نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد. |
TRIZ Café Networking Meeting
14:00-20:00, June 17, 2009
Hotel Golden Tulip
Amersfoort, Netherlands
Would you like to learn about the latest TRIZ and xTRIZ tools and updates? To meet other TRIZ and Systematic Innovation professionals, practitioners and enthusiasts? To discuss and share your ideas and experiences about TRIZ and Systematic Innovation in informal environment? Or to learn what TRIZ is and how it can be used? If you live or stay in the Netherlands or nearby, then TRIZ Café might be the right place to visit for you.
During the meeting we plan to discuss various subjects: TRIZ for technology, TRIZ for business, TRIZ for education and general creativity development. We also plan to let everyone speak in front of the participants who is willing to present his/her message related to TRIZ: news, experiences, difficulties, etc.
We plan to hold our next meeting on Wednesday, June 17, 2009 in Amersfoort, the Netherlands, from 14:00 till 20:00. The exact location will be defined as soon as we know how many participants and from where will visit the event. The meeting will involve both presentations by the participants and free-format discussions. Would you like to make a short presentation of your TRIZ story to the entire audience? Please let us know!
A preliminary agenda:
13:50-14:20: Coffee/tea, gathering
14:20-15:00: TRIZ Today by Valeri Souchkov
15:00-17:00: Presentations by the participants
17:00-18:30: Discussion clusters in a "knowledge cafe" format
18:30-20:00: Free discussions and networking
We will adjust the agenda according to the participants proposals. A more detailed program will be mailed to the participants before the event takes place.
The cost of participation is Euro 59,50- (including 19% VAT/BTW). It includes coffee/tea, refreshment drinks, additional materials. If you would like to visit the event or interested, please let us know as soon as possible by filling the form below. We hope to see you at the TRIZ Café!
رسيدگي به محتواي به روز و غني اين وبسايت كار موظف وي به عنوان استاد دانشگاه نيست، بلكه دكتر ناكاگاوا تقريبا روزي 2 ساعت را داوطلبانه به اين دلمشغولي اولويتدار خود اختصاص ميدهد. بين همكاران TRIZي ما در سراسر دنيا معروف است كه «تورو را در همه كنفرانسهاي دنيا ميتوانيد ببينيد.» بيشتر اين كنفرانسها را با همسرش سفر ميكند؛ از آمريكا گرفته تا روسيه و خود ژاپن. ميرود، خوب گوش ميكند، مدام يادداشت برميدارد، عكس ميگيرد، تحليل ميكند و انتشار ميدهد. با وجود آن كه بيش از 60 سال سن دارد از كار و زندگي با TRIZ خسته نميشود و معمولا هم با ايدههايي جديد به مجامع TRIZ ميآيد. او به آنچه در ايران گذشته نيز بسيار علاقهمند است و پيشنهاد دارد كه در سمپوزيوم سالانه TRIZ ژاپن آن چه براي ترويج دانش نوآوري نظاميافته در اين مرز و بوم انجام شده را در قالب سخنراني در سمپوزيوم امسال يا سال آينده براي هموطنان ژاپني وي ارايه دهيم.
اين مقدمه بهانه معرفي دكتر ناكاگاوا بود تا به نمونه تجربه جالب و ساده ژاپني يك پدر و پسر در بهكارگيري TRIZ بپردازم. چيزي كه يكشنبه 3 خرداد، حدود ساعت 7 صبح در برنامه تلويزيوني روز از نو (شبكه 2 سيما) براي بينندگان روايت شد.
پسري دبيرستاني ميخواهد براي تمرين يا مشق تابستاني خود روي اين مساله كار كند: عنكبوت آبي چطور روي آب ميآيستد و سر ميخورد؟ و بعد با توصيه پدر به جاي اين كه فقط به جستجوي منابع علمي موجود بگردند، تصميم ميگيرند مكانيزم كار عنكبوت آبي را كشف كنند و سپس خودشان يك نمونه واقعي هم بسازند: چيزي كه بتواند روي آب بايستد و سر بخورد. آشنايي پدر با TRIZ به 6 ماه قبل برميگردد كه به واسطه شركت در يك دوره آموزشي در محل كار خود با اين دانش آشنا ميشود.
و بعد قصه رفاقت كشف پدر و پسر با هم و بعد رقابت آنها در ساختن نمونه پروتوتايپ جدا از هم روايت ميشود. كل ماجرا در پايگاه TRIZ ژاپن آمده است: http://www.osaka-gu.ac.jp/php/nakagawa/TRIZ/eTRIZ/epapers/e2009Papers/eMiyanishiTRIZSymp2008/eMiyanishi-TRIZSymp2008-090416.html
هم نتيجه كار اين پدر و پسر ژاپني جالب است و هم پيامد مقاله شدن و ارايه آن در Japan TRIZ Symposium 2008. نتيجه كار پدر و پسر را در فايل انتشاريافته كارشان بايد يافت. مقاله ايشان از سوي شركتكنندگان سمپوزيوم به عنوان بهترين مقاله انتخاب شد!
چند نكته به نظرم شايسته پررنگ شدن است: پدران و مادراني كه در دورههاي آموزشي شركت ميكنند. تكليفهاي مدرسه و تابستان. آموزش و پرورش. مستند كردن كارهاي ساده زندگيمان. دنيا را به زبان بينالمللي از كارهاي خوب خبردار كردن.
روزگاري را خواهيم ديد، به هر نامزد انتخاباتي تيمي از مشاوران چند تخصصه را گرد خود خواهد آورد. وقتي برخورداري از آراي بالاتر و كسب چند صد يا حتا چند ده راي بيتشر تعيينكننده باشد، بايد در رقابت با اتكا به دانش و رويكردهاي علمي پيروز شد. گريزي جز اين نيست. بازاريابي، استراتژي، پوشش و گفتار، تبليغات، تحليلهاي آماري، مديريت يكپارچه، نگرش سيستمي و از اين قبيل موارد نيازهاي ضروري يك ستاد انتخاباتي براي پيروزي يك نامزد تلقي خواهد شد.
اين يادداشتي است كه از TRIZ Journal گرفتهام و برگردان فارسي آن در خبر آنلاين و روزنامه خبر پنجشنبه 31 ارديبهشت منتشر شد است:
جامعه - پیروزی در انتخابات با اتکا به تفکر خلاق و تحلیل علمیمحمود کریمی
در جریان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در یکی از کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال 1996، گروهی از متخصصان TRIZ (نظریه حل مسئلههای ابداعی یا نوآوری نظامیافته) در زمینه تحلیل سیستم این رقابت و پشتیبانی فعالیتهای تصمیمسازی آن، دعوت به همکاری شدند.
وظیفه این گروه عبارت بود از تعیین و تبیین راهبردها و تاکتیکها، پیشبینیهای کوتاه مدت، ارائه ایدهها و حل مسئلههای موجود بر سر راه پیروزی در انتخابات پیشرو. به عبارتی دیگر آنها موظف بودند تا تدابیر لازم برای برنده شدن نامزدهای مدنظر خود را اندیشه کنند.
اولین نامزد انتخاباتی که او را آقای الف فرض میکنیم، یک سیاستمدار کارکشته و یک رهبر قدرتمند بود که با هدف پیروزی در این رقابت شرکت کرده بود.
آقای ب، کاندیدای دوم، چهرهای تازه و نوپا در عرصه سیاست به شمار میآمد. او میخواست خود و حزب هوادارش را به عنوان یک قدرت جدید سیاسی به جامعه بشناساند. بر اساس نظرسنجیهای پیش از انتخابات، او در بهترین شرایط، جایگاه ششم را پس از شمارش آرا و برگزاری انتخابات کسب میکرد.
رقیب اصلی و مطرح این انتخابات، آقای ج رئیسجمهور وقت کشور بود که هم پشتوانه خوبی داشت و هم او و حزبش زمام قدرت را در دست داشتند. در نهایت پس از برگزاری انتخابات، 2 نامزد اول با توجه به نوآوریها و با استفاده از ابزارهای TRIZ و هزینه اندک، به نتایج چشمگیری دست یافتند. بدین ترتیب که نامزد الف به عنوان رئیسجمهور انتخاب شد و نامزد ب با کسب رتبه دوم سر و صدایی در عرصه سیاست به راه انداخت.
آنها 4 مسئله اصلی پیشرو داشتند. اول، پوسترهای تبلیغاتی پرتیراژ نامزد ج که در آن تصویر پرتره او روی کاغذ مرغوب چاپ به چاپ رسیده بود. این پوسترها در همه جای کشور دیده میشدند. در این پوستر در کنار تصویر درشت چهره آقای ج شعارهای متعدد انتخاباتی نیز به چشم میخورد. ترکیب پوستر بر این موضوع تأکید بسیار داشت که او پدر ملت و در عین حال یکی از مردم است، اما باهوش و زیرک. متخصصان TRIZ، تضادهای این نوع تبلیغ را شناسایی کردند و سعی داشتند با استفاده از ابزارهای TRIZ مسئله خود را حل کنند. هیچ یک از دو نامزد الف و ب توان زدن چنین پوسترهایی را نداشتند. تضاد این مسئله از این قرار بود که پوسترهای تبلیغاتی ج به واسطه هزینه بالا و مرغوبیت کاغذش توجه مردم را جلب میکرد، در حالی که همین هزینه بالا واکنش منفی آنها را نیز در پی داشت؛ چرا که اکثر مردم کشور در تنگدستی به سر میبردند.
متخصصان با تفکر در مورد نتیجه نهایی ایدهآل (IFR) در پی راهی بودند که توسط آن پوسترهای مرغوب نامزد ج نه تنها تأثیر مثبتی بر مردم نداشته باشد، بلکه به طور خود به خود و با کمترین هزینه، اثر منفی نیز بگذارد. آنها باید با وجود ناچیز بودن منابع مالیالف و ب تبلیغات گسترده ج را نیز خنثی میکردند. راهحل پیشنهادی آنها شامل موارد زیر بود: تهیه پوسترهایی با کاغذهای ارزانقیمت و با کیفیت پایین. پوسترها باید شبیه به کاردستیهای دستساز باشد یا با ماشینهای ابتدایی چاپ و منتشر شود. پوسترها باید سه جمله کوتاه در مورد نتیجه نامطلوب فعالیتهای سیاسی دوره کنونی ریاستجمهوری را در بر داشته باشد. علاوه بر این سه طرح، نقاشی ساده یا تصویر و عکس مرتبط با این سه جمله نیز باید در پوستر دیده شود. عبارت «کافی است!» باید در قسمت وسط پایین پوسترها، از دور نیز به چشم بخورد. بهترین جا برای چسباندن پوسترهای الف وب، زیر پوسترهای نصب شده ج یا جایی نزدیک آن است. هر چه تعداد این پوسترها کمتر باشد، بیشتر جلب توجه خواهد کرد و بحثهای بیشتری در پی خواهد داشت. چاپ و نصب پوسترها باید به سرعت انجام شود، قبل از آن که اثر تبلیغات ج از اذهان برود.
مسئله دوم حضور گسترده مقامات رده بالای اجتماعی و سیاسی در ستاد تبلیغاتی الف بود. هدف ایشان از این حضور، به دست آوردن پستهای کلیدی در کابینه آتی بود که میخواستند الف رئیس آن شود. به عبارت دیگر اینها افراد مهمی بودند که حضورشان با پیشبردن کاری همراه نمیشد. تضاد در این بود که حضور آنها به واسطه رقابت با دیگر نامزدها و ذهنیت مردم دارای اهمیت بود، اما شعارها و نظراتشان غیرقابل استفاده و فعالیتهایشان در ستاد دست و پا گیر ارزیابی میشد. روش مدنظر متخصصان TRIZ در این مسئله، استفاده از بخش بیاستفاده در سیستم بود. آنها یک شورای سیاسی بدون محدودیت را تشکیل دادند. عضویت در این شورا و ستاد، عنوانی پرطمطراق برای چنین مقاماتی به شمار میآمد و میتوانست تا مدت به سر رسیدن انتخابات آنها را سرگرم کند تا دیگران بتوانند به فعالیتهای ستادی انتخابات بپردازند.
سومین مسئله، به نامزد ب مربوط میشد، اما مسئلهای تکراری به شمار میآمد. در ستاد او نیز تعداد زیادی از فعالان شناخته شده سیاسی و اجتماعی حضور داشتند، با این تفاوت که آنها افرادی نکتهسنج و باتجربه بودند. حضور ایشان محیط پراسترسی را در ستاد ب ایجاد کرده بود. این عده، دارای خصلت جاهطلبی نبودند، از این رو نمیشد آنها را به عضویت در شورایی مشابه ستاد الف ترغیب کرد. از آنجا که آنها انسانهای صادق و فعالی بودند، هدفشان بهبود اوضاع جامعه و رفاه عمومی بود.
تضاد این مسئله نیز مانند مسئله دوم تشخیص داده شد، اما چاره تدبیر شده متفاوت بود. 3 راه وجود داشت: یا منبع (این افراد و مقامات) را به موضوع (فعالیت ستاد انتخاباتی) نزدیکتر کنند، یا عضو مؤثر آن را به موضوع انتقال دهند یا آن که منبع در جهت مورد نیاز تغییر یابد. در نهایت چنین شد که وظیفه «بسیار مهمی» را برای این افراد مجرب تعریف کردند: در دسترس بودن در حوزههای انتخاباتی برای برملا کردن فعالیتهای غیرقانونی و خلاف مقررات دیگر نامزدها، بدینترتیب با توجه به صداقت و درایت آنها، نظارت دقیقشان اطمینان از سلامت فرآیند رأیگیری را به دنبال میداشت. از طرف دیگر بیم تبانی خود ایشان نیز نمیرفت و چون این کشور کمونیستی تازه به استقلال رسیده بود و هنوز تجربه چندانی در زمینه انتخابات نداشت، لذا اطلاع از قانون و مقررات و پیدا کردن خلأهای آن، این عده را حسابی مشغول و سرگرم میکرد.
چهارمین مشکل و مسئله، دیدارها و نشستهای مردمی بود. ستاد انتخاباتی ج رقیب اصلی الف تصمیم به برگزاری یک جلسه پرسش و پاسخ عمومی در میدان اصلی شهر گرفت. برگزاری این میتینگ در این میدان، احتمال موفقیت الف را ضعیف میکرد، چرا که این میدان، اهمیت ویژهای برای مردم داشت و حضور در آن موجب تقویت غرور ملی و جلب اعتماد میشد.
به دلیل تأثیر ویژه این میدان بر اذهان عمومی، طبق قانون، برگزاری هر نوع جلسهای در آن، نیازمند طی فرآیندی زمانبر و طولانی برای دریافت مجوز از مقامات دولتی بود. با توجه به موقیعت سیاسی ج به عنوان رئیسجمهور وقت، اگر جلسه مدنظر ج در این میدان برگزار میشد، لطمهای جدی به اعتبار الف وارد میآمد. مشاوران نوآور ستاد، برای غلبه بر این تضاد از ابزاری به نام الف FD (تشخیص شکستهای قابل پیشبینی) استفاده کردند. این ابزار با توجه به 3 دسته معیار، 3 سناریو را پیش روی آنان میگذاشت؛ معیارهای اولیه یا مقدماتی، معیارهای مستقیم، معیارهایی برای کاهش اثرات مضر.
معیارهای اولیه، این پرسش را در جلسه بعدی پارلمان مطرح میکرد که میدان شهر، از نظر مردم مکان مهم و مقدسی است. آیا صحیح است به یک گروه خاص از مردم یا سیاستمداران اجازه برگزاری فعالیتهای تبلیغاتی در آن داده شود؟ برای قبولاندن پرسش بالا باید بر این جمله تاکید شود که هر گونه فعالیت سیاسی به استثنای حرکتهای ملی و بدون جهتگیری خاص سیاسی یا گروهی، در این میدان ممنوع است و در پی طرح موضوع، نامزد الف باید ستاد خود را برای سازماندهی و تدارک یک میتینگ عمومی با حضور همه نامزدها در یک مکان و همزمان با جلسه حامیان ج یا حتی زودتر ترغیب کند. معیارهای مستقیم میگفت اگر ثابت شود معیارهای اولیه اثربخشی و کارایی کافی ندارند، لازم است جلسه ملاقات عمومی با بازنشستگان و اقشار ناتوان و کمدرآمد جامعه در مکانی نزدیک به کاخ ریاست جمهوری تدارک شود. در این جلسه باید از رئیسجمهور کنونی، یعنی ج نیز برای پاسخگویی به مردم، دعوت به عمل آید. این ملاقات، فرصت مناسبی خواهد بود برای خبرنگاران و گزارشگران مستقل رسانهها که با تهیه گزارش و مصاحبه با ج نقاط ضعف و حمایتهای دولتی وی را پررنگتر کنند.
دسته سوم معیارها، پیشنهادهای ذیل را برای کاهش نتایج زیان بار مطرح میکرد. انتشار اخباری از چگونگی برگزاری جلسه پرسش و پاسخ ج در میدان اصلی شهر، در روزنامهها و رسانهها با هدف جلب توجه مردم به مواردی نظیر اینکه در این جلسه تنها حامیان خود ج حضور داشتند. به هر حال به کارگیری روشها و ابزارهای نوآوری نظامیافته TRIZ در یک مسئله سیاسی، نتیجهاش به هدف رسیدن هر دو نامزد الف و ب و یافتن راهحلهای به نظر ساده برای مشکلات پیچیده پیش روی آنها بود.
ترفندهاي خلاق براي ترويج ترك سيگار، به بهانه روز جهاني مبارزه با دخانيات
تحقيقات جديد نشان ميدهد استعمال دخانيات، خطر ناباروري در زوجها را بهدنبال دارد. همچنين درصد بالايي از ناتوانيهاي جنسي مردان ريشه در مصرف دخانيات دارد. عفونتهاي تنفسي، برونشيت مزمن، بيماري هاي قلبي عروقي، ناهنجاريهاي دهان و دندان و مهمتر از همه سرطان ريه از ديگر عوارض مهم استعمال دخانيات است.اما تمام اين دانستهها باعث نميشود تا جمعيت علاقهمند به سيگار در جهان كاهش چشمگيري داشته باشد.
امروزه مصرف دخانيات از مخربترين رفتارهاي غيربهداشتي است كه سلامت جوانان و نوجوانان را با خطر جدي مواجه ميكند. مصرف مواد دخاني در نوجوانان و جوانان به حدي رسيده كه سازمان بهداشت جهاني امسال شعار«جوانان بدون دخانيات» را براي هفته مبارزه با دخانيات در نظر گرفته است.
هشدار نسبت به خطرات و زيانهاي استعمال دخانيات، اجراي ممنوعيت تبليغ، ترويج و حمايت مالي از دخانيات، حفاظت افراد از دود ناشي از استعمال دخانيات، افزايش ماليات برمحصولات دخاني و كمك به افراد سيگاري جهت ترك سيگار از جمله سياستهاي سازمان بهداشت جهاني براي كاهش و كنترل مصرف مواد دخاني است.
اما رويكرد ايجاد محدوديت براي ايجاد بازدارندگي و كنترل هر فرايند ناپسند در زندگي، رويكرد و رفتاري است كه سالهاست شاهد آن هستيم. اما آمارهاي تكاندهنده مرگ و ميرهاي ناشي از مصرف دخانيات، گواه اين مهماند كه مسئله هنوز هماني است كه بوده؛ سيگار كشيدن يا نكشيدن.
در دنيايي كه همه چيز آن به سمت طراحي سيستمهاي خودبهخودي ميرود و امر و نهيها و رفتارهاي فرمايشي جاي خود را به تصميمگيريهاي آگاهانه ميدهد، براي كمك به حل مسئله سيگار نكشيدن، ايدههاي خلاقي در حال اجرا هستند كه مرور برخي از آنها ما را نسبت به اثربخشي و عمق تاثير آنها به فكر فرو ميبرد. اين در شرايطي است كه دستورالعملها و ابلاغها و بخشنامهها هنوز آن تاثيري را كه بايد، ندارند.
پرده اول: زير سيگاري ترك سيگار

اگر به موضوع «سيگار نكشيدن» بهعنوان يك مسئله فكر كنيم و فارغ از استرس و درجه اهميت آن به تحليل درست صورت مسئله و آنچه «راهحل خوب» ميناميم اش بپردازيم، ميتوانيم ايدههاي بكر و جالبي بيابيم.
ايدههايي كه نه با جستوجو و فكر كردن به شيوههاي ايجاد محدوديت فيزيكي و اجباري، بلكه با تفكر بهخودبهخود انجام شدن محدوديت و از درون هر انسان بر آمدن خواست و اراده سيگار نكشيدن برميآيد.
با اين وصف، روشهاي مشابهي مثل تعريف هميار پليس ميتواند در خانواده عوامل كنترلي مؤثر و خودبهخود به ما در يافتن ايدههاي جديد كمك كند. آنچه در اين تصوير ميبينيم به ظاهر به كشيدن سيگار كمك ميكند، اما ظرافتي پشت انديشه آن نهفته است.
نكته اينجاست كه انجمن سرطان سنگاپور به توليد و هديه دادن زيرسيگاريهايي اقدام كرده كه در آغاز بازدارنده و نكوهشكننده بهنظر نميآيد، اما حتما استفادهكننده آن را به فكر فرو ميبرد تا بالاخره روزي بهخودآيد كه به راستي من با ريه خودم چه ميكنم. اين زيرسيگاري فرد را ترك ميدهد.
آنچه طراح اين ايده را به موفقيت ميرساند استفاده از عامل مضر در جايگاه تبديل شدن به عامل مفيد است. اين يك قاعده كلي است كه در زمينههاي مختلف هم كاربردهاي مثالزدني داشته است.
وقتي مامور پليس آگاهي براي كشف يك پرونده از فردي از جنس مجرمين بهره ميگيرد در حقيقت همين ترفند را بهكار برده است. مسئلهها و راهحلهاي آنها بسيار شبيه به هم هستند، كافي است نگاه ما شباهت را تشخيص دهد و بتوانيم راهحل جديدي را براساس ايده يا راهحل قبلي ابداع كنيم.
پرده دوم: كيسه بوكس سيگاري
مبارزه كردن با سيگار را اينجا به شكل نمادي زنده در مبارزههاي تمريني ميبينيم؛ درست جايي كه در نقطه مقابل روي آوردن به سيگار است. اگر به تضاد ورزش با استعمال دخانيات و تندرستي و سلامتي با بيماري خوب فكر كنيم، ميبينيم كه اين راهحل چندان هم غريب و دور از ذهن نيست.
ايدههاي مختلفي از اين نوع نگاه كردن به مسئله ميتواند طرح شود كه در ميان آنها اجرا كردن برخي بسيار ساده و كمهزينه است. مثل «معما چو حل گشت آسان شود» اينجا هم مصداق دارد.
حال بايد بيشتر فكر كنيم تا ببينيم به جاي تكرار اين ايده، چه راههاي ديگري قابل بررسي هستند. هميشه راهحل بهتري وجود دارد، به شرط آنكه بدان فكر كنيم. جستوجوي تضادها و بهرهگيري مثبت از آنها ترفندي است كه در اين مثال از آن بهره گرفتهاند.
پرده سوم: شليك دود به قلب جامعه

اگر به فرايند سيگار كشيدن و عوارض جانبي آن فكر كنيم و حتي بتوانيم با اغماض، بخشي از ماجرا كه بهخود فرد سيگاري مربوط است را ناديده بگيريم، بخش عمومي اين جرم - اجازه دهيد از همين واژه جرم استفاده كنيم -كه به جامعه آسيب ميرساند قابل اغماض نيست.
اين ايده كه سيگار را به شكل تفنگ دو لول تصوير كرده و بيهيچ توضيح و تفسير و شعاري، به صراحت منظور خود را به مخاطب منتقل كنيم، حكايت از ظرافت نوع نگاه خالق آن دارد. طراح با توجه به تاثيرهاي اجتماعي موضوع، روشي را براي انتقال مفهوم انتخاب كرده كه از ديد همگان ناپسند است.
وي تشابه سيگار با تفنگ را بزرگنمايي كرده تا اثر مخرب آن بر فرد و جامعه را نيز مثل خودكشي يا قتل عام بزرگ و غيرعادي جلوه دهد.
پرده چهارم: خروجي اگزوز به ورودي مجاري تنفسي

اين روزها، در و ديوار و كوچه و خيابان و خلاصه هر فضاي خالي و قابل ديدي، به تابلوي تبليغاتي تبديل شده است.اين تبليغ كردن براي كالا و سازمان و خدمات، خاص كشور و شهر و ديار ما نيست، همه جاي دنيا چنين است و متخصصان تيزبيني به جستوجوي فرصتهاي بكر تبليغاتي هستند تا از آنها براي كسب منافع بيشتر بهره گيرند.
در ميان اين هياهو، ايدههاي خلاق و نو جذابيتهاي ويژهاي دارند كه به واسطه آنها مخاطب را به فكر فرو ميبرند. بازي كردن با فضاي واقعي و درك فرصت استفاده بالفعل از شرايط بالقوه آنها را در كشورمان تجربه كردهايم. نقاشي كردن روي ديوار گذرگاههاي شهري نمونهاي از اين خانواده به شمار ميآيد.
در تبليغ پشت اين اتوبوس، محصولي مرتبط با «ترك سيگار» معرفي شده است. جذابيت آن به استفاده هوشمندانه از اگزوز و دود اتوبوس، به جاي سيگار و دهان فرد سيگاري است.
بدون توضيحهاي تكراري مرسوم در تبليغها و گم شدن اصل ماجرا ميان همهمه واژههاي تبليغات، طراح عبارت ساده و گوياي «آماده ترك هستيد؟» را كنار تصوير اثرگذار و بزرگنمايي شده فرد در حال سيگار كشيدن قرار داده و ما را به ترك سيگار دعوت و تحريك كرده است.
ديدن چيزها در شكل و جايگاه غيرمتعارف خود لزوما نياز به ابزار و فناوري پيچيده ندارد، كافي است خلاق و متفاوت نگاه كنيم.
پرده پنجم: دفن خودخواسته در قبر زندگي

اين پرده از چندگانه جستوجوي روشهاي ديگر ترويج سيگار نكشيدن ايده بكر و
قابل توجهي دارد.
در اين مورد، طراح به صراحت و بدون تعارف فرد سيگاري را به روزگار بعد از مردنش ميبرد.اتاق سيگار كشيدن كه خارج از ايران جدي و مرسوم و در كشورمان نيز در برخي موارد مثل فرودگاهها نسبتا مورد توجه است در اين مثال بهعنوان محور انتخاب شده است.
۲ دوست يا همكار سيگاري در اين اتاق كه سيگار كشيدن در آن مجاز است (دقت كنيم كه كسي به آنها نگفته سيگار نكشيد و برگ جريمه هم برايشان صادر نكرده) مشغول گپ و گفتوگو هستند.
طبيعي است كه با هر پك زدني دود آن را بيرون بدهند و عادي است كه نگاهشان به بالا هم بيفتد. آن بالا نقطه تمركزي است كه طراح كشف كرده و فرصت اثرگذارياش را آنجا يافته است.
سقف را بهعنوان سطح زمين در نظر گرفته و اتاق را قبر فرد سيگاري. آن بالا روح فرد در حال پرواز است و ديگران هم سر قبر او در حال فاتحه خواندن و دعاي آمرزش يا لعن و نفرين هستند كه چرا به دست خودش مرده است!
اين مطلب به بهانه «روز جهاني مبارزه با دخانيات» در صفحه ۶ روزنامه همشهري يكشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ به چاپ رسيده است. دسترسي مستقيم به مطلب: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=56679
هلند به زيبايي گلها و طبيعتش شهره است. نام انگليسي هلند (Netherland)، بيانگر اين است كه همه اين سرزمين پايينتر از سطح دريا قرار دارد.
معيد حقنويس ـ دانشآموخته مهندسي صنايع ـ سال ۸۶ براي انجام يك طرح دانشگاهي يك ماهي را در بندر روتردام اقامت داشت. يكي از نكات جالبي كه او از اين سفر روايت ميكرد، نحوه كار كردن چراغهاي راهنمايي آنجاست.
او ميگفت: وقتي قصد عبور از خيابان داشته باشيد بايد دكمه سيستم هوشمند چراغ را فشار دهيد و كمي منتظر بمانيد تا چراغ سبز شود. تا اينجا را در ايران هم داريم، اما جالب اينكه همزمان با سبز يا قرمز بودن چراغ صدايي هم شنيده ميشود كه به كمك آن ميتوان تشخيص داد چراغ سبز است يا قرمز! معيد ميگفت: انگار داركوبي روي هر چراغ نشسته بود و سرعت نوك زدنش را با رنگ چراغ تنظيم ميكرد. همزمان با چراغ سبز ضرباهنگ صداي نوك زدن تند بود و با قرمز شدن، صدا با مكث بيشتري شنيده ميشد.
بدين ترتيب علاوه بر اينكه نابينايان هم به راحتي نوع چراغ را تشخيص ميدهند، بسياري از مردم نيز عادت كردهاند كه با شنيدن صداي چراغ راهنمايي، از تقاطع رد شوند يا منتظر بمانند.
تحليل مسئله:
مدتهاست كه از ناكافي بودن امكانات شهري و تسهيلات مورد نياز قشر كمتوان جامعه سخن گفته ميشود. آنچه در اين تجربه نمود دارد يافتن راهحلي ساده و اجرايي براي پاسخ دادن به يكي از نيازهاي حساس نابينايان و كمبينايان است؛ راهحلي كه وقتي اجرا ميشود نه تنها به ايمني بيشتر ايشان در سفرهاي درون شهري منجر ميشود بلكه مردم عادي نيز از فايده آن بهره ميبرند.
با استفاده از ۴۰ اصل ابداعي TRIZ ـ كه عصاره تحليل صدها هزار سند اختراع ثبت شده است ـ يافتن اين راهحل كار دشواري نيست. اصل شماره ۲۸ كه «تعويض سيستم مكانيكي» نام دارد، بر اين تاكيد دارد كه راهحل مسئله خود را به جاي استفاده از يك سيستم مكانيكي، در بهرهگيري از سيستمي نوري، صوتي، حرارتي يا بويايي بيابيد.
راهحل نصب كردن بلندگوهايي كوچك بالاي هر چراغ راهنمايي هم مستقيما از اين اصل پركاربرد دانش نوآوري نظاميافته قابل برداشت است. سيستم نوري روشن شدن يك چراغ و تغيير رنگ آن، با افزودن صدايي نافذ و استفاده از 2 ضرباهنگ مختلف، به بهبود كارايي و اثربخشي آن منجر شده است.
بسياري از مردم هلند سر چهارراهها بدون نگاه كردن به چراغ و با شنيدن صدايي شبيه نوك زدن داركوب به درخت از سبز يا قرمز بودن چراغ آگاه ميشوند. آيا در كشور ما اجراي چنين راهحلي دشوار و نشدني است؟ آيا مسئلههايي از اين دست نداريم كه با كمي تيزبيني، راهحلي چنين ساده را بتوان برايشان يافت؟ آيا فعال كردن لرزاننده تلفن همراه به جاي زنگ خوردن آن شبيه همين راهحل ـ و نه دقيقا مثل آن ـ نيست؟ براي كدام يك از مسئلهها و مشكلات شهرنشيني ميتوانيم با اين نگاه و استفاده از اين اصل، راهحلهاي خلاق بيابيم؟
اين مطلب دوشنبه 13 خرداد ۱۳۸۷در صفحه دانش روزنامه همشهري چاپ شده است (6 خرداد به دليل چاپ مطلبي مفصل در صفحه، «تجربههاي وارداتي» نداشتيم). لينك دسترسي مستقيم به همشهري آنلاين: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=56824
براي انجام كاري و تحليل بازار صادرات محصولي از ايران، دبي بودم. دوستي كه لطف ميكرد و مرا در اين شهر شلوغ كشور امارات عربي متحده به اين سو و آن سو ميبرد، از توسعه نظاممند فعاليتهاي عمراني آنجا برايم تعريف ميكرد و شواهد و نمونههايي را نيز نشانم ميداد.
يكي از چيزهايي كه ديديم ساخت مترو بود. در كنار اين طرح بزرگ كه ما در تهران نيز تجربهاش را داشته و داريم، دردسرهاي جانبي حين اجراي اين طرح هم نمايان بود؛ از محدود شدن دسترسي به خيابانها گرفته تا آلودگيهاي محيطي و .... از يكي از خيابانهاي اصلي ميگذشتيم كه مسير چندبانده اصلي آن را مسدود كرده بودند و خودروها بايد از كنار گذر آن عبور ميكردند. تابلوي زردرنگي در جدول بر خيابان كنارگذر نصب شده بود كه نوشته عربي و انگليسي روي آن مرا متوجه خود كرد:
«از اينكه ناچاريم بهدليل اجراي طرح مترو، مسير گذري شما را به خيابانهاي فرعي منحرف كنيم، از شما عذر ميخواهيم. اين طرح به سرعت در حال پيشرفت است و با اتمام آن دسترسي شما آسان خواهد شد.» عنوان پايين تابلو نيز نام «وزارت راه و ترابري» يا اداره مربوطه در شهرداري را بر خود داشت.
بهعنوان يكي از شهروندان يا اهالي آن محله با ديدن اين تابلوي خوانا چه چيزهايي در ذهن ما مرور ميشود!؟ آيا چنين تجربههايي را در محله و شهر خودمان نيز داريم!؟ با خود فكر ميكردم آيا فرهنگسازي، آموزش و اطلاعرساني حتما بايد از راههاي پيچيده انجام شوند!؟
تعريف مسئله: تعداد آگهيهاي روزنامهها و مجلات براي سفر به كشورهاي حاشيه خليج هميشه فارس و كارهاي اداري در دبي بهعنوان مركز ترانزيتي نزديك كشورمان، گواه اين هستند كه هموطنان بسياري بدانجا رفتوآمد دارند. جمعيت بومي آنجا يك چندم تعداد كساني است كه آنجا زندگي و كار ميكنند.
چنين سيستمي تنها با مديريت صحيح و نظاممند است كه ميتواند رشد و توسعه يابد. وجود قانونهاي مدون و منظم و پايبندي جدي به رعايت آنها، از جمله مطلوبيتهاي مهم مديريت كردن بر چنين سيستمي است. مسئلهاي كه در كشورما محل بحث و نقد فراوان كارشناسان است، شفاف نبودن حقوق شهروندان و شعاري رفتار كردن در بسياري از مواردي است كه ادعا داريم «هميشه حق با مشتري است».
مطلع كردن شهروندان از رخدادها و آگاهي دادن ايشان نسبت به برنامههاي در دست انجام و طرحهاي آتي، همراهي و پشتيباني آنها را در پي دارد. نگراني از اينكه اطلاعرساني منجر به توقع ميشود و توقع و انتظار مانع از مديريت دلخواه خواهد شد، مسئلهاي است كه ردههاي مختلف مديريتي را به سوي «مديريت ابهام» سوق ميدهد. وقتي ما شفاف و روشن ببينيم كه روزشمار طرح و پيشرفت فيزيكي آن نويد ايجاد فرصتي براي راحتتر زندگي كردن را ميدهند به جاي غر زدن و بهانهجويي از مديريت شهري، به همراهي آنها و تحسين دستاندركاران طرح خواهيم پرداخت.
ساخت مترو، زيباسازي پيادهروها، ايجاد زيرگذر و روگذرهاي ماشينرو، ساخت بزرگراه و ساختمانهاي فرهنگي و رفاهي و ورزشي، همه زمانبر و همراه با دردسرهاي جانبي هستند. راههاي مختلفي هست كه به كمك آنها بتوان كام همشهريان خود را تلخ نكرد و طرح را پيش برد.
اين مطلب دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۷در صفحه ۲۳ روزنامه همشهري چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به همشهري آنلاين: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=54936

ساختمانها و بافت آن يادگار قرن 16 و 17 ميلادي است و تاريخنگاران داستانهايي از قرن 12 ميلادي از اين شهر قديمي نقل ميكنند. فرانسويها به تاريخ و فرهنگشان علاقه بسيار دارند و در راه حفظ آثار باستانيشان تلاش ميكنند. تكتك مردم خودشان را موظف ميبينند به قوانيني كه براي حفظ اين آثار وضع شده احترام بگذارند و اگر خانهشان بهعنوان ميراث فرهنگي در شهرداري ثبت شده باشد، طبق ضوابط خاصي بايد مرتب مرمت و نگهداري شود.
با اينكه هزينه نگهداري چنين خانههايي گران تمام ميشود ولي همه دست به دست هم، اين كار را براي نسلهاي آينده ميكنند.پريسا ترابيفرد، دانشجوي ايراني ساكن فرانسه است. او در يكي از گشت و گذارهايش در اين كشور، هنگام ترك دهكده «مهل» به سوي«لوكرونان»، از سوي خانم شهردار -كه شب را به خانواده او جاي خواب داده بود- گوشزد شد كه ماشين را بيرون از لوكرونان پارك كنند، چراكه ورود ماشين به داخل شهر براي بازديدكنندهها قدغن است.
او ميگويد: وقتي ماشين را در پاركينگي بيرون از شهر پارك كرديم و پياده وارد شهر شديم، انتظار داشتيم فرد يا افرادي براي كنترل ورود و خروج ماشينها ابتداي شهر ايستاده باشند اما تنها بر سردرشهر تابلويي با اين مضمون به چشم ميخورد: «ورود هر گونه وسيله نقليه غيراز ساكنين شهر ممنوع است.» همه بازديدكنندهها چه فرانسوي و چه خارجي، پاي پياده وارد شهر ميشدند.
مسئله: فضاهاي ديدني و ميراث باستاني هر ديار، جاذبههايي دارد كه ميهمانان مختلف را به آن جا ميكشاند. اين آمد و شدهاي موردي، تبعاتي نيز دارد. ميهمانان انتظار دارند با راحتي و آسايش بيايند و گشت وگذار خود را انجام دهند و بروند. مسئلههايي كه آنها در سفر موقت خود بدان توجه نميكنند، ساكنان و ميزبانان را دچار مشكل ميكند. آيا بايد از آمدن آنها جلوگيري كرد يا راهي يافت تا بيشتر هم بيايند اما جاذبههاي منطقه را تحتتأثير قرار ندهند؟
تعريف مسئله: براي مسئلههايي كه در نقاط مختلف دنيا تكرار ميشود، اغلب راهحلهايي شبيه به هم دارند. معمولا هر چه مسئله جديتر باشد و حل نكردن آن پيامدهاي منفي بيشتري داشته باشد، راهحل فكر شدهتر و دامنه اثرگذاري آن نيز بيشتر است. در اين تجربه، امتياز ورود خودرو به داخل روستاي قديمي، تنها براي اهالي و ساكنان آن در نظر گرفته شده و يكي از اثرات طبيعي آن هم حفظ طبيعت بكر است.
با چنين ترفندي، هم اهالي منطقه آرامش و شيوه زندگي سنتي خود را حفظ ميكنند و هم بيش از پيش در نگهداري محيط كوشا خواهند بود. شهرداري با محدوديت قائل شدن براي تردد خودروها، جاذبههاي ديدني را از درون ساختمانها به كوچه و خيابان روستا هم آورده است. «يكپارچه كردن» و «اقدام مقدماتي» از اصلهايي هستند كه براي يافتن راهحل در مسئلههاي مختلف مورد استفاده قرار ميگيرند. در ايران و تهران از اين دست مسئلهها كم نداريم.
محدوديت تردد در محدوده بازار تهران، ممنوع بودن ورود خودروها به بافت روستايي ابيانه يا ماسوله و مواردي از اين دست، سادهترين كاري است كه براي حفظ ديدنيهاي فراوان كشورمان ميتوانيم انجام دهيم، مشروط بر آنكه از قبل براي رفتوآمد و ديدن محوطه داخلي آنجا هم برنامه درستي داشته باشيم و به راحتي تبصره و استثنا قائل نشويم.
اين مطلب دوشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۷در صفحه ۲۳ روزنامه همشهري چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به همشهري آنلاين: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=52628
تا به حال فكر كردهايد واقعا بيخانمانها و كارتنخوابهاي شهرمان چطور شب را صبح ميكنند؟
خوشبختانه بنا بر آمار رسمي اعلام شده، زمستان ۱۳۸۶ تهران، جان كسي را نگرفت و تمام بيخانمانها در شبهاي سرد زمستان به گرمخانهها برده شدند.
اما يكي از راههاي شناخت اين افراد، كمك گرفتن از مردم است. پريسا ترابيفرد، كارشناسارشد مهندسي الكترونيك، از ايرانيان مقيم فرانسه است.ترابيفرد از يك روز سرد زمستاني در فرانسه، خاطرهاي را نقل ميكند: يك روز برفي كه از شدت سرما و خستگي به سرعت به سمت خانه ميرفتم، منظره هميشگي ۲ كارتن خواب كنار خانهمان بيش از هميشه غمگينم كرد.
هميشه فكر ميكردم «رستوران همدلي» نزديك خانه، دليل خوبي براي زندگي اين ۲ در اين خيابان است و از اينكه ميدانستم غذاي گرمي در آن مكان در انتظار آنهاست، خوشحال بودم. رستورانهاي زنجيرهاي همدلي در سراسر فرانسه، يك حركت خودجوش مردمي است براي كمك به افراد كمدرآمد.
دراين رستورانها افرادي چون زنان خانهدار و بازنشستهها، داوطلبانه و بدون مزد كار ميكنند و خوراك، پوشاك و مواد بهداشتي مورد نياز افراد بيخانمان و كمدرآمد را از پيشكشهاي مردمي يا گروههاي خيريه تهيه ميكنند.
با همين افكار به خانه رسيدم و تلويزيون را روشن كردم. اخبار، گروههاي خيريهاي را در حال جمعآوري كارتنخوابها و رساندن آنها به پناهگاه نشان ميداد. به سرعت گوشي تلفن را برداشتم تا آدرس ۲ كارتن خواب همسايه را به گروههاي امداد اطلاع دهم. در همان حال به سمت پنجره رفتم تا از حضور آنها مطمئن شوم. اما صحنهاي كه ديدم، از ادامه تلفن منصرفم كرد.
۲ خانم مسن كنار آنها ايستاده بودند و ليوانهاي چاي داغ در دستان كارتن خوابها بود. پنجره را باز كردم تا صداي مكالماتشان را هم بشنوم. يكي از آن خانمها كه كارمند داروخانه محل هم بود، دارويي را به دست كارتن خواب مسنتر داد و سفارش كرد در كانون نگهداري حتما به پزشك مراجعه كند. خانم ديگر هم به آنها اطمينان ميداد كه پس از مستقر شدن در كانون، ميتوانند به كسب و كار مناسب با تواناييهايشان بپردازند. شايد اگر همه جاي دنيا همه به فكر هم بودند، كسي بيسرپناه نميماند.
مسئله: اينطور متداول است كه انجام كارهاي بزرگ توسط سازمانهاي بزرگ انجام شود. از اين رو، فرض بر اين است كه سامان دادن به بيخانمانها، نياز به شبكه گسترده و مجهز دولتي يا شهري دارد.
تعريف مسئله: سرويس دادن به بيخانمانها با توجه به پراكندگي آنها و محدود بودن سامانه ۱۳۷ به تهران، مسئلههايي هستند كه نميگذارند در همه جاي ايران، بتوان مشاهده موارد لازم را گزارش كرد و سامان دادن به كارتنخوابها را به خوبي اجرايي نمود.
يكي از ۴۰ اصل نوآوري ـ كه اتفاقا اولين آنها است ـ «تقسيم» نام دارد. اين اصلها كه از ميان اختراعهاي بيشمار استخراج شدند معمولا براي رفع تضادها مورد استفاده قرار ميگيرند. ۴۰ اصل يكي از ابزارهاي پركاربرد دانش نوآوري نظاميافته و TRIZ است. اصل «تقسيم» ميگويد كه براي انجام دادن كارها، آنها را تكهتكه و بخشبخش كنيد و اگر پيشتر تقسيم شدهاند، اندازه اين قطعهها را كوچكتر و تعداد آنها را بيشتر نماييد. نمونههاي فراواني از آن سراغ داريم: پره رادياتورهاي شوفاژ، نردههاي حايل خط ويژه اتوبوسها و سرعتگيرها ي پلاستيكي كف خيابان نمونههايي از كاربرد اصل «تقسيم» هستند.
يافتن راهحلها: كارهاي بزرگ بسياري هستند كه انجامشان توسط يك نهاد و سازمان با محدوديت همراه است. برقراري نظم و پايش اجراي قوانين راهنمايي و رانندگي نيازمند تعداد بسيار زياد مأموران راهنمايي و رانندگي است. در اين ميان، ميتوان به كساني فكر كرد كه اشتياق پليس شدن دارند و با مسئوليتپذيري بسيار، داوطلبانه كار ميكنند.
طرحي مثل هبه كه به ابتكار شهرداري تهران به اجرا در آمده، راهحلي است خلاقانه براي پاسخ به هر دو نياز؛ بيآنكه دشواري و پيچيدگي داشته باشد يا پرهزينه اجرا شود.
اين مطلب دوشنبه 26 فروردين 1387 در صفحه 23 روزنامه همشهري چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به مطلب در سايت همشهري آنلاين: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=50996
قبرس كشوري در حال توسعه به شمار ميآيد و ساخت و ساز و فعاليتهاي عمراني در آنجا رونق فراواني دارد.
نونا ميرخاني، از خاطرات سفر توريستي خود به قبرس در تابستان 86 اينگونه نقل ميكند: در يكي از خيابانهاي فرعي، ساختماني در حال بازسازي بود. بر خلاف تصور من از ساختمانهاي در حال ساخت در تهران كه به خاطر نخالهها و مصالح، ظاهر خيابان را كثيف و زشت ميكنند، راهحل بسيار سادهاي براي تخليه نخالههاي ساختماني استفاده شدهبود كه در شهر ما نيز اجرا كردن آن دشوار و نشدني نيست.
درست شبيه اسباببازيهاي بچهها، اما در ابعادي بزرگ، تكهلولههايي به هم چفت شده بودند كه مثل يك ناوداني بزرگ مسير اصلي انتقال نخالههاي به بيرون ساختمان و همكف را شكل ميدادند.
از پنجره مشرف به خيابان هر واحد نيز يك قيف تخليه خروجي نخاله را به اين لوله اصلي متصل ميكرد و در نهايت همه اينها به مخزن بزرگي در كف زمين منتهي ميشدند. يك سيستم ساده مثل لوله و زانويي و خرطومي زير سينكهاي ظرفشويي منزل؛ اما با رنگ و لعاب و در سايز بزرگ. يكي از همسفرانم وقتي به تهران برگشتيم نمونهاي دستساز و مشابه (اما نه زيبا) را از اين سيستم تخليه نخاله در خيابان سميه تهران ديده بود.
مسئله: تخليه نخالههاي ساختماني، به جز سر و صدا و ايجاد آلودگيهاي صوتي، مزاحمتهاي محيطي نيز براي همسايهها و عابران در حال گذر از اطراف ساختمان دارد.
تعريف مسئله: يكي از روشهايي كه براي نوآوري و يافتن راهحلهاي جديد براي مسئلههاي قديمي، بر آن بسيار تاكيد ميشود توجه كردن به «كاركرد»هاي است. تكنيكهاي مختلف حل خلاق مسئله و نوآوري بر اين مفهوم تاكيد دارند.
بهعنوان مثال متدولوژي مهندسي ارزش، كاركرد را قلب تپنده خود ميداند و اصولا روشي كاركردگراست. وقتي به تخليه نخالههاي ساختماني فكر ميكنيم، ابعاد بزرگ نخالهها و وزن و كثيفي آنها ذهن ما را فقط در صنعت ساختمان بهدنبال راهحلها ميفرستد.
كاركردگرايي كه يكي از اصول فكري مهم TRIZ هم به شمار ميآيد ميگويد: به جاي فكر كردن به اينكه الان چه ميكنيد، به اين بينديشيد كه به چه روشهاي ديگري هم ميشود هر نخالهاي را جابهجا كرد.
اگر نخاله بسيار كوچك و در اندازه يك عدس باشد چه راهحلهايي ميتوانيد بدهيد و اگر بسيار بزرگ و به اندازه خود ساختمان باشد چه ميكنيد؟ و با اين راهنمايي ما را به فكر در مورد راههاي جديد واميدارد.در اين تجربه، تخليه نخاله راهحلي شبيه به مكانيزم موجود در ظرفشويي آشپزخانهها و لولههايي چندتكه و تقريبا منعطف يافته است.
هر طبقه از ساختمان در حال ساخت و ساز، ميتواند يك سينك در نظر گرفته شود و براي تخليه زبالههاي داخل آن ميتوان سيستمي شبيه به گلويي سينك ظرفشويي را مورد استفاده قرار داد.
اين مطلب دوشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۷در صفحه ۲۳ روزنامه همشهري چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به همشهري آنلاين: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=51817
تجربههاي وارداتي، عنوان ستون جديدي است كه در صفحه دانش و فناوري روزنامه همشهري چاپ آن آغاز شده است. مطالب اين ستون را دوشنبهها در صفحه 23 روزنامه ميتوان يافت.
در اين ستون به مسالهها و راهحلهاي اجرايي آن در كشورهاي مختلف ميپردازيم. ايرانيان بسياري خارج از كشور زندگي ميكنند و يا تجربه سفر به نقاط مختلف دنيا را دارند. هر يك از ايشان ميتوانند از مشاهدات خود، تجربهاي را به كشور وارد كنند. مسالههاي ما با بسياري از مسالههاي دنيا شباهت دارد، هر چند كه شايد نياز باشد راهحلهاي آنها را با تغييراتي و حتي با ايدههاي نوتر براي خود تجويز كنيم. اين ستون، پلي است براي يادگيري از همديگر و بهبود كيفيت و كميت زندگي در ميهنمان ايران.
آن چه در پي ميخوانيد اولين مطلب چاپ شده از ستون تجربههاي وارداتي است كه دوشنبه 19 فروردين در صفحه 23 روزنامه همشهري منتشر شد.

دماغه «ره» با 1600 نفر جمعيت در غربیترین نقطه از کشور فرانسه، به آخر جهان شهرت دارد. این دماغه روی اقیانوس آرام کشیده شده و در اثر برخورد آب اقیانوس با صخرهها به وجود آمده است. شهرت جهانی این دماغه، هر ساله هشتصدهزار بازدیدکننده را از سراسر دنیا به این منطقه زیبا میکشاند. گلناز صمدیراد ـ دانشجوی ایرانی يكي از دانشگاههاي انگلیس ـ پس از سفر به فرانسه، داستان جالبی را از مشارکت مردمی در حفظ طبیعت این دماغه نقل میکند.
بازدیدکنندگان اين دماغه براي تماشاي طبيعت زيباي منطقه بايد مسافتی طولانی را پاي پياده روی صخرهها بپيمايند. اين راهپيماييها، معمولا همراه با بیاعتنايي به زير پا و لگد شدن سبزهزارها است. در اثر این لگدمال شدن، گیاهان و علفزارهای این منطقه رو به نابودی گذاشته بودند. اما دولت با کمک گرفتن از محلیها، دست به ابتکار جالبی زد. مردم با هماهنگی دولت، داوطلبانه رستورانها و هتلهای دماغه را تخريب کردند و به مکانی عقبتر بردند. سپس در سراسر مسیر پیادهروی، نشانههایی نصب کردند تا مسیر جدید پیادهروی را به بازدیدکنندهها نشان دهند. و بدينترتیب، علفزارهای از دست رفته، فرصت دوباره سبز شدن پیدا کردند. این اقدام که با استقبال مردم رو به رو شد، به شهرت این دماغه افزود و تعداد جهانگردهای مشتاق طبیعت را نیز بیشتر کرد.
مساله: وقتي مقصد مشخصي پيش روي ما قرار دارد، رسيدن به آن برايمان اهميت بيشتري مييابد و به مسير رسيدن به هدف كمتوجهي ميكنيم. اين بيتوجهي ميتواند در گذر زمان خود هدف را هم دستخوش تغيير كند و يا تخريب مسير ما را از رسيدن به مقصد بازدارد.
تعريف مساله: جهانگردهاي مشتاق براي رسيدن به دماغه و تماشاي مناظر بكر آن، در راهپيماييهاي مسير، سر به هوا و رو به جلو گام برميداشتند و طبيعي است كه زير پاي خود را نبينند. نميتوان انتظار داشت كه آهسته گام بردارند يا مسير دورتري را انتخاب كنند، چرا كه ديرتر رسيدنشان به مقصد با خستگي همراه ميشود و به هر حال همين لگدمال كردن در بازگشت اتفاق ميافتد. مساله اين اين است كه همين بايد مسير طي شود و هم خراب نشود. جستجوي راهحل خوب ميتواند اضافه كردن زيبايي خود مسير به جذابيتهاي بازديد از منطقه باشد و نيز اول استراحت و بعد پيادهروي به جاي پيادهروي تا به استراحتگاه رسيدن. يكي از اصلهاي مورد تاكيد در دانش نوآوري نظاميافته و TRIZ «معكوس كردن» است. در اين اصل گفته ميشود كه ميتوان اثر مورد انتظار از انجام كاري را با اجراي حالت معكوس آن بدست آورد. مثلا حكاكي با گرم كردن را با سرد شدن هم انجام داد يا به جاي رفتن به فروشگاه، فروشگاه به جايي كه ما هستيم بيايد و يا به جاي بالا رفتن از پله، خود پلهها بالا و پايين برود. در مورد دماغه هم انگار همين اتفاق افتاده و استراحتگاهها از آن سو به اين سو آورده شدهاند تا پيامد آن امكان تغيير مسير را هم داشته باشد و خود مسير هم به جزئي از زيباييها تبديل شود.
يافتن راهحلها: در حوزه حفظ طبيعت و نگهداري سلامت پيادهروها و گذرگاههاي طبيعي شهر و ديارمان، راهحلهاي بسياري را به كمك معكوس كردن ميتوانيم بيابيم. نكته اصلي در فكر كردن به منافع عابران و گردشگران است به گونهاي كه هم خواستهشان تامين شود و هم اين كه حفظ بكر بودن فضا حاصل گردد. مثلا اگر شرايط اجرايي براي كاشت يك نهال توسط هر گردشگر، فراهم باشد يا فعاليتي كوچك اما ارزشمند از نگاه خودش صورت گيرد، در اين حالت خود او و ديگراني كه نامشان در كنار آن درخت ثبت ميشود، نه هرگز درختي را زخمي ميكنند و نه ميگذارند ديگري چنين كند.
در کشور ما مکانهای دیدنی کم نیستند. مکانهایی که طبیعت، خود به خود به ما هدیه داده و مکانهای دستساز انسان که امروز آثار باستانی و تاریخی به شمار میآیند. همه ما در بازدید از این مکانها افسوس خوردهایم که چرا دولت مراقبت ویژهای از این مکانها نمیکند. اما خود ما به عنوان صاحبان این آثار، برای از بین نرفتن آن چه کردهایم؟ هميشه چند فكر بهتر از يك فكر است، با هم فكر كنيم تا از تلفيق انديشه و ايدهها و دانش و تجربهمان، به راهحلهاي خوبي براي داشتن محيطي ديدني برسيم.
دسترسی از طریق سایت همشهری آنلاین: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=50143
برف زمستاني ايران و مشكلات ناشي از آن بهانه اولين نوشته براي همشهري بود. (راستي! اين نعمت را چرا مشكلآفرين تلقي ميكنيم؟)
امروز سهشنبه 30 بهمن 1386 اين مطلب با تيتر زمستان برفي در چهار فصل نوآوري در صفحه 23 روزنامه همشهري يعني صفحه دانش و فناوري چاپ شد. دسترسي به آن از طريق همشهري آنلاين هم فراهم است. براي خواندنش اينجا را كليك كنيد: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=46594
در مورد اين مطلب دو نكته را بايد يادآور شوم. يكي عكسهاي مرتبط با هر بند از مطلب است كه در نسخه چاپي نيستند ولي اينجا ميبينيدشان و دومي سمت ترجمه شده از عنوان سازماني من در مؤسسه است. همكارانم در همشهري Iranian Institute of Innovation & Technological Studies را «انجمن ايراني نوآوري و مطالعات فناوري» آوردهاند كه ما عادت داريم آن را مؤسسه مطالعات نوآوري و فناوري ايران بناميم. ترجمه يك نام از فارسي به انگليسي و برگردان مجددش به فارسي با واژههايي كاملا متفاوت برايم جالب بود!
چگونه ميتوان با يك نگاه علمي، تهديدهاي زمستاني را تبديل به فرصت كرد؟
زمستان برفي در چهار فصل نوآوري
زندگي همه ما با فرآيند حل مسئله درآميخته است. همه فعاليتهاي حرفهاي يا شخصي ما در هم تنيده با مسئلههاست. گاهي مسئله را تحمل ميكنيم تا گذر زمان و كسي ديگر، برايش راهحلي بيابد و گاهي از راهحلي كه ديگران پيش از ما كشف كردهاند، بهره ميگيريم. هر چه مسئله جديتر و بحرانآفرينتر باشد، يافتن يك راهحلي اساسي براي آن در اولويت بالاتري قرار ميگيرد و بودجه كافي و فكر تعداد بيشتري صاحب انديشه برايش بسيج ميشود. زمستان 1386 ما در ايران، سرما و مسئلههايي خاص به همراه داشت و دارد؛ اختلال در حملونقل و دشواري جمعآوري برفها و قطعي گاز شهرها و... همه از پيامدهاي آشنا و تجربه نشده آن بودند. آيا همه جاي دنيا در زمستان، دچار مسئلههاي جدي ميشوند؟ آيا كسي در دنيا مسئلههايي شبيه ما را پيشتر تجربه كرده و راهحل خوبي هم براي آن يافته است؟ در اين نوشتار از چندمنظر مختلف به روزهاي سرد و برفي زمستان پرداخته شده؛ محصولي نو از فناوري، كمك فني به آمد و شد خودروها، فراهم كردن خدمات مناسب براي رانندگان و هشدار عادي رفتار نكردن به مردم، نمونههايي هستند كه به وصفشان ميپردازيم.
پرده اول: روبات برفخوار چشمبادامي
زمستانهاي سرد نيگاتاي ژاپن (Nigata) با بارش سنگين برف همراه است. چنين برفي زندگي و آمد و شد را براي اهالي شهر ، به ويژه مسنترها دشوار ميكند. وكيتارو (Yuki-taro) روبات برفخواري است كه يك تيم پژوهشگر از 5 سازمان محلي براي حل اين مشكل مردم، ابداع كردهاند. ابعاد اين روبات به ظاهر ساده، 160 در 95 در 75 سانتيمتر است و 400 كيلوگرم وزن دارد.

اين روبات كه به سامانه GPS مجهز است، چند دوربين روي چشمهاي خود دارد و با كمك باتري 48 ولتي خود 5 متر در دقيقه راه ميرود. با اين توصيف، اين دستگاه ميتواند در سطح خيابان حركت كند و هر كجا كه برف ديد، آن را در مسيري به عرض 95 سانتيمتر با دهان بزرگ خود ببلعد.

پس از آن كه برفها خورده شد، سامانه داخلي روبات آنها را فشرده ميكند و سپس برفها را به شكل قالبهاي يخي در ابعاد 60 در30 در 15 سانتيمتر به وزن 12 تا 14 كيلوگرم از انتهاي دستگاه بيرون ميدهد. نگهدارنده نصب شده در عقب روبات نيز وزن قالبهاي يخ را تا 100 كيلوگرم تحمل ميكند.
يوكي تارو حاصل 7 سال كار علمي گروهي از پژوهشگران سازمان ابداعهاي صنعتي نيگاتا (NICO)، مؤسسه تحقيق و توسعه، مؤسسه فناوري نيگاتا، دانشگاه ياماگاتا و مؤسسه تحقيقات صنعتي نيگاتا (IRI) است. اين چند نهاد براي كمك به سالمندان جامعه برنامه مشتركي را تعريف كردند كه طي آن بايد دستگاههايي خودكار و دوستدار محيطزيست ساخته ميشد. در سال 2006 اين روبات «جايزه طراحي خوب» را از سازمان ترويج طراحي صنعتي ژاپن در رسته بنگاههاي كوچك و متوسط (SME) از آن خود كرد.

سازندگان اين روبات كار روي طراحي آن را دنبال ميكنند تا بتوانند اندازه، وزن و هزينههايش را كاهش دهند. ايشان قصد دارند طي 5 سال قيمت يوكي تارو را به كمتر از حدود 8 هزار و 300 دلار كاهش دهند و آن را به توليد تجاري برسانند.
پرده دوم: زنجير چرخ خميري
در روزهاي برفي، توصيه هميشگي پليس و مسئولان راهداري به رانندگان، همراه داشتن زنجير چرخ و بستن آن در جادههاست. اين توصيه را متأسفانه همه جدي نميگيرند. در برفهاي اخير ايران هم شاهد بوديم كه قيمت يك زنجير چرخ در نقاط مختلف تا بيش از دو برابر افزايش يافت. دشواري بستن و باز كردن زنجير و تأثير منفي راه رفتن خودرو با آن در مسير بدون برف، يكي از دغدغههاي رانندگان است.


يك شركت ايتاليايي با ابداع زنجير چرخ خميري، راهحلي 30 يورويي براي خلاصي از شر زنجير چرخ ارائه كرده است. با اين كار،نه تنها دشواريهاي استفاده از زنجير چرخ فلزي رفع شده، بلكه چند مزيت ديگر هم بدان افزوده شده است. اين زنجير خميري، در تيوپهايي عرضه ميشود كه مثل بستهبنديهاي سُس گوجهفرنگي، استفاده از آن راحت است. در تيوپ را باز ميكنيد و آن را به شكل و نقش دلخواه، دور تاير خودرو ميماليد. به همين سادگي زنجير چرخ نصب ميشود.
تاير كه در جاده خيس و برفي به پيش ميرود، زنجير مايع سفت ميشود و مثل لاستيك يخشكن، راننده را در حركت روي مسير برفي يا يخي كمك ميكند. همين روكش موضعي سفت، پس از تماس با زمين يا آسفالت خشك، كم كم دوباره مايع و سپس بخار ميشود. زنجير چرخ خميري، سازگار با محيط زيست است و هيچ اثر مخربي براي طبيعت ندارد.

توسعه علم، توجه به كاركرد زنجير و اصرار نكردن بر هميشه فلزي بودن آن، محققان را به جنسي متفاوت ميرساند كه تصور ذهني ما را تغيير ميدهد. مهم نيست كه اين ديگر زنجير نيست، مهم اين است كه كار زنجير را انجام ميدهد. مفهوم كاركرد، در بسياري از تكنيكهاي نوآوري نقش كليد دارد و رمز بسياري از ايدهپردازيهاي موفق است.
پرده سوم: كيسهها و مخزنهاي شن مخصوص
پيش از آن كه برفي ببارد، رانندهها و مسافران تهراني، كيسههاي شن مخصوص را كنار اتوبانهاي پايتخت ميديدند. اين كيسهها به تعداد بسيار و با فاصلههاي مناسب روي هم چيده شده بودند و از اين نظر به راحتي در دسترس رانندهها قرار ميگرفتند. ديدن كيسهها كنار گذرگاههاي شهري، جدا از مسئله ساده شدن و فوري شدن خدمترساني در زمان نياز و روزهاي برفي، براي راننده نيز آسايش خاطر را بهدنبال داشت.
پيش از اين كيسههاي آشنا، مخزنهاي شن را از سال گذشته ميشناسيم. پيشتر از آن، چنين عادت داشتيم كه هر گاه برف ميآمد و نياز به كمكرساني از سوي مسئولان شهري بود، خودروهاي حمل شن در اتوبانها و خيابانها به راه افتند و كارگران سختكوش، شنها را به كمك بيل و پارو، روي سطح معابر بريزند. نوآوري نظاميافته و TRIZ براي حل مسئلهها از ابزارهاي فكري مختلفي كمك ميگيرد. يكي از معروفترين اين ابزارها، «40اصل نوآوري» است.
اين 40 اصل از بررسي و مطالعه عميق بيش از 150 هزار سند اختراع برگرفته شده و به كمك آنها، بسياري از مسئلههاي فني و مديريتي به راهحلهاي خوبي رسيدهاند. اصل شماره يك اين 40 اصل، Segmentation نام دارد كه آن را در منابع فارسي «تقسيم» ترجمه كردهايم.اصل تقسيم ما را راهنمايي ميكند تا در مواجه شدن با مسئلهها به قطعه قطعه كردن اجزاي آن فكر كنيم و ببينيم چه ايدههايي ميتواند ما را به پاسخي مطلوب برساند.
تقسيم كردن بار يك خاور حمل شن و نمك، راهحلي مثل ساخت و استقرار مخزنهاي شن مخصوص را در پي دارد. در ادامه با تمركز بيشتر بر ارزيابي نتيجه اجراي اين راهحل، تقسيم بيشتر شنها و توليد كيسههاي شن مخصوص را ميتوان نتيجه گرفت. شما اين راهحل را چطور ارزيابي ميكنيد و با بيشتر فكر كردن به اصل تقسيم، چه ايدههاي علمي و كاربردي ديگري را به مديريت شهري پيشنهاد ميدهيد؟
پرده چهارم: به گوشها و بيني خود دست نزنيد!
دوستي كه سالها است در كانادا زندگي ميكند، چندي پيش مهمان ما بود. او تجربه حضور در شهرهاي مختلفي از سرزمين پهناور كانادا را داشت و خاطرات متفاوتي را از اين ديار نقل ميكرد. بحث فناوريهاي مورد استفاده و فراهم بودن زيرساختها از يكسو و رفتارهاي مردم و فرهنگ موجود و تفكر و خدمات مديريت شهري، از سوي ديگر در لابهلاي گپ وگفتها طرح ميشد.
صحبت از سرماي كِبِك و روزهاي غيرقابل تحمل آنجا شد. او ميگفت كه يكي از روزهاي خيلي خيلي سرد در منزل بوده و صدايي از خيابان توجهش را جلب كرده است. صدا از بلندگويي ميآمد كه روي يك خودروي در حال حركت نصب بود. صاحب صدا مدام تكرار ميكرد كه: «مردم! لطفا به هيچوجه در خيابان به گوشها و بيني خود دست نزنيد!» و ادامه ميداد در صورت لزوم به انجام اين كار، صبر كنيد تا به فضايي بسته و گرم برسيد و بعد بيني و گوش خود را لمس كنيد.
دوست ميهمان ما ادامه داد كه اين ماجر برايش بسيار تعجببرانگيز بوده و در پي كنجكاوياش به پرس و جو پرداخته تا جواب را بيابد. به دليل دماي پايين هوا، اندامي مثل بيني و گوش كه در معرض مستقيم سرما قرار دارند، شكنندهتر ميشوند و با كوچكترين تماسي ـ مثل هر شيء ديگر ـ در پي جذب گرما هستند. كافيست دستكش يا دست خود را در خيابان سرد به بيني خود بزنيد و بعد نتوانيد آن دو را از هم جدا كنيد! شايد حتي ناچار شويد به بيمارستان برويد تا دست و بينيتان را از هم جدا كنند. او نگفت كه خودروي امدادي كه اينجا نقش هشداردهنده را ايفا ميكرد، متعلق به شهرداري بود يا مراكز درماني. اما آنچه تحسينبرانگيز بود، توجه مسؤولان به شرايط سپري كردن سرما و پيامدهاي رفتارهاي عادي مردم در چنين وضعيتي است. چندي بعد هم دوست ديگري از فرانسه چيزي شبيه گرمخانههاي تدارك شده توسط شهرداري تهران را روايت ميكرد كه در آن بيخانمانهاي تيمار ميشدند تا در روزهاي سرد از بيسرپناهي جان نسپارند.
فصل سرما و دشواريهاي عادي زيستن در روزهاي سرد آن، ويژه ايران نيست! زمستان، مسالههايي دارد كه ما در ديگر فصلها كمتر با آن روبهرو ميشويم. در روسيه كه به سرما شهره است، پروژههاي عمراني و همه چيزهاي ديگر، در زمستان سرد و برفي، بيتوقف پيش ميروند. زمستان فصل كار و سازندگي است و در مقابل، تابستان فصل تفريح و سفر!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|