نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد. |

يادداشتي كه شنبه 14 شهريور 1388با نگاه به كاربرد ابزار كانونهاي ارزيابي براي انتخاب كابينه و مديران ارشد در روزنامه خبر چاپ شد و در وبسايت خبرآنلاين هم انتشار يافت را ميخوانيد.
اميد به صبح دولتي شايسته
جامعه > دیدگاهها ـ محمود کریمی
در جمهوری اسلامی ایران 21 وزیر برای مدیریت کلان 4ساله امور اجرایی کشور انتخاب میشوند. وکلای مردم در کمیسیونها و صحن مجلس به بررسی صلاحیت ایشان میپردازند و بالاخره در یک یا چند جلسه رأی اعتماد، کابینه شکل میگیرد.
در روزهایی که شاهد مجموعه بحثهای نمایندگان موافق و مخالف در مجلس و نمایندگان دولت هستیم، به این فکر میکنیم که آیا نمیشود انتخابهایی بدون چون و چرا داشته باشیم؟
هیچ روش و فرآیند عادلانهای وجود ندارد که بتوان به کمک آن از بین همه استعدادهای موجود در کشور، شایستهترینها را انتخاب کرد؟
نمیتوان دامنه انتخاب وزیر (و بعد معاونان ایشان و مدیران ردههای بعدی) را تنگتر از کف و سقف نامعلوم کنونی، تعریف کرد؟
آیا به جز معیارهای تصریح نشده، سلیقه و رویکردهای جناحی، گزینش مدیرانی در سطح ملی ناممکن است؟
اصلاً فرض کنیم که صاحب یک شرکت خصوصی دلسوز نسبت به مال خویش، قصد دارد مدیری را برای کسب و کار خود انتخاب کند. او چه میکند؟ از میان فرزندان و فامیل برمیگزیند یا ترجیح میدهد بهترین را داشته باشد حتی از حلقهای دورتر از نزدیکان خویش؟
در پی پاسخ این پرسشها با جستوجو در یافتههای دانش منابع انسانی دنیا، ابزار «کانون ارزیابی» به عنوان یکی از مناسبترین شیوهها جلب توجه میکند.
قابلیتهای هر کاندیدا به کمک ابزارهای ساده اما کارآمد تعاملی و نوشتاری محک میخورد.
فرآیند کانون ارزیابی در پی آن است که برای درک قابلیت مدیر، پنج عامل مهم را محک بزند: دانش، مهارت، تجربه، شخصیت و تمایلها. این پنج عامل با مدل شایستگیهای تعریفشده هر سازمان (یا هر دولتی) سازگاری دارد.
محققان حوزه منابع انسانی به موارد ذیل به عنوان وجوه تمایز این کانونها در برابر دیگر الگوها و روشها اشاره دارند: دارای اعتبار قابل قبول و قابل استناد، تأکید بر تجزیه و تحلیل مسئولیت و شغل به منظور دستیابی به فهرست قابلیتهای مورد نیاز، تأکید بر مطالعه دلیلهای موفقیت شاغلین موفق در مشاغل موردنظر، استفاده از شبیهسازی در ارزیابیها به منظور قرار دادن افراد در موقعیتهای واقعی و مشاهده و ارزیابی رفتارها، عملها و عکسالعملهای آنان، ارزیابی براساس شواهد رفتاری عینی به جای قضاوتهای ذهنی، تلاش برای تحقق اتفاق نظر ارزیابان از طریق گفتوگو و اقناع به جای رأیگیری.
متخصصان توسعه مدیریت اذعان میدارند که بهبود یک قابلیت تا سطح بالاتر از متوسط در یک فرد، بیش از یکسال زمان میبرد. اگر وزیری، تنها در سه قابلیت از مجموعه قابلیتهای هشت یا دهگانه مدل شایستگیهای مرتبط با حوزه کاری خود، در حدی پایینتر از متوسط باشد، باید تقریباً 4 سال مستمر روی خود کار کند تا به بالاتر از متوسط برسد. یعنی اگر او تماموقت متوجه بهبود قابلیتهای فردی خود باشد، باید تا دمیدن صبح دولت بعد برایش صبر کرد.
کانون ارزیابی ابزاری است که میتوان در صورت پایبندی عملی به شایستهسالاری و انتخاب عادلانه مدیران، از آن بهره گرفت.
این ابزار علمی، چون قابلیتهای مدیر را از منظر رفتار مورد بررسی قرار میدهد و توسط ارزیابانی بیطرف انجام میشود، با چارچوبهای ملی و آیینی و فرهنگی ما منافاتی ندارد.
هم دانش آن در کشور ما وجود دارد و هم خبرگان منابع انسانی در این مرز و بوم هستند که به دولتمردان کمک کنند تا از این ابزار، عالمانه و درست بهرهگیری شود.
مردم ایران با رکوردشکنی در تعداد شرکتکنندگان، دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری را پشت سر گذاشتند. همه مسئولان باور دارند که مردم ایران حق را از ناحق تشخیص میدهند و در صداقت ایشان کسی تردید ندارد.
سالهاست میشنویم انتخاب مدیر و دلایل آن، موضوع مهمی برای تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان به شمار میآید. مردم نیز معمولاً بدون داشتن نقش مستقیم در انتخاب مدیران خود، تنها پیامدهای حضور ایشان را شاهد هستند. اگر مدیر و تیم سازمانی و عملکرد ایشان مثبت بود، مردم قدردانند. اگر نتیجه عکس شد، ناگزیر از امیدواری به بهتر بودن فرد و تیم بعدی هستند! تا وقتی سیستمی نباشد که سازوکارهای انتخاب مدیران شایسته را به شفافیت نشان ما مردم دهد، شرایط به همین روال میماند.
دنیای امروز، سازوکارهایی مانند اجرای کانونهای ارزیابی و نظامهای پویا و کارآمد ارزیابی عملکرد را تجربه میکند تا شایستهترین و مستعدترینها، فارغ از رنگ و ارتباطات ردههای ممکن، مسئولیتها را عهدهدار شوند و حرکتهای سازمانی و محلی و منطقهای و ملی روی ریل توسعه و پیشرفت قرار گیرد. ما همچنان در حلقههای چه کسی را میشناسیم و کدام به من وفادارند جستوجو میکنیم. تا سیستم مستقر نباشد و چرخش نچرخد، چنین است.
در این میان، مهمترین واژه در دفاع از انتخاب یک مدیر، تغییر است. آنچه در اغلب معارفهها و تودیعها میشنویم نیز برآمده از بهکارگیری این واژه در حوزههای مختلف است. کمتر از بهبود میشنویم. تغییر میتواند گردشی 360 درجه حول مبدا کنونی باشد. میتواند حرکت به جلو یا عقب را شامل شود و میتواند مثبت یا منفی فرض گردد. اما بهبود، یعنی شناخت کیفی و کمی وضع کنونی، تشخیص مسیر تغییر و بعد حرکت بر مبنای برنامهای قابل اطمینان و عملیاتی برای رسیدن به هدفی که کیفیت و کمیت آن از پیش مشخص میشود.
{به تعبير ساده و پيشنهادي يكي از مدلهاي علمي موفق حل مساله (مدل انبرك در نوآوري نظاميافته)، وقتي ميتوانيم ادعا كنيم بهبودي حاصل ميشود كه بتوانيم بگوييم قرار است «چه قدر از كدام ويژگي چه چيزي را به چه مقدار تغيير دهيم». و بعد مدام اين تغييرها را يك به يك با خطكشهاي قابل اندازهگيري پايش نماييم.} ما در جامعه ایران به تغییرهای منجر به بهبود نیاز داریم. در برخی زمینهها، جهش و در بعضی حوزهها تداوم راه پیموده شده، در برخی حوزهها نیز چرخشی اساسی راهگشای ماست. کاش به جای آن که هر گردی را به نیت گردو بودن امتحان کنیم و منابع ملی را صرفش نماییم، اول از گردو بودن آن مطمئن میشدیم و بعد دستمان به سویش دراز شود. تغییر بدون شفاف کردن دورنما، شعار کهنهای است. این روزها، انتخاب هر یک از وزرا اگر مصداق «بوی بهبود ز اوضاع جهان میآید» نباشد، فقط یک تغییر است، بیاین که جهت آن در گستره چرخشی 360 درجه مشخص باشد.
اين مطلب با اين اطلاعات در وبسايت خبرآنلاين آورده شده است: كد خبر: 2799 ـ زمان انتشار: چهارشنبه 9 بهمن 1387 - 09:55:15 http://khabaronline.ir/news.aspx?id=2799

کارکردگرایی محور و رکن اصلی بسیاری از تکنیکهای و روشهای علمی حل مسالههای خلاق و حل خلاق مسالهها است. دقت داشته باشیم که با 2 مقوله مواجه هستیم: «حل خلاق مساله» و «حل مساله خلاق».
وقتی از حل خلاق مساله سخن میگوییم، منظور حل کردن مسالههایی است که پیشتر نیز وجود داشتهاند و چه بسا بیش از یک راهحل شناخته شده هم برای آنها سراغ داریم. حل کردن چنین مسالههایی با تفکر خلاق، یعنی بازنگری در صورت مساله و یافتن شیوههای جدید و همراه با نگاه به فناوریهای موجود برای یافتن روشهایی نو به منظور انجام همان کارکردهای گذشته در سیستم مساله. برای مسالههای اینچنینی میتوان به تکینکهای خلاقیت اتکا کرد و چندان نیازی به متدولوژی نیست.
آنگاه که از حل مساله خلاق سخن میگوییم، منظور پرداختن به مسالههایی است که یا پیشتر نیز حل نشده و ناشناخته بودهاند و یا امروز تغییراتی در صورت مساله آنها را به شکل تازهای پیش روی ما قرار داده، بدین ترتیب راهحلهای گذشته ما دیگر چاره مناسبی نیستند. برای این نوع مسالهها ضروری است ابتدا خود مساله را تعریف صریح و شفاف نماییم یا به تعبیر علمیتر مساله را «کشف کنیم» و بعد ایدههای اجرایی برای آن بیابیم.
اینجا معمولا نیاز به متدولوژی داریم و تکنیکهای ایدهپردازی به تنهایی راهگشا نیستند. مسالههای خلاق، مسالههایی متفاوت با مسالههای روزمره هستند. برای درک بهتر چیستی این مسالهها، کافی است یکی از شرایط یک مساله عادی و دارای راهحل را حذف کنیم یا آن را تغییر دهیم. پدیده پیش روی ما در این شرایط چیز جدیدی است.
دانش نوآوری نظامیافته و خانواده تکنیکهای آن (مانند مهندسی ارزش، تفکر ناب، تئوریمحدودیتها و ...) از جمله متدولوژیهای حل مساله هستند که هم به درد حل خلاق مسالهها میخورد و هم میتوان با درک صحیح و اشراف بر آن، به یافتن راهحلهایی کارآمد برای مسالههای خلاق پرداخت. و خاطرمان باشد که این متدولوژیها با تکیه همیشگی بر مفهوم کارکرد (کاری که باید انجام شود نه روش انجام آن) به عنوان رکن اصلی و قلب خود، از تیم که روح خلاقیت را در کلبد این متدولوژی میدمند بهره میگیرد تا مسالهها را حل کند. بر خلاف آنچه در میان علاقهمندان این تکنیکها گفته میشود، صرفهجوییهای مالی یا کاهش هزینه تنها هدف این رویکردها نیستند.
با این آغاز، آنچه در پی انتشار این ستون خواهید خواند، مروری است بر زندگی ما در شهرهای امروزی. این مرور با سفری در زمان و با فرض زندگی در سالهای آینده که برای بسیاری از مسالههای موجود راهحلهای مناسبی یافت شده انجام میشود. بخشهایی از آنچه میخوانید از تجربه دیگر مردمان دنیا و کشورهای ینگهدنیا روایت شده و بخشهایی زایده تخیل و فانتزی نگاه کردن نگارنده به محیط شهری است. در این نوع نگاه، مفاهیم و الگوهای فکری نوآوری نظامیافته (TRIZ) را مدنظر دارم. برای احترام به مخاطب و دانش نسبی او، از شرح کارکرد هر موضوع و ایده و نحوه یافتن راهحل پرهیز خواهم داشت تا شاید این شیوه معماگونه، خود مجالی برای بیشتر اندیشیدن خواننده را فراهم آورد.
بیایید چند دقیقهای در روز، سخت نگیریم، جدی نباشیم و به مغزمان اجازه پرواز دهیم. دوردستهای تخیل و ایدهپردازی ما خیلی زود دستیافتنی میشود. سخت نگیریم و به فکرمان بال پرواز دهیم.
آب باران
روشهای مختلفی برای بهرهگیری سازنده و مثبت از این نعمتهای آسمانی ابداع میشوند. در گردهماییهای دورهای مردم شهر که بخشی از آن الکترونیکی و بخشی حضوری است، ایدههای مختلف شهروندان کارشناس و خلاق، در کنار جوانان خوشفکر و نخبه و دانشگاهیان اندیشمند، ترکیب میشوند تا مدیران شهری بتوانند با بهکارگیری آنها مهار آبهای باران و جابهجایی و دفع برفهای روبیده شده را به سمت و سوی کاربردی مثبت سوق دهند. در نظر بگیریم که کارواشهای محلی، دستگاههای پخش موسیقی که با فشار آب بالای سر خود کار میکنند، جویها و نهرهای شهری، بوستانهای شهری و محلی، سرویسهای بهداشتی عمومی، همه و همه از ذخیره همین منابع نزولاتی آب خود را تامین کنند.
با هر نوبت بارش باران به جای این که شهروندان نگران قطعی برق و ایجاد ترافیک سنگین در گذرگاههای شهری باشند یا از سرریز شدن آب جویها و زبالهها به سطح خیابان هراس به خود راه دهند، به این میاندیشند که مدیریت شهری با ایجاد مکانیزمی برای جمعآوری آبهای سطحی و هدایت آنها به سیستم شبکهای زیر آسفالت خیابانها از این منبع رایگان خدادادی برای تامین بخشی از آب مورد نیاز زندگی در شهر، بهره میگیرد. این آب هزاران مشتری آماده و چندین زمینه عملیاتی برای کاربری دارد.
با نگاهی ساده به آب باران میتوان آن را با این ویژگیها به عنوان یک منبع مفید مدنظر قرار داد: 1. قطره قطره بودن، 2. شفاف بودن، 3. خاصیت مویینگی، 4. وزن کم، 5. انرژی ذخیره شده در اثر افتادن از ارتفاع، 6. نظم و ریتم در ضربه زدن به سطح زیرین خود، 7. دانهبندیهای گاه متفاوت و گاه یکسان، 8. داشتن املاح، 9. روان بودن و جریان داشتن، 10. امکان ذخیره شدن، 11. حرکت خودبهخودی در سرازیری، 12. امکان تبخیر و انجماد و میعان، 13. ترکیب شیمیایی با دیگر مایعات، 14. جامدات و گازها، 15. متلاشی شدن و ریزتر شدن پس از برخورد با سطح، 16. ساختار کریستالی 17. پس از انجماد، 18. تبخیر تدریجی در دمای حرارت، 19. خاصیت شویندگی، 20. امکان آشامیدن در صورت تصفیه و ...
کافی است بدون مراجعه به منابع و مراجع علمی و با مشاهده اولین باران در حال بارش یا همنشینی با یک کودک یا نوجوان قطرههای باران را به چشم خریدار بنگریم، به این فهرست بیستگانه میتوان موارد متعدد دیگری را نیز افزود.
راستی! چه کسی به این باران به چشم خریدار مینگرد؟ چه تلاشهایی عالمانه و آگاهانهای برای استفاده از این منبع رایگان و خدادادی به عمل میآید؟ تجربههای دنیا در بهرهگیری از آب باران چه روایت میکند؟ مردمانی که در دیار خود مدام بارش باران دارند، چگونه زندگی میکنند؟ ما چه کنیم؟
منبع مرتبط برای مطالعه: کتاب «آب باران و تو» ـ نوشته گروه قطرههای باران ـ ترجمه محمدحسین اکبری ـ انتشارات رسا ـ چاپ اول: 1385 ـ شابک 978-964-317-634-7 ـ منابع بیشتر با جستجوی این کلیدواژهها در وب یافت میشوند: Murase Makoto، Dr. Rainwater، IWA و IRCSA
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|