تبليغاتX
اکسیر نوآوری
 
نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد.
 
روز دوشنبه 28 ارديبهشت ماه 1388 كه برسد، درست 1 سال از آغاز پخش روز از نو مي‌گذرد.

در اين برنامه صبحگاهي شبكه 2 سيما (كه پس از برنامه ديدني و بسيار موفق مردم ايران سلام روي آنتن رفت) از ابتدا بحث‌هاي دانش‌محور و گفتگوهاي علمي نيز به عنوان بخشي ثابت از برنامه طراحي شدند. همچنان روزهاي يك‌شنبه و سه‌شنبه حدود ساعت 7 صبح، ميزبان موضوعي از حوزه دانش و ميهماني مرتبط براي گپ و گفت هستيم. چند ماه اول برنامه پنج‌شنبه‌ها هم جزو روزهاي علمي حرف زدن در برنامه و عمدتا به پزشكي پرداختن بود.

باور اهميت بازخورد مخاطب و مشتري برنامه و تلاش براي بهبود آن، ما را مدام با تكاپوي جستجوي آراي بينندگان برنامه همراه مي‌كند. به جز مكانيزم‌هاي داير برنامه و شبكه، مانند دريافت تماس‌هاي تلفني، SMSها و ايميل، نياز داريم تا از ارتباط‌هاي رو در رو و نظرهاي ثبت شده روي وبلاگ‌ها و ... هم بهره گيريم.

اگر تماشاگر روز از نو بوده‌ايد يا چيزي در مورد آن به گوش‌تان خورده يا جايي نكته‌اي راجع به اين برنامه تلويزيوني خوانده‌ايد، لطفا آن را با ما در ميان بگذاريد. گفتگوهاي جذاب، نكته قابل توجه در برنامه، كشف چيزهاي جديد به واسطه مباحث برنامه و مواردي از اين قبيل همه قابل اشاره هستند.

  • پيامك برنامه: 30000202
  • ايميل: roozaznow AT irib DOT ir
  • تلفن‌هاي روابط عمومي شبكه: 88771101
  • تلفن برنامه (بين ساعت 06:40 تا 09:00 صبح): 88771104

پذيراي ايده‌ها و پيشنهادهاي شما هستيم و از طرح موضوع‌هايي كه فكر مي‌كنيد جاي آن‌ها در روز از نو خالي است،‌استقبال مي‌كنيم.

نظرهاي دريافتي از شما تا روز يكشنبه 27 ارديبهشت، امكان بازتاب در روز سالگرد برنامه را دارند.

  نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 12:4 PM  توسط محمود کریمی  | 

اين خبر را ايسنا در پي برگزاري نشست آموزشي ترويجي TRIZ در دانشگاه آزاد تهران مركز منتشر كرد:http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1335002&Lang=P

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: جامعه اطلاعاتي -فناوري اطلاعات


همايش نقش نوآوري نظام يافته ( TRIZ) امروز در دانشكده فني مهندسي تهران مركز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فن‌آوري اطلاعات خبرگزاي دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم كه با حضور جمعي از دانشجويان رشته كامپيوتر دانشگاه برگزار شد، 10 طرح نوآورانه و سخت‌افزاري كه ايده آن را اعضاي اين تيم سخت‌افزاري ارائه كرده بودند بررسي شد كه در تمام اين طرح‌ها نقش TRIZ در ايده‌پردازي ديده مي‌شود.

از ايده‌هاي اين تيم سخت‌افزاري مي‌توان به دستگاه دروغ‌سنج، خش‌گير ليزري سي‌دي، نقش بلوتوث به جاي اينفرارد در سيستم‌هاي صوتي و تصويري، جايگزيني رم به جاي ناند فلش و مانيتور سه بعدي بود.

در اين همايش همچنين محمود كريمي - نائب رييس موسسه مطالعات نوآوري و فناوري ايران - درباره تكنيك‌هاي حل مساله و TRIZ سخنراني كرد.

انتهاي پيام . كد خبر:  8802-13268

  نوشته شده در  پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 8:1 PM  توسط محمود کریمی  | 

يك‌شنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ در گفتگوي دانش‌محور روز از نو ۲ مهمان داشتيم: دكتر الكساندر توردي Alexandre Torday و مهندس سهيل مرداني. هر دو زمينه تخصصي كارشان شبيه‌سازي و سيستم‌هاي اين بحث علمي است. تجربه‌هاي خوبي در زمينه ترافيك و پيش‌بيني‌ها و ارايه راه‌حل دارند.

دكتر توردي متولد 1975 سوئيس است و در اسپانيا زندگي مي‌كند. بسيار مشتاق سفر دوباره و مفصل به ايران بود و قرار است همراه با گروهي تور جاده ابريشم را تا سال آينده اجرا كنند.

خلاصه‌اي از گفتگوي انجام شده در روز از نو را ايسنا منتشر كرده و در نسخه چاپي روز يك‌شنبه 13/02/1388 روزنامه خبر هم شنيدم كه در صفحه وسط، آن را به نقل از ايسنا درج كرده‌اند.

اصل خبر را مي‌توانيد از اينجا بخوانيد: http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1329510

ترافيك يك مساله مهم جهاني است و تهران مانند بسياري از شهرهاي دنيا با ترافيك دست و پنجه نرم مي‌كند.

به گزارش سرويس «شهري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پروفسور آلكس توردي (Alex Torday) استاد ترافيك دانشگاه‌هاي لوزان (سوئيس)، بارسلون (اسپانيا) و توكيو (ژاپن) افزود: ترافيك از سه منظر «رفتار و فرهنگ رانندگي»، «استفاده از فن آوري‌هاي جديد» و «مديريت سفرهاي درون شهري» مي‌بايست مورد توجه قرار گيرد.

پروفسور توردي افزود: از نكات عجيب رانندگي در تهران اين است كه رانندگان تا آخرين لحظه تصميم نمي‌گيرند و يك دفعه سر يك پيچ يا در محل يك خروجي به صورت لحظه‌اي تصميم مي‌گيرند كه بپيچند.

اين استاد سوئيسي كه به منظور شركت در «همين كنفرانس مهندسي حمل و نقل و ترافيك ايران» به كشورمان سفر كرده بود، تصريح كرد: رانندگان در تهران كم توجه و بي دقت رانندگي مي‌كنند و تغيير مسيرهاي ناگهاني نه تنها بر روي جريان ترافيك اثر منفي مي‌گذارد بلكه ظرفيت بهره وري معابر را نيز تحت تاثير قرار مي‌دهد.

پروفسور توردي پيش از ترك كشورمان، حركات مارپيچ رانندگان ،‌ورود موتورسواران به پياده روها و عبور عابران پياده در هر نقطه از خيابان‌ها را از جمله نكات عجيبي دانست كه در تهران با آنها روبرو شده و اضافه كرد: حركات عجيب رانندگان، موتورسواران و عابران پياده در تهران باورنكردني است.

اين استاد ترافيك تجميع و تمركز مجتمع‌هاي تجاري و مراكز خريد كه به عنوان بورس خريد يك نوع كالا را از جمله دلايل ايجاد سفرهاي غير ضروري دانست و گفت: امروزه در شهرهاي پيشرفته به جاي اينكه مراكز فروش كالاهاي مشابه را يكجا متمركز كنند، نسبت به توزيع آنها در نقاط مختلف شهر به منظور دسترسي آسان شهروندان اقدام مي‌كنند.

پروفسور توردي كه تحقيقات مفصلي در مكه،‌مادريد و سنگاپور داشته در پايان خاطر نشان كرد: امروزه در بسياري از شهرهاي جهان مانند مكه با توجه به تعداد زياد زائران و شهرهاي پرجمعيت هند و حتي تهران،‌علاوه بر تردد حجم انبوه خودروها در مسيرهاي سواره، شاهد حركت موج عظيم انسان‌ها در مسيرهاي پياده سهيتم كه اين دو موضوع مي‌بايست به صورت همزمان مورد توجه قرار گيرد.

انتهاي پيام/ كد خبر: 8802-07776

  نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 9:46 PM  توسط محمود کریمی  | 

نگاه منصفانه داشتن به پديده‌هاي دنيا كمك مي‌كند تا نه به در وردي بام بچسبيم و نه از آن سوي ديوار به پايين پرت شويم. دكتر حسين انتظامي، فرد مؤثري در دنياي روزنامه‌نگاري است. نگاه او برآمده از تفكر مهندسي (او مهندسي نفت خوانده) و ديدگاه مديريت استراتژيك (كه دكترايش را دارد) است. به همين دليل است كه در روزگار مديرمسؤول جام جم بودن و بعد همشهري و حالا در خبر تداوم دادن فعاليت‌هاي مطبوعاتي، خروجي‌هاي سازماني او با ديگران تفاوت دارد.

از زماني كه ايشان در خبر مستقر شده‌اند بيشتر دست به قلم مي‌برند و براي چاپ مي‌نويسند. جدا از اين نوشته‌هاي وي، كتاب «روزنامه‌نگاري و روزنامه‌داري» به قلم او سال 1387توسط دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به بازار نشر آمد.

اين يادداشت دكتر انتظامي روايتي از دنياي واقعي و حرفه‌اي روزنامه‌نگاري است:

دكتر حسين انتظاميروزنامه‌نگاری درکشور ما مثل بسیاری دیگر از مفاهیم وارداتی متاسفانه اسیر آفت‌هایی است که عمدتا ریشه در دو علت دارد: اول، کپی‌برداری ناقص و دوم،‌ ناتوانی در بومی‌سازی آن. واقعیت آن است که مغرب زمین در اموری چون دمکراسی،‌ تحزب و رسانه با مفاهیم رایج آن پیشگام بوده است (‌لااقل در اینجا فرصت مناقشه در این نکته نیست که آیا مصادیق یاد شده در پیشینه تمدنی ایران ـ اسلامی ما نسبت به غرب تقدم داشته است یا نه، زیرا در مقام حاضر درباره مفاهیم موجود این مصادیق بحث و آن را مراد می کنیم).

آنها در طی سالیان متمادی همپای تولد و رشد این مفاهیم، لوازم آن را نیز فراهم کرده‌اند و رشد داده‌اند ولی ما در کپی‌برداری شتابزده خود و به جهت آن که از نیمه راه وارد چنین مقولاتی شده‌ایم بسیاری از لوازم آن را ندیده‌ایم یا فهم ناقص داشته‌ایم که یادآور مثال عبرت‌آموز مثنوی (فیل در تاریکی) است. پاره‌ای مقدمات و شاخص‌ها را دریافته‌ایم و از درک پاره‌ای دیگر عاجز بوده‌ایم. مثلا خوانده‌ایم یا شنیده‌ایم که رسانه‌های آن جغرافیا آزادند و تلاش داشته‌ایم این وجه را اقتباس کنیم و بگوئیم هیچ چیز نباید جلودار فعالیت ما باشد اما پایبندی آنان به امنیت ملی را ترجمه نکرده‌ایم. به آزادی عمل روزنامه‌نگاران آنها رشک برده‌ایم اما دقت نکرده‌ایم یا تغافل کرده‌ایم که آنها چه محدودیت‌هایی برای خود وضع کرده‌اند و نسبت به اصول خود تا چه میزان پایبندند.

زمانی که در موسسه همشهری مسئولیت داشتم، مرکز پژوهش این موسسه کار  تطبیقی خوبی روی  نظامنامه‌های اخلاقی ـ حرفه‌ای رسانه‌های مختلف انجام داده بود که ذیلا چند بند آن را مرور می‌کنیم  تا ببینیم تفاوت  ما با آنها چیست؛ هر چند صادقانه باید اقرار کرد اگر مثلا آنان داشتن شغل موازی را ممنوع می‌دانند معیشت‌شان نیز تامین است؛‌ اگر سخت‌گیری‌هایی دارند، امنیت حرفه‌ای آنان محترم است و جایگاه والایی در نظام اجتماعی دارند و ... بنابراین اصول حرفه‌ای زیر یک طرف ماجراست:

1- هر اتهام و انتقادی باید قبل از انتشار با نهاد مربوط در میان گذاشته و پاسخ آن در همان ستون منتشر شود. (لوموند)

2- هر هدیه‌ای که ارزش آن بیش از 70 یورو باشد باید بازگردانده شود. (لوموند)

3- فقط مصاحبه‌های بلندبرای اصلاح به مصاحبه‌ شونده بازگردانده می‌شود اما اگر شخص، سعی در حذف مطالب انتقادی داشته‌باشد ، روزنامه حق دارد مطلب را منتشر نکند. (لوموند)

4- روزنامه‌نگاران حق ندارند کاندیدای انتخابات پارلمانی و محلی شوند. (لوموند)

5- لوموند هیچ نامه سرگشوده‌ای را منتشر نمی‌کند. (لوموند)

6- سرویس BVP لوموند درستی تبلیغات بازرگانی را بررسی می‌کند که آگهی‌ها ادعاهای اغراق آمیز و نادرست نداشته باشند. (لوموند)

7- درصورت اضافه شدن یا حذف بخشی از مطلب، این حق روزنامه‌نگار است که بخواهد نامش در گزارش تهیه ‌شده ذکر نشود. (لوموند)

8- روزنامه‌نگاری که برای پوشش دادن یک اتفاق مانند تحصن یا تظاهرات فرستاده شده نباید تا پایان ماجرا، صحنه را ترک کند. (لوموند)

9- روزنامه‌نگاری که دربرابر یک اتفاق موضع منفی یا مثبت دارد نباید برای پوشش آن خبر فرستاده شود. (لوموند)

10- هیچ نامه‌ای به تحریریه نباید بدون پاسخ بماند حتی نامه‌های تند و توهین آمیز که پاسخ آنها باید به آرامی و منطقی ذکر شود. (لوموند)

11- روزنامه‌نگاران نباید بدون اطلاع افراد اقدام به ضبط مکالمات تلفنی آنان کنند. (مرامنامه اخلاقی مطبوعات انگلستان)

12- روزنامه‌نگاران باید سردبیران و مدیران خبری نشریه خود را در جریان فعالیت‌های آزاد و ژورنالیستی خارج از مجموعه قرار دهند. سردبیران و مدیران خبری می‌توانند بنا بر صلاحدید نشریه، تقاضای آنان مبنی بر فعالیت‌های خارجی را مردود اعلام کنند. (National public Radio)

13- اولین و مهمترین دغدغه روزنامه‌نگاران یک نشریه، فعالیت در جهت اهداف و خواست همان نشریه است. فعالیت آزاد روزنامه‌نگاران حتی درصورت عدم تضاد با خاستگاه و دیدگاههای نشریه منوط به کسب اجازه از مدیران خبری است چرا که اعتبار نشریه و یا اولویت‌مندی آن بر کار اصلی روزنامه‌نگار باید برای وی روشن باشد. البته کلیه اعضا محدودیتی در انجام فعالیت‌های آزاد و یا حضور در رسانه‌های تصویری ندارند ولیکن این فعالیتها باید با اطلاع مسئولین نشریه صورت بگیرد. (لس‌آنجلس تایمز)

14- سردبیران حتی می‌توانند مانع از هرگونه فعالیت خارجی روزنامه‌نگاران شوندکه مغایر با خط مشی نشریه و در تضاد با سیاست‌های آن است. سردبیران، در صورت تایید اولیه فعالیت‌های خارج از نشریه افراد، چنانچه به مرور زمان متوجه نکات مغایر با سیاستهای نشریه شوند حق تغییر نظرشان محفوظ است. (شیکاگو تریبیون)

15- هرگونه فعالیت روزنامه‌نگاران در نشریاتی غیر از نشریات زیرمجموعه نیویورک تایمز ممنوع می‌باشد البته نشریات مذهبی مربوط به کلیساها و یا نشریات داخلی دانشگاهها و برخی کلوپها با کسب مجوز سردبیران از این قاعده مستثنی است. (نیویورک تایمز)

16- روزنامه‌نگاران نباید با سازمانها یا ارگانهایی که تحت پوشش خبری خود دارند همکاری و مشارکت داشته باشند چرا که قطعا" این روند همکاری منجر به تحت تاثیر قرار گرفتن دیدگاههای آنها می‌شود. (لس‌آنجلس تایمز)

17- روزنامه‌نگاران نبایدبطور مستقیم یا غیرمستقیم با مراکز و موسساتی که در جهت تضاد با منافع نشریه گام برمی‌دارند همکاری کنند. روزنامه‌نگاران حق ارائه مشاوره و نظر در خصوص موفقیت سایر رسانه‌های خبری را ندارند. آنها حتی نباید به دفاتر کاندیداهای انتخاباتی، دفاتر برنامه‌ریزی تیم‌های ورزشی و نیز انتشار گزارشهای سالانه برخی مراکز مشاوره و یا نوشته‌ای بر خلاف نظر سردبیر مجموعه بدهند. (نیویورک تایمز)

18- روزنامه‌نگاران نباید بطور مخفیانه در بولتن های محرمانه، کتابهای در دست انتشار و یا گزارشهای سالانه مراکز دولتی، انستیتوها و یا صاحبان آگهی تحت پوشش، گزارش و یا دست نوشته‌ای بدون کسب اجازه از مدیران خبری خود داشته باشند. (NPR)

19- حضور روزنامه نگاران درمیزگردها و مصاحبه های رادیو، تلویزیونی باید با کسب اجازه از سردبیران و مدیران خبر نشریه خود صورت گیرد. چرا که بیان دیدگاههای شخصی آنها از سوی مخاطبان به منزله دیدگاههای نشریه شان قلمداد می شود. همچنین گفتگو در مورد استراتژیهای داخلی نشریه و یا نحوه عملکرد آن در مصاحبه های رادیو تلویزیونی باید منوط به کسب اجازه از سردبیران و مدیران خبر باشد. (NPR)

20- اعضای تحریری نباید دعوت ازسخنرانی ها ، بخصوص سخنرانی در مجامع و مراکزی که مغایر با سیاست های نشریه است بپذیرند. در موارد استثنا کسب مجوز از سردبیران و مدیران خبر الزامی است. (نیویورک تایمز)

21- روزنامه نگاران در صورت حضور در شبکه های تلویزیونی و دیگر رسانه های خبری چون اینترنت نباید به بیان دیدگاههایی که منجر به آشکارسازی اهداف، خط مشی و استراتژیهای داخلی نشریه میشود بپردازند. آنها نباید در شوهای تلویزیونی که اهدافی مغایر با سیاستهای نشریه دارد شرکت کنند. (NPR)

22- داشتن وبلاگ امتیازی است که روزنامه نگاران نشریه برای بیان و دیدگاه های خویش از آن بهره مند خواهند بود . مهم نیست که وبلاگ نویسان تا چه میزان تلاش می کنندکه مطالبشان متمایز از مطالب موجود در نشریه باشد بلکه نکته اینجاست که به هرحال مخاطبان ، آنان را به عنوان همکار این نشریه شناخته و تخلفاتشان را به پای نشریه می نویسند . بنابراین هریک از اعضا که مایل به داشتن وبلاگ است باید مدیران خبری و سردبیران خود را در جریان قرار داده و در واقع با کسب اجازه از آنها اقدام به راه اندازی وبلاگ کند. تقاضاها تنها در صورتی مورد قبول خواهد بود که فعالیت وبلاگ مغایر با کار نشریه نباشد. در صورت پذیرش سردبیران، اعضای وبلاگ نویس باید در نوشته های خود مطابق استانداردهای نشریه عمل کنند. نباید مطالبی که مورد قبول سردبیران نشریه نیست و مغایر با مصالح نشریه است منتشر کنند .(لس آنجلس تایمز)

23- داشتن وب سایت شخصی آزاد است اما از آنجائی که فعالیت اصلی اعضای تحریریه، کار در این نشریه است و اعضا تحت عنوان نویسندگان این نشریه شناخته می شوند، هرگونه فعالیت آزاد در بخش های آنلاین و داشتن وب سایت باید همسو با فعالیت های نشریه بوده و هیچ مغایرتی با اهداف و سیاستهای نشریه نداشته باشد. (نیویورک تایمز)

24- روزنامه نگاران نباید هیچ بیانیه‌ای را امضا کنند. نظرات و انتقادات فقط از طریق یادداشت با نظر سردبیران منتقل می‌شود (لوموند)

25- هیچیک از اعضا نباید مبادرت به فروش و یا در اختیار گذاردن اطلاعات و اخبار بدست آورده خود و همکاران پیش از انتشار به افراد خارج سازمان خبری کنند. (نیویورک تایمز)

26- وظیفه اصلی و اولیه یک روزنامه نگار جمع آوری اطلاعات، تحریر و تصحیح آن برای درج در نشریه ای است که در آن فعالیت می کنند . بر این اساس روزنامه نگاران باید در حفظ و نگهداری مطالب تا قبل از انتشار کوشش کنند نباید به واسطه ارتباطات عاطفی و اجتماعی مطالب را پیش از انتشار آشکار سازند. (NPR)

27- هیچیک از اعضای تحریری نباید از نام و عنوان نشریه استفاده شخصی کنند. اعضا نباید از کارت شناسایی مربوط به روزنامه برای کارهای غیر مرتبط با کار سوءاستفاده کنند. این موضوع بخصوص درمواقعی که قصد ورود به سازمانی دولتی ، اقتصادی و یا خصوصی برای انجام امور شخصی دارند باید مورد توجه قرار گیرد. (نیویورک تایمز)

28- روزنامه‌نگاران باید مراقب دعوت به صرف نهار و شام از طرف منابع مختلف باشند. روزنامه‌نگاران حق ندارند سفرهایی را که هزینه آن به‌عهده سازمان و نهاد خاصی است قبول کنند مگر با اجازه روزنامه و در صورت مهم بودن اطلاعاتی که قرار است در سفر جمع‌آوری شود. (لوموند)

29- روزنامه نگاران حق دریافت بلیت های رایگان برای تئاتر، فیلم و مسابقات ورزشی را بدون اطلاع مدیران خبری خود ندارند (نیویورک تایمز)

30- هرگونه مونتاژ، تغییر و روتوش عکس توسط وسایل الکترونیکی و نیز تغییر لوگوی مطالب که منجر به گمراهی و سردرگمی خوانندگان می شود ممنوع است. در صورت الزام به ایجاد تغییر در عکس ها و تصاویر، مراتب باید همراه با توضیح در نزدیکترین بخش عکس صورت گیرد. توجه به این موضوع به بخش آرشیو عکس نیز کمک خواهد کرد ( مرامنامه اخلاقی مطبوعات سوئد)

اصل مطلب در: http://khabaronline.ir/news-7500.aspx زمان انتشار: یکشنبه 13 اردیبهشت 1388

  نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 8:34 PM  توسط محمود کریمی 
اين قصه را اولين بار در مجموعه ايميل‌هاي دريافتي از دوستانم خواندم. جالب بود. دوباره امروز از دوست عزيزي از بام زيباي گرگان دريافتش كردم. از جمله مثال‌هاي خوب براي درك مفهوم اينرسي تفكر است. با تشكر از دوست بزرگوارم« احمد» آن را با شما شريك مي‌شويم. بديهي است كه خانم يا آقا بودن شخصيت‌هاي داستان بهانه‌اي براي روايت آن است نه تاكيد بر چيزي ديگر!

چند روز پيش براي عوض کردن روغن ماشين به مکانيکي رفته بودم ... همزمان دختر خانمي 26 ساله با کبکبه و دبدبه وارد شد و گفت: ببخشيد آقا يه 710 مي‌خواستم. مي‌شه لطف کنين بدين؟
مکانيک گفت:710 تا چي؟
دختر خانوم گفت: 710 تا هيچ چي ... 710 ماشين من گم شده ... اگه مي‌شه يه دونه بدين
مکانيک گفت: 710! حالا اين 710 چي هست؟
خانم مشتري که عصباني شده بود گفت: آقا مگه من با شما شوخي دارم؟ مي‌گم يه 710 بديد ... چون خانم هستم فکر ميکنيد حاليم نيست ؟؟ نه خوبم حاليمه ..
مکانيکه گفت: خدا شاهده خانم چسارت نکردم ... ولي من نمي‌دونم شما چي رو مي‌گين!
بابا جون عجب مکانيک بي‌عرضه‌اي هستي تو .. هموني که وسط موتور ماشينه ... کارش نمي‌دونم چيه ولي همه ماشين‌ها دارن اين قطعه رو. تو ماشين منم هميشه بوده ... حالا من گمش کردم و يکي لازم دارم.
مکانيک که کلافه شده بود يك برگ کاغذ داد به خانم محترم و گفت اگر مي‌شه شکل اين قطعه را بکشيد اين جا.
دختر خانم هم با کلي ژست انگار که الان داوينچي مي‌خواد موناليزا رو بکشه يه دايره کشيد و وسط اون به انگليسي نوشت:
710
 مکانيک نگاهي زيرچشمي به شاهکار نقاشي انداخت و يه نگاهي هم به موتور ماشين من که درش باز بود کرد و گفت: خاوم اين قطعه‌اي که مي‌گين تو اين ماشين هم هست؟ دختر خاوم با خوشحالي جيغي کشيد و گفت بله اوناهاش ...! مي‌دونين چي رو نشون داد؟

  نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 10:35 AM  توسط محمود کریمی  | 
يكي از كتاب‌هاي مرجع و مفيد TRIZ در دنيا همين كتاب 40 اصل؛ شاه‌كليدهاي TRIZ براي نوآوري است.

معناي اين شرح اين است كه براي كتاب مادر و نسخه انگليسي تلاش درخور تحسيني انجام شده و بايد تاكيد كرد كه تلاش ما در ايران، ارايه نسخه‌اي روان و صحيح به زبان فارسي بوده و نيز بايد يادآوري كرد كه بين نوشتن كتاب، گردآوري مطالبي براي ترجمه و ترجمه به فارسي تفاوت زياد است. مي‌شود و مي‌كنند اين كار را كه با ترجمه يك كتاب خود را نويسنده معرفي مي‌كنند. كه يعني محمود كريمي و سيده نونا ميرخاني نويسنده كتاب نيستند.

آن چه حالا براي ما دنيايي ارزش دارد، اين است كه اين كتاب يكي از چندين يادگار دكتر محمدحسين سليمي فقيد است. ايشان لطف كردند و ضمن وارسي متن كتاب ترجمه شده و بحث‌هاي بسيار بر سر انتخاب درست واژگان، مقدمه‌اي نيز بر اين محصول فرهنگي آموزشي، قلمي كردند.

جلد كتاب 40 اصل شاه‌كليدهاي TRIZ براي نوآوريپيش از نسخه فارسي، كتاب به زبان‌هاي روسي، انگليسي، ژاپني، اسپانيايي و فرانسوي هم ترجمه شده است. با همراهي ناشر آمريكايي كتاب، براي نسخه فارسي آن مجوز كپي‌رايت دريافت شد و ماتريس تضاد تكنيكي هم به عنوان پيوستي براي اين كتاب به چاپ رسيد.

چاپ اول، سال 1385، دومي 1387 و سومي هم بهار 1387 به بازار ارايه شد. ديگر كتاب‌هاي TRIZ مانند نوآوري نظام‌يافته (كه اولين كتاب فارسي TRIZ است) و الگوريتم نوآوري (يادگار دكتر سليمي و دكتر شهابي و دكتر ايران‌منش) و مهندسي خلاقيت (عليرضا منصوريان) هم به ترتيب جايگاه‌هاي خوبي در ميان TRIZخوا‌ن‌ها داشته‌اند.

انگار بايد كوشش بيشتري كنيم و زودتر كتاب كوچك TRIZ بزرگ (برگردان فارسي TRIZ Companion نوشته Darrell Lee Mann) و دو سه عنوان مرتبط ديگر (از جمله مجموعه نوشته شده توسط خانم مهندس سارا سليمي نمين) را زودتر به بازار نشر پيشكش كنيم. البته با همراهي ناشر محترم و خوبي چون مؤسسه حدمات فرهنگي رسا.

  نوشته شده در  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 10:2 PM  توسط محمود کریمی  | 

 Adobe: اسم رودخانه‌ای كه از پشت منزل مؤسس آن جان وارناك عبور می‌كند.

 

 

Apple:میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شركت اپل سیب است. به همين دليل نام شركتش را نیز اپل (به معنی سیب) گذاشت.

 

 Cisco:مخفف شده كلمه سان فرانسیسكو (San Francisco) ايالت معروف آمريكا است.

 

Google: گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است كه از عدد یك با صد تا صفر جلوی آن تشكيل شده است. مؤسسین سایت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می‌كنند كه این موتور جستجو می‌تواند این تعداد اطلاعات (یعنی یك گوگل اطلاعات) را مورد پردازش قرار دهد.


Hotmail: (اين مورد نام شركت نيست و به محصولي از شركت پرداخته‌ است.)این سایت یكی از سرویس‌دهندگان پست الكترونیكی به وسیله صفحه‌هاي وب است. به ماكروسافت تعلق دارد و از قديمي‌ترين‌ها به شمار مي‌آيد. هنگامی كه مدیر پروژه برنامه می‌خواست نامی برای این سایت انتخاب كند علاقه‌مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند ديگر سرویس‌دهندگان پست الكترونیك به mail ختم شود و همچنين بر روی وبی بودن آن نیز تأكید گردد. 
بنابراین نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه Hotmail حروف Html به ترتیب پشت سرهم قرار گرفته‌اند. گاهی اوقات نام این سایت را به صورت HotMail نیز می‌نویسد.

HP: شركت معظم HP توسط دو نفر به نام‌های بیل هیولت و دیو پاكارد تأسیس شد. این دو نفر برای این كه شركت هیولت پاكارد یا پاكارد هیولت نامیده شود مجبور به استفاده از روش قدیمی شیر يا خط شدند و نتیجه هیولت پاكارد از آب در آمد!


Intel: از آنجا كه این شركت از بدو تأسیس با تأكید روی ساخت مدارهاي  مجتمع ایجاد شد. نام آن را INTegrated Electronics یا به طور اختصار INTEL گذاردند.

 

Microsoft:نام شركت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته می‌شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد. Microsoft مخفف MICROcomputer SOFTware است. و دلیل نامگذاری شركت به این اسم نیز آن است كه بیل گیتس مؤسس شركت، آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای میكروكامپیوترها تأسیس كرد.

Motorola: شركت موتورولا با هدف درست كردن بی‌سیم و رادیوی خودرو كار خود را آغاز كرد. از آنجا كه مشهورترین سازنده بی‌سیم و رادیوهای اتومبیل در آن زمان شركت Victrola بود. مؤسس این شركت یعنی آقای پال كالوین نیز نام شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی كلمه موتور نیز به نوعی در اسم شركتش وجود داشته باشد.

Red Hat: مؤسس شركت آقای مارك اوینگ در دوران جوانی از پدربزرگش كلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت كرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم كرد. زمانی كه اولین نسخة این سیستم عامل آماده شد مارك اوینگ آن را همراه با راهنمای كاربری نرم‌افزار در اختیار دوستان و هم‌دانشگاهیش قرار دارد. اولین جمله این راهنمای كاربری «درخواست برای تحویل كلاه قرمز گم شده» بود.

Sony :Sony از كلمه لاتین Sonus به معنای صدا مشتق شده است.

 

SUN: این شركت معظم توسط چهار تن از فارغ‌التحصیلان دانشگاه استانفورد تأسیس شد. Sun مخفف عبارت Standford Univercity Network است.

 

Xerox: كلمه Xer در زبان یونانی به معنای خشك است و این برای تكنولوژی كپی كردن خشك در زمانی كه اكترا كپی كردن به روش‌های فتوشیمیایی انجام می‌گرفت فوق‌العاده داراي اهمیت بود.

Yahoo: این كلمه برای اولین بار در كتاب سفرهای گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است كه دارای ظاهر و رفتاری زننده است. مؤسسین سایت Yahoo جری یانگ و دیوید فیلو نام سایتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر می‌كردند خودشان هم Yahoo هستند.

از مجيد علوي‌زاده كه جمعه شبي اين نكته‌ها را برايم ايميل كرد سپاسگذارم. اگر چه شايد چيزهاي تازه‌اي براي خيلي‌ها نداشته باشد، اما يادآوري اين نكته‌ها نگاهمان را تازه مي‌كند و مرا ياد مجيد مي‌اندازد!

  نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 9:1 PM  توسط محمود کریمی  | 
اين قصه همگاني نيست، اما كم نيستند دوستاني كه اگر نگاهي به دور و برشان بندازند، بيش از يك دوست و آشنا و فاميل را مي‌توانند بيابند كه رفته، در حال رفتن است، علاقه‌ به مهاجرت دارد يا حرف رفتن را مي‌زند.

موضوع دو گفتگو از صبح‌هاي شبكه 2 ما، مهاجرت بود. پيامد گفتگوي اول و بازخوردهاي آن و تاكيد تهيه‌كننده برنامه به رها نكردن بحث و روايت ناگفته‌هاي نوبت اول، و پيش رو بودن سفر مهمان ما مهندس محمد شكرچيان (به استراليا) سبب شد تا دومي با فاصله‌اي كم اتفاق افتد.

خلاصه‌اي از آن چه در برنامه طرح شد را مي‌توان بدين شرح مرور كرد:

  • قرار نيست در مورد اين كه اينجا خوب است و آن‌جا بد، يا به عكس به قضاوت بنشينيم. اينجا، ايران ما است و آن‌جا، سرزميني متفاوت. هر يك «هستند» با همه مشخصات و جغرافيا، اقليم، فرهنگ، تمدن، مذهب و ...
  • به جاي جمع‌بندي و تصميم گرفتن براي ديگران، به حلاجي اطلاعات و يافته‌هايمان از ديگر كشورها (مانند استراليا و كانادا كه مقصد بسياري از مهاجران امروزي هستند) بپردازيم. تصميم را كسي مي‌گيرد كه مساله‌اش مهاجرت است. ما اطلاعات را با روايتي صادقانه به او بدهيم.
  • تمركز صحبت‌هاي ما بر سير مهاجرت 25 تا 40 ساله‌هاي ايراني است كه با ويزاي كار طي 7 يا 8 سال اخير رفته‌اند. آن‌ها كه به دلايل رخدادهاي خاص اجتماعي و سياسي از ايران رفته‌اند، مخاطب و موضوع گفتگوي ما نبودند.
  • مهاجران همه حقيقت را نمي‌دانند! كسي هم نيمه پنهان را برايشان روايت نمي‌كند. خودشان اين نيمه ناشناخته را با پرداخت بهاي سنگين درك و لمس مي‌كنند، اما نه در زمان و دوره تصميم‌سازي يا تصميم‌گيري، بلكه وقتي تصميم در حال اجرا است.
  • آگهي‌هاي روزنامه و بليبورد و بروشورهاي مشوق مهاجرت، رؤياهاي زيبا و پوسترهاي جذاب را نشان علاقه‌مند مهاجرت مي‌دهند. هستند در بين مشاوران و وكلاي آگهي‌دهنده كساني كه حتي نوشتن صحيح سيدني به زبان انگيسي را نمي‌دانند و هيچ وقت هم از ايران خارج نشده‌اند. اما كارمندانشان شما را براي مهاجرت راهنمايي مي‌كنند!
  • بهاي جسمي و روحي مهاجر شدن را هم فرد مهاجر و نزديكانش در خارج از ايران مي‌پردازند و هم دوست و خانواده و فاميل و ... در ايران. اصلا هم تعارف‌بردار و قابل توجيه نيست.
  • گروه زيادي از آن‌ها كه به عنوان مهاجر داراي تخصص و يا كارشناس از ايران مي‌روند، دلايلي مثل ضعف در مديريت مياني جامعه را به عنوان دليل اصلي برمي‌شمرند. به روايت ميهمان برنامه، ايشان مي‌فهمند كه مي‌شود روزي 2.5 ساعت در ترافيك شهري عمر تلف نكرد و راه‌حل‌هاي مشخص هم براي بسياري از مساله‌هاي به ظاهر غيرقابل حل در جامعه مي‌شناسند. اما چون كاره‌اي نيستند، نمي‌توانند اثر كارشناسي خود را بر بهبود جامعه بگذارند. اين‌ها تا 1 هفته پيش از رفتن هم در ايران به تلاش سازنده خود ادامه مي‌دهند و بعد سفر هجرت را آغاز مي‌كنند. اينان هم‌چنان دوست دارند در ايران زندگي كنند.
  • گاهي مهاجران به سبب تعصب ماندن يا غرور برنگشتن، مسيري كه با ماندن در خارج رو به پيشرفت نيست را ادامه مي‌دهند و برنمي‌گردند.
  • بسياري از كساني كه از ايران مي‌روند مدام از دوستان و خانواده ساكن در ايران خود، از اخبار و رويدادهاي ايران مي‌پرسند ولي هنوز مي‌گويند كه مي‌خواهند خارج بمانند. انكار علاقه‌شان به برگشت همراه با مدام جوياي احوال ايران بودن، معناي دوگانه مي‌دهد.
  • در بازي مهاجرت، يا نتيجه «برنده ـ‍ برنده» است و يا (معمولا) «بازنده ـ برنده». به هر شكل معادله گونه‌اي تنظيم مي‌شود كه كشور مهاجرپذير، حتما برنده باشد.
  • هر روز آزمون IELTS حدود 400 شركت‌كننده دارد كه هر يك 221.000 تومان حق ثبت نام مي‌دهند. 88.000.000 تومان براي هر روز آزمون از سوي آزمون‌دهندگان پول پرداخت مي‌شود.
  • اسناد رسمي جايي مثل استراليا مي‌گويد كه شما بايد براي مهاجرت، در آزمون IELTS نمره 6غ به بالا بياوريد. اين در حالي است كه وقتي به مقصد مي‌رسيد نيازمند آموزش‌هاي زبان و ... هستيد. مثل نياز اجباري به سابقه كار محلي و ديگر چيزهاي محلي!
  • در خارج از ايران، قانون را رعايت مي‌كنيم و از ماندن پشت چراغ قرمز كمتر آزرده مي‌شويم. در كشور خودمان، قانون را زير پا مي‌گذاريم و به راحتي روي خط عابر پياده توقف مي‌كنيم.
  • پيشنهاد شد كه اگر كسي علاقه‌مند به مهاجرت است پيش از بار سفر بستن، يك هفته‌اي را به چشم خريدار در كشور مقصد سفر كند.

گفتگوي دو بخشي انجام شده، بازخوردهاي متنوعي از سوي بيننده‌هاي برنامه داشت. بسياري درد دل‌هاي خود را بازگو كردند. بسياري از آن‌ها كه تجربه مهاجرت داشتند يا نزديكانشان در اين گروه قرار مي‌گيرند، نكته‌ها و اشاره‌هاي با مصداقي را برايمان روايت كردند. اين بحث تمام نشده و از دريچه‌هاي ديگر هم در آينده برنامه بدان خواهيم پرداخت.

 عادت مي‌كني عنوان نوشته‌اي است از يكي از هموطنان مهاجر ما، كه در پايان برنامه خوانده شد و خواسته شد. به جاي اشاره مستقيم به اصل روايت، پيشنهاد دارم اين دو واژه را در وب بگرديد، يافته‌هاي جالبي خواهيد داشت.

  نوشته شده در  جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 9:6 PM  توسط محمود کریمی  | 
از مدت‌ها پيش يعني از زمستان 1387 قرارمان بود كه روزي را با مسؤولان مركز فرهنگي هنري نوجوانان تهران بگذرانيم. اين گذران وقت همراه با يادگيري بخش‌هاي كاربردي TRIZ براي ايشان و كار كارگاهي باشد. حالا امسال، دوشنبه 31 ارديبهشت روز اين نشست تعريف شد.

مركز فرهنگي هنري نوجوانان تهران، فضاي وسيع و ديدني دارد. اين مركز را وقتي نوجوان بودم با نام محله جمشيد مي‌شناختم. غرب خيابان كارگر، شمال خيابان هلال احمر و پايين خيابان قزوين، بين ميدان رازي (گمرك) و قزوين. بزرگترها در مورد «جمشيد» چيزها شنيده‌اند ... چندي پيش هم مجموعه عكسي از طريق ايميل به دستم رسيد كه خاطرم نيست از كاوه گلستان بود يا بهمن جلالي. اما روايتي بود سياه و سفيد از گذشته‌هاي اين محله معروف اما بدنام ...

حالا آب و درخت و فضاي بازي و محيط مناسب آموزش براي كودك و نوجوان و خانواده‌ها فراهم شده است.

ما ـ جمع بيست و چند نفره ـ روز 31/02/1388 از چند و چون TRIZ صحبت كرديم و ابزارهايي كه دارد و روشي كه به ما كمك مي‌كند تا مساله‌هاي خودمان را خوب بشناسيم،به كشف ريشه‌هاي آن‌ برسيم و بعد راه‌حل‌هاي بكر برايش ارايه دهيم.

قول دادم كه 2 كتاب خوب را به اين جمع (و همه ديگران خواننده اين وب‌سايت) معرفي كنم:

  • كتاب حل خلاق مساله: ‌مهارت‌هاي فكري براي جهان در حال تحول | نوشته ادوارد لامزدين و مونيكا لامزدين | ترجمه دكتر بهروز ارباب‌شيراني و مهندس بهزاد نصر آزادني | انتشارات اركان دانش (اصفهان) ـ 534 صفحه | چاپ پاييز 1386 | شابك: 5-14-2591-964-978

 

 

 

  • كتاب تفكر خلاق و حل خلاقانه مساله | ترجمه و تاليف خيريه‌بيگم حائري‌زاده و ليلا محمدحسين | نشر ني ـ 152 صفحه | چاپ 1381 | شابك: 5-628-312-964

 

سفارش الكترونيي كتاب‌ها يا گشتن در كتابفروشي‌ها مي‌تواند علاقه‌مندان را به مطالعه آن‌ها نزديكتر كند. اميدوارم در كتابخانه‌ها هم اين دو كتاب خوب را بيابيد. كتاب اول مفصل است و ترجمه خوبي هم دارد. آزمون‌هاي مدل مغز چهارربعي و شيوه تحليل نتيجه در آن به تفصيل روايت شده است و در كتاب دومي هم در تعداد صفحه‌هاي كمتر گزيده‌هاي مناسبي از همان مرجع به چاپ رسيده. و در كنار اين دو كتاب، بازديد از وب‌سايت ند هرمان: http://www.hbdi.com را هم توصيه مي‌كنيم.

  نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 8:10 AM  توسط محمود کریمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM