كنجكاوي او با جستجو براي درك چيستي TRIZ و چگونگي كار كردن همراه مي‌شود. تحقيق او در رقابت‌هاي محدودتر محلي مورد توجه قرار مي‌گيرد تا اين كه به دوره پاياني يعني شركت در جشنواره كشوري راه مي‌يابد.

خبر مربوط به اين رقابت‌ها در اين منابع نيز يافت مي‌شود:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8905180652

http://www.iau-abhar.ac.ir/?type=dynamic〈=1&id=737

قرار شده وقتي آيسان به خانه برگردد، قصه اين آشنايي و موفقيت را بنويسد و براي مطالعه علاقه‌مندان بفرستد.

مطالب مرتبط با برنامه تلويزيوني TRIZ را اينجا مرور نماييد:

به بهانه پخش برنامه آشنايي با TRIZ از شبكه 4 سيما http://problemsolving.blogfa.com/post-75.aspx

شبكه 4 سيما و بالاخره آشنايي با TRIZ در قالب برنامه http://problemsolving.blogfa.com/post-73.aspx

بازخورد تماشاي برنامه آشنايي با TRIZ از شبكه 4 سيما http://problemsolving.blogfa.com/post-135.aspx

نوشته شده توسط  محمود کریمی    سه شنبه 19 مرداد1389ساعت 10:41 AM




انيميشن‌هاي فارسي‌شده TETRIS

پروژه TETRISدر مورد پروژه TETRIS كه خلاصه‌شده عنوان Teaching TRIZ at School است پيشتر دو يادداشت TETRIS: پروژه بين‌المللي آموزش TRIZ در مدرسه و بازخوردهاي معرفي پروژه TETRIS را نوشته‌ام.

هماهنگ‌كننده اين پروژه بين‌المللي در ايتاليا چند روز قبل خبر داد كه اصلاحات نهايي مربوط به نسخه فارسي‌شده انيميشن‌ها انجام شده و علاقه‌مندان فارسي‌زبان‌ مي‌توانند آن را تماشا كنند. دسترسي به اين انيميشن‌ها از طريق اين لينك امكان‌پذير است: http://www.tetris-project.org/ براي تماشاي آن‌ها لازم است بازديدكنندگان در اين وب‌سايت، اطلاعات كلي خود را Register كنند و با Username و ‍Password به بخش TRIZ Animations بروند.

خبر جديد درج شده در وب‌سايت پروژه TETRIS چنين است:

The TRIZ TALES, a series of five animations about TRIZ, are now available in 12 languages (English, French, Italian, German, Latvian, Rumanian, Spanish, Japanese, Korean, Chinese, Farsi, Russian) on the TETRIS web site.

Thanks to the contribution all native speakers!
Register now to watch them all for free!

كار ترجمه هندبوك TETRIS به فارسي آغاز شده و پس از پايان‌پذيرفتن و ويرايش، روي وب‌سايت پروژه TETRIS بارگذاري مي‌شود. هنوز تصميمي براي انتشار نسخه كاغذي آن گرفته نشده است. شايد نسخه فارسي چاپي داشته باشيم و شايد تنها نسخه PDF آن به رايگان در دسترسي علاقه‌مندان قرار گيرد.


نوشته شده توسط  محمود کریمی    شنبه 5 تیر1389ساعت 11:20 AM




اينرسي تفكر: صراحت صورت مساله

فرستنده چنين روايت كرده است:

مردي در مسابقه معروف تلويزيوني اطلاعات عمومي شركت كرد و تلاش داشت جايزه 1 ميليون دلاري آن را ببرد.

پرسش‌ها چنين طرح شدند:

1. جنگ 100 ساله جقدر طول كشيد؟

الف. 116 سال    ب. 99 سال    پ. 100 سال   ت. 150 سال

او در پاسخ به سؤال ترديد دارد.

2. كلاهاي پاناما در چه كشوري توليد مي‌شوند؟

الف. برزيل    ب. شيلي    پ. پاناما    ت. اكوادور

او با خجالت از تماشاگران حاضر در استوديو كمك مي‌خواهد.

3. روس‌ها در چه ماهي انقلاب اكتبر را جشن مي‌گيرند؟

الف. ژانويه    ب. سپتامبر    پ. اكتبر    ت. نوامبر

در پاسخ به سؤال ابهام دارد و نگاهش به حاضران در استوديو است.

4. نام شاه جورج ششم چيست؟

الف. ادر    ب. آلبرت    پ. جورج    ت. مانوئل

شركت‌كننده درخواست مي‌كند يكي از فرصت‌هاي برنامه براي حذف يك پاسخ نادرست به او داده شود.

5. نام جزاير قناري در اقيانوس آرام از كدام حيوان برگرفته شده است؟

الف. قناري    ب. كانگارو    پ. توله‌ سگ    ت. موش

با اين پرسش، او از ادامه مسابقه انصراف مي‌دهد.


براي پاسخ به اين كنجكاوي‌هاي تاريخي اول پاسخ‌ها را مرور مي‌كنيم: 1. جنگ صد ساله، 116 سال طول كشيد (از 1337 تا 1453 ميلادي) 2. كلاه پاناما در اكوادور توليد مي‌شود. 3. انقلاب اكتبر، در ماه نوامبر  جشن گرفته مي‌شود. 4. شاه جورج، آلبرت نام داشته كه پس از رسيدن به مقام پادشاهي، به جورج تغيير نام مي‌دهد. 5. توله سگ. نام لاتين آن Insularia Canaria است.

اين مثال ساده بهانه و نمونه خوبي است براي درك مفهوم اينرسي تفكر. پديده‌اي كاملا عادي كه جريان تفكر خلاق را متوقف مي‌كند. از اين نگاه بديهي است كه جنگ 100 ساله بايد 100 سال طول كشيده باشد. يا نام جورج، جورج باشد! اينرسي تفكر خيلي راحت به ما تحميل مي‌كند كه به جاي فكر كردن به پشت پرده موضوع، آن چه همان اول به نظر مي‌رسد را بپذيريم و بر آن اصرار ورزيم.


نوشته شده توسط  محمود کریمی    جمعه 7 خرداد1389ساعت 7:33 PM




كي به كيه

فرستنده ايميلي كه اين مطلب و عكس آن را برايم فرستاده به نقل از فرستنده اصلي كه در مالزي دانشجوي دكترا است، چنين آورده است:

با تماشاي اين عكس، سال‌ها ذهن دانشمندان مشغول چند پرسش شده است:

1. كدام دانش‌آموز خسته و خواب‌آلوده به نظر مي‌رسد؟

2. كدام‌ها دو قلو هستند؟

3. چند خانم در اين عكس ديده مي‌شوند؟

4. چند نفر از حاضران در تصوير، خوشحال هستند؟

مفهوم اينرسي تفكر در اين تصوير و حل كردن مساله مربوط به هر يك از پرسش‌ها، موضوع جالبي است. شما چه جوابي براي اين 4 سؤال داريد؟

نوشته شده توسط  محمود کریمی    سه شنبه 28 اردیبهشت1389ساعت 4:57 PM




از آب گذشته: 50 سال پيش، يا 50 سال پس

اين داستان را چند سال پيش، يكي از دوستاني كه در ايران معلّم رياضي و داراي مدال نقره جهاني در مسابقات رياضي است، براي دوست ديگري تعريف كرده. كنكاش براي راست يا كج بودن اين روايت، اصل ماجرا را تغيير نمي‌دهد.


يك دانشجو براي ادامه تحصيل و گرفتن دکترا همراه با خانواده اش عازم استراليا شد. آن‌جا پسر كوچکشان را در يک مدرسه استراليايي ثبت نام کردند تا  او هم ادامه تحصيلش را در سيستم آموزش اين کشور تجربه کند.

روز اوّل كه پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسيد: پسرم تعريف كن ببينم امروز در مدرسه چي ياد گرفتي؟

پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سيگار كشيدن به ما گفتند، خانم معلّم برايمان يك كتاب قصّه خواند و يك كاردستي هم درست كرديم.

پدر پرسيد: رياضي و علوم نخوانديد؟ پسر گفت: نه!

روز دوّم دوباره وقتي پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تكرار كرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش كرديم، ياد گرفتيم كه چطور اعتماد به نفسمان را از دست ندهيم، و زنگ آخر هم به كتابخانه رفتيم و به ما ياد دادند كه از كتاب‌هاي آنجا چطور استفاده كنيم.

بعد از چندين روز كه پسر مي‌رفت و مي‌آمد و تعريف مي‌كرد، پدر كم‌كم نگران شد چرا كه مي‌ديد در مدرسه پسرش وقت كمي در  هفته صرف رياضي، فيزيك، علوم، و چيزهايي كه از نظر او درس درست و حسابي بودند مي‌شود.

از آن‌جا كه پدر نگران بود كه پسرش در اين دروس ضعيف رشد كند به پسرش گفت: پسرم از اين به بعد دوشنبه‌ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو رياضي و فيزيك كار كنم. بنابراين پسر دوشنبه‌ها مدرسه نمي‌رفت. دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند كه چرا پسرتان نيامده. گفتند مريض است. دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز يك بهانه‌اي آوردند. بعد از مدّتي مدير مدرسه مشكوك شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت كند.

وقتي پدر به مدرسه رفت باز سعي كرد بهانه بياورد امّا مدير زير بار نمي‌رفت. بالاخره به ناچار حقيقت ماجرا را تعريف كرد. گفت كه نگران پيشرفت تحصيلي پسرش بوده و از اين تعجّب مي‌كند كه چرا در مدارس استراليا اين‌قدر كم درس درست و حسابي مي‌خوانند.

مدير پس از شنيدن حرف‌هاي پدر كمي سكوت كرد و سپس جواب داد: «ما هم ۵۰ سال پيش مثل شما فكر مي كرديم.»

نوشته شده توسط  محمود کریمی    سه شنبه 28 اردیبهشت1389ساعت 1:23 PM




سرعت TRIZ در شرق و غرب

بيست روز پيش، سري به پورتال انجمن TRIZ اروپا (ETRIA) زدم تا ببينيم تازه چه خبر.

وعده برگزاري هفتمين كنفرانس TRIZ آلمان (به زبان آلماني)، برگزاري كنفرانس جهاني TRIZ كره‌جنوبي، اطلاعات جديدي از كنفرانس 2020 انجمن كه در ايتاليا برگزار مي‌شود، ششمين سمپوزيوم سالانه TRIZ ژاپن و ... خلاصه اين كه انگار 2010 سال پر خبري است.

ششمين سمپوزيوم سالانه انجمن تريز ژاپن

در مورد هر كدام از اين رخدادها بعدتر يادداشت‌هايي را خواهيد خواند.

از ميان همه اين خبرها، محتوا و برنامه كنفرانس كره توجه‌برانگيز است:

. Application in Administration Field, Dr. Minho Lee, et al., Korea Institute of Public Administration

. Implementing TRIZ at Samsung Electronics, Jun-Young Lee, TRIZ Promoting Department

. Case of Hyundai-Kia Motor Company, Hongwook Lee, Research Center

. TRIZ Activity in China, Prof. Xinjun Zhao, et al., Northeastern Univ. in China

. Case of Supporting small and medium-sized businesses, Prof. Yongwon Song, Korea Polytechnic Univ.

. “TRIZ Trainning - How to choice good example?“, Youshin Han, Senior Researcher, Samsung Corning Precision Glass

. Creative Invention Edu. At University, Prof. Gilsu Yoon, Pukyong National Univ.

. Global Company and Country Case, Darin Moreira, INTEL Technology (M)

. Global Company and Country Case, SeHo Cheong, Director, Samsung SMD

ياد اين افتادم كه پشت خط مسابقه همه موقعيتي يكسان دارند. بعد از به صدا در آمدن سوت مسابقه و گذشت زمان است كه فاصله‌ها ديده مي‌شود. ما كند مي‌رويم. رييس دانشگاه خوب ما، هنوز ترديد دارد كه آيا TRIZ را رسما در سبد آموزش‌هاي دانشگاه بياورد يا نه! ديگري 1 سال است كه نامه‌هاي مربوط به موضوع را در كارتابلش بالا و پايين مي‌كند و خلاصه قصه ادامه دارد... نگرانم كه اين را هم برويم و از همان كره‌اي‌ها يا چيني‌ها، گران‌تر از آن‌چه بايد بخريم...

جالب است كه دپارتمان ترويج TRIZ در سامسونگ فعال است، دانشگاه‌ها بدان پرداخته‌اند، در امور اداري براي بهبود كارها از اين متدولوژي استفاده مي‌كنند و به اين سوي و آن سوي دنيا سرك مي‌كشند تا ببينند كه چه طور مي‌توان در اين روزگار، از گردونه سرعت عقب نماند.

اميدوارم خم اين كوچه را زود رد كنيم...

نوشته شده توسط  محمود کریمی    پنجشنبه 26 فروردین1389ساعت 11:46 AM




كشيدن يا نكشيدن؛ سوژه‌اي هميشگي

سوژه‌اي مي‌شناسيم هميشگي براي بسياري از گفتگوهاي دوستانه يا خانوادگي. موضوعي آشنا كه گاه نتيجه مي‌دهد و معمولا بي‌نتيجه است: سيگار كشيدن يا نكشيدن.

عده‌اي مشتاق و مدافع اين كارخانه كوچك دودزا هستند و بسياري نكوهش‌گر آن.

تحليل اين تصوير و تفكر خلاق پشت تولد آن برايم جالب است. با تكنيك ايده‌پردازي تمركز موضوعي يا Focal Object مي‌توان به چنين ايده‌هاي ساده، اما تحسين‌برانگيزي رسيد. نوشتن در مورد اين تكنيك طلب بازديدكنندگان اين صفحه، يا سوژه پيشنهادي به ايشان براي جستجو.

فرستنده آن براي شرح عكس آورده كه اين تصوير، برنده جايزه 1 ميليون دلاري مسابقه استعدادهاي ون گوگ در ايتاليا است.

نوشته شده توسط  محمود کریمی    سه شنبه 24 فروردین1389ساعت 10:33 PM




پشت هر مرد بزرگ، زني بزرگ ايستاده است (يا به عكس!)

طنزپردازي، گاهي مفاهيم مختلف را اثرگذارتر در ذهن ما مي‌نشاند. اين قصه كوتاه را خانم مهندسي استدي‌سيفي فرستادند. انتهاي متن دريافتي نوشته شده: برگرفته از کتاب بهترين نکته‌ها و قطعه‌ها.

توماس هيلر، مدير اجرايي شرکت بيمه عمر ماساچوست، ميو چوال و همسرش در بزرگراهي بين ايالتي در حال رانندگي بودند که او متوجه شد بنزين اتومبيلش کم است. هيلر به خروجي بعدي پيچيد و از بزرگراه خارج شد و خيلي زود يک پمپ بنزين مخروبه که فقط يک پمپ داشت پيدا کرد. او از تنها متصدي آن‌جا خواست باک بنزين را پر و روغن اتومبيل را بازرسي کند. بعد براي رفع خستگي پاهايش، به قدم زدن در اطراف پمپ بنزين پرداخت.

هنگامي که به سوي اتومبيل خود باز مي‌گشت، ديد که متصدي پمپ‌بنزين و همسرش گرم گفتگو هستند. وقتي به داخل اتومبيل برگشت، ديد که متصدي پمپ‌بنزين دست تکان مي‌دهد و شنيد که مي‌گويد: «گپ به ياد ماندني بود»!

پس از خروج از جايگاه، هيلر از زنش پرسيد که آيا آن مرد را از پيش مي‌شناخت يا همان‌جا با هم آشنا شدند؟ او بي‌درنگ پاسخ داد که مرد را از قبل مي‌شناسد. و ادامه داد كه آن دو در دوران تحصيل به يک دبيرستان مي‌رفتند و يک سال هم با هم نامزد بوده‌اند.

هيلر با لحني آکنده از غرور گفت: «هي خانم! شانس آوردي که من پيدا شدم. اگر با او ازدواج مي‌کردي به جاي زن مديرکل، حالا همسر يک کارگر پمپ‌بنزين بودي.»

و زن پاسخ داد: «عزيزم! اگر من با او ازدواج مي‌کردم، حالا او مديرکل بود و تو کارگر پمپ‌بنزين!»

نوشته شده توسط  محمود کریمی    سه شنبه 11 اسفند1388ساعت 3:1 PM




از نگاه Nikolai Khomenko

نيكولاي خومنكو، يكي از نزديكتر‌ين شاگردان آلتشولر (مبدع TRIZ) است. او به گمان بسياري از متخصصان TRIZ از بهترين‌هاي امروز دنيا است. دكتر كاوالوچي در بازديدي كه فرودين 1387 از دانشگاه استراسبورگ داشتم، مي‌گفت: Not only he is brilliant himself, but also his mind is brilliant too. اين يادداشت از دوشنبه 18 ژانويه 2010 روي وبلاگ OTSM-TRIZ for Sustainable Innovation اوست. عكسي كه مي‌بينيد در آخرين سفر او به ايران، در يكي از رستوران‌هاي دركه تهران گرفته شده.

TRIZ based software and semantic

نيكولاي خومنكو Nikolai KhomenkoI believe that Semantic approach that is used by Invention Machine Corporation is not restricted by the direct link from functional diagram to data base of solutions as some people believe. The point is that there is not data base of solutions. Computer 'read and understand' texts
 in the deep Internet. Then select appropriate ones for you according query for search for relevant information. This is a semantic part.
TRIZ part in modern IMC software belong to preliminary superficial analysis of the problematic situation and proposed some more or less typical TRIZ solution.

Then integration between TRIZ and Semantics used to create query for search trough various text storages. Tnen IMC software looking for existing solutions, described in the various texts in several languages. This is the important point! Without semantic approach it can not be done effectively, I believe.
So it is not just data base.

Semantic approach open new era on TRIZ typical solution technologies evolution. It can be used also for searching analogy between technical problems and biological or botany solution. But I am not sure if IMC is working on this point. It is idea of Professor Li Shu from University of Toronto.

IMC software up to now is not dedicated to deal with non-typical, so called creative problems, but just help find particular application for general TRIZ typical solutions in the context of the initial problematic situation. Those solution were already used some where or in other domains. It is very-very useful and can be used by TRIZ professionals as a support tool for solving non typical problems.

May be some of IMC members who read this blog can say something more about roles of TRIZ and Semantic Analysis in Gold Fire Innovator software?" Your comments are more than welcome.

Source: http://otsm-triz-sustainable-innovation.blogspot.com/2010/01/triz-based-software-and-semantic.html

نوشته شده توسط  محمود کریمی    پنجشنبه 6 اسفند1388ساعت 12:34 PM




نان نيم‌كيسه‌اي و ابزار چندپنجره‌اي

من هنوز دبيرستان مي‌رفتم و مجيد دانشجو بود. معماري مي‌خواند در دانشگاه بين‌المللي امام خميني. همان سال‌هاي اول كه قزوين مي‌رفت و پيش از آن كه مدام تهران دانشجوي مهمان باشد هم كمتر آن‌جا مي‌ماند. صبح كله سحر مي‌رفت قزوين و ديروقت شب برمي‌گشت. در اين رفت و آمدها، گاه با خود نان قزويني مي‌آورد. نان‌هاي گردي كه در كيسه‌هاي زرد رنگ بسته‌بندي مي‌شدند. اين نان‌ها در خانه ما با استقبال همراه شدند. گاه از سر خودخواهي ترجيح مي‌داديم مجيد برود قزوين تا ما نان آن‌جوري داشته باشيم.

نان خريدن در روزگار امروز، بيشتر به سوپري‌هاي سر كوچه ختم مي‌شود، تا نانوايي. البته، من هنوز هم دوست دارم گاه و بي‌گاه تجربه صف ايستادن و نان داغ و تازه گرفتن را تكرار كردم. مثل روزهاي درس و مدرسه و پيش از عائله‌مندي! ولي نان خريدن از سر راه، بيشتر روزها برنده است.

سوپر تك ته آن كوچه است و سر كوچه پاييني هم آن ديگري. جوان پشت دخل سوپر تك، مهربان و خوشروتر است. نان قزويني هم هر روز مي‌آورد. از بانك ملي هم يك دستگاه كارت‌خوان گرفته كه كار مشتري را معمولا راحت‌تر مي‌كند. البته خريد با اين دستگاه‌هاي Pos معمولا خرج آدم را بيشتر مي‌كند. پول كه مي‌دهي، مي‌شماري، اينجا چند كليد را مي‌زني و نمي‌فهمي كه دقيقا چقدر جيبت را خالي كرده‌اي.

چند ماه قبل كه نان قزويني مي‌خريديم، كيسه‌ تا شده بود. يعني اول نان مي‌رفت در كيسه و دوم، تا مي‌شد تا راحت‌تر جابه‌جا شود. دو سه ماهي است كه تغييري در بسته‌بندي رخ داده. تغييري ساده و جالب. كيسه را باز مي‌كني، نان تا شده را بايد از آن بيرون بياوري. يعني، اول نان را تا مي‌كنند و دوم آن را در كيسه مي‌گذارند. جالب اين است كه كيسه‌ها اندازه‌اي نصف قبل دارند.

ياد ابزار تفكر چند پنجره‌اي افتادم. ابزاري ساده كه در TRIZ زياد استفاده مي‌شود. مساله را در طول زمان به سه بازه گذشته، حال ‌و آينده مي‌برد. سوژه مساله كه مي‌تواند نان‌ كيسه‌اي ما باشد را هم در سه سطح سوپرسيستم (يا بالادست و چيزهاي بيرون از مساله)، سيستم (يا خود محصول) و زيرسيستم (يا پايين‌دست و اجزا) مي‌نگرد. شكل ساده آن مي‌شود يك صفحه شطرنج يا جدول 9 خانه (3 در 3). مثل اين نمونه كه ژاپني‌ها از آن استفاده مي‌كنند:

شكل‌ها و آيكون‌هايي كه گوشه راست بالاي هر خانه كشيده‌اند شرحي است بر اين كه هر خانه براي چه منظوري وجود دارد. بهتر است اول با خانه مركزي جدول آشنا شويم: سيستم در وضع موجود. رديف وسط براي سيستم است. رديف بالا كلا به ابرسيستم اختصاص دارد. رديف كف هم به زيرسيستم مي‌پردازد. ستون چپ، گذشته است و ستون وسط حال و ستون راستي، آينده.

نان‌ كيسه‌اي توي سوپرتك، سيستم است در زمان حال. نان كيسه‌اي از زمان توي تنور رفتن تا رسيدن به فروشگاه، در گذشته سيستم است. وقتي به خانه ما مي‌آيد و مثل ديشب كنار كوكوسبزي مي‌نشيند، آينده سيستم است. كيسه و نان دو جزء سيستم هستند كه هر كدام خود گذشته و آينده‌اي دارند. در ابرسيستم هم خانه ما و من و شما قرار مي‌گيرد. كشف اين كه چه چيزي را چرا بايد از كجاي كار تغيير دهيم با اين ابزار بسيار ساده‌تر از شيوه‌هاي ديگر صورت مي‌گيرد.

من مساله نان قزويني را اين طور ديدم كه با نگاهي به آينده سيستم، يعني شرايط استفاده از محصول سر سفره غذا، تغييري در زيرسيستم يعني اجزاي آن ايجاد كردند. نمي‌دانم چند تا كيسه در روز توليد مي‌كنند و چقدر پول مي‌دهند، اما حالا كه كيسه نصف صرف مي‌شود و طبيعت هم كمتر بد و بيراه نثارمان مي‌كند، بايد اين بهبود را شاكر باشيم و قدردان.

از قزويني‌ها كه بگذريم، اين ژاپني‌ها استاد ساده كردن و استفاده مدام از ابزارهاي كاربردي هستند. مي‌گيرند، با زندگي و فرهنگ خود سازگارش مي‌كنند، بعد همه دنيا از آن‌ها ايده مي‌گيرند يا همان را مي‌خرند.

نوشته شده توسط  محمود کریمی    جمعه 30 بهمن1388ساعت 2:45 PM




يادگار سفر فرنگي

قصه‌‌اي از يك سفر فرنگي دارم كه براي خودم جالب است. دست كم بخشي از آن سفر اين طور به يادماندني شد!

از تهران بليت رفت و برگشت تهران ـ آمستردام ـ فرانكفورت ـ تهران داشتم. فرودين 1387 بود. بليت را در كاوري به من دادند و گفتند حتما 72 ساعت قبل از پرواز آن را بايد در دفتر فروش فرانكفورت Confirm كني، اگر نه ممكن است صندلي‌ات به كس ديگري فروخته شود. قبل از ترك آمستردام، به كاور كه شماره تلفن دفترهاي فروش در سراسر دنيا روي آن درج شده بود، مراجعه كردم. هيچ شماره كد بين شهري و پيش‌شماره كشوري روي آن درج نشده بود. مسافر محترم ـ كه هميشه برايش اقامتي خوش و پروازي به ياد ماندني آرزو مي‌شود ـ بايد خودش حدس مي‌زد كه مثلا كد آلمان چند است و كد فرانكفورت كدام.

حالا اين دو را يافتم و شماره مي‌گرفتم. اشغال بود. 1 روز كاري و در فاصله‌هاي كوتاه مدام شماره مي‌گرفتم، باز هم اشغال بود. شنبه بود و من بايد يك‌شنبه از آمستردام به بروكسل و ايپر در بلژيك مي‌رفتم و دوشنبه جلسه‌ها و كار و غروب از همان‌جا راهي استراسبورگ فرانسه مي‌شدم و سه‌شنبه هم به تهران بازمي‌گشتم.

از اين همه اشغالي به شماره تلفن شك كردم. وسط خيابان لپ‌تاپ را باز كردم و از يكي از شبكه‌هاي بدون سيم پرسرعت (خيلي پرسرعت) به اينترنت و سراغ وب‌سايت ايران‌اير رفتم. شعبه فرانكفورت را پيدا كردم و ديدم شماره تلفن چيز ديگري است! در حقيقت 2 رقم آن روي كاور جابه‌جا چاپ شده بود.

شماره درست را گرفتم و گفتند كه ما فلان روز تا فلان روز كار مي‌كنيم و از اين ساعت تا اين ساعت و خلاصه آن ساعت ديگر كسي نبود كه پاسخم دهد. ايميلي زدم به مدير دفتر فروش فرانكفورت تا شايد خودم را نجات داده باشم. البته هيچ اميدي به جدي گرفته شدن نداشتم!

سر آخر اين قصه ادامه يافت تا از دانشگاه استراسبورگ زنگ زدم و شنيدم كه شانس آورديد طبق روال  اداري ليست را نبستيم، اگر نه صندلي شما كنسل مي‌شد! ايميلي چك نشده بود و شانس مرا در ليست قرار داد.

آن كاور در تيراژ چندين هزار، به دست هزاران مسافر داده مي‌شود، بدون كد، بدون پيش‌شماره ... البته سفر و تيم پروازي خيلي خوب بودند. قصه كاور را براي مديرعامل وقت و مديران ارشد ايرلاين محبوبمان هم حضورا نقل كردم. به گمانم بيشتر برايشان قصه جالبي بود. آن كاور، يادگار مهمي است از آن سفر!

نوشته شده توسط  محمود کریمی    شنبه 12 دی1388ساعت 9:8 AM




ديكته در سفري ايمن

با اولين پرواز صبح، از تهران به بندرعباس مي‌رفتم تا براي سخنراني‌ام در جمع اعضاي انجمن‌هاي دوستي با كودكان به حاضران هتل هرمز ملحق شوم. وقت پذيرايي كه شد، دستم را به سوي زبانه نگهدارنده ميز غذا از پشتي صندلي جلويي بردم. نگاهم به برچسب‌ها رفت و متعجب به فكر فرو رفتم! اول به حافظه خودم ترديد كردم. براي رفع ترديد به صندلي ديگري چشم دوختم. آن چه ديدم را شما هم مي‌بينيد:

صندلي پرواز

آن چه مرا به درنگ برد واژه FLOTATION چاپ شده روي برچسب هشداردهنده صندلي بود. مشخص بود كه در ترميم‌ها و بازسازي‌ها اين برچسب را چاپ كرده‌اند.

اين هم تصويري است كه در صندلي ديگر ديدم:

صندلي پرواز و برچسب آن

شكر خدا اينجا درست بود: FLOATATION

فكر كردم اگر مسافري خارجي سوار هواپيما شود يا دانش‌آموزي كه در حال زبان‌آموزي است چه در ذهن مي‌گذراند.

موقع پياده شدن، آخرين نفر بودم و با دو مهمانداري كه نزديكم بودند (يك خانم و يك آقا) طرح مساله كردم: «اگه ممكنه يه نگاهي به اينجا بيندازيد، جالبه!» آمدند و كمي نگاه كردند و گفتند و بعد متعجب پرسيدند: «خب! مگه چيه؟» گفتم: «اين برچسب را مي‌گويم.» و شنيدم مگه اشكالي داره. گفتم: «نه ممنون!» بعد به خيلي چيزها و شعارهاي خطوط هوايي، مسؤوليت‌هايشان و ... فكر كردم.

نوشته شده توسط  محمود کریمی    پنجشنبه 3 دی1388ساعت 6:10 PM




محصولي جديد و كاربردي از CREAX براي نوآوران

دانش بشري مدام چند برابر مي‌شود. انسان‌ها نوجو هستند و تلاش‌هاي آن‌ها براي حل مساله و كشف نيازهاي همنوعان خود منجر به نوآوري مي‌شود. در مسير كشف مساله، ايده‌پردازي، يافتن راه‌حل‌هاي جديد، اختراع و دستيابي به نوآوري حكايت‌هاي شنيدني بسياري وجود دارند.

يكي از دغدغه‌هاي مهم بسياري از مديران و نوآوران به ويژه‌ طراحان و مديران توسعه كسب و كار، دانستن اين كه «ديگران تا به امروز چه كرده‌اند؟» است. در بازديدي كه فروردين سال گذشته از CREAX داشتم، با محصول تازه‌اي از اين شركت بلژيكي آشنا شدم كه آن موقع Patent Analysis ناميده مي‌شد. اين نرم‌افزار، بر اساس زمينه كاري و درخواست شما (مثلا تاير جديد) پتنت‌ها را مي‌جوريد و در زيرشاخه‌هاي مرتبط (مواد اوليه، تكنولوژي، بازار، سرمايه‌گذاري‌ها، فرايندها و ...) نمودارهاي معناداري استخراج مي‌كرد كه به استناد آن، شما مي‌توانيد تصميم بسازيد و تصميم بگيريد. حالا نرم‌افزار webbase هم شده و معرفي‌اش كرده‌اند:

® Creation Suite

CREAX launches Creation Suite®

The CREAX Creation Suite® is a web-based tool that allows you to generate competitive intelligence and product innovation reports quickly and easily. The results are based on patent information and can be used to gain competitive insights, discover trends within domains, benefit from an Open Innovation platform and systematize your brainstorms more effectively.

The tool acts as a checklist for new ideas, bringing the essence of the CREAX methodology.

مديريت دانش و ابزارهاي فناوري اطلاعات كمك شاياني در تحقق يافتن نشدني‌ها مي‌كند.

با توجه به تفاهم‌ همكاري و ارتباط سازماني برقرار با CREAX مؤسسه مطالعات نوآوري و فناوري ايران، اين محصول را با خدمات قابل ارايه در ايران به جامعه علمي و فني كشورمان ارايه خواهد كرد.

نوشته شده توسط  محمود کریمی    جمعه 27 آذر1388ساعت 6:26 PM




به كافه TRIZ خوش آمديد

ايده كافه TRIZ را والري سوشكف طرح كرد: http://www.xtriz.com/trizcafe.htm

كافه TRIZ ايده‌اي از Valeri SouchkovTRIZ Café Networking Meeting

14:00-20:00, June 17, 2009
Hotel Golden Tulip
Amersfoort, Netherlands

Would you like to learn about the latest TRIZ and xTRIZ tools and updates? To meet other TRIZ and Systematic Innovation professionals, practitioners and enthusiasts? To discuss and share your ideas and experiences about TRIZ and Systematic Innovation in informal environment? Or to learn what TRIZ is and how it can be used? If you live or stay in the Netherlands or nearby, then TRIZ Café might be the right place to visit for you.

During the meeting we plan to discuss various subjects: TRIZ for technology, TRIZ for business, TRIZ for education and general creativity development. We also plan to let everyone speak in front of the participants who is willing to present his/her message related to TRIZ: news, experiences, difficulties, etc.

We plan to hold our next meeting on Wednesday, June 17, 2009 in Amersfoort, the Netherlands, from 14:00 till 20:00. The exact location will be defined as soon as we know how many participants and from where will visit the event. The meeting will involve both presentations by the participants and free-format discussions. Would you like to make a short presentation of your TRIZ story to the entire audience? Please let us know!

A preliminary agenda:

13:50-14:20: Coffee/tea, gathering
14:20-15:00: TRIZ Today by Valeri Souchkov
15:00-17:00: Presentations by the participants
17:00-18:30: Discussion clusters in a "knowledge cafe" format
18:30-20:00: Free discussions and networking

We will adjust the agenda according to the participants proposals. A more detailed program will be mailed to the participants before the event takes place.

The cost of participation is Euro 59,50- (including 19% VAT/BTW). It includes coffee/tea, refreshment drinks, additional materials. If you would like to visit the event or interested, please let us know as soon as possible by filling the form below. We hope to see you at the TRIZ Café!

نوشته شده توسط  محمود کریمی    شنبه 14 آذر1388ساعت 12:26 PM




خبرآنلاين: خط‌هايي براي درست كشيدن

لوگوي خبرآنلاينيادداشتي كه يك‌شنبه 20 مهر  1388با نگاه به برگزاري سومين جشنواره رسانه‌هاي ديجيتال در روزنامه خبر چاپ شد و در خبرآنلاين هم انتشار يافت را مي‌خوانيد. عنوان اين يادداشت در نسخه چاپي (صفحه 6) خط‌هايي براي درست كشيدن است.

نمايشگاه را استاندارد بررسي كنيم

فناوري> ـ محمود کریمی

جشنواره رسانه‌های دیجیتال با اطلاع‌رسانی گسترده برگزار شد. می‌توان آن را با دلیل‌های منطقی و ارائه آمار و گزارش عملکرد موفق و بی‌نظیر شناساند. می‌توان آن را با استدلال و برهان و با استناد به عدد و رقم‌هایی دیگر ناکام ارزیابی کرد. این مسئله منحصر به این جشنواره و این مرز و بوم نیست. برای خروج از آن چه «خودگویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی» می‌شناسیمش دنیا راه‌حل‌هایی مانند استناد به ارزیاب بی‌طرف و حرفه‌ای را تجربه کرده است.

ارزیابی حرفه‌ای و قضاوت عادلانه و کارشناسانه با پشتوانه‌های آن‌ محک می‌خورد و معتبر می‌شود. تعریف و طراحی مدل، سیستم و سازوکارهای ارزیابی، مدل شایستگی‌ ارزیابان، پیشینه ایشان و سنجه‌ها و خط‌کش‌هایی که کیفیت و کمیت کار را با آن اندازه‌گیری می‌کنند. نمونه‌های مثال‌زدنی کم نیستند: ممیزی‌های استانداردهای سری ایزو، ارزیابی‌های مدل تعالی سازمانی EFQM مثال‌های شناخته ‌شده‌ای برای ما به شمار می‌آیند.

در دنیای امروز، کمتر حوزه‌ای از کار حرفه‌ای به ویژه در زمینه‌هایی که با جان یا مال مردم سر و کار جدی دارد در خصوص ارزیابی‌های کارشناسانه بایر مانده است. کاسبی‌های خوبی هم در این ارتباط دایر شده‌اند. سازمان‌ها یا افراد پز داشتن مدرک و اعتبار و تأیید از سوی مراجعی را می‌دهند که خودش سرچشمه اعتبار چندانی ندارد. وقتی می‌گویند ما برترین هستیم، خوب است بگویند در میان چه گزینه‌هایی و به استناد کدام ارزیابی.

برای ارزیابی جشنواره‌ای با گستره بین‌المللی، در دنیای دیجیتال و در حوزه رسانه‌ها و برگزاری نمایشگاهی پیوند خورده با آن، چه راهکارهایی پیش روی داریم؟ اگر تنها بخواهیم در نبود ساز و کار ارزیابی حرفه‌ای و کارشناسانه با رعایت اصل بی‌طرفی، تلاشی کمتر زیر سؤال انجام دهیم، خوب است چند شاخص بسازیم. شاخص‌هایی که ذی‌نفعان و منتقدان بتوانند برای بهبود اوضاع به آن اعتماد کنند. شاخص‌هایی که تنها عملکرد برگزارکنندگان را محک نزند، بلکه شرکت‌کنندگان و بازدیدکنندگان را هم خطاب قرار دهد.

با این نگاه می‌توان به اجمال بین چنین عددهایی در پی معنا گشت:
*مقایسه تعداد برگه‌ها و آگهی‌های توزیع شده در سطح نمایشگاه، با تعداد برگه‌های رها شده روی زمین و سطل‌های زباله.
*سرعت گام برداشتن بازدیدکنندگان و تعداد مکث‌های ایشان مقابل غرفه‌های نمایشگاهی
*مدت زمان تعامل غرفه‌داران با بازدیدکنندگان خود و تعداد پرسش‌های پاسخ داده شده
*تعداد نسخه‌های فروش رفته از محصولات موجود در نمایشگاه بدون یارانه‌های در نظر گرفته شده
*ایده‌های جدید صاحبان کالا و خدمات برای تولید محصولات جدید، بر اساس بازخوردهای بازدیدکنندگان
*شمارش تعداد قضاوت «به آمدنش می‌ارزید» غرفه‌داران و بازدیدکنندگان، به تفکیک
*محاسبه تراکم بازدیدکنندگان از غرفه‌های مختلف موضوعی مانند بازی‌ها، کپی نرم‌افزارهای خارجی، ترویج آموزه‌های دینی، پویانمایی (کارتون و انیمیشن)، ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی، غرفه‌های خارجی و...

ترجیح می‌دهم نه در پی اثبات باشیم و نه نفی. از تردیدهای پشت پرده چه می‌گذرد و چرا باید ادعای بین‌المللی داشته باشیم و از نظیر این‌ها نیز بگذریم. اگر بتوان شاخص‌های درستی تعریف کرد و اندازه‌گیری آن‌ها را نیز به درستی انجام داد، بی‌تردید یافتن راهکارهای بهبود جشنواره در سال‌های آتی آن بسیار ساده‌تر از سلیقه‌ای فکر کردن و بودجه هزینه کردن است.

بدون داشتن خط‌کش‌های درست و یافتن وضع موجود روی آن‌ها، تنها در دور سعی و خطا و تصمیم‌های سلیقه‌ای می‌گردیم. فرهنگ‌سازی با لایه‌های پیچیده خود، نیازمند کار فکر شده است و نمی‌توان به سادگی و با شعار نسخه‌های فرهنگی درمانگر پیچید. نه مسئولان برگزاری این جشنواره می‌توانند ادعای دانای کل بودن داشته باشند و نه شایسته است همه بار را بر دوش ایشان سوار دید و همراهی نکرد.

  • کد خبر: 19939 زمان انتشار: یکشنبه 19 مهر 1388 - 18:45:06
  • دسترسي به نسخه خبرآنلاين: http://www.khabaronline.ir/news-19939.aspx
  • نوشته شده توسط  محمود کریمی    دوشنبه 20 مهر1388ساعت 4:39 PM




    بازخورد تماشای برنامه TRIZ شبكه 4

    آرم شبكه 4 سيماگفتگو كردن در مورد كار و زمينه تخصصي براي جمع دوستان و گاه اعضاي خانواده پيش مي‌آيد. در مورد موجود عجيب و ناشناخته TRIZ هم ما بسيار مورد پرسش قرار گرفته‌ايم. گاهي دوستان نزديك‌ترم به شوخي مي‌گفتند اين كه مردم را با آن سر كار مي‌گذاريد، چيست؟ و بعد ايده‌هاي مختلف و فانتزي حين سفر يا مهماني را به TRIZ نسبت مي‌دادند. ... اين‌ها گذشت تا برنامه‌هاي توليد شده براي آشنا كردن مردم با TRIZ سال 1386 از شبكه 4 سيما پخش شد.

    قسمت دوم يا سوم كه پخش شد، مجيد زنگ زد و چيز جالبي گفت. مهندس مجيد خان ما، مدير فناوري اطلاعات يكي از شركت‌هاي صنعتي بزرگ است (آن زمان بود). گفت كه چطور با همين چيزهايي كه در برنامه ديده و شنيده توانسته صرفه‌جويي كلاني در شركت كند. از او خواهش كردم ماجرا را بنويسد و نوشت.

    «مساله ما در شركت برقراري ارتباط بين 4 ساختمان مجموعه كارخانجات يكي از مشتريانمان بود. مجموع فاصله‌ها 700 متر و تعداد كامپيوترها 100 دستگاه هستند. توصيه شركت مهندسي مشاور اتصال هر 4 ساختمان با استفاده از فيبر نوري و شبكه داخلي CAT6 با هزينه‌اي حدود 150 ميليون تومان بود.

    با ديدن برنامه و جدي‌ گرفتن اين كه شايد راه ديگري هم وجود داشته باشد. به مفهوم كاركرد فكر كردم و راه‌حل جديدي يافتم: ساختمان جديدي بسازيم و شبكه داخلي CAT6 را در آن مستقر كنيم. فايده‌هاي اين طرح جديد از اين قرارند: ارتباط فيزيكي نزديك‌تر، نگهداري شبكه با هزينه كمتر، پايين‌تر بودن هزينه‌هاي اداري، آزاد شدن فضاي 4 ساختمان، استفاده از امكانات تاسيساتي جديد در محل ساختمان نوساز»

    مجيد مشتري TRIZ شد، چون مساله‌اي داشت و برايش به كمك مفاهيم ساده دانش نوآوري نظام‌يافته راه‌حل يافت. اين راه‌حل صرفه مالي خوبي در پي داشت. حالا در يكي از دور هم نشستن‌ها بچه‌ها در مورد TRIZ بپرسند مي‌توانم از مجيد خواهش كنم كه برايشان نمونه بياورد.

    گاهي شوخي‌هاي ما جدي مي‌شوند و گاهي برنامه‌هاي تلويزيوني در كارهاي جدي ما اثر مي‌گذارند. مرز شوخي و جدي به اندازه لبخند زدن به فكرهاي موجود و تولد انديشه‌هاي جديد است.

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 1:58 PM




    اينرسي تفكر: سفر سه نفره تنها با 1 بليط!

    ۳ تاجر مسن و ۳ جوان فرنگي براي شركت در نمايشگاهي هم مسير بودند. در ايستگاه قطار  تاجرها هر كدام ۱بليط خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه هر ۳ جوان مشتركا فقط ۱بليط خريد كردند!

    يكي از تاجرها گفت: چطور است كه شما ۳نفري با يك بليط مسافرت مي‌كنيد؟ يكي از جوان‌ها پاسخ داد: صبر كن تا خودت ببيني. همه سوار قطار شدند. تاجرها روي صندلي‌هاي شماره‌دار خود نشستند. اما جوان‌هابا هم به يكي از سرويس‌هاي بهداشتي رفتند و در را روي خودشان قفل كردند.

    بعد، مامور كنترل قطار آمد و بليط‌ها را كنترل كرد. در حين گذر از واگن‌ها، به سرويس بهداشتي رسيد و در را زد و گفت: بليط، لطفا! در توالت باز شد و از لاي در يك بليط بيرون آمد. مامور قطار بليط را نگاه كرد و به راهش ادامه داد.
    تاجرها كه اين صحنه را ديدند، اين ترفند هوشمندانه را تحسين كردند. بعد از نمايشگاه، تاجرها تصميم گرفتند در راه بازگشت همان كار جوان‌ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس‌انداز كنند.
    وقتي به ايستگاه رسيدند، ۳ تاجر ۱بليط مشترك خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه ۳ جوان همراهشان، هيچ بليطي خريداري نكردند! يكي از تجار پرسيد: چطور مي‌خواهيد بدون بليط سفر كنيد؟ يكي از جوان‌ها جواب داد: صبر كن تا نشانت دهيم.

    درنگ: براي اين كه اينرسي تفكرتان را محك بزنيد، تلاش كنيد تا ادامه ماجرا را پيش‌بيني نماييد ... و اگر نه به خواندن اين صفحه ادامه دهيد. 

    ۳ تاجر و ۳ جوان سوار قطار شدند، نجار با هم به سرويس بهداشتي رفتند و ۳ جوان هم توالت كناري را انتخاب كردند و مثل قبل با هم داخل شدند ... و قطار حركت كرد.

    چند لحظه پس از حركت قطار يكي از جوان‌ها از سرويس بهداشتي بيرون آمد و رفت جلوي توالت تجار. چند ضربه به در زد و گفت: بليط، لطفا!

    اين داستان را مريم فرحبخش برايم فرستاد. از او ممنونم. به جاي دو گروه نام اهالي دو كشور ذكر شده بود كه براي پرهيز از شبهه آن را دستكاري كردم.

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 8:30 PM




    تعریف مساله: مادر و شتر یا شتر و مادر!

    آوردهاند روزی میان یک ماده‌شتر و فرزندش گفت و گویی به اين شرح صورت گرفت:
    بچه شتر: مادر جان چند سوال برام پیش آمده است. آیا میتوانم از شما بپرسم؟
    شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
    بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
    شتر مادر: خب پسرم، ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره میکنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمیشود بتوانیم دوام بیاوریم.
    بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟
    شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است.
    بچه شتر: چرا مژههای بلند و زخیم داریم؟ بعضی وقتها مژهها جلوی دید من را میگیرد.
    شتر مادر: پسرم این مژههای بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشمهاي ما را در مقابل باد و شنهای بیابان محافظت میکنند.
    بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژههایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شنهای بیابان است... .
    بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم...
    شتر مادر: بپرس عزیزم!
    بچه شتر: مادر جان! پس ما در این باغ وحش چه غلطی میکنیم؟
    نتيجه‌گيري: مهارت‌ها، دانش و توانايي‌ها و تجربه‌ها تنها زماني ثمربخش هستند كه ما در جايگاه واقعي خود باشيم. پس: لازم است مدام از خود بپرسيم «من كجا هستم؟ و اينجا چه مي‌كنم»
     
    روايت بالا را از گرگان دريافت كردم.  «احمد» را با مرور اين روايت به ياد مي‌آورم و هواي طبيعت زيبا و آب و هواي خوش بهاري آن‌جا را بغض مي‌كنم.

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 2:54 PM




    IFR و ايده‌آل نهايي: حكايت تاجر و روستايي

    اين قصه زيبا و پندآموز را از خانم مهندس استدي سيفي دريافت كردم. در خواندنش با هم شريك شويم.

    يك تاجر آمريكايى نزديك روستايي در مكزيك ايستاده بود. از كنار او يك قايق كوچك ماهيگيرى گذر كرد و تاجر ديد كه چند ماهي در قايق است!
    از قايقران مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند ماهي را صيد كني؟
    روستايي مكزيكى: مدت خيلى كمى!
    تاجر: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا ماهي بيشتري گيرت آيد؟
    روستايي: چون همين تعداد هم براى سير كردن خانواده‌ام كافي است!
    تاجر: اما بقيه وقت تو آزاد است و مي‌تواني بيشتر كار كني. بقيه روز را چه مي‌كنى؟
    روستايي: تا دير وقت مي‌خوابم. كمي ماهيگيرى مي‌كنم. با بچه‌هايم سرگرم بازى مي‌شويم. با هسرم بگو بخند مي‌كنيم و مرور خاطرات و بعد هم به دهكده مي‌روم و گشت و گذاري و ديدن دوست و رفيقي. گاهي هم با اهل ده مي‌نشينيم به گيتار زدن و خوشگذراندن! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى!
    تاجر: من در هاروارد درس خواند‌ه‌ام و مي‌توانم به تو كمك كنم! اميدوارم بداني اين دانشگاه بزرگ چقدر اهميت دارد. تو بايد بيشتر ماهيگيرى كنى! آن‌وقت مي‌توانى با درآمد اين كار قايقي بزرگتر بخرى! و با درآمد آن هم چند قايق بيشتر. تا چند سال بعد حتما چندين قايق ماهيگيري خواهي داشت.
    روستايي: خب! بعد چه مي‌شود؟
    تاجر: به جاى اين كه ماهى‌ها را به واسطه‌ها و دلال‌ها بفروشى، آن‌ها را مستقيما در شبكه توزيع خودت به مشترى‌ها مي‌رساني و كسب و كار پر رونقي خواهي داشت... بعد به راه‌اندازي يك كارخانه فكر مي‌كني و مشغول نظارت بر توليدات آن خواهي بود.... اين دهكده كوچك را هم ترك مي‌كنى و مقصد تو مكزيكو سيتى مي‌شود! بعد از مكزيكوسيتي هم راهي لس آنجلس مي‌شوي! و از آن جا هم نيويورك ... آن‌جا كه برسي مي‌تواني دست به كارهاى مهم‌تر هم بزني ...
    روستايي: اما آقا! اين كار چقدر طول مي‌كشد؟
    تاجر: مطمئن باش كه يك شبه اتفاق نمي‌افتد. پانزده تا بيست سال بايد سخت كار كني!
    روستايي: و بعدش چه آقا؟
    تاجر: بهترين قسمت ماجرا همين‌ جا است! در شرايط رونق كار و بارت، مي‌روى و سهام شركتت را به قيمت خيلى بالا مي‌فروشى! اين كار ميليون‌ها دلار برايت عايدى دارد!
    روستايي: ميليون‌ها دلار!! خب بعدش چى؟
    تاجر: آن وقت بازنشسته كه شدي! مي‌روى به يك دهكده ساحلى كوچك! جايى كه مي‌توانى تا دير وقت بخوابى! كمي ماهيگيرى كنى! با بچه‌هاي خودت همبازي شوي و در كنار همسرت خوش بگذراني! مي‌روي به دهكده و تا دير وقت با دوستانت گيتار مي‌زنيد و خوش خواهي بود.!!

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 11:20 AM




    يارهاي مهربان از خانواده TRIZ (كتاب‌ها)

    «براي مطالعه بيشتر چه منابعي را معرفي مي‌كنيد؟»

    اين سؤال را معمولا در دوره‌هاي آموزشي و نشست‌هايي كه به بهانه TRIZ برگزار مي‌شود، در ميانه و پايان بحث مي‌شنويم. در كنار جستجوهاي شخصي علاقه‌مندان در دنياي وب و احترام به يافته‌هاي ايشان، مي‌شود مراجعه به اين فهرست‌ها را پيشنهاد كرد:

    1. كتاب‌هايي كه نسخه فارسي دارند (ترجمه، گردآوري يا تاليف) و در وب‌سايت انجمن TRIZ اروپا معرفي شده‌اند: http://www.etria.net/Farsi.pdf (اين فهرست هم در نمايشگر وب شما ديده مي‌شود و هم قابل دانلود است.)

    2. در كنار اين فهرست با مراجعه به وب‌سايت ETRIA (انجمن TRIZ اروپا) كتاب‌هاي منتشر شده به زبان‌هاي ديگر هم قابل مشاهده است. روي همين نوشته كليك كنيد تا فهرست ديده شود.

    3. اين فهرست هم نسخه قديمي‌تر اما نسبتا كاملي است از بسياري كتاب‌هاي TRIZ كه در سراسر دنيا امكان نشر يافته‌اند. به‌روز شده اين فهرست را بايد در سايت انجمن TRIZ اروپا يافت. ليست را اينجا مي‌توان يافت: http://www.etria.net/TRIZ_books_2007.pdf (در زمان انتشار اين ليست، كتاب‌هاي فارسي هنوز اضافه نشده‌ بوده‌اند.)

    كسي كه پي‌گير اين به‌روزآوري‌ها در سطح دنيا است و مخزن كتاب‌هاي TRIZ به شمار مي‌آيد Dmitry Kucharavy است كه اين روزها رسما دكتراي خود را از دانشگاه استراسبورگ دريافت كرده است.

    4. منبع خوب ديگر براي مطالعه در زمينه TRIZ مراجعه به TRIZ Journal است. لينك مشخص دسترسي به اين نشريه كه بيش از 1 دهه از عمرش مي‌گذرد اين است: www.triz-journal.com

    5. و كتاب‌هاي ديگري هم در راه هستند كه به فارسي چاپ مي‌شوند. در سال 1388 دست‌كم 3 عنوان كتاب جديد به فارسي چاپ مي‌شود.

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت 12:36 PM




    روز از نو: 3 خرداد ـ TRIZ ژاپني و موفقيت پدر و پسر

    لوگوي پايگاه TRIZ ژاپندكتر تورو ناكاگاوا Toru Nakagawa استاد انفورماتيك دانشگاه اوزاكا گاكوئين ژاپن حدود 1 سال ديگر بازنشسته مي‌شود. وي سردبير پايگاه TRIZ ژاپن است. خودش وب‌سايت را اين‌طور نام‌گذاري كرده: TRIZ Home Page in Japan آرم معروف اين پايگاه هم با ايده‌اي از دكتر ناكاگاوا به سادگي طراحي شده است.

    رسيدگي به محتواي به روز و غني اين وب‌سايت كار موظف وي به عنوان استاد دانشگاه نيست، بلكه دكتر ناكاگاوا تقريبا روزي 2 ساعت را داوطلبانه به اين دلمشغولي اولويت‌دار خود اختصاص مي‌دهد. بين همكاران TRIZي ما در سراسر دنيا معروف است كه «تورو را در همه كنفرانس‌هاي دنيا مي‌توانيد ببينيد.» بيشتر اين كنفرانس‌ها را با همسرش سفر مي‌كند؛ از آمريكا گرفته تا روسيه و خود ژاپن. مي‌رود، خوب گوش مي‌كند، مدام يادداشت برمي‌دارد، عكس مي‌گيرد، تحليل مي‌كند و انتشار مي‌دهد. با وجود آن كه بيش از 60 سال سن دارد از كار و زندگي با TRIZ خسته نمي‌شود و معمولا هم با ايده‌هايي جديد به مجامع TRIZ مي‌آيد. او به آن‌چه در ايران گذشته نيز بسيار علاقه‌مند است و پيشنهاد دارد كه در سمپوزيوم سالانه TRIZ ژاپن آن چه براي ترويج دانش نوآوري نظام‌يافته در اين مرز و بوم انجام شده را در قالب سخنراني در سمپوزيوم امسال يا سال آينده براي هموطنان ژاپني وي ارايه دهيم.

    اين مقدمه بهانه معرفي دكتر ناكاگاوا بود تا به نمونه تجربه‌ جالب و ساده ژاپني يك پدر و پسر در به‌كارگيري TRIZ بپردازم. چيزي كه يك‌شنبه 3 خرداد، حدود ساعت 7 صبح در برنامه تلويزيوني روز از نو (شبكه 2 سيما) براي بينندگان روايت شد.

    پسري دبيرستاني مي‌خواهد براي تمرين يا مشق تابستاني خود روي اين مساله كار كند: عنكبوت آبي چطور روي آب مي‌آيستد و سر مي‌خورد؟ و بعد با توصيه پدر به جاي اين كه فقط به جستجوي منابع علمي موجود بگردند، تصميم مي‌گيرند مكانيزم كار عنكبوت آبي را كشف كنند و سپس خودشان يك نمونه واقعي هم بسازند: چيزي كه بتواند روي آب بايستد و سر بخورد. آشنايي پدر با TRIZ به 6 ماه قبل برمي‌گردد كه به واسطه شركت در يك دوره آموزشي در محل كار خود با اين دانش آشنا مي‌شود.

    و بعد قصه رفاقت كشف پدر و پسر با هم و بعد رقابت آن‌ها در ساختن نمونه پروتوتايپ جدا از هم روايت مي‌شود. كل ماجرا در پايگاه TRIZ ژاپن آمده است: http://www.osaka-gu.ac.jp/php/nakagawa/TRIZ/eTRIZ/epapers/e2009Papers/eMiyanishiTRIZSymp2008/eMiyanishi-TRIZSymp2008-090416.html

    هم نتيجه كار اين پدر و پسر ژاپني جالب است و هم پيامد مقاله شدن و ارايه آن در Japan TRIZ Symposium 2008. نتيجه كار پدر و پسر را در فايل انتشاريافته كارشان بايد يافت. مقاله ايشان از سوي شركت‌كنندگان سمپوزيوم به عنوان بهترين مقاله انتخاب شد!

    چند نكته به نظرم شايسته پررنگ شدن است: پدران و مادراني كه در دوره‌هاي آموزشي شركت مي‌كنند. تكليف‌هاي مدرسه و تابستان. آموزش و پرورش. مستند كردن كارهاي ساده زندگي‌مان. دنيا را به زبان بين‌المللي از كارهاي خوب خبردار كردن.

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    جمعه 15 خرداد1388ساعت 11:0 AM




    اينرسي تفكر: معامله الاغ مرده

    چاک از یک مزرعه‌دار در تکزاس الاغي به قیمت ۱۰۰ دلار خريد. قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعه‌دار سراغ چاک آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.»

    چاک جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»

    مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه. آخه همه پول رو خرج کردم..»

    چاک گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»

    مزرعه‌دار گفت: «می‌خوای باهاش چی کار کنی؟»

    چاک گفت: «می‌خوام باهاش قرعه‌کشی برگزار کنم.»

    مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه که یه الاغ مرده رو به قرعه‌کشی گذاشت!»

    چاک گفت: «معلومه که می‌تونم. حالا ببین. فقط به کسی نمی‌گم که الاغ مرده است.»

    یک ماه بعد مزرعه‌دار چاک رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»

    چاک گفت: «به قرعه‌کشی گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲ دلاری فروختم و ۸۹۸ دلار سود کردم.»

    مزرعه‌دار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»

    چاک گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»

    فرستنده اين روايت ماني الهي است كه معمولا ايميل‌هاي مفيدي از او مي‌گيرم.

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 8:33 PM




    روز از نو: 6 اردیبهشت ـ دکتر توردی و شبیه‌سازی در ترافیک

    يك‌شنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ در گفتگوي دانش‌محور روز از نو ۲ مهمان داشتيم: دكتر الكساندر توردي Alexandre Torday و مهندس سهيل مرداني. هر دو زمينه تخصصي كارشان شبيه‌سازي و سيستم‌هاي اين بحث علمي است. تجربه‌هاي خوبي در زمينه ترافيك و پيش‌بيني‌ها و ارايه راه‌حل دارند.

    دكتر توردي متولد 1975 سوئيس است و در اسپانيا زندگي مي‌كند. بسيار مشتاق سفر دوباره و مفصل به ايران بود و قرار است همراه با گروهي تور جاده ابريشم را تا سال آينده اجرا كنند.

    خلاصه‌اي از گفتگوي انجام شده در روز از نو را ايسنا منتشر كرده و در نسخه چاپي روز يك‌شنبه 13/02/1388 روزنامه خبر هم شنيدم كه در صفحه وسط، آن را به نقل از ايسنا درج كرده‌اند.

    اصل خبر را مي‌توانيد از اينجا بخوانيد: http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1329510

    ترافيك يك مساله مهم جهاني است و تهران مانند بسياري از شهرهاي دنيا با ترافيك دست و پنجه نرم مي‌كند.

    به گزارش سرويس «شهري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پروفسور آلكس توردي (Alex Torday) استاد ترافيك دانشگاه‌هاي لوزان (سوئيس)، بارسلون (اسپانيا) و توكيو (ژاپن) افزود: ترافيك از سه منظر «رفتار و فرهنگ رانندگي»، «استفاده از فن آوري‌هاي جديد» و «مديريت سفرهاي درون شهري» مي‌بايست مورد توجه قرار گيرد.

    پروفسور توردي افزود: از نكات عجيب رانندگي در تهران اين است كه رانندگان تا آخرين لحظه تصميم نمي‌گيرند و يك دفعه سر يك پيچ يا در محل يك خروجي به صورت لحظه‌اي تصميم مي‌گيرند كه بپيچند.

    اين استاد سوئيسي كه به منظور شركت در «همين كنفرانس مهندسي حمل و نقل و ترافيك ايران» به كشورمان سفر كرده بود، تصريح كرد: رانندگان در تهران كم توجه و بي دقت رانندگي مي‌كنند و تغيير مسيرهاي ناگهاني نه تنها بر روي جريان ترافيك اثر منفي مي‌گذارد بلكه ظرفيت بهره وري معابر را نيز تحت تاثير قرار مي‌دهد.

    پروفسور توردي پيش از ترك كشورمان، حركات مارپيچ رانندگان ،‌ورود موتورسواران به پياده روها و عبور عابران پياده در هر نقطه از خيابان‌ها را از جمله نكات عجيبي دانست كه در تهران با آنها روبرو شده و اضافه كرد: حركات عجيب رانندگان، موتورسواران و عابران پياده در تهران باورنكردني است.

    اين استاد ترافيك تجميع و تمركز مجتمع‌هاي تجاري و مراكز خريد كه به عنوان بورس خريد يك نوع كالا را از جمله دلايل ايجاد سفرهاي غير ضروري دانست و گفت: امروزه در شهرهاي پيشرفته به جاي اينكه مراكز فروش كالاهاي مشابه را يكجا متمركز كنند، نسبت به توزيع آنها در نقاط مختلف شهر به منظور دسترسي آسان شهروندان اقدام مي‌كنند.

    پروفسور توردي كه تحقيقات مفصلي در مكه،‌مادريد و سنگاپور داشته در پايان خاطر نشان كرد: امروزه در بسياري از شهرهاي جهان مانند مكه با توجه به تعداد زياد زائران و شهرهاي پرجمعيت هند و حتي تهران،‌علاوه بر تردد حجم انبوه خودروها در مسيرهاي سواره، شاهد حركت موج عظيم انسان‌ها در مسيرهاي پياده سهيتم كه اين دو موضوع مي‌بايست به صورت همزمان مورد توجه قرار گيرد.

    انتهاي پيام/ كد خبر: 8802-07776

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 9:46 PM




    از خبرآنلاین: این اصول در روزنامه‌نگاری ما غایب است

    نگاه منصفانه داشتن به پديده‌هاي دنيا كمك مي‌كند تا نه به در وردي بام بچسبيم و نه از آن سوي ديوار به پايين پرت شويم. دكتر حسين انتظامي، فرد مؤثري در دنياي روزنامه‌نگاري است. نگاه او برآمده از تفكر مهندسي (او مهندسي نفت خوانده) و ديدگاه مديريت استراتژيك (كه دكترايش را دارد) است. به همين دليل است كه در روزگار مديرمسؤول جام جم بودن و بعد همشهري و حالا در خبر تداوم دادن فعاليت‌هاي مطبوعاتي، خروجي‌هاي سازماني او با ديگران تفاوت دارد.

    از زماني كه ايشان در خبر مستقر شده‌اند بيشتر دست به قلم مي‌برند و براي چاپ مي‌نويسند. جدا از اين نوشته‌هاي وي، كتاب «روزنامه‌نگاري و روزنامه‌داري» به قلم او سال 1387توسط دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به بازار نشر آمد.

    اين يادداشت دكتر انتظامي روايتي از دنياي واقعي و حرفه‌اي روزنامه‌نگاري است:

    دكتر حسين انتظاميروزنامه‌نگاری درکشور ما مثل بسیاری دیگر از مفاهیم وارداتی متاسفانه اسیر آفت‌هایی است که عمدتا ریشه در دو علت دارد: اول، کپی‌برداری ناقص و دوم،‌ ناتوانی در بومی‌سازی آن. واقعیت آن است که مغرب زمین در اموری چون دمکراسی،‌ تحزب و رسانه با مفاهیم رایج آن پیشگام بوده است (‌لااقل در اینجا فرصت مناقشه در این نکته نیست که آیا مصادیق یاد شده در پیشینه تمدنی ایران ـ اسلامی ما نسبت به غرب تقدم داشته است یا نه، زیرا در مقام حاضر درباره مفاهیم موجود این مصادیق بحث و آن را مراد می کنیم).

    آنها در طی سالیان متمادی همپای تولد و رشد این مفاهیم، لوازم آن را نیز فراهم کرده‌اند و رشد داده‌اند ولی ما در کپی‌برداری شتابزده خود و به جهت آن که از نیمه راه وارد چنین مقولاتی شده‌ایم بسیاری از لوازم آن را ندیده‌ایم یا فهم ناقص داشته‌ایم که یادآور مثال عبرت‌آموز مثنوی (فیل در تاریکی) است. پاره‌ای مقدمات و شاخص‌ها را دریافته‌ایم و از درک پاره‌ای دیگر عاجز بوده‌ایم. مثلا خوانده‌ایم یا شنیده‌ایم که رسانه‌های آن جغرافیا آزادند و تلاش داشته‌ایم این وجه را اقتباس کنیم و بگوئیم هیچ چیز نباید جلودار فعالیت ما باشد اما پایبندی آنان به امنیت ملی را ترجمه نکرده‌ایم. به آزادی عمل روزنامه‌نگاران آنها رشک برده‌ایم اما دقت نکرده‌ایم یا تغافل کرده‌ایم که آنها چه محدودیت‌هایی برای خود وضع کرده‌اند و نسبت به اصول خود تا چه میزان پایبندند.

    زمانی که در موسسه همشهری مسئولیت داشتم، مرکز پژوهش این موسسه کار  تطبیقی خوبی روی  نظامنامه‌های اخلاقی ـ حرفه‌ای رسانه‌های مختلف انجام داده بود که ذیلا چند بند آن را مرور می‌کنیم  تا ببینیم تفاوت  ما با آنها چیست؛ هر چند صادقانه باید اقرار کرد اگر مثلا آنان داشتن شغل موازی را ممنوع می‌دانند معیشت‌شان نیز تامین است؛‌ اگر سخت‌گیری‌هایی دارند، امنیت حرفه‌ای آنان محترم است و جایگاه والایی در نظام اجتماعی دارند و ... بنابراین اصول حرفه‌ای زیر یک طرف ماجراست:

    1- هر اتهام و انتقادی باید قبل از انتشار با نهاد مربوط در میان گذاشته و پاسخ آن در همان ستون منتشر شود. (لوموند)

    2- هر هدیه‌ای که ارزش آن بیش از 70 یورو باشد باید بازگردانده شود. (لوموند)

    3- فقط مصاحبه‌های بلندبرای اصلاح به مصاحبه‌ شونده بازگردانده می‌شود اما اگر شخص، سعی در حذف مطالب انتقادی داشته‌باشد ، روزنامه حق دارد مطلب را منتشر نکند. (لوموند)

    4- روزنامه‌نگاران حق ندارند کاندیدای انتخابات پارلمانی و محلی شوند. (لوموند)

    5- لوموند هیچ نامه سرگشوده‌ای را منتشر نمی‌کند. (لوموند)

    6- سرویس BVP لوموند درستی تبلیغات بازرگانی را بررسی می‌کند که آگهی‌ها ادعاهای اغراق آمیز و نادرست نداشته باشند. (لوموند)

    7- درصورت اضافه شدن یا حذف بخشی از مطلب، این حق روزنامه‌نگار است که بخواهد نامش در گزارش تهیه ‌شده ذکر نشود. (لوموند)

    8- روزنامه‌نگاری که برای پوشش دادن یک اتفاق مانند تحصن یا تظاهرات فرستاده شده نباید تا پایان ماجرا، صحنه را ترک کند. (لوموند)

    9- روزنامه‌نگاری که دربرابر یک اتفاق موضع منفی یا مثبت دارد نباید برای پوشش آن خبر فرستاده شود. (لوموند)

    10- هیچ نامه‌ای به تحریریه نباید بدون پاسخ بماند حتی نامه‌های تند و توهین آمیز که پاسخ آنها باید به آرامی و منطقی ذکر شود. (لوموند)

    11- روزنامه‌نگاران نباید بدون اطلاع افراد اقدام به ضبط مکالمات تلفنی آنان کنند. (مرامنامه اخلاقی مطبوعات انگلستان)

    12- روزنامه‌نگاران باید سردبیران و مدیران خبری نشریه خود را در جریان فعالیت‌های آزاد و ژورنالیستی خارج از مجموعه قرار دهند. سردبیران و مدیران خبری می‌توانند بنا بر صلاحدید نشریه، تقاضای آنان مبنی بر فعالیت‌های خارجی را مردود اعلام کنند. (National public Radio)

    13- اولین و مهمترین دغدغه روزنامه‌نگاران یک نشریه، فعالیت در جهت اهداف و خواست همان نشریه است. فعالیت آزاد روزنامه‌نگاران حتی درصورت عدم تضاد با خاستگاه و دیدگاههای نشریه منوط به کسب اجازه از مدیران خبری است چرا که اعتبار نشریه و یا اولویت‌مندی آن بر کار اصلی روزنامه‌نگار باید برای وی روشن باشد. البته کلیه اعضا محدودیتی در انجام فعالیت‌های آزاد و یا حضور در رسانه‌های تصویری ندارند ولیکن این فعالیتها باید با اطلاع مسئولین نشریه صورت بگیرد. (لس‌آنجلس تایمز)

    14- سردبیران حتی می‌توانند مانع از هرگونه فعالیت خارجی روزنامه‌نگاران شوندکه مغایر با خط مشی نشریه و در تضاد با سیاست‌های آن است. سردبیران، در صورت تایید اولیه فعالیت‌های خارج از نشریه افراد، چنانچه به مرور زمان متوجه نکات مغایر با سیاستهای نشریه شوند حق تغییر نظرشان محفوظ است. (شیکاگو تریبیون)

    15- هرگونه فعالیت روزنامه‌نگاران در نشریاتی غیر از نشریات زیرمجموعه نیویورک تایمز ممنوع می‌باشد البته نشریات مذهبی مربوط به کلیساها و یا نشریات داخلی دانشگاهها و برخی کلوپها با کسب مجوز سردبیران از این قاعده مستثنی است. (نیویورک تایمز)

    16- روزنامه‌نگاران نباید با سازمانها یا ارگانهایی که تحت پوشش خبری خود دارند همکاری و مشارکت داشته باشند چرا که قطعا" این روند همکاری منجر به تحت تاثیر قرار گرفتن دیدگاههای آنها می‌شود. (لس‌آنجلس تایمز)

    17- روزنامه‌نگاران نبایدبطور مستقیم یا غیرمستقیم با مراکز و موسساتی که در جهت تضاد با منافع نشریه گام برمی‌دارند همکاری کنند. روزنامه‌نگاران حق ارائه مشاوره و نظر در خصوص موفقیت سایر رسانه‌های خبری را ندارند. آنها حتی نباید به دفاتر کاندیداهای انتخاباتی، دفاتر برنامه‌ریزی تیم‌های ورزشی و نیز انتشار گزارشهای سالانه برخی مراکز مشاوره و یا نوشته‌ای بر خلاف نظر سردبیر مجموعه بدهند. (نیویورک تایمز)

    18- روزنامه‌نگاران نباید بطور مخفیانه در بولتن های محرمانه، کتابهای در دست انتشار و یا گزارشهای سالانه مراکز دولتی، انستیتوها و یا صاحبان آگهی تحت پوشش، گزارش و یا دست نوشته‌ای بدون کسب اجازه از مدیران خبری خود داشته باشند. (NPR)

    19- حضور روزنامه نگاران درمیزگردها و مصاحبه های رادیو، تلویزیونی باید با کسب اجازه از سردبیران و مدیران خبر نشریه خود صورت گیرد. چرا که بیان دیدگاههای شخصی آنها از سوی مخاطبان به منزله دیدگاههای نشریه شان قلمداد می شود. همچنین گفتگو در مورد استراتژیهای داخلی نشریه و یا نحوه عملکرد آن در مصاحبه های رادیو تلویزیونی باید منوط به کسب اجازه از سردبیران و مدیران خبر باشد. (NPR)

    20- اعضای تحریری نباید دعوت ازسخنرانی ها ، بخصوص سخنرانی در مجامع و مراکزی که مغایر با سیاست های نشریه است بپذیرند. در موارد استثنا کسب مجوز از سردبیران و مدیران خبر الزامی است. (نیویورک تایمز)

    21- روزنامه نگاران در صورت حضور در شبکه های تلویزیونی و دیگر رسانه های خبری چون اینترنت نباید به بیان دیدگاههایی که منجر به آشکارسازی اهداف، خط مشی و استراتژیهای داخلی نشریه میشود بپردازند. آنها نباید در شوهای تلویزیونی که اهدافی مغایر با سیاستهای نشریه دارد شرکت کنند. (NPR)

    22- داشتن وبلاگ امتیازی است که روزنامه نگاران نشریه برای بیان و دیدگاه های خویش از آن بهره مند خواهند بود . مهم نیست که وبلاگ نویسان تا چه میزان تلاش می کنندکه مطالبشان متمایز از مطالب موجود در نشریه باشد بلکه نکته اینجاست که به هرحال مخاطبان ، آنان را به عنوان همکار این نشریه شناخته و تخلفاتشان را به پای نشریه می نویسند . بنابراین هریک از اعضا که مایل به داشتن وبلاگ است باید مدیران خبری و سردبیران خود را در جریان قرار داده و در واقع با کسب اجازه از آنها اقدام به راه اندازی وبلاگ کند. تقاضاها تنها در صورتی مورد قبول خواهد بود که فعالیت وبلاگ مغایر با کار نشریه نباشد. در صورت پذیرش سردبیران، اعضای وبلاگ نویس باید در نوشته های خود مطابق استانداردهای نشریه عمل کنند. نباید مطالبی که مورد قبول سردبیران نشریه نیست و مغایر با مصالح نشریه است منتشر کنند .(لس آنجلس تایمز)

    23- داشتن وب سایت شخصی آزاد است اما از آنجائی که فعالیت اصلی اعضای تحریریه، کار در این نشریه است و اعضا تحت عنوان نویسندگان این نشریه شناخته می شوند، هرگونه فعالیت آزاد در بخش های آنلاین و داشتن وب سایت باید همسو با فعالیت های نشریه بوده و هیچ مغایرتی با اهداف و سیاستهای نشریه نداشته باشد. (نیویورک تایمز)

    24- روزنامه نگاران نباید هیچ بیانیه‌ای را امضا کنند. نظرات و انتقادات فقط از طریق یادداشت با نظر سردبیران منتقل می‌شود (لوموند)

    25- هیچیک از اعضا نباید مبادرت به فروش و یا در اختیار گذاردن اطلاعات و اخبار بدست آورده خود و همکاران پیش از انتشار به افراد خارج سازمان خبری کنند. (نیویورک تایمز)

    26- وظیفه اصلی و اولیه یک روزنامه نگار جمع آوری اطلاعات، تحریر و تصحیح آن برای درج در نشریه ای است که در آن فعالیت می کنند . بر این اساس روزنامه نگاران باید در حفظ و نگهداری مطالب تا قبل از انتشار کوشش کنند نباید به واسطه ارتباطات عاطفی و اجتماعی مطالب را پیش از انتشار آشکار سازند. (NPR)

    27- هیچیک از اعضای تحریری نباید از نام و عنوان نشریه استفاده شخصی کنند. اعضا نباید از کارت شناسایی مربوط به روزنامه برای کارهای غیر مرتبط با کار سوءاستفاده کنند. این موضوع بخصوص درمواقعی که قصد ورود به سازمانی دولتی ، اقتصادی و یا خصوصی برای انجام امور شخصی دارند باید مورد توجه قرار گیرد. (نیویورک تایمز)

    28- روزنامه‌نگاران باید مراقب دعوت به صرف نهار و شام از طرف منابع مختلف باشند. روزنامه‌نگاران حق ندارند سفرهایی را که هزینه آن به‌عهده سازمان و نهاد خاصی است قبول کنند مگر با اجازه روزنامه و در صورت مهم بودن اطلاعاتی که قرار است در سفر جمع‌آوری شود. (لوموند)

    29- روزنامه نگاران حق دریافت بلیت های رایگان برای تئاتر، فیلم و مسابقات ورزشی را بدون اطلاع مدیران خبری خود ندارند (نیویورک تایمز)

    30- هرگونه مونتاژ، تغییر و روتوش عکس توسط وسایل الکترونیکی و نیز تغییر لوگوی مطالب که منجر به گمراهی و سردرگمی خوانندگان می شود ممنوع است. در صورت الزام به ایجاد تغییر در عکس ها و تصاویر، مراتب باید همراه با توضیح در نزدیکترین بخش عکس صورت گیرد. توجه به این موضوع به بخش آرشیو عکس نیز کمک خواهد کرد ( مرامنامه اخلاقی مطبوعات سوئد)

    اصل مطلب در: http://khabaronline.ir/news-7500.aspx زمان انتشار: یکشنبه 13 اردیبهشت 1388

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 8:34 PM




    اينرسي تفكر: درخواست 710 براي ماشين!

    اين قصه را اولين بار در مجموعه ايميل‌هاي دريافتي از دوستانم خواندم. جالب بود. دوباره امروز از دوست عزيزي از بام زيباي گرگان دريافتش كردم. از جمله مثال‌هاي خوب براي درك مفهوم اينرسي تفكر است. با تشكر از دوست بزرگوارم« احمد» آن را با شما شريك مي‌شويم. بديهي است كه خانم يا آقا بودن شخصيت‌هاي داستان بهانه‌اي براي روايت آن است نه تاكيد بر چيزي ديگر!

    چند روز پيش براي عوض کردن روغن ماشين به مکانيکي رفته بودم ... همزمان دختر خانمي 26 ساله با کبکبه و دبدبه وارد شد و گفت: ببخشيد آقا يه 710 مي‌خواستم. مي‌شه لطف کنين بدين؟
    مکانيک گفت:710 تا چي؟
    دختر خانوم گفت: 710 تا هيچ چي ... 710 ماشين من گم شده ... اگه مي‌شه يه دونه بدين
    مکانيک گفت: 710! حالا اين 710 چي هست؟
    خانم مشتري که عصباني شده بود گفت: آقا مگه من با شما شوخي دارم؟ مي‌گم يه 710 بديد ... چون خانم هستم فکر ميکنيد حاليم نيست ؟؟ نه خوبم حاليمه ..
    مکانيکه گفت: خدا شاهده خانم چسارت نکردم ... ولي من نمي‌دونم شما چي رو مي‌گين!
    بابا جون عجب مکانيک بي‌عرضه‌اي هستي تو .. هموني که وسط موتور ماشينه ... کارش نمي‌دونم چيه ولي همه ماشين‌ها دارن اين قطعه رو. تو ماشين منم هميشه بوده ... حالا من گمش کردم و يکي لازم دارم.
    مکانيک که کلافه شده بود يك برگ کاغذ داد به خانم محترم و گفت اگر مي‌شه شکل اين قطعه را بکشيد اين جا.
    دختر خانم هم با کلي ژست انگار که الان داوينچي مي‌خواد موناليزا رو بکشه يه دايره کشيد و وسط اون به انگليسي نوشت:
    710
     مکانيک نگاهي زيرچشمي به شاهکار نقاشي انداخت و يه نگاهي هم به موتور ماشين من که درش باز بود کرد و گفت: خاوم اين قطعه‌اي که مي‌گين تو اين ماشين هم هست؟ دختر خاوم با خوشحالي جيغي کشيد و گفت بله اوناهاش ...! مي‌دونين چي رو نشون داد؟

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 10:35 AM




    چاپ سوم: 40 اصل . شاه‌كليدهاي TRIZ براي نوآوري

    يكي از كتاب‌هاي مرجع و مفيد TRIZ در دنيا همين كتاب 40 اصل؛ شاه‌كليدهاي TRIZ براي نوآوري است.

    معناي اين شرح اين است كه براي كتاب مادر و نسخه انگليسي تلاش درخور تحسيني انجام شده و بايد تاكيد كرد كه تلاش ما در ايران، ارايه نسخه‌اي روان و صحيح به زبان فارسي بوده و نيز بايد يادآوري كرد كه بين نوشتن كتاب، گردآوري مطالبي براي ترجمه و ترجمه به فارسي تفاوت زياد است. مي‌شود و مي‌كنند اين كار را كه با ترجمه يك كتاب خود را نويسنده معرفي مي‌كنند. كه يعني محمود كريمي و سيده نونا ميرخاني نويسنده كتاب نيستند.

    آن چه حالا براي ما دنيايي ارزش دارد، اين است كه اين كتاب يكي از چندين يادگار دكتر محمدحسين سليمي فقيد است. ايشان لطف كردند و ضمن وارسي متن كتاب ترجمه شده و بحث‌هاي بسيار بر سر انتخاب درست واژگان، مقدمه‌اي نيز بر اين محصول فرهنگي آموزشي، قلمي كردند.

    جلد كتاب 40 اصل شاه‌كليدهاي TRIZ براي نوآوريپيش از نسخه فارسي، كتاب به زبان‌هاي روسي، انگليسي، ژاپني، اسپانيايي و فرانسوي هم ترجمه شده است. با همراهي ناشر آمريكايي كتاب، براي نسخه فارسي آن مجوز كپي‌رايت دريافت شد و ماتريس تضاد تكنيكي هم به عنوان پيوستي براي اين كتاب به چاپ رسيد.

    چاپ اول، سال 1385، دومي 1387 و سومي هم بهار 1387 به بازار ارايه شد. ديگر كتاب‌هاي TRIZ مانند نوآوري نظام‌يافته (كه اولين كتاب فارسي TRIZ است) و الگوريتم نوآوري (يادگار دكتر سليمي و دكتر شهابي و دكتر ايران‌منش) و مهندسي خلاقيت (عليرضا منصوريان) هم به ترتيب جايگاه‌هاي خوبي در ميان TRIZخوا‌ن‌ها داشته‌اند.

    انگار بايد كوشش بيشتري كنيم و زودتر كتاب كوچك TRIZ بزرگ (برگردان فارسي TRIZ Companion نوشته Darrell Lee Mann) و دو سه عنوان مرتبط ديگر (از جمله مجموعه نوشته شده توسط خانم مهندس سارا سليمي نمين) را زودتر به بازار نشر پيشكش كنيم. البته با همراهي ناشر محترم و خوبي چون مؤسسه حدمات فرهنگي رسا.

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 10:2 PM




    نام شركت‌های مهم كامپیوتری چگونه انتخاب شد؟

     Adobe: اسم رودخانه‌ای كه از پشت منزل مؤسس آن جان وارناك عبور می‌كند.

     

     

    Apple:میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شركت اپل سیب است. به همين دليل نام شركتش را نیز اپل (به معنی سیب) گذاشت.

     

     Cisco:مخفف شده كلمه سان فرانسیسكو (San Francisco) ايالت معروف آمريكا است.

     

    Google: گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است كه از عدد یك با صد تا صفر جلوی آن تشكيل شده است. مؤسسین سایت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می‌كنند كه این موتور جستجو می‌تواند این تعداد اطلاعات (یعنی یك گوگل اطلاعات) را مورد پردازش قرار دهد.


    Hotmail: (اين مورد نام شركت نيست و به محصولي از شركت پرداخته‌ است.)این سایت یكی از سرویس‌دهندگان پست الكترونیكی به وسیله صفحه‌هاي وب است. به ماكروسافت تعلق دارد و از قديمي‌ترين‌ها به شمار مي‌آيد. هنگامی كه مدیر پروژه برنامه می‌خواست نامی برای این سایت انتخاب كند علاقه‌مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند ديگر سرویس‌دهندگان پست الكترونیك به mail ختم شود و همچنين بر روی وبی بودن آن نیز تأكید گردد. 
    بنابراین نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه Hotmail حروف Html به ترتیب پشت سرهم قرار گرفته‌اند. گاهی اوقات نام این سایت را به صورت HotMail نیز می‌نویسد.

    HP: شركت معظم HP توسط دو نفر به نام‌های بیل هیولت و دیو پاكارد تأسیس شد. این دو نفر برای این كه شركت هیولت پاكارد یا پاكارد هیولت نامیده شود مجبور به استفاده از روش قدیمی شیر يا خط شدند و نتیجه هیولت پاكارد از آب در آمد!


    Intel: از آنجا كه این شركت از بدو تأسیس با تأكید روی ساخت مدارهاي  مجتمع ایجاد شد. نام آن را INTegrated Electronics یا به طور اختصار INTEL گذاردند.

     

    Microsoft:نام شركت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته می‌شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد. Microsoft مخفف MICROcomputer SOFTware است. و دلیل نامگذاری شركت به این اسم نیز آن است كه بیل گیتس مؤسس شركت، آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای میكروكامپیوترها تأسیس كرد.

    Motorola: شركت موتورولا با هدف درست كردن بی‌سیم و رادیوی خودرو كار خود را آغاز كرد. از آنجا كه مشهورترین سازنده بی‌سیم و رادیوهای اتومبیل در آن زمان شركت Victrola بود. مؤسس این شركت یعنی آقای پال كالوین نیز نام شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی كلمه موتور نیز به نوعی در اسم شركتش وجود داشته باشد.

    Red Hat: مؤسس شركت آقای مارك اوینگ در دوران جوانی از پدربزرگش كلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت كرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم كرد. زمانی كه اولین نسخة این سیستم عامل آماده شد مارك اوینگ آن را همراه با راهنمای كاربری نرم‌افزار در اختیار دوستان و هم‌دانشگاهیش قرار دارد. اولین جمله این راهنمای كاربری «درخواست برای تحویل كلاه قرمز گم شده» بود.

    Sony :Sony از كلمه لاتین Sonus به معنای صدا مشتق شده است.

     

    SUN: این شركت معظم توسط چهار تن از فارغ‌التحصیلان دانشگاه استانفورد تأسیس شد. Sun مخفف عبارت Standford Univercity Network است.

     

    Xerox: كلمه Xer در زبان یونانی به معنای خشك است و این برای تكنولوژی كپی كردن خشك در زمانی كه اكترا كپی كردن به روش‌های فتوشیمیایی انجام می‌گرفت فوق‌العاده داراي اهمیت بود.

    Yahoo: این كلمه برای اولین بار در كتاب سفرهای گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است كه دارای ظاهر و رفتاری زننده است. مؤسسین سایت Yahoo جری یانگ و دیوید فیلو نام سایتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر می‌كردند خودشان هم Yahoo هستند.

    از مجيد علوي‌زاده كه جمعه شبي اين نكته‌ها را برايم ايميل كرد سپاسگذارم. اگر چه شايد چيزهاي تازه‌اي براي خيلي‌ها نداشته باشد، اما يادآوري اين نكته‌ها نگاهمان را تازه مي‌كند و مرا ياد مجيد مي‌اندازد!

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 9:1 PM




    شانس هر كجايي مي‌تواند در بزند!

    اين قصه را چند دوست گرامي به طور مجزا در ايميل‌هاي ارسالي‌شان برايم فرستادند. بين مطالب جدي مختلف، خواندن چنين چيزهايي هم جالب است.

    مردي با اسلحه وارد يك بانك شد و از صندوق‌دار سراغ پول‌ها را گرفت.

    وقتي پول‌هارا در كيسه ريخت، رو به يكي از مشتريان بانك كرد و پرسيد: آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟

    مرد پاسخ داد: بله قربان! من ديدم.

    سپس دزد اسلحه را به سمت شقيقه مرد گرفت و او را در جا كشت.

    او مجددا رو به زوجي كرد كه نزديك او ايستاده بودند و از آن‌ها پرسيد: آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟
     مرد پاسخ داد: نه قربان! من نديدم، اما همسرم ديد.


    نكته اخلاقي: وقتي شانس در خانه شما را مي‌زند، از آن استفاده كنيد!

     

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    جمعه 20 دی1387ساعت 9:35 PM




    نمونه‌ها: 20 طراحی برتر سال 2008

    محمد شكرچيان كه چند ماهي است سيدني‌نشين شده است، در آخرين رايانامه (همان ايميل است) اين مطلب را برايم فرستاده است:

    در این ایمیل، ۲۰ طراحی برتر سال ۲۰۰۸ را با توضیحی مختصر خواهید دید. مطمئنا بعضی از این طراحی‌ها می‌تواند نمونه‌های فوق‌العاده‌ای از ایده‌های خلاقانه باشد که در برخی موارد برای مواردی بسیار جزیی و ساده طراحی شده است.

    ۱. اگر شما برای دوچرخه سواری کردن در یک جاده‌ی شلوغ، از راننده‌های بی‌ملاحظه نگرانید، می‌توانید با استفاده از فشرده کردن تصویر محیط در این عینک، از وقایع پیرامون خود زودتر مطلع شوید و این گونه فرصت بیشتری برای عکس‌العمل نشان دادن داشته باشید.

    ۲. مطمئنا تا به حال پیش آمده كه بعد از یک روز بارانی بخواهید روی نیمکتي بنشینید و به علت خیس بودن آن، ایستادن را ترجیح داده باشید. ولی با وجود این نیمکت کافی‌ست برای نشستن، دستگیره‌ای را بچرخانید تا یک سطح خشک و تمیز برایتان آماده شود.

    ۳. این طراحی، ایده‌ای فوق‌العاده است برای رانندگانی که چراغ راهنمایی به تنهایی دلیلی مناسب برای متوقف کردنشان نیست!

    ۴. طرحی که مشاهده می‌کنید، یک کیبورد تاشو نیست! بلکه یک شلوار جین است که می‌توانید به راحتی با آن به تایپ کردن بپردازید و علاوه بر این، طرح جالبی روی شلوارتان داشته باشید.

    ۵. می‌توانید یک دوربین عکاسی بسیار کوچک مجهز به پورت USB، بدون هیچ‌گونه صفحه‌ی LCD یا روزنه‌ی دید و فقط با یک دکمه‌ی بسیار کوچک را تصور کنید؟

    ۶. شاید تصورش سخت باشد که تمامی لوازم اتاق خوابی که در عکس مشاهده می‌کنید، همه در یک پک مکعبی به صورت آماده قابل تهیه باشد. طاحی بی‌نظیر برای مواقعی که شاید به مسافرت بروید.

    ۷. طراحی جدیدي از شرکت اپل iMac. نمایشگری لمسی با انعطاف‌پذیری بسیار بالا و زیبایی فوق‌العاده. دو سویه بودن این نمایشگر را هم به خاصیت‌های آن اضافه کنید.

    ۸. ایده‌ها همواره برای چیزهای عجیب و بزرگ به سراغ آدم نمی‌آیند. گاهی مشکلی بسیار ساده و جزیی باعث پیدایش یک ایده‌ی فوق‌العاده می‌شود. نمونه‌اش این طراحی است که می‌بینید.

    ۹. کانسپت اسپیکرهایی که در تصوير می‌بینید همان‌طور که از شکل ظاهری آن هم پیداست نخود فرنگی بوده. هر کدام از این اسپیکرها از ۷ اسپیکر کوچک‌تر بدون سیم (Wireless) تشکیل شده و شما با کم و زیاد کردن این اسپیکرهای کوچک می‌توانید به صدای مطلوب خود برسید!

    10. شاید برای خیلی‌ها کوتاه کردن چمن‌ها از خسته‌کننده‌ترین و یکنواخت‌ترین کارهای ممکن باشد، ولی با کمی تغییر شاید بشود کارهای خسته کننده را به کارهایی جذاب‌تر تبدیل کرد. شاید وسیله‌ای که چمن‌ها را به شکل دیسک‌های استوانه‌ای کوتاه می‌کند، بتواند کمی به این کار خسته‌کننده جذابیت بدهد. در ضمن می‌توان این استوانه‌ها را به عنوان کود هم استفاده کرد.
     

    ۱۱. طرحی بسیار جالب برای اتومبیل‌های شرکت BMW  که برای اولین بار به جای استفاده از پوسته‌های روکش فلزی، از پوشش الیافی بسیار محکم با قابلیت کشش بالا استفاده کرده که روی یک اسکلت فلزی کشیده شده است. علاوه بر بالابردن خاصیت آیرودینامیکی اتومبیل، تغییر دادن آسان این پوسته و تنوع رنگی بالایی که می‌توان در رنگ‌ها ایجاد کرد از ویژگی‌های این طرح خلاقانه است.

    12. طرحی برای کتاب‌های الکترونیکی آینده با نیم‌نگاهی به کتاب‌های فعلی (قدیمی؟!).

    13. شاید باورش سخت باشد، ولی طرح بالا، نمونه‌ای از iPodهای جدید شرکت apple خواهد بود. آیپادی که شما می‌توانید مانند یک دست‌بند آن را همه جا همراه داشته باشید. نام این سری از کارهای اپل، iBangle است.


    14. شاید با آمدن موس‌های بدون سیم، بعضی‌ها فکر می‌کردند نهایت پیشرفت تکنولوژی را در این زمینه دیده‌اند، ولی شاید با این طرح نظرشان تغییر کند. موس‌هایی با پوسته‌های الکترونیکی و خاصیت انعطاف‌پذیری بسیار بالا که هنگام استفاده آن‌ها را باد می‌کنید.

    ۱۵. شاید یکی از اشکالاتی که بتوان به صفحات لمسی  touchscreen گرفت، این باشد که شما بدون هیچ حس خاصی باید روی یک صفحه‌ی صاف و سخت اشاره کنید. در طرح جدیدی که شرکت نوکیا ارائه داده، بالشتک‌هایی در صفحه‌ی لمسی قرار می‌گیرند که گزینه‌ها را برایتان ملموس تر می‌کنند.

    16. یکی از مهم‌ترین اجزای هر خانه پنجره‌های آن است. برای کنترل کردن بسیاری از محدودیت‌های این جزء از بنا، در بسیاری از مواقع به استفاده از پرده روی می‌آوریم. طرحی که در بالا مشاهده می‌کنید، صفحات کوچک پیش‌ساخته‌ای است که میان یک شبکه‌ی انعطاف‌پذیر آهنربایی قرار گرفته است و به راحتی قابلیت شکل‌پذیری به هر فرم دلخواه شما را دارد.


     

    17. گوشی موبایلی که به دلیل جنسش،  قابلیت بازیافت بسیار بالایی دارد و همچنین از قیمت تمام شده‌ی بسیار پایینی هم برخوردار است. فریم دور این گوشی موبایل هم به صورتی در نظر گرفته شده که صفحه‌ای بسیار بزرگ برای کاربر محیا کند.

    18. کی‌بوردی شیشه‌ای که هر کاری که دوست داشته باشید می‌توانید با آن انجام دهيد. البته هر کاری به جز شکستن آن …

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    پنجشنبه 19 دی1387ساعت 11:28 AM




    نمونه: خلاصی از زندان با دست‌بندی که متهمان را به دادگاه می‌آورد!

    اين خبر چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۵۷ روي وب‌سايت خبرگزاری دانشجویان ایران ـ ایسنا http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1148729 و نيز با اين لينك دسترسي http://www.khabarfarsi.com/news-193900.htm قرار گرفت:
     
    دستگيري و نحوه برخورد با مجرمان همواره در كشورهاي مختلف جهان مساله‌اي بحث برانگيز بوده است. بديهي است كه برخورد با متهمي كه به دليل نزاع ساده يا چك برگشتي، بازداشت شده با فردي كه به اتهام جنايت، سرقت و شرارت دستگير شده‌اند بايد متفاوت باشد و اصولا نبايد با متهماني كه هنوز جرم آنها به ثبت نرسيده همانند مجرمان برخورد كرد.
    حسین فیضی، مبتکر جوانی است که با توجه به این مساله و با هدف فراهم کردن امکان کنترل متهمان بدون نیاز به بازداشت آنها، دستبند هوشمندی با قابلیت ردیابی ساخته که به گفته وی می توان با استفاده از آن، بدون نگرانی از فرار متهمان، افرادی را که اتهامات آنها به گونه ای نیست که ضرورتی به نگهدار یشان در بازداشتگاه باشد، تا زمان لازم آزاد کرد.
    وی که دو سال پیش هم نمونه ساده ای از دستبند هوشمند خود را با قابلیت جلوگیری از فرار مجرمان در مسابقات «تی ریز» بلژیک ارائه کرده بود درباره ابتکار جدیدش به خبرنگار علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) گفت: این دستبند هوشمند روی یکی از دست های متهم بسته شده و بی نیاز از مامور مراقب، هرگونه فعالیت متهم را کنترل و هدایت می کند و تمام ناهنجاری هایی که ممکن است از وی سر بزند و راه مقابله با آنها در آن تعریف شده است.
    فیضی افزود: این دستگاه با تشخیص هر ناهنجاری و یا خروج از محدوده جغرافیایی تعریف شده برای آن، به متهم هشدار صوتی داده و مرکز فرماندهی را نیز از اقدامات وی مطلع می کند و در صورت ادامه فعالیت متهم و بی توجهی به هشدارها از طریق شوک الکتریکی متهم را وادار به توقف می کند.
    وی خاطرنشان کرد: زمانی که در حوزه نیروی انتظامی مربوطه، دستبند به دست مجرم بسته می شود، از طریق خروجی USB آن، اطلاعات اولیه ای چون مسیر انجام ماموریت و بازگشت مجدد وی به پایگاه به دستگاه وارد شده و شخص، از طریق سیستم ماهواره یی در تمام طول مسیر حرکت، ردیابی می شود و امکان خروج متهم از این محدوده، وجود ندارد و در این مدت، مرکز فرماندهی نیز می تواند هر نوع اطلاعاتی را که نیاز داشته باشد، از دستگاه گرفته و با متهم به صورت صوتی در ارتباط باشد.
    به گفته وی، از طریق این سیستم اطلاع رسانی ماهواره یی، اطلاعاتی چون موقعیت جغرافیایی، سمت حرکت، زاویه حرکت و زمان دقیق هر ثانیه حرکت جزئی فرد ارائه می شود.
    فیضی در بیان دیگر امکانات این دستگاه خاطرنشان کرد: این دستگاه، مجهز به سیستم اطلاع رسانی پیام کوتاه بوده و تمام اطلاعات را به صورت پیام کوتاه ارسال می کند و نیز از طریق استراق سمع در تمام مدت ماموریت، صدای متهم و محیطی که در آن حضور دارد، شنود می شود که این مورد برای چاره گشایی از پرونده های مجرمان نیز می تواند مفید باشد.
    وی از سیستم نرم افزاری ماهواره یی، ریموت کنترل، ارسال پیام کوتاه و سیستم مخابراتی به عنوان روش هایی که مرکز فرماندهی می تواند با دستگاه ارتباط برقرار کند، یاد کرد و به ایسنا گفت: هر دستگاه، دارای خط مخابراتی مجزایی است که با برقراری تماس با آن می توان تمام دستورات را به آن واگذار کرد.
    این پژوهشگر جوان در بیان دیگر ویژگی های این دستگاه به عایق بودن آن نسبت به تمام آسیب های احتمالی چون ضربه، شوک الکتریکی، برق، مغناطیس، احتراق و غیره اشاره کرد و افزود: این سیستم از GPS ردیابی ماهواره ای، عامل بازدارنده شوک الکتریکی، سیستم مخابراتی، شنود و استراق سمع، سیستم هوشمند، دستبند گیرنده پیام ها و تعدادی سیستم های داخلی تشکیل شده و تمامی مراحل مساله یابی، طراحی و ساخت آن از طریق تکنیک های خلاقیت «تی ریز» (روش های خلاقانه حل مسائل) انجام شده است.
    فیضی افزود: این پروژه، اولین اختراع در ایران است که توسط این تکنیک، طراحی و ساخته شده که دارای گواهینامه تاییدیه TRIZ از موسسه مطالعات نوآوری و فن آوری ایران است.
    وی ادامه داد: منبع تغذیه این سیستم، باتری های کربنی بوده که مدت زمان شارژ آن را افزایش می دهد و البته زمانی که شارژ دستگاه رو به اتمام باشد، با هشدار صوتی از فرد متهم می خواهد که به شارژ دستگاه از طریق شارژکنی که در اختیارش قرار گرفته، اقدام کند و نیز این پیام را به مرکز فرماندهی ارسال می کند و در صورت عدم توجه متهم به این هشدار، فرد متهم را وادار به شارژ دستگاه می کند.
    فیضی تصریح کرد: یک رایانه در یک مرکز فرماندهی، می تواند تمام دستبندهای هوشمند موجود در یک شهر را کنترل کند و با استفاده از این پروژه، دیگر نیازی به کادر اجرایی در کنترل مجرمین احساس نمی شود؛ البته در تهیه آن که با همکاری و حمایت مرکز تحقیقات اداره پلیس آگاهی ناجا صورت گرفته، جنبه های روان شناختی اجتماعی و شیوه برخورد با متهمانی که هنوز جرم آنها به اثبات نرسیده، مدنظر قرار گرفته است.
    به گفته وی، نمونه چنین دستگاهی با این قابلیت ها در خارج از کشور نیز وجود ندارد.

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    شنبه 20 مهر1387ساعت 1:48 AM




    مساله و راه‌حل: حمله هوايی به پايگاه نظامی الوليد؛ ناممكني كه ممكن شد

    عملیات اچ 3 یکی از بزرگترین عملیات‌های هوایی دنیا است که به نام فانتوم‌ها ثبت شده.

    فانتوم‌های ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسین‌برانگیز در 4 آوریل 1981 (فروردین 1360) پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ 3 واقع در غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را به کلی نابود کردند.

    در مجموع بیش از 48 هواپیمای عراقی که بیشتر آن‌ها بمب‌افکن‌های روسی (میگ 23، سوخو 20، توپولف 16، توپولف 22) بودند در این عملیات از بین رفتند.

    حمله به اچ 3 از لحاظ فنی یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های هوایی جهان به شمار می‌رود و از نظر دستاوردهای نظامی نیز با توجه به نابودی کامل 48 هواپیمای دشمن در رده بزرگترین و موفقترین عملیات‌های نظامی جهان قرار می‌گیرد.

    در سال 1981 منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب‌افکن‌های خود را برای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آن‌ها بر روی باند فرودگاه به پایگاهی در دورترین نقطه غرب این کشور منتقل ساخته است؛ به پایگاه‌های سه‌گانه اچ 3 با نام الولید.  

    هیچ کارشناس نظامی تا آن‌وقت تصور نمی‌کرد که این پایگاه‌ها که در غربی‌ترین نقطه خاک عراق و در نزدیکی مرز این کشور با اردن واقع شده است روزی هدف حمله جنگنده‌های ایرانی قرار گیرد.

    هواپیماهای ایرانی برای بمباران این پایگاه می‌بایست از مرزهای شرقی عراق وارد شده و پس از گذشتن از آسمان بغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تاسیسات پدافندی موثری داشتند به اچ 3 می‌رسیدند و پس از انجام عملیات دوباره از همین مسیر باز می‌گشتند.  

    در تمام طول مسیر جدای از موشک‌های زمین به هوا و توپ‌های ضد هوایی، هواپیماهای رهگیر عراقی نیز وجود داشتند که در صورت حمله، با توجه به برتری تعداد آن‌ها نسبت به هواپیماهای مهاجم ایرانی بدون شک ادامه عملیات را برای هواپیماهای ایرانی غیرممکن می‌ساختند.

    عبور جنگنده‌های ایرانی از عرض کشور عراق و رسیدن به دورترین نقطه خاک این کشور مسأله‌ای نبود که از چشم رادارهای عراقی پنهان بماند. با توجه به این مسائل احتمال یک حمله غافلگیرانه از طرف ایران منتفی و غیرممکن انگاشته می‌شد.

    اما در آن‌سوی جریان، افسران نیروی هوایی ایران باور دیگری داشتند. خلبانان ایرانی مصمم بودند تا این عملیات را به هر طریق ممکن به انجام رسانند. بدین‌ترتیب پایگاه هوایی نوژه همدان آبستن یکی از رویدادهای بزرگ جنگ شد.

    در این پایگاه افسران نیروی هوایی به طراحی یکی از شگفت‌انگیزترین و جسورانه‌ترین حملات هوایی تاریخ پرداختند.

    تنها نمونه‌های دیگر برای عملیات اچ 3، عملیات‌هایی بود که نیروی هوایی اسرائیل در جنگ‌های 1967 و 1973 موفق به انجام آن شده بود.

    در ژوئن 1967 طی جنگ‌های 6 روزه، اسرائیلی‌ها بخش اعظم نیروی هوایی مصر را روی زمین از میان برداشتند.

    در اکتبر 1973 نیز، طی جنگ‌های بیست روزه (که اعراب آنرا جنگ رمضان و اسرائیلی‌ها آنرا جنگ یوم کیپور نام نهادند) نیروی هوایی اسرائیل موفق شد بسیاری از هواپیماهای مصری را بر روی باند فرودگاه از میان بردارد.

    در همین سال 4 فانتوم اسرائیلی ساختمان ستاد مشترک ارتش سوریه را در قلب دمشق با خاک یکسان کردند (که البته فقط 2 تای آنها سالم به پایگاه‌های‌شان بازگشتند).

    حال ایرانی‌ها می‌رفتند تا عملیاتی را به انجام رسانند که در صورت موفقیت به یک اسطوره در تاریخ جنگهای هوایی بدل می‌شد. در طراحی عملیات به گونه‌ای عمل شد که در وهله اول به یک داستان علمی، تخیلی بیشتر شباهت داشت تا یک عملیات هوایی در شرایط جنگ واقعی. پس از بررسی طرح‌های مختلف فرمانده وقت نیروی هوایی شهید فکوری با طرحی با حضور 10 فروند فانتوم (8 فروند اصلی و 2 رزرو) موافقت کرد.

    این هواپیماها باید از کوهستانهای مرزی عراق و ترکیه و در ارتفاعی پایین پرواز می­کردند و پس از طی مسافتی طولانی بر روی خط مرزی عراق و ترکیه (که احتمالا در مواقعی نیز مستلزم تجاوز به حریم هوایی ترکیه بوده است) خود را به اچ 3 برسانند. 

    فانتوم‌ها پس از فروریختن بمبهای‌شان بر سر هواپیماهای عراقی می‌بایست از همان مسیر قبلی به پایگاه‌های خود باز می‌گشتند. عملیات باید کاملا غافلگیرانه انجام می‌شد و فانتوم‌ها تا لحظه‌ای که بر فراز اچ 3 ظاهر می‌شدند نباید هیچ نشانه‌ای از یک حمله هوایی را آشکار می‌کردند.

    در راه بازگشت مسلما عراقی‌ها که دیگر از حمله آگاه شده بودند هواپیماهای خود را به دنبال فانتوم‌ها می‌فرستادند و هواپیماهای ایرانی در اینجا نیز باید در صورت درگیری خود را حفظ می‌کردند.

    در تمام طول مسیر هواپیماها می‌بایست در ارتفاع پایین (20 تا 30 متری) پرواز می‌کردند تا از دید رادارهای دشمن پنهان بمانند.

    در حالت عادی، پرواز در ارتفاع پایین به قدرت و مهارت بسیاری نیازمند است اما پرواز در ارتفاع پایین بر فراز منطقه‌ای کوهستانی تقریبا به کاری غیرممکن می‌ماند که تنها از عهده خلبانانی بر می‌آید که دارای مهارت و قدرت عکس‌العمل بالایی باشند.

    تصور غیر ممکن بودن چنین کاری چندان دشوار نیست.

    در حالت رانندگی با یک اتومبیل با سرعتی معدل 200 کیلومتر بر ساعت بسیاری از مواقع راننده پس از مشاهده مانعی در مقابل خود به سختی می‌تواند از خود عکس‌العمل نشان دهد. زمانی که چشم انسان موفق به دیدن مانعی در برابر خود می‌شود و مغز دستور عکس‌العمل اعضای بدن را از قبیل؛ گرفتن کلاچ، فشار بر روی ترمز یا ... را صادر می‌کند اتومبیل با سرعت 200 کیلومتری خود عملا به مانع رسیده است و برخورد اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌کند. حال وضعیتی را تصور کنید که خلبان ناگهان با دیدن قله‌ای در مقابل خود سعی در بالا کشیدن هواپیما می‌کند. طی چند ثانیه خلبان باید هواپیما را از فراز مانع عبور دهد در حالی که با 5/2 برابر سرعت صوت به سمت آن در حرکت است. این توضیح می‌تواند دشواری پرواز بر فراز کوهستان در ارتفاع پایین را نشان دهد.)

    عملیات اگر فقط همین مشکلات را هم داشت به اندازه کافی غیرممکن به نظر می‌رسید اما مسأله دیگری وجود داشت که مهم‌ترین چالش پیش روی عملیات بود. هیچ هواپیمایی به علت محدودیت سوخت نمی‌توانست چنین مسیر طولانی را رفته و بازگردد.

    پس در حین عملیات و بر فراز آسمان عراق که نفوذ با جنگنده‌ها هم در آن به اندازه کافی دشوار بود می‌بایست هواپیماهای بویینگی برای رساندن سوخت به فانتوم‌ها با آنان همراه می‌شدند.  

    آیا هواپیماهای بویینگ می‌توانستند خود را از دید رادارها مخفی کند؟ سرعت بویینگ بسیار کمتر از سرعت هواپیماهای جنگنده است بنابراین فانتوم‌ها نمی‌توانستند همراه این هواپیماهای غول‌پیکر حرکت کنند و در تمام طول مسیر از آن در برابر جنگنده‌های عراقی محافظت کنند، حال اگر بویینگ در هر مرحله از عملیات توسط عراقی‌ها هدف قرار می‌گرفت تکلیف فانتوم‌ها چه بود؟ اصولا آیا هواپیماهای بویینگ 707 شانسی برای گذشتن از مرز عراق و رسیدن به نقطه‌ای که باید سوختگیری در آن انجام می‌شد را داشتند و یا در همان مراحل آغاز عملیات هدف هواپیماهای رهگیر عراقی قرار می‌گرفتند؟  

    طبق برنامه‌ریزی عملیات، پس از اولین نوبت سوختگیری هواپیماهای مادر باید صبر می‌کردند تا فانتوم‌ها عملیاتشان را بر فراز اچ 3 انجام دهند و در راه بازگشت (که این بار دیگر عراقی هوشیار شده بودند) دوباره عملیات سوختگیری هوایی را انجام می‌دادند. در هر مرحله‌ای از عملیات امکان داشت واقعه ناخوشایندی برای هواپیماهای سوخت‌رسان که ذاتا بی‌دفاع بودند رخ دهد و می‌دانیم که سرنوشت فانتوم‌ها با سرنوشت بویینگ کاملا گره خورده بود.

    با وجود تمامی این مشکلات و با علم به این‌که چنین عملیات جسورانه‌ای تا به حال توسط هیچ کشوری در جهان انجام نشده بود افسران ایرانی به اجرای آن مصمم بودند. در نهایت پس از بررسی‌ها و برنامه‌ریزی‌های دقیق، روز سرنوشت‌ساز فرا رسید.

    10 فروند فانتوم (8 فروند اصلی و 2 فروند رزرو) مسلح، در شرایط کامل حفاظتی از پایگاه شهید نوژه همدان به پرواز در آمدند.

    تنها دوبار سکوت رادیویی شکست. یکی هنگام پرواز که هر هواپیما بعد از بلند شدن از روی باند شماره خود را اعلام می‌کردند و بار دیگر بعد از پایان عملیات سوختگیری، رمزی را اعلام می‌کردند. بعد از پرواز، فانتوم ها مسیر خود را به سمت دریاچه ارومیه پیش گرفتند و درحالی که هوا ابری بود، در ارتفاع پست با دو فروند تانکر سوخت‌رسان 747 برخورد کردند و اولین مرحله سوختگیری در خاک ایران با موفقیت کامل بعد از گذشت 20 دقیقه انجام شد. سپس فانتوم‌ها به سمت مرز پرواز کردند. در ساعت 58/7 صبح با رسیدن به نقطه صفر مرزی، به دو دسته 4  فروندی تقسیم شدند و 2 فروند رزرو نیز بازگشتند.

    در جایی بسیار دورتر در فرودگاه لارناکا در قبرس دوهواپیمای بویینگ 707 متعلق به هواپیمایی ملی ایران (هما) ساعتی قبل وارد فرودگاه لارناکا شده بودند و طبق برنامه‌ریزی قبلی آماده می­شدند تا بدون مسافر به تهران باز گردند.

    برنامه‌ریزی عملیات به طرز دقیقی صورت گرفته بود و در ساعتی مشخص هواپیماهای بویینگ می‌بایست بر فراز کوهستان‌های مرزی ترکیه و عراق با فانتوم‌ها ملاقات می‌کردند. در ساعت مقرر تانکر سوخت‌رسان با فانتومها در همان نقطه پیش‌بینی شده روبه‌رو شد.

    فانتوم‌ها توانسته بودند با سکوت رادیویی و پرواز در ارتفاع پایین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان دارند.

    ظاهرا چندین بار هواپیماها در رادارهای عراقی و ترکیه‌ای ظاهر می‌شوند اما عراقی‌ها تصور می‌کنند هواپیماها متعلق به نیروی هوایی ترکیه است که مشغول گشت‌زنی در طول مرزهایشان هستند.

    این اشتباهی بود که کنترل‌های زمینی ترکیه نیز مرتکب شدند.  

    هر 8 هواپیما که سوختشان پس از طی مسیری طولانی در حال اتمام بود به طور منظم عملیات سوختگیری هوایی را انجام دادند و با شتاب به سوی هدفی رهسپار شدند که بی‌صبرانه انتظارشان را می­کشید.  هواپیمای بویینگ نیز با احتیاط کامل مشغول گشت‌زنی در طول مسیر شد تا در بازگشت، دوباره عملیات سوخت رسانی به فانتوم‌ها را انجام دهد.

    در آن سو فانتوم‌ها در ارتفاعی پایین و در حالتی که خلبانان آن می‌توانستند کوچکترین حرکتی را بر روی زمین با چشم غیرمسلح ببینند به سمت اچ 3 در حرکت بودند.

    هواپیماها به سه گروه تقسیم شدند.

    ساعتی بعد هر هشت هواپیما ناگهان بر فراز پایگاه ظاهر شدند.

    گروه اول در ساعت 45/8 به پایگاه اول حمله کرد.

    گروه دوم در ساعت 50/8 به پایگاه دوم حمله کرد.

    گروه سوم به سمت پایگاه سوم (اصلی) حمله کرد.

    در حالی که هنوز گروه سوم به پایگاه اصلی نرسیده بودند، دو گروه دیگر کار خود را تمام کرده بودند زیرا آن‌ها فاصله کم‌تری نسبت به این پایگاه داشتند. دود ناشی از انفجار هواپیماها و انبارها، تمامی فضا را پر کرده بود و پدافند و موشک‌های زمین به هوای دشمن از هر طرف برای سرنگونی فانتوم‌ها شلیک می‌کردند. فرمانده گروه سوم سرتیپ براتپور با دیدن این اوضاع، تصمیم گرفت به جای این که از مسیر از پیش تعیین شده به پایگاه سوم حمله کند، با گردشی به سمت راست از سمت مخالف به آن‌ها حمله‌ور شود که بدین‌ترتیب موفق به غافلگیری آن‌ها می‌شد.
    پایگاه دشمن از استتار خیلی خوبی برخوردار بود، به شکلی که حتی رنگ سقف آشیانه‌ها نیز به رنگ زمین بودند و روی ادوات نیز به خوبی پوشانده شده بود. هنگامی که گروه سوم به روی پایگاه رسیدند، عراقی‌ها که فکر نمی‌کردند خلبانان ایرانی جسارت و توانایی لازم جهت حمله به آن جا را داشته باشند، کاملا غافلگیر شدند. آن‌ها که مشغول کارهای زومره بودند ابتدا تصور کردند که هواپیمای خودشان است که به سمت آنها می‌آید، همچنین به دلیل تغییر سمتی که داده شده بود لوله‌های توپ‌های ضدهوایی آن‌ها نیز سمت مخالف را نشانه گرفته بود و به اصطلاح دیوار آتش آن‌ها در سمت دیگری بود. فانتوم ها با رسیدن به بالای پایگاه، شیرجه رفته و تمامی بمب‌های خود را رها کرده و پایگاه را به جهنمی از آتش تبدلیل می‌کنند.

    فانتوم‌ها که دیگر چیزی برای نابود کردن باقی نگذاشته بودند به سرعت صحنه عملیات را ترک کردند.

    پشت سر آن‌ها تلی از خاکستر به جا مانده بود که تا چند دقیقه پیش پایگاه هوایی الولید نام داشت.

    جایی که قرار بود مکانی امن برای هواپیماهای عراقی باشد.

    بر روی باند فرودگاه و در آشیانه‌هایی که آتش از آن‌ها زبانه می­کشید تکه‌پاره‌های از آهن و فولاد به چشم می‌خورد که زمانی بر صحنه آسمان ایران با نخوت و غرور به پرواز در می‌آمدند و بمب‌های‌شان را فرو می‌ریختند.

    در بازگشت، فانتوم‌ها باز به همان شیوه پیشین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان کرده و در نقطه موعود پس از سوختگیریِ دوباره، پرواز خود را به سمت ایران ادامه دادند.

    هواپیمای سوخت رسان که ماموریتش به اتمام رسیده بود با خروج از نوار مرزی عراق و ترکیه از طریق آسمان ترکیه به تهران بازگشت.

    قبل از عبور فانتوم‌ها از مرز عراق دفاع ضدهوایی این کشور که متوجه هواپیماهای ایرانی شده بود به سمت آن‌ها آتش گشود و یکی از هواپیماها مورد اصابت قرار گرفت به گونه ای که دیگر نمی‌توانست تا رسیدن به پایگاه به پرواز خود ادامه دهد، پس به عنوان حسن ختام نمایش و برای تکمیل کردن کلکسیون کارهای عجیب و غریب این عملیات، در وسط جاده‌ای اتومبیل‌رو در آذربایجان غربی به زمین نشست.

    بقیه  هواپیماها بدون هیچ آسیبی عملیات را به پایان بردند.

    در طول عملیات طی چند نوبت هواپیماهایی ایرانی برای منحرف کردن توجه عراقی‌ها از فانتوم‌هایی که بسمت اچ 3 در حال پرواز بودند چندین عملیات ایذایی را بر روی خاک دشمن انجام دادند.

    هنگام بازگشت نیز همین کار تکرار شد و هواپیماهای ایرانی با حملات ایذایی شکاری‌های دشمن را به دنبال خود می­کشیدند و سپس به سمت ایران می‌گریختند.

    در ابتدا عراقی‌ها که کاملا غافلگیر شده بودند تصور کردند که حمله از جانب اسرائیلی‌ها صورت گرفته است.

    با توجه به نزدیکی اسرائیل به اردن و این که در سال 1967 نیز اسرائیلی‌ها فرودگاههای این کشور را بمباران کرده بودند احتمال این که حمله از جانب اسرائیلی‌ها صورت گرفته باشد بسیار محتمل‌تر به نظر می‌رسید تا این‌که هواپیماهای ایرانی توانسته باشند چنین مسیر طولانی را طی کنند و باوجود پدافند هوایی عراق در دو نوبت بر فراز آسمان این کشور سوختگیری هوایی را انجام داده باشند.

    اما پس از مدتی عراقی‌ها دریافتند که هدف یکی از جسورانه‌ترین عملیات‌های هوایی تاریخ جهان قرار گرفته‌اند.

    حمله به اچ 3 در نوع خود بی‌نظیر بود.

    پیش از این همان‌گونه که اشاره شد اسرائیلی‌ها در جنگ‌های 1967 و 1973 توانسته بودند عملیات‌های شگفت‌انگیزی انجام دهند اما نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت این است که بعد مسافتی آن عملیات‌ها بسیار کوتاه‌تر از عملیات اچ 3 بود به گونه‌ای که اسرائیلی‌ها هیچگاه مجبور به سوختگیری هوایی در قلب خاک دشمن نبودند.

     در مورد حمایت‌های اطلاعاتی و تکنولوژیکی امریکا از اسرائیل نیز در جنگ‌های 67 و 73 فقط همین نکته بس که در 1973 امریکایی‌ها در تمام بیست روزی که جنگ ادامه داشت با برقراری یک پل هوایی از پرتغال به اسرائیل سیلی از تجهیزات جنگی و لوازم یدکی هواپیماها را به سوی اسرائیل سرازیر کردند به طوری که در همین هنگام زمانی که 6 فانتوم اسرائیلی توسط موشک‌های سام روسی در آسمان سوریه سرنگون شدند امریکایی‌ها بی‌درنگ این هواپیماها را جایگزین کردند تا برتری هوایی ارتش اسرائیل بر اعراب همچنان حفظ شود.

    اما لازم به گفتن نیست که ایران در طول جنگ همواره از پشتیبانی اطلاعاتی و تکنولوژیکی غرب محروم بود و آمریکایی‌ها حتی لوازم یدکی هواپیماهای ساخت خودشان را نیز به ایران تحویل نمی‌دادند. اغراق نیست اگر این عملیات را که در زمان خود بهت و حیرت بسیاری از کارشناسان نظامی غرب را موجب شده بود یکی از شگفت‌انگیزترین و قاطع­ترین نبردهای هوایی جهان بدانیم.

    • منبع: جلد دوم كتاب بر بلنداي سپهر ـ صفحه‌هاي 79 تا 86

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    یکشنبه 7 مهر1387ساعت 10:4 AM




    نمونه: خانه‌ای که همیشه رو به خورشید است!

    در فاصله سال‌های 1929 تا 1935، یک مهندس کشتی ایتالیایی به نام «آنجلو اینورنیتزی »، با همکاری یک مهندس معمار دیگر به نام «اتوره فاجولی» ساختمانی ساخت که ویژگی منحصر به فردی داشت: قسمت بالایی ساختمان مثل عقربه یک ساعت در طول روز می‌چرخد و در نتیجه همیشه ساختمان رو به نور خورشید است و از پنجر‌ه‌های آ نور خورشید به داخل ساختمان می‌تابد.

    طول برج این ساختمان 43 متر است، نیروی لازم برای چرخش ساختمان توسط دو موتور تأمین می‌شود که هر کدام 3 اسب بخار نیرو دارند. سرعت حرکت این ساختمان 1500 تنی، 4 میلیمتر در ثانیه است.

    این ساختمان به ایتالیایی 'il girasole نام دارد که کاملا بامسماست ، چرا که آفتابگردان معنی می‌دهد.

    تصویر این ساختمان در گوگل مپ:

    به نقل از: http://1pezeshk.com/archives/2008/08/post_901.html دوشنبه ۲۱ مرداد ۸۷

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 9:24 PM




    نمونه: بالکن متحرک آپارتمان‌ها

    هر چه محدوديت‌ها بيشتر باشند، نياز به عميق‌تر انديشيدن نيز افزايش مي‌يابد. ايده‌هاي مختلف و بكر، تنها راه گريز از محدوديت‌هاي روزگار است. به خاطر دارم وقتي در كلاس اصول حسابداري دانشگاه صحبت از بودجه بود، مهندس مفتون ـ‌ كه هر كجاي دنيا هستند، برايشان آرزوي سلامتي و طول عمر دارم ـ ‌مي‌گفتند: تا وقتي كه پول توي جيب شما بي حد و اندازه باشد،‌ شما نياز به برنامه‌ريزي و فكر به نحوه هزينه كردن نداريد. بودجه هنگامي مطرح مي‌شود كه محدوديتي متوجهتان باشد.

    يكي از نمونه‌هايي كه سال گذشته توجهم را جلب كرد، طراحي و توليد بالكن‌هاي متحرك براي روزگار زندگي در آپارتمان‌هاي نقلي است. email دريافتي از يكي از دوستان تلنگري بود براي درج آن در وبلاگ.

    شرکت BloomFrame طرحی رو ارائه داده است كه به استناد آن شما می‌توانید پنجره آپارتمان خود را به حالت بالکن درآورید و از آن استفاده مطلوب با ببريد. این طرح جایزه Red Dot Design Award سال 2008  را از آن خود کرده است. این بالکن قابلیت نصب بر ساختمان‌های قدیمی و جدید را دارد.

    آن‌چه در تحليل اين نوآوري و بر اساس دانش TRIZ مي‌توان ذكر كرد به دو بحث استفاده از منابع و روند پويايي است. استفاده از منابع، يكي از رمزها و اصول هميشگي يافتن راه‌حل‌هاي برتر براي انجام كارهاي رايج است. روند تكامل پويايي هم، به متحرك شدن سيستم و اجزاي آن در گذر زمان و تغيير طراحي اشاره دارد. در مورد بالكن‌هاي متحرك، استفاده از منبع «فضاي بدون استفاده» و متحرك كردن بالكن‌ها مورد توجه طراح بوده‌اند.

    براي دسترسي به اطلاعات بيشتر مي‌توانيد به اين لينك‌ها مراجعه فرماييد:http://www.bloomframe.com/ , http://www.notcot.com/archives/2007/02/bloomframe.php

    براي تماشا هم اگر دسترسي به YouTube داريد اين لينك برقرار است: www.youtube.com/watch?v=QMXcUqGj0U4

    به نقل از مطلب ارسالي خانم فرحناز پاك‌سيما.

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    جمعه 14 تیر1387ساعت 1:27 PM




    نمونه: ساخت خودروی پارچه‌ای BMW

    شرکت خودروسازی BMW نمونه آزمایشی خودرویی را ساخته است که بدنه آن از جنس پارچه‌ای ویژه است و می‌تواند به سلیقه دارنده خودرو تغییر شکل دهد.
    به گزارش خبرگزاری مهر، شرکت BMW آلمان نمونه آزمایشی خودرویی با عنوان جینا را ساخته است که می‌تواند به سلیقه دارنده این وسیله نقلیه تغییر شکل دهد.
    جینا مخفف عبارت «هندسه و عملکردها در تعداد نامحدودی سازگاری» است. این خودرو می‌تواند نمونه‌ای از خودروهای آینده باشد که کاملا انعطاف‌پذیر هستند و می‌توانند به سلیقه استفاده‌کننده به هر شکلی در آیند.
     
    BMW بیش از 10 سال است که روی این خودرو تحقیق می‌کند.
    بر اساس گزارش wallpaper.com این خودرو یک بدنه کامل و زاویه ای دارد که به جای فلز از نوعی پارچه خاص دو لایه ساخته شده است. لایه فوقانی یک پوسته خاردار و لایه زیرین ساختاری دارد که از سرنشینان محافظت کرده و از تمام عملکردهای وسیله نقلیه حمایت می‌کند.
     

    در داخل اتاق این خودور هیچ وسیله سختی وجود ندارد و تمام اجزای داخل اتاق از مواد انعطاف‌پذیر و نرم ساخته شده‌اند. به این ترتیب تغییر شکل خودرو امکان‌پذیر می‌شود.
     

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    شنبه 25 خرداد1387ساعت 10:52 PM




    نمونه: اولین ویدیو پروژکتور جیبی جهان عرضه شد

    نظرتان راجع به یک ویدیو پروژکتور در سایز 13 در 8 سانتیمتر چیست؟ این دوست کوچک که اولین ویدیو پروژکتور جیبی برای فروش محسوب می‌شود، بالاخره در نمایشگاه الکترونیک هنگ کنگ عرضه شد.

    این پروژکتور دارای یک صفحه نمایش 3.5 اینچی است و از کارت حافظه SD هم پشتیبانی می‌کند.

    بلندگوي داخلی، باتری قابل شارژ و کنترل از راه دور، دیگر امکانات این Pico Projector هستند.

    نکته جالب دیگر در مورد این پروژکتور، سیستم عامل داخلی Windows CE نسخه 5 است. بدين‌ترتيب این امکان به كاربر داده مي‌شود كه بدون اتصال دستگاه به کامپیوتر، فایل‌های مختلف از جمله فایل‌های خانواده Office را نمايش دهد.

    این دستگاه که iView IPL630 نام دارد، تصاویری با کیفیت 640 در 480 پیکسل تا سایز مفید 53 اینچ تولید می‌کند و تنها 40 گرم وزن دارد. قیمت فروش آن هنوز اعلام رسمي نشده است.

     

    اطلاعات بيشتر در مورد اين دستگاه را مي‌توانيد اينجا جستجو كنيد:

    http://www.aboutprojectors.com/news/2008/04/17/first-commercially-available-portable-pico-projector-unveiled-in-hong-kong/

    يا اين لينك را ببينيد: http://displaydaily.com/2008/04/17/world%e2%80%99s-first-commercial-portable-product-with-integrated-pico-projector-unveiled-in-hong-kong/ 

    دنياي كوچك و پر شتابي است. بسياري از چيزهايي كه تصورش را مي‌كنيم و بسياري از كارهايي كه آرزوي شدنشان را داريم، يك به يك در حال شدن هستند. بسياري از مراكز علمي و استاداني كه آموزش و برگزاري سمينار و كارگاه جزو فعاليت‌هاي جاري ايشان است،‌ با داشتن چنين پروژكتوري آسوده خاطر مي‌شوند. اگر كسي فروشنده باشد، من مشتري اين دستگاه هستم!

     

    • به نقل از مطلب ارسالي خانم مهندس فرحناز پاك‌سيما كه لطف هميشگي دارند و نمونه‌هاي اين‌چنين را به دفعات برايم ارسال داشته‌اند.از ايشان سپاسگذارم.

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 5:58 PM




    نمونه‌هايي از انعكاس خلاقيت

    نمونه‌هاي مختلفي از ايده‌هاي خام و ايده‌هاي كاربردي شده توسط مؤسسه مطالعات نوآوري و فناوري ايران گردآوري شده است. اين موارد در قالب فايل‌هايي آماده بازديد هستند كه مي‌توان به آن‌ها از طريق http://www.iiits.org/download.asp دسترسي داشت.

    اين لينك دايمي است و موارد جديد هم بدان افزوده مي‌شوند. از اين رو پيشنهاد مي‌كنم، هر از گاهي سري به آن بزنيد.

    نوشته شده توسط  محمود کریمی    شنبه 13 بهمن1386ساعت 6:22 PM