نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد. |
هميشه ميشنيدم كه ميشود. ميگفتند مانند سفر زيارتي مشهد است كه وقتي بطلبد اسباب رفتنت خودبهخود مهيا ميشود. قرار بود ايدهپردازي كنيم در مورد ماجراهاي يك سفر عمره. و بعد چنين شد كه اين ايدهها و سفر ما را همراه خود كرد.
محصول تصويري سفر عمره تيرماه 1388 از جمعه 880717 به نمايش در آمده است. هر جمعه كمي بعد از ساعت 8 شب، برنامه روضه رضوان از شبكه 2 سيما پخش ميشود.
چند دقيقهاي از بخش آغازين اين برنامه به روايت سفر ما اختصاص دارد. وارد حريم خصوصي زائران نشديم و در مجالهاي ممكن براي تصويربرداري موضوعهايي كه ميگويند بكر بوده را خلاصه كرديم.
از بدرقههاي دستهجمعي گفتيم و از پديدههايي مانند خريد، ترافيك در مدينه و مكه، خورد و خوراك زائران و رستورانها، برنامهريزي سفر، آينده دنياي اسلام، Can you speak English و هل تتكلم بالعربيه، مراعاتهاي پزشكي سفر حج، مطالعه براي اين سفر، سوغات، حكايتهاي احد و شكاف كوه مقابل آن، غار حرا و ديگر عنوانهايي كه اميدوارم علاقهمندان مجال ديدنش را داشته باشند.
جداي از غيرقابل مقايسه بودن خود اين سفر يا هر رفت و آمد ديگري، همسفران بسيار خوبي داشتم: آقاي اميرحسين خرمشاهي، حسين آقاي خرمشاهي و دكتر مسعود فكري. جمع 4 نفره ما همراه با كاروان اعزامي از همشهريهاي تهراني 12 روزي را در اين عمره مفرده گذرانديم تا خاطرههاي آن را هميشه در ياد بگذرانيم. مثل همين عكسي كه حسين در صحن مسجدالنبي (ص) گرفته و فرصتهاي بكر ديگري كه بزرگوارانه برايم فراهم كردند. اين اولين سفر من به مبدا مختصات است.
راستي براي دوستاني كه هر يك در اين سفر يادي همراهم كردند، دو نماز مغرب و عشا ضبط كردم و سوغات آوردم. شنيدنش براي آنها كه تجربه اين سفر را دارند تاملبرانگيز است. فايل MP3 بخشي از نماز مغرب خوانده شده در خانه خدا را از اينجا برداريد. پيشنهاد ميكنم اين يادگار صوتي را با چشمان بسته و صدای بلند بشنوید. صدا با فاصله چند قدمی در از خانه خدا ضبط شده است. ضبط كردن صداي نجواها و همهمههاي طواف هم يادگار خوبي است.
اين سفر بينظير است. آرزو دارم هر آن كه آرزويش را دارد ششدانگ آن را با همه وجود تجربه كند.
مجله علمي ما و ما، يكي از برنامههاي گروه دانش و اقتصاد شبكه ۱ سيما است. اين برنامه شنبهها حدود ساعت ۴ پخش ميشود. براي سري جديد آن بخشي با عنوان تخيل علمي تعريف شده است. آنچه ميخوانيد متن يكي از اين تخيلهاي علمي و مربوط به اوايل مهر ۱۳۸۸ است.
ويتامينها و ريزمغذيها
جاده زندگي پر از پيچ و خمهاي طي نشده است. هر چه در آن پيشتر ميرويم و به كشف تازههايي از آن دست مييابيم گمان ميبريم كه «حالا ديگر ميدانيم». و با رودررو شدن با هر ناشناختهاي باز به خود ميآييم كه «هنوز نادانستههاي بسياري وجود دارند». خوب خوردن و خوب آشاميدن، از جمله عبارتهايي است كه در گذر زمان مدام در حال تغيير است. زماني وعدههاي منظم غذايي و مواد اوليه تهيه شده از زمينهاي كشاورزي ميتوانست پاسخگوي نيازهاي سلامت ما باشد. تماشاي عكسهايي كه در آلبومهاي خانوادگي داريم و ديدن فيلمهاي قديمي روايتگر آرامش حاكم بر زندگيهاي شهري و روستايي هستند. صنعتي شدن و دود و دم امروز و انواع آلودگيهاي صوتي و تصويري، نياز به تغيير در خوردنيها و آشاميدنيها را در پي آورده. مصرف چندويتامينهها كه به آنها مولتي ويتامين ميگوييم و انواع مكملهاي ريز و درشت، به فهرست غذايي ما افزوده شدهاند.
با مرور مسيري كه طي شده تا به امروز برسيم و نگاهي به تحولهاي آينده، ميتوان تولد پديدههاي جالبي را پيشبيني كرد. پيشبينيهايي كه بر مبناي نيازها و با توجه به مباني علمي قابل بازگويي هستند، نه تنها ايدهپردازيهاي فانتزي و تخيلي. يكي از روندهاي تكامل دانش نوآوري نظاميافته، تاكيد بر تغيير فرم و حالت موارد دارد: جامدها، مايع ميشوند و بعد گاز و بعد در محيطي ناديدني، اثر خود را به جاي ميگذارند. روند ديگري ميگويد كه همه چيزهايي كه ما آنها را مستقل ميبينيم، به مرور دوتايي و چندتايي ميشوند و تركيب مواد مختلف به ما فايده فراوان ميرساند.
ميتوان براي روزگار آينده، چنين تصور كرد:
روزگاري در دنياي پزشكي كسي تصور نميكرد بشود به جز از راه دارو به درمان بيماران پرداخت. اولين جراحيها، انقلاب بزرگي در اين عرصه از علم بودند. حالا كنار هم كه مينشينيم مدام از گونهگوني انواع جراحيها با هم ميگوييم. اين گوي و اين ميدان، شما به اين چند ايده چه مكملهاي فكري اضافه ميكنيد؟
مجله علمي ما و ما، يكي از برنامههاي گروه دانش و اقتصاد شبكه ۱ سيما است. اين برنامه شنبهها حدود ساعت ۴ پخش ميشود. براي سري جديد آن بخشي با عنوان تخيل علمي تعريف شده است. آنچه ميخوانيد متن يكي از اين تخيلهاي علمي و مربوط به ميانههاي شهريور ۱۳۸۸ است.
نانو فناوري
انگار دنيا بر عكس رشد ما انسانها حركت ميكند! هر چه كودكي بزرگتر ميشود واحدهايي كه با آن سر و كار داريد بزرگتر ميشوند: سانتيمتر و دسيمتر و متر و كيلومتر. وقتي خودش بزرگ ميشود واحدهايي كه از آنها ميشنود كوچكتر ميشوند: ميليمتر و ميكرو متر و نانومتر و مقياسهاي نديدنيتر. اين حروف يوناني هر كدامشان يك دنيا معنا و مفهوم در پي دارند، انگار حكايت فلفل نبين چه ريزه را اولين بار براي اينها نقل كردهاند. اگر نه براي ما همان ميليمتر هم بسيار ريز است.
اين كنجكاوي انسان به تغيير دادن همه چيز براي دستيابي به كاربردهاي بيشتر و بهتر، از وقتي گذرش به آزمايشگاه و ميكروسكوپها افتاد، به ملكولها هم سرايت كرد و از وقتي دانشمندان توانستند در مقياسهاي نانو كار كنند، بسياري از نشدنيها شدني شدهاند. اوايل همه از هم ميپرسيدند كه نانو چيست اما امروز ميدانيم كه نانو به تنهايي معنا ندارد و بايد به واژه دنبال آن توجه كرد: نانو شيمي، نانو كربن، نانو لوله، نانو متر. نانو خود فقط 10 به توان منفي 9 است و بس.
يكي از روندهاي تكامل معرفي شده در دانش نوآوري نظاميافته در مورد حركت از مقياسهاي ماكرو به ميكرو سخن ميگويد و بسياري از تحولات آينده دنيا را در گذار از تغيير ابعاد بزرگ به كوچك نمايان ميسازد. در نظر بگيريد كه هارد ديسكهاي اوليه را بايد با ليفتراك بلند ميكردند و امروز هر كدام ما يك فلش مموري بندانگشتي با ظرفيت هزاران هزار برابر آن هارد ديسكها در جيب داريم.
اگر كاربردهاي دانش نانو در حوزههاي مختلف توسعه بيشتري بيابند و به جاي نمونههاي آزمايشگاهي كاربردهاي زندگي روزمره آن نيز فراگير شود، ميتوان آينده را چنين تصور كرد:
شايد همين حالا به اين ايدهها بخنديم. اما وقتي چند سال ديگر آنها را پيش روي خود ببينيم، خندهمان با تحسين همراه ميشود. شما با چيزهايي كه از دانش نانو ميدانيد، چه ايدههايي را در ذهن ميپرورانيد؟
مجله علمي ما و ما، يكي از برنامههاي گروه دانش و اقتصاد شبكه ۱ سيما است. اين برنامه شنبهها حدود ساعت ۴ پخش ميشود. براي سري جديد آن بخشي با عنوان تخيل علمي تعريف شده است. آنچه ميخوانيد متن يكي از اين تخيلهاي علمي و مربوط به اوايل شهريور ۱۳۸۸ است.
گياهان دارويي
انسان از ديرباز براي حل كردن مسالههاي پيش روي خود، دست به دامان ايدههاي نو بوده. ايدههايي كه ابتدا تنها ميشد به آنها خنديد. فكرهايي كه مجالي براي جدي گرفتن نداشتن. تا اين كه اهل دانش و كسي از ميان آنها كه ايده را جدي ميگرفتند، به آن بپردازد و راهحلي اجرايي برايش پيشنهاد دهد. و بعد خندهها به تعجب و در گام بعدي به تحسين تبديل ميشد.
روزها و سالها و قرنها از اختراعهاي اوليه بشري گذشته و حالا همه مردم دنيا خود را بازيگر عرصه ايدهپردازي ميدانند. روزگار ما روزگار كشف راز و رمزهاي نوآوري است. حالا ديگر تنها ايدهپردازي مهم نيست بلكه مبناي علمي داشتن و بكر بودن و به اجرا در آمدن ايدههاي خلاق هم اهيمت دارند. نگاه تخيلي ما به موضوع برنامه برگرفته از پايه علمي بحث و برآمده از ابزارهاي دانش TRIZ يا تئوري حل مسالههاي ابداعي است. اين دانش را با نام نوآوري نظاميافته نيز ميشناسيم. شما در مورد آينده گياهان دارويي چه ايدههايي را تصور ميكنيد؟
با شنيدن واژه «گياه دارويي» 2 چيز از جعبه ذهن ما بيرون ميآيد: گياه و دارو. با نگاه به اجزاي تشكيلدهنده گياه چيزهايي مانند دانه، ساقه، برگ، گل و ويژگيهايي مثل عطر، طعم، رنگ و اندازه را نيز به ياد ميآوريم. خاك، كشاورز، گياهان ديگر، انسانها، ماشينآلات كشاورزي، آب و باران و چيزهايي ديگري كه در محيط اطراف گياه به زندگي خود مشغول هستند را هم بايد به فهرست فكري خود اضافه كنيم. دارو و همه آن چه در مورد داروها ديده و شنيدهايم هم بخش ديگري از فكر ما را به خود اختصاص ميدهند.
بياييد اين طور خيالمان را به پرواز درآوريم: اجزاي زيرمجموعه گياه دارويي را به عوامل بيروني محيط آن ربط دهيم و بعد تصور كنيم كه چه چيزهاي تازهاي در آينده امكانپذير ميشوند؟
شايد همين حالا به اين ايدهها بخنديم. اما وقتي چند سال ديگر آنها را در پيشخوان فروشگاهها ديديم، خندهمان با تحسين همراه ميشود.
گفتگو كردن در مورد كار و زمينه تخصصي براي جمع دوستان و گاه اعضاي خانواده پيش ميآيد. در مورد موجود عجيب و ناشناخته TRIZ هم ما بسيار مورد پرسش قرار گرفتهايم. گاهي دوستان نزديكترم به شوخي ميگفتند اين كه مردم را با آن سر كار ميگذاريد، چيست؟ و بعد ايدههاي مختلف و فانتزي حين سفر يا مهماني را به TRIZ نسبت ميدادند. ... اينها گذشت تا برنامههاي توليد شده براي آشنا كردن مردم با TRIZ سال 1386 از شبكه 4 سيما پخش شد.
قسمت دوم يا سوم كه پخش شد، مجيد زنگ زد و چيز جالبي گفت. مهندس مجيد خان ما، مدير فناوري اطلاعات يكي از شركتهاي صنعتي بزرگ است (آن زمان بود). گفت كه چطور با همين چيزهايي كه در برنامه ديده و شنيده توانسته صرفهجويي كلاني در شركت كند. از او خواهش كردم ماجرا را بنويسد و نوشت.
«مساله ما در شركت برقراري ارتباط بين 4 ساختمان مجموعه كارخانجات يكي از مشتريانمان بود. مجموع فاصلهها 700 متر و تعداد كامپيوترها 100 دستگاه هستند. توصيه شركت مهندسي مشاور اتصال هر 4 ساختمان با استفاده از فيبر نوري و شبكه داخلي CAT6 با هزينهاي حدود 150 ميليون تومان بود.
با ديدن برنامه و جدي گرفتن اين كه شايد راه ديگري هم وجود داشته باشد. به مفهوم كاركرد فكر كردم و راهحل جديدي يافتم: ساختمان جديدي بسازيم و شبكه داخلي CAT6 را در آن مستقر كنيم. فايدههاي اين طرح جديد از اين قرارند: ارتباط فيزيكي نزديكتر، نگهداري شبكه با هزينه كمتر، پايينتر بودن هزينههاي اداري، آزاد شدن فضاي 4 ساختمان، استفاده از امكانات تاسيساتي جديد در محل ساختمان نوساز»
مجيد مشتري TRIZ شد، چون مسالهاي داشت و برايش به كمك مفاهيم ساده دانش نوآوري نظاميافته راهحل يافت. اين راهحل صرفه مالي خوبي در پي داشت. حالا در يكي از دور هم نشستنها بچهها در مورد TRIZ بپرسند ميتوانم از مجيد خواهش كنم كه برايشان نمونه بياورد.
گاهي شوخيهاي ما جدي ميشوند و گاهي برنامههاي تلويزيوني در كارهاي جدي ما اثر ميگذارند. مرز شوخي و جدي به اندازه لبخند زدن به فكرهاي موجود و تولد انديشههاي جديد است.
گهفته گذشته و این هفته روز سهشنبه در روز از نو، ۲ ميهمان عزيز، شريف و نجيب داشتيم. ۲ معلم از دو نسل كه هر كدام نسلهاي خوبي تربيت كردهاند و امروزه شاگردانشان هم زنان و مردان بزرگي هستند.
آقاي علي ترابيان متولد آذرماه ۱۳۰۸ از ۲۰ سالگي معلم شدهاند و ۵۶ سال به گفته خودشان پاي تخته بودهاند. نكتههاي اثرگذاري در صحبتهاي ايشان مورد اشاره بود: كهنه شدن دانش معلمها، پيامدهاي منفي اجبار براي آموزش بر اساس كتابهاي درسي از پيش تعريف شده، آفتهاي آموزش بيبرنامه و بروز بيكاري، مدركگرايي در جامعه و ...
چند دقيقه قبل، دوستي پاي مسنجر بود و از تماشاي برنامه بازخورد ميداد. واژههايي اينچنين را در مورد اين معلم هندسه و رياضي به كار برد: lovely, simple, strong, frank و حتا ميگفت كه نميتوان از كنار عصاي ايشان هم بيتفاوت گذشت.
آقاي ترابيان معلم آقاي اسفنديار معتمدي هستند. هستند، چون ارتباط خود با اين دانشآموز 10 سالهشان را از سال 1328 تاكنون حفظ كردهاند. آقاي معتمدي با سالها تجربه معلمي (بيشتر فيزيك) و ترجمه و تاليف بيش از 70 جلد كتاب (سري به آدینه بوک بزنيد و نتيجه جستجوي نامشان را ببينيد) بيتكلف و بيادعا هنوز كار ميكنند.
شنيدم و در عكسهايي هم ديدم كه كتابخانه فوقالعاده جامعي در منزل آقاي اسفندياري طي سالها مهيا شده است. اميدوارم در روزهاي نزديك به دعوت ايشان آنجا را از نزديك ببينم.
ايشان پس از اين همه سال كار معلمي، بر اهميت پيشدبستاني و مهدكودك و دبستان و شكلدادن خميرمايه بچههاي اين مرز و بوم تاكيد داشتند و خودشان هم در اين دو سه سال اخير بر آمادهسازي كتابهايي در اين زمينه همت گماردهاند. (آشنایی بیشتر با اسفندیار معتمدی)
مهدكودك و پيشدبستاني از سوي متخصصان باتجربه ديگري مثل نيكولاي خومنكو و همكاران ديگر اهل خلاقيت و TRIZ مورد توجه است. انگار بايد از همين حالا جوانترها به اين سن و تربيت نسل بپردازند.
امروز با يكي از بينندگان برنامه كه از زابل تماس ميگرفت صحبت كردم. ميگفت برنامههايي كه در آن از آموزش و روشهايي كه بايد تغيير يابند براي ايشان تامل برانگيز بودهاند: «به عنوان مادر دو سه فرزند، فكرم مشغول اين موضوع بود كه آيا بايد صبر كنم تا وزير و مدير و معلم و مدرسه آن طور كه شايسته بچهها است به بهبود اوضاع آموزشي بپردازند، يا بايد دست به كار شوم و نقش پررنگتري ايفا نمايم.»
و كنجكاو بودند بدانند كه بايد براي يادگيري زبان انگليسي به عنوان زبان دوم، چه كرد؟ چه نسخهاي براي بچههاي دبستاني و چه توصيههايي براي دانشآموزان دبيرستاني ميتوان داشت؟
سال 1385 در كنفرانس استراتژيها و تكنيكهاي حل مساله، مهندس نويدادهم (اكنون دبيركل شوراي عالي آموزش و پرورش هستند) يكي از سخنرانهاي افتتاحيه بودند. در صحبتهايشان گفتند: اگر مسالههاي آموزش و پرورش حل و بچهها حل شود، بسياري از مسالههاي جامعه اصلا ايجاد نميشوند».
به مادر زابلي، پيشنهاد كردم ماجرا را با بازي پيش ببرد. از ميان هزاران واژه و مفهوم انگليسي، تلاش كند تا ندانستههايشان هزاران منهاي يك شود. به بهانه كارتون ديدن، كتاب خواندن، گوش دادن به اخبار و هر شيوه ديگري، معماي يافتن معناي لغت و عبارت را به يك عادت روزانه تبديل كنند.
راستي براي اين مادر دلنگران آينده كودكانشان، شما چه پيشنهادي داريد؟
«اين هم يكي از سفرهاي زندگي است. سرزمين عربستان و حضور در جغرافيايي كه روايتش را در كتابهاي تاريخ خواندهايم. براي كسي كه خود را مسلمان ميداند اين سفر، يكي از بايدهاي پندآموز زندگي است.» حافظهام را كه بكاوم از اين قبيل توصيفها فراوان به خاطرم ميآيد و پناه بردن به واژههاي زيبا و فلسفي و گاه آنقدر پيچيده كه خود راوي هم به دشواري تلفظش ميكند، چه برسد به ...
در استوديو شماره 21 ساختمان رنگي (این ساختمان تولید است و ساختمان اداری شبکه ۲ سیاه و سفید نام دارد)، انتهاي خيابان الوند و بالاي ميدان آرژانتين، در ساختمان شبكه 2 سيما نشستهام و اين سطرها را رتوش ميكنم. آن طرف مقابل من، برنامه «روز از نو» ادامه دارد و سيصد و چندمين قسمتش زنده زنده در حال پخش است. در مورد اين سفر نميدانم براي ديدگان محترم مردم اين برنامه و آن ديگري كه از همين شبكه پخش خواهد شد (به گمانم نوبتش ماه مبارك رمضان است) چه سوغات خواهيم آورد. تا جمعه وقت داريم هنوز تا بگرديم و فكرها را به سامان برسانيم و شنبه كه آسمان تهران را به سوي زمين مدينه ترك كرديم، ديدهها را ثبت كنيم و جمع كنيم و تا آخر فرصت ماندن در مكه و برگشتن به تهران آنها را به روايتهاي كوتاه كوتاه براي غايبان اين سفر بازگو نماييم.
هر كه را ديدم و از اين سفر اطلاع داشته، سفارش دعا در فهرست انجام شدنيهاي اين سفر و ليست ماموريتهايم ثبت كرده، حالا ميخواهم از همه آنها و شما التماس دعا داشته باشم و حلاليت. اين بار نميدانم چه ميشود و ميگذرد و كدام مذاكره و ماموريت بايد انجام شود.
شايد بشود و از آنجا هم چيزهايي اينجا نوشت و از شما بازخورد گرفت. شايد هم آنجا، دنياي مدرن ديجيتال و آنالوگ را بشود دوازده روزي به حال خود رها كرد. اما دوربين كه با ماست. شايد مهربانتر از هميشه باشد. قرار نيست خلوت كسي را به هم بزنيم يا از احوالاتش و تغييراتي كه كرده بپرسيم، قرار است مشاهداتي داشته باشيم تا حد توان غيرتكراري و پاسخ پرسشهاي مختلفي را بيابيم كه هنوز بعضيشان را حتا نميدانيم كه چه هستند.
از همه طلب حلاليت دارم و اميد به ديدار ...
رسيدگي به محتواي به روز و غني اين وبسايت كار موظف وي به عنوان استاد دانشگاه نيست، بلكه دكتر ناكاگاوا تقريبا روزي 2 ساعت را داوطلبانه به اين دلمشغولي اولويتدار خود اختصاص ميدهد. بين همكاران TRIZي ما در سراسر دنيا معروف است كه «تورو را در همه كنفرانسهاي دنيا ميتوانيد ببينيد.» بيشتر اين كنفرانسها را با همسرش سفر ميكند؛ از آمريكا گرفته تا روسيه و خود ژاپن. ميرود، خوب گوش ميكند، مدام يادداشت برميدارد، عكس ميگيرد، تحليل ميكند و انتشار ميدهد. با وجود آن كه بيش از 60 سال سن دارد از كار و زندگي با TRIZ خسته نميشود و معمولا هم با ايدههايي جديد به مجامع TRIZ ميآيد. او به آنچه در ايران گذشته نيز بسيار علاقهمند است و پيشنهاد دارد كه در سمپوزيوم سالانه TRIZ ژاپن آن چه براي ترويج دانش نوآوري نظاميافته در اين مرز و بوم انجام شده را در قالب سخنراني در سمپوزيوم امسال يا سال آينده براي هموطنان ژاپني وي ارايه دهيم.
اين مقدمه بهانه معرفي دكتر ناكاگاوا بود تا به نمونه تجربه جالب و ساده ژاپني يك پدر و پسر در بهكارگيري TRIZ بپردازم. چيزي كه يكشنبه 3 خرداد، حدود ساعت 7 صبح در برنامه تلويزيوني روز از نو (شبكه 2 سيما) براي بينندگان روايت شد.
پسري دبيرستاني ميخواهد براي تمرين يا مشق تابستاني خود روي اين مساله كار كند: عنكبوت آبي چطور روي آب ميآيستد و سر ميخورد؟ و بعد با توصيه پدر به جاي اين كه فقط به جستجوي منابع علمي موجود بگردند، تصميم ميگيرند مكانيزم كار عنكبوت آبي را كشف كنند و سپس خودشان يك نمونه واقعي هم بسازند: چيزي كه بتواند روي آب بايستد و سر بخورد. آشنايي پدر با TRIZ به 6 ماه قبل برميگردد كه به واسطه شركت در يك دوره آموزشي در محل كار خود با اين دانش آشنا ميشود.
و بعد قصه رفاقت كشف پدر و پسر با هم و بعد رقابت آنها در ساختن نمونه پروتوتايپ جدا از هم روايت ميشود. كل ماجرا در پايگاه TRIZ ژاپن آمده است: http://www.osaka-gu.ac.jp/php/nakagawa/TRIZ/eTRIZ/epapers/e2009Papers/eMiyanishiTRIZSymp2008/eMiyanishi-TRIZSymp2008-090416.html
هم نتيجه كار اين پدر و پسر ژاپني جالب است و هم پيامد مقاله شدن و ارايه آن در Japan TRIZ Symposium 2008. نتيجه كار پدر و پسر را در فايل انتشاريافته كارشان بايد يافت. مقاله ايشان از سوي شركتكنندگان سمپوزيوم به عنوان بهترين مقاله انتخاب شد!
چند نكته به نظرم شايسته پررنگ شدن است: پدران و مادراني كه در دورههاي آموزشي شركت ميكنند. تكليفهاي مدرسه و تابستان. آموزش و پرورش. مستند كردن كارهاي ساده زندگيمان. دنيا را به زبان بينالمللي از كارهاي خوب خبردار كردن.
مهندس زينلي حدود 23 سال است كه در صنعت هوايي كشور كار ميكند. زمان دانشگاه با همراهي در پروژههاي جهاد دانشگاهي به صنايع دفاع راه يافته و پس از سالها كار اجرايي و عملياتي، كار مورد علاقهاش را حالا در بخش خصوصي دنبال ميكند. او مديرعامل و رييس هياتمديره شركتي است كه «فناوري هوادرياي قشم» نام دارد و در بلوار درياي شهرك غرب قرار دارد. وي در «اتحاديه صنايع هوايي و فضايي ايران» هم كه هنوز جوان است و دو سال هم از تاسيسش نميگذرد عضو هياتمديره و دبير است. اتحاديه در تهرانسر، بلوار گلها، بين كوچه دهم و دوازدهم، در مركز كارآفريني شهرداري منطقه واقع شده. براي آشنايي با اتحاديه و 62 عضو آن اين وبسايت را بايد ديد: www.iasia.ir
از او قيمتهايي را گرفتم كه براي علاقهمندان پرواز بايد جالب باشد:
دبير اتحاديه صنايع هوايي و فضايي ايران كه مجوز فعاليتهاي خود را از اتاق بازرگاني گرفته است، اعتقاد دارد گردش مالي چند ميليارد توماني شركتهاي خصوصي فعال در صنعت هوا فضا (بازرگاني، قطعهسازي، نگهداري و تعميرات و ...) پتانسيل چندين برابر شدن را دارد. واضح است كه كارفرماي بسياري از اين پروژهها نهادهاي خاص دولتي هستند.
اميدوارم چنين شود و شوق پرواز، دانش و توانمنديهاي ايرانيان را هم اوج دهد.
در اين برنامه صبحگاهي شبكه 2 سيما (كه پس از برنامه ديدني و بسيار موفق مردم ايران سلام روي آنتن رفت) از ابتدا بحثهاي دانشمحور و گفتگوهاي علمي نيز به عنوان بخشي ثابت از برنامه طراحي شدند. همچنان روزهاي يكشنبه و سهشنبه حدود ساعت 7 صبح، ميزبان موضوعي از حوزه دانش و ميهماني مرتبط براي گپ و گفت هستيم. چند ماه اول برنامه پنجشنبهها هم جزو روزهاي علمي حرف زدن در برنامه و عمدتا به پزشكي پرداختن بود.
باور اهميت بازخورد مخاطب و مشتري برنامه و تلاش براي بهبود آن، ما را مدام با تكاپوي جستجوي آراي بينندگان برنامه همراه ميكند. به جز مكانيزمهاي داير برنامه و شبكه، مانند دريافت تماسهاي تلفني، SMSها و ايميل، نياز داريم تا از ارتباطهاي رو در رو و نظرهاي ثبت شده روي وبلاگها و ... هم بهره گيريم.
اگر تماشاگر روز از نو بودهايد يا چيزي در مورد آن به گوشتان خورده يا جايي نكتهاي راجع به اين برنامه تلويزيوني خواندهايد، لطفا آن را با ما در ميان بگذاريد. گفتگوهاي جذاب، نكته قابل توجه در برنامه، كشف چيزهاي جديد به واسطه مباحث برنامه و مواردي از اين قبيل همه قابل اشاره هستند.
پذيراي ايدهها و پيشنهادهاي شما هستيم و از طرح موضوعهايي كه فكر ميكنيد جاي آنها در روز از نو خالي است،استقبال ميكنيم.
نظرهاي دريافتي از شما تا روز يكشنبه 27 ارديبهشت، امكان بازتاب در روز سالگرد برنامه را دارند.
يكشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ در گفتگوي دانشمحور روز از نو ۲ مهمان داشتيم: دكتر الكساندر توردي Alexandre Torday و مهندس سهيل مرداني. هر دو زمينه تخصصي كارشان شبيهسازي و سيستمهاي اين بحث علمي است. تجربههاي خوبي در زمينه ترافيك و پيشبينيها و ارايه راهحل دارند.
دكتر توردي متولد 1975 سوئيس است و در اسپانيا زندگي ميكند. بسيار مشتاق سفر دوباره و مفصل به ايران بود و قرار است همراه با گروهي تور جاده ابريشم را تا سال آينده اجرا كنند.
خلاصهاي از گفتگوي انجام شده در روز از نو را ايسنا منتشر كرده و در نسخه چاپي روز يكشنبه 13/02/1388 روزنامه خبر هم شنيدم كه در صفحه وسط، آن را به نقل از ايسنا درج كردهاند.
اصل خبر را ميتوانيد از اينجا بخوانيد: http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1329510
ترافيك يك مساله مهم جهاني است و تهران مانند بسياري از شهرهاي دنيا با ترافيك دست و پنجه نرم ميكند.
به گزارش سرويس «شهري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پروفسور آلكس توردي (Alex Torday) استاد ترافيك دانشگاههاي لوزان (سوئيس)، بارسلون (اسپانيا) و توكيو (ژاپن) افزود: ترافيك از سه منظر «رفتار و فرهنگ رانندگي»، «استفاده از فن آوريهاي جديد» و «مديريت سفرهاي درون شهري» ميبايست مورد توجه قرار گيرد.
پروفسور توردي افزود: از نكات عجيب رانندگي در تهران اين است كه رانندگان تا آخرين لحظه تصميم نميگيرند و يك دفعه سر يك پيچ يا در محل يك خروجي به صورت لحظهاي تصميم ميگيرند كه بپيچند.
اين استاد سوئيسي كه به منظور شركت در «همين كنفرانس مهندسي حمل و نقل و ترافيك ايران» به كشورمان سفر كرده بود، تصريح كرد: رانندگان در تهران كم توجه و بي دقت رانندگي ميكنند و تغيير مسيرهاي ناگهاني نه تنها بر روي جريان ترافيك اثر منفي ميگذارد بلكه ظرفيت بهره وري معابر را نيز تحت تاثير قرار ميدهد.
پروفسور توردي پيش از ترك كشورمان، حركات مارپيچ رانندگان ،ورود موتورسواران به پياده روها و عبور عابران پياده در هر نقطه از خيابانها را از جمله نكات عجيبي دانست كه در تهران با آنها روبرو شده و اضافه كرد: حركات عجيب رانندگان، موتورسواران و عابران پياده در تهران باورنكردني است.
اين استاد ترافيك تجميع و تمركز مجتمعهاي تجاري و مراكز خريد كه به عنوان بورس خريد يك نوع كالا را از جمله دلايل ايجاد سفرهاي غير ضروري دانست و گفت: امروزه در شهرهاي پيشرفته به جاي اينكه مراكز فروش كالاهاي مشابه را يكجا متمركز كنند، نسبت به توزيع آنها در نقاط مختلف شهر به منظور دسترسي آسان شهروندان اقدام ميكنند.
پروفسور توردي كه تحقيقات مفصلي در مكه،مادريد و سنگاپور داشته در پايان خاطر نشان كرد: امروزه در بسياري از شهرهاي جهان مانند مكه با توجه به تعداد زياد زائران و شهرهاي پرجمعيت هند و حتي تهران،علاوه بر تردد حجم انبوه خودروها در مسيرهاي سواره، شاهد حركت موج عظيم انسانها در مسيرهاي پياده سهيتم كه اين دو موضوع ميبايست به صورت همزمان مورد توجه قرار گيرد.
انتهاي پيام/ كد خبر: 8802-07776
موضوع دو گفتگو از صبحهاي شبكه 2 ما، مهاجرت بود. پيامد گفتگوي اول و بازخوردهاي آن و تاكيد تهيهكننده برنامه به رها نكردن بحث و روايت ناگفتههاي نوبت اول، و پيش رو بودن سفر مهمان ما مهندس محمد شكرچيان (به استراليا) سبب شد تا دومي با فاصلهاي كم اتفاق افتد.
خلاصهاي از آن چه در برنامه طرح شد را ميتوان بدين شرح مرور كرد:
گفتگوي دو بخشي انجام شده، بازخوردهاي متنوعي از سوي بينندههاي برنامه داشت. بسياري درد دلهاي خود را بازگو كردند. بسياري از آنها كه تجربه مهاجرت داشتند يا نزديكانشان در اين گروه قرار ميگيرند، نكتهها و اشارههاي با مصداقي را برايمان روايت كردند. اين بحث تمام نشده و از دريچههاي ديگر هم در آينده برنامه بدان خواهيم پرداخت.
عادت ميكني عنوان نوشتهاي است از يكي از هموطنان مهاجر ما، كه در پايان برنامه خوانده شد و خواسته شد. به جاي اشاره مستقيم به اصل روايت، پيشنهاد دارم اين دو واژه را در وب بگرديد، يافتههاي جالبي خواهيد داشت.
آدمها در طي روزگار كودكي و بزرگسالي كارهاي مختلفي ميكنند. گاه يكي از همكلاسيهاي مدرسه يا دانشگاه را ميبينيم كه حالا آدم مطرحي شده است. ميگوييم كه فلاني دو صندلي آنورتر از من مينشست و موقع مدرسه هم همينطور بود. و گاه به زبان ميآوريم كه نگاه كن اين رفيق دوره دانشگاه من است كه اصلا نميشد تصور كرد بعد از چند سال چنين شود...
رضا اميرخاني دانشآموخته مدرسه علامه حلي تهران (سمپاد: سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان) و دانشگاه صنعتي شريف است. خودش را نويسنده ميداند و اگر مهندس صدايش كني برميتابد. صبح سهشنبه 18 فروردين در استوديوي روز از نو با او همكلام شدم و از فرستنده شبكه 2 سيما به منزل و محل كار بينندگان تلويزيوني و اينترنتي رفتيم.
چطور ميشود كه يك دانشآموز باهوش و جوان دانشآموخته مهندسي از شريف، نويسندهاي مطرح ميشود و كتابهايش به چاپهاي هفتم و هشتم و شانزدهم ميرسند؟ جوانترها ميخوانندش و بزرگترها هم از محتواي حرف ميزنند. آيا دوران مدرسه و معلمها و بعد هم دانشگاه و رشته تحصيلي نمود و اثري در اين نوشتنها دارد يا خير؟ براي اين كه محصول خوبي از زندگي پدر و مادر و مدرسه و دانشگاه و محل كارمان باشيم و خوب بكاريم و خوب درو كنيم، به چه چيزهايي بايد توجه بيشتر كنيم و تمركز و فشار را از چه عواملي بايد برداريم؟ ... اينها و پرسشهاي بسيار ديگر دغدغه گفتگو با اميرخاني نويسنده بود.
اين گفتگو، تماسهاي تلفني بسيار به دنبال داشت و نزديك به 80% از حجم SMSهاي برنامه را به خود اختصاص داد. زياد بودند كساني كه خواهان معرفي كتابهاي وي شدند و آنها كه از ويژگيهاي مدرسه دوران تحصيل او پرسيدند.
اين بحث پايان نيافته است و در آينده نزديك دوباره ميزبان رضا اميرخاني و كساني چون او كه تجربههايشان را روايت ميكنند خواهيم بود.
پينوشت: شنيدم كه روز پنجشنبه 20 فروردين ماه يكي دو عنوان از كتابهاي رضا اميرخاني توسط خانم مهندس عاكفيان در بخش معرفي كتاب برنامه روز از نو روايت شدند.
در روزهاي تعطيل آغاز سال، چند دوست بزرگوار (چندين نفر از دوستان و حتا بستگان) مراتب لطف خود را به برنامه تلويزيوني روز از نو ـ كه پخش آن از 28 ارديبهشت 1387 از شبكه 2 سيما شروع شد ـ و بحثهاي دانشمحور آن ابراز داشتند. همين دوستان هم يادآور ميزان خاكي كه گاه صفحههاي اين وبلاگ ميگيرد شدند! بهانههاي مختلفي را در توجيه تاخير در پست يادداشتها و مطالب جديد براي اين وبلاگ ميتوان ذكر كرد، كه ترافيك خيابانهاي تهران جزو آنها نيست. به جاي وقت صرف كردن براي مرور چنان بهانههايي، از سال 88 تلاش براي رعايت قاعده به روز كردن وبلاگها كه خواندم و شنيدم كه 3 روز يكبار است خواهم داشت. اولين سوژه هم از خود روز از نو:
شنبه 15 فروردين 1388 اولين برنامه امسال روي آنتن رفت. روال حضور من در برنامه روزهاي يكشنبه و سهشنبه است. تا اوايل زمستان سال گذشته روزهاي پنجشنبه هم در برنامه بودم. با اين حساب من از 16 فروردين دوباره ديده شدهام.
موضوع گفتگوي 2 نفره من و مهمان يكشنبه كه آقاي دكتر احمد روستا (دکترای مدیریت خود از دانشگاه برادفورد انگلستان ـ عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي ) بودند مديريت عمر تعريف شد.
از نگاه ايشان بحث فراتر و كلانتر از مديريت زمان است. مديريت زمان را اغلب ميشناسيم و كتابها و مقالهها و تكنيكهاي مختلف آن را خواندهايم. مديريت عمر مقوله چندبعدي و با اين واژگان جديدي است. دكتر روستا ميگفتند كه چند سالي است اين بحث را مورد كنكاش قرار دادهاند و حتا در دنيا هم چيزي قابل توجه در اين خصوص نيافتهاند. ايشان اميدوارند كه امسال با صرف چند ماهي وقت اولين كتاب در اين خصوص را در دنيا منتشر كنند.
بحث اين برنامه با استقبال زيادي از سوي بينندگان شبكه 2 سيما مواجه شد. حدود 3/2 (دو سوم) از پيامكهاي دريافتي برنامه مرتبط با اين گفتگو بود. انگار از اين زاويه به زندگي نگاه كردن پسنديده شده است. از مردم كوي و برزن داشتيم كه پيامك و تلفن زده بودند تا دانشجويان دكترا و مديران. تماسهاي تقاضا براي تهيه كپي برنامه هم زياد بود كه همكاران علاقهمندان را به سفارش خريد از سروش سيما راهنمايي كردند. غروب ديروز هم كه تلفني با دكتر روستا صحبت ميكردم ايشان ميگفتند تا عصر، در دانشگاه و پس از آن هم پيامكهاي مختلفي از همه جاي ايران دريافت كردند. ما ميخواستيم در برنامه ديروز در مورد مديريت مشتريان خاموش صحبت كنيم اما روز قبل از برنامه، اين تصميم را به موضوع مديريت عمر تغيير داديم. بازخوردها ميگويند كه شروع خوبي بود.
آمار ارايه شده از سوي دكتر روستا در مورد يك عمر 70 ساله: 25 سال خواب . 8 سال مطالعه . 6 سال استراحت و بيماري . 7 سال تفريح و تعطيلي . 5 سال رفت و آمدها . 4 سال خوردن و آشاميدن . 3 سال آمادگي براي انجام فعاليتها و از اين جمع 58 ساله 12 سال باقي ميماند كه براي كار مفيد خرج ميشود.
آيا TRIZ مهم است؟
همكاري كه اين موضوع را نقل ميكرد، آن را ديشب در زيرنويسهاي اعلان برنامه شبكه ديده بود و دريافته بود كه بايد همان برنامه آشنايي با نوآوري نظاميافته TRIZ باشد كه سال 1385 به پايانش برديم.
حالا چند دقيقهاي ميگذرد كه پخش قسمت اول اين برنامه تمام شده و پيامك و تماس تلفني دوستان، حكايت از پسند آن دارد. بازخورد مخاطب در هر سمينار و كارگاه و كلاس و درسي اولين و مهمترين چيزي است كه ميگويد روسفيد بودهاي يا خير و بايد خسته بماني يا خستگي از تن به در كني.
حقيقت اين است كه اين برنامه پس از يك سال كار فكر شده، 1385 تحويل شبكه شد. از جمله برنامههاي مصوبي بود كه در طرح اوليه آن بنا بود 13 يا 26 قسمت باشد، اما تصميم شوراي مربوط چنين اعلام شد كه 5 تا ساخته شود تا بعد در مورد ادامه آن تصميمگيري شود.
اين برنامه گفتني زياد دارد. از برنامهاي كه موضوع و محتواي آن نوآوري است و به تفكر خلاق و حل مساله ميپردازد، انتظار ميرود كه در شكل و ساختار هم خلاق و متفاوت باشد. شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه براي اين كار:
اميدوارم برنامه ديده شده باشد و بينندگان آن مفاهيم پايهاي TRIZ و تفكر نوآوري نظاميافته را بينياز از حضور در كلاسها و سمينارهاي آموزشي فراگيرند.
ياد دكتر سليمي و دلسوزيهاي ايشان براي TRIZ و اين برنامه كه يكي از محصولات آن انديشه است، به خير. خدايش بيامرزد. اميدوارم با وجود همه دشواريهايي كه توليد برنامه داشت، خستگيهاي تيم با ديدن كار روي آنتن و گرفتن بازخوردهاي مثبت از مخاطب در رود.
نوروز در راه است. خاطرههاي صوتي و تصويريمان را كه مرور كنيم، به نسبت تعداد پيراهنهاي پاره كرده، ميتوانيم از برنامههاي ماندگار و فراموش شده راديويي و تلويزيوني مثال بياوريم. كدام برنامههاي نوروزي، تحسين برانگيز بودند و كدامها همراه با نكوش و گلايه؟ تلاش كدام برنامهسازان به يادماندني شد و زحمتهاي چه عزيزاني، شهابي بود كه ديده نشده رفت ...؟ در توليد برنامههاي نوروزي چهها را در نظر ميگيريم و به چه مواردي بيتوجهيم؟ در اين يادداشت، بخشي از فكرهاي بلند بلند نگارنده يك به يك و بدون ترتيبي خاص، با شما خوانندگان جام جم كه «بينندگان و شنوندگان محترم برنامههاي نوروزي» نيز خواهيد بود، به شراكت گذارده شده است.
این مطلب به سفارش روزنامه جام جم برای ضمیمه هفتگی قاب کوچک نوشته شد و شنبه ۴ اسفند به چاپ رسید. لینک دسترسی مستقیم: http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100931470586
آقاي دكتر اسماعيل ميرفخرايي، پيش از سفرشان براي دفاع دكترا و رسما دكتر شدن، اجراي برنامههاي روز شنبه را عهدهدار بودند. غروب شنبهاي برفي در تاريخ 2 بهمن 1385 به اتفاق آقاي مهندس آذرآئين براي معرفي و بحث در خصوص TRIZ به عنوان ميهمان به برنامه ايشان دعوت شديم. در برنامه آن روز، دكتر عيسي جلالي هم ـ كه مثل چهره تلويزيوني شناختهشدهشان آرام و باوقار و دوستداشتني هستند ـ به دليل سابقه آشنايي و رفاقت ديرينه با دكتر ميرفخرايي به عنوان كارشناس، در استوديو حضور داشتند.
هواي سرد و برف در حال باريدن و گپ گرم و حال و هواي دوستداشتني برنامه را از ياد نميبرم. برنامه زنده ما به پايان رسيد و چند روز بعد نويد صائميان،لطف كرد و فايلهاي برنامه را از وبسايت راديو گفتگو گرفت و برايم ارسال كرد.
فايلها اينجا هستند و آماده دانلود و شنيدن. اميدوارم از شنيدن آن لذت ببريد. جاي دكتر ميرفخرايي خالي...
بعد از پخش برنامه بازخوردهاي بسيار، متفاوت و جالبي داشتم. از آشنايان و دوستان و همكاران گرفته، تا استادهاي دانشگاهي و ديگران ناآشنا... يكي از بازخوردهاي جالب، از خانم جميلي بود كه مسؤول فروشگاه كتاب رسا هستند. كتاب «40 اصل؛ شاهكليدهاي TRIZ براي نوآوري» آذر 85 چاپ شد و فرداي برنامه، به واسطه معرفي كتاب در حين گفتگوهاي زنده ما، ايشان ميگفتند كه پيش از باز كردن فروشگاه چند نفري بيرون در منتظر بودند تا كتاب را تهيه كنند. تا يكي دو روز بعد، تعداد قابل توجهي از كتاب را علاقهمندان با همين معرفي تهيه و مطالعه كردند.
نهمين برنامه زنده ما كه نشانه نام دارد از چند زوايه در مورد مهندسي حرف ميزند.
پيشينه مهندسي در ايران و دنيا، اخلاق حرفهاي، مهندسي حرفهاي يا مدرك PE، اثر مهندسي بر هنر و ويژگيهاي يك مهندس خوب مباحثي هستند كه قصد داريم در برنامه امروز به آنها بپردازيم. گفتگوهاي ما با كارشناسان و استادان تلفني است و با توجه به زنده بودن برنامه اميدوارم فرصت كافي داشته باشيم براي اين همكلامي.
اينها بخشي از پيامكهايي بود كه در روز مهندسي دريافت كردم. در برنامه نشانه، چنين پيامكهايي را هم مرور خواهيم كرد.
اميدوارم از راديو پخش خودرو، راديوي محل كار يا راديو تلفن همراهتان بتوانيد همراه ما باشيد. FM 106.7 راديو فرهنگ ساعت 3 تا 4 بعدازظهر سهشنبه 6 اسفند 86. شماره پيامك برنامه هم SMS 30000558 است. پيامكهاي دريافتي تازه تازه خوانده ميشوند.
دنيا تحت تاثير فناوريها و محصولات آنها است و سرعت چشمگيري هم در برآورده كردن نيازهاي ما انسانها و مشتريان پرتوقع دارد، اما در اين ميان موجودات بيزباني كه صداي ناله و فريادهاشان را با تاخير ميشنويم. زمين، كرههاي ديگر، محيط زيست و حيوانات و گياهان مثل ما اهل صدور اعلاميه نيستند و خودشان هم تشكل مستقل و نماينده در شوراهاي گوناگون ندارند.
در برنامه اين هفته موضوع زباله را از چند زاويه نگاه ميكنيم:
گفتوگوهاي كارشناسي ما در برنامه نشانه با اهل فن و استادان صاحبنظري از دانشگاه و مراكز علمي انجام ميشود. در برنامه امروز با اين بزرگواران همكلام شديم: آقايان دكتر حسن فاضلي (رييس پژوهشكده باستانشناسي)، دكتر محمدعلي عبدلي (استاد دانشكده محيطزيست دانشگاه تهران)، دكتر اميد ميربهاء (مؤسسه عالي مديريت برنامهريزي ـ اگر عنوان را درست گرفته باشم) و دكتر محمود محمديان (استاديار دانشگاه علامه طباطبايي).
تعداد پيامكهاي دريافتي برنامه عدد قابل توجهي بود و نكات جالبي را هم در مورد زبالههايي كه اطراف خود ميبينيم طرح كردند.
موضوع اين برنامه نشانه «رسانه» بود. مهمانهايي كه ـ به خاطر ساختار و مدت 60 دقيقهاي برنامه ـ تلفني با ايشان گفتگو كرديم اين بزرگواران بودند:
1. آقاي دكتر محسنيان راد ـ استاد علوم ارتباطات و جامعهشناسي كه اولين نشانههاي تولد يك رسانه و قديميترين رسانه رسمي را تجربههاي چاپ توسط گوتنبرگ دانستند. وي در صحبتهاي خود به تنوع رسانههاي و فراگير شدن آنها نيز اشاره داشت و گفت كه نتيجه تحقيقي گسترده و چندين ساله را در قالب كتابي دو سه هزار صفحهاي به نشر سپرده است.
اميدوارم علاقهمندان مجال خواندنش را داشته باشند.
2. خانم دكتر اعظم راود راد ـ ايشان در مورد ويژگيهاي برنامهسازي در راديو و تلويزيون صحبت كردند و در ادامه از نشانههاي يك رسانه خوب سخن گفتند. از نگاه ايشان برنامهساز بايد درك درستي از نوع اثرگذاري رسانه خود داشته باشد. مثلا اگر مراسم مذهبي زنده از راديو پخش شود به مخاطب اجازه خلوت كردن و همراه شدن با موضوع را ميدهد و او را جذب ميكند،اما اگر اين ارتباط زنده تلويزيوني شود، خلوت كساني كه جلوي دوربين هستند را به هم ميزند و كار تصنعي خواهد شد.
جالب است كه اين آگاهيها گاهي ساده و بديهي به نظر ميرسند. ولي در عمل ما در برنامههاي خود از اين خطاهاي بديهي فراوان ميكنيم.
3. آقاي دكتر جهانگير كوثري ـ ايشان از رسانههاي جديد گفتند؛ پادكست و اينترنت و Mediaهايي كه در راهند و تحولاتي را در عرصه رسانه رقم خواهند زد. دكتر كوثري ارتباط بيواسطه و مستقيم پيامدهنده و پيامگيرنده را نيز يك خواسته واقعي فضاي رسانه دانستند. اشاره دكتر كوثري به Small Media و رسانههاي كوچك هم جالب بود. Caht و email و Podcast از اين سري رسانهها به شمار ميآيند.
با آقاي عزيزالله حاجي مشهدي نويسنده و منتقد قديمي سينما نيز قرار بود گفتگو كنيم كه مجالش به دليل فراهم نشدن شرايط دسترسي تلفني به ايشان نبود. به خاطر دارم كه سال 72 تا 73 كه در مجله جوانان مينوشتم و مدتي هم مسؤوليت صفحههاي فرهنگي هنري را داشتم، ايشان نويسنده ثابت نقدهاي سينمايي بودند. دوست داشتم بعد از بيش از 10 سال از طريق رسانه راديو با وي گپ كارشناسي ميزديم ... باشد براي فرصتي ديگر...
پيامكهاي اين برنامه زياد بود و جالب است كه مردم دل ميدهند به برنامه راديو و همراهي ميكنند. خود برنامه هم به دليل ارتباط با استادان و كارشناسان و همينطور موضوع رسانه مثل يك كلاس درس حرفهاي بود. در اين نشانه در مورد بمب گوگلي و كاري كه پندار يوسفي از كانادا انجام داد صحبت كرديم. اگر در Google به جسجتوي Arabian Gulf بپردازيم، نتيجه جالبي به دست ميآيد (امتحان کنید). شناخت ساز و كار رسانه و نحوه برترين شدن و ديده شدن در آن كاري است كه اين ايراني گمنام با كمك همه ايرانيهاي ديگر انجام داد. رسانههاي نوشتاري هم در ايران در حال توسعه هستند و دو روزنامه پرتيراژ، از جمله همشهري چند روزي است كه چاپ عصر را هم براي مشتريان خود روي كيوسك ميفرستند.
سهشنبهها ساعت ۳ تا ۴ از موج FM 106.7 زنده و مستقيم، مهمان نشانه باشيد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|