تبليغاتX
اکسیر نوآوری
 
نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد.
 

براي انجام كاري و تحليل بازار صادرات محصولي از ايران، دبي بودم. دوستي كه لطف مي‌كرد و مرا در اين شهر شلوغ كشور امارات عربي متحده به اين سو و آن سو مي‌برد، از توسعه نظام‌مند فعاليت‌هاي عمراني آن‌جا برايم تعريف مي‌كرد و شواهد و نمونه‌هايي را نيز نشانم مي‌داد.

يكي از چيزهايي كه ديديم ساخت مترو بود. در كنار اين طرح بزرگ كه ما در تهران نيز تجربه‌اش را داشته و داريم، دردسرهاي جانبي حين اجراي اين طرح هم نمايان بود؛ از محدود شدن دسترسي به خيابان‌ها گرفته تا آلودگي‌هاي محيطي و .... از يكي از خيابان‌هاي اصلي مي‌گذشتيم كه مسير چندبانده اصلي آن را مسدود كرده بودند و خودروها بايد از كنار گذر آن عبور مي‌كردند. تابلوي زردرنگي در جدول بر خيابان كنارگذر نصب شده بود كه نوشته عربي و انگليسي روي آن مرا متوجه خود كرد:

«از اينكه ناچاريم به‌دليل اجراي طرح مترو، مسير گذري شما را به خيابان‌هاي فرعي منحرف كنيم، از شما عذر مي‌خواهيم. اين طرح به سرعت در حال پيشرفت است و با اتمام آن دسترسي شما آسان خواهد شد.» عنوان پايين تابلو نيز نام «وزارت راه ‌و ترابري» يا اداره مربوطه در شهرداري را بر خود داشت.

به‌عنوان يكي از شهروندان يا اهالي آن محله با ديدن اين تابلوي خوانا چه چيزهايي در ذهن ما مرور مي‌شود!؟ آيا چنين تجربه‌هايي را در محله و شهر خودمان نيز داريم!؟ با خود فكر مي‌كردم آيا فرهنگ‌سازي، آموزش و اطلاع‌رساني حتما بايد از راه‌هاي پيچيده انجام شوند!؟

تعريف مسئله: تعداد آگهي‌هاي روزنامه‌ها و مجلات براي سفر به كشورهاي حاشيه خليج هميشه فارس و كارهاي اداري در دبي به‌عنوان مركز ترانزيتي نزديك كشورمان، گواه اين هستند كه هموطنان بسياري بدان‌جا رفت‌وآمد دارند. جمعيت بومي آن‌جا يك چندم تعداد كساني است كه آن‌جا زندگي و كار مي‌كنند.

چنين سيستمي تنها با مديريت صحيح و نظام‌مند است كه مي‌تواند رشد و توسعه يابد. وجود قانون‌هاي مدون و منظم و پايبندي جدي به رعايت آن‌ها، از جمله مطلوبيت‌هاي مهم مديريت كردن بر چنين سيستمي است. مسئله‌اي كه در كشورما   محل بحث و نقد فراوان كارشناسان است، شفاف نبودن حقوق شهروندان و شعاري رفتار كردن در بسياري از مواردي است كه ادعا داريم «هميشه حق با مشتري‌ است».

مطلع كردن شهروندان از رخدادها و آگاهي دادن ايشان نسبت به برنامه‌هاي در دست انجام و طرح‌هاي آتي، همراهي و پشتيباني آنها را در پي دارد. نگراني از اينكه اطلاع‌رساني منجر به توقع مي‌شود و توقع و انتظار مانع از مديريت دلخواه خواهد شد، مسئله‌اي است كه رده‌هاي مختلف مديريتي را به سوي «مديريت ابهام» سوق مي‌دهد. وقتي ما شفاف و روشن ببينيم كه روزشمار طرح و پيشرفت فيزيكي آن نويد ايجاد فرصتي براي راحت‌تر زندگي كردن را مي‌دهند به جاي غر زدن و بهانه‌جويي از مديريت شهري، به همراهي آنها و تحسين دست‌اندركاران طرح خواهيم پرداخت.

ساخت مترو، زيباسازي پياده‌روها، ايجاد زيرگذر و روگذرهاي ماشين‌رو، ساخت بزرگراه و ساختمان‌هاي فرهنگي و رفاهي و ورزشي، همه زمان‌بر و همراه با دردسرهاي جانبي هستند. راه‌هاي مختلفي هست كه به كمك آنها بتوان كام همشهريان خود را تلخ نكرد و طرح را پيش برد.

اين مطلب دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۷در صفحه ۲۳ روزنامه همشهري چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به همشهري آنلاين: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=54936

  نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 8:10 AM  توسط محمود کریمی  | 
گرافيك موضوع ويژه اين شماره كليك است. ژاپني‌ها اعتقاد دارند يك نمودار به اندازه هزار صفحه متن با مخاطب خود سخن مي‌گويد. گرافيك هم از سخن گفتن حرف مي‌زند اما به زبان تصوير. وقتي يك نشريه را در دست مي‌گيريم، اول عكس‌ها و تصويرها ما را جذب مي‌كند و بعد با ديدن تيترها به انتخاب مطالب مي‌پردازيم و خواندن آغاز مي‌شود. وقتي محصولي را خريد مي‌كنيم كه بسته‌بندي آن گرافيك خوبي داشته باشد و به خانه‌اي متفاوت نگاه مي‌كنيم كه نماي آن به زيبايي طراحي شده باشد.

در عالم گرافيك، ايده، طراح گرافيست، ابزار، تكنيك مورد استفاده، متريال، رسانه مورد نظر براي انتقال پيام به مخاطب، فناوري‌هاي در دسترس و بعد نحوه انتشار همه نقش‌آفرين هستند. از گذشته تا به امروز طراحي با قلم و راپيد، طراحي تك‌رنگ و بعد چند رنگ، طراحي‌هاي همراه با پاي كامپيوتر نشستن و بعد بزرگ شدن ابعاد كارهاي چاپي، ديجيتالي شدن محصولات و ابزارهاي طراحي، توسعه وب و رونق بازار موبايل، همه در مسير توسعه گرافيك و تغييرات نگاه گرافيست‌ها به اطراف و ديگران به گرافيست‌ها بايد مورد توجه قرار گيرند.

گونه‌گوني در دنياي گرافيك و مرزشكني‌ها و ساختارشكني‌هاي آن نيز با روندهاي تكامل قابل انطباقند. همان‌طور كه بارها در اين يادداشت‌ها آورده‌ايم،‌ همه علوم و فناوري‌ها از الگوهاي مشتركي پيروي مي‌كنند كه در بسياري از موارد اين شباهت‌ها از چشم ما پنهان مي‌ماند. اين روندها بر اساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع طي ساليان متمادي، به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. به كمك آن‌ها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيش‌گويي نمود.

چند بُعدي شدن، چندرسانه‌اي شدن، تغيير سايز، واقع‌نمايي و همه رخدادهاي ريز و درشت دنياي ديجيتال (نرم‌افزارها و سخت‌افزارها و واسط‌ها) همه بر گرافيك اثر گذاشته و مي‌گذارند. اگر بخواهيم از ميان روندهاي تكامل اشاره مشخص به بعضي از آن‌ها داشته باشيم، بايد «افزايش ميزان شفافيت» و «افزايش درجه آزادي» را نام ببريم كه در هفته‌هاي گذشته به معرفي‌شان پرداخته‌ايم. روندهاي «افزايش به‌كارگيري حواس» و «كاهش ميزان درگيري انسان» نيز به عنوان ديگر روندهاي مرتبط با موضوع گرافيك قابل نقل و مثال زدن هستند. پيش‌بيني‌هاي علمي آينده گرافيك را با هم مرور مي‌كنيم:

  1. گرافيست‌ها نيازمند يادگيري ديگر علوم مي‌شوند. وقتي كه بسته‌بندي آب معدني  يا يك شامپو كاملا شفاف شود، يعني مشتري مي‌خواهد به جاي بسته‌بندي خود محصول را ببيند. در اين صورت گرافيك بسته‌بندي به گرافيك خود محصول تبديل مي‌شود.
    اينجا است كه گرافيست بايد از شيمي هم بداند تا با رنگ‌بندي گرافيكي مواد معدني و املاح درون آب يا پروتئين‌هاي داخل شامپو بتواند مشتري را جذب كند. همين‌طور وقتي به محصولاتي در زمينه‌هاي ديگر فكر مي‌كنيم نقش گرافيك را به شكل تركيبي بايد در آن‌ها دنبال كنيم. بتن و سنگ‌فرش كف خيابان يا پياده‌رو را آيا بدون طراحي گرافيك مي‌توان تصور كرد؟
  2. انعطاف‌پذيري در آثار طراحي گرافيك بسيار جدي خواهد بود. اگر امروز براي مجله يا هر اثر گرافيكي ديگري، ساختار و چارچوب تعريف مي‌كنيم و بر اساس آن طراحي را انجام مي‌دهيم، فردا ساختار مشخصي وجود نخواهد داشت كه بگوييم الا و لابد چنين است. چرا كه متن و تصوير و صدا در كنار هم مثل سيالي در حال جابه‌جايي خواهند بود. عكس يك مطلب روزنامه در جاي خود ثابت نخواهد ماند و با اشاره انگشتان دست ما جابه‌جا مي‌شود. بايد با هر جابه‌جايي همچنان تركيبي جذاب و چشم‌نواز در صفحه داشته باشيم، اگر نه روزنامه رقيب جاي ما را مي‌گيرد. همين‌طور طراحي‌ دكور برنامه‌هاي تلويزيوني و بروشورها و كاتالوگ‌ها؛ چيزي ثابت و بدون تغيير نمي‌ماند.
  3. وقتي كه نشدني‌هاي فراواني به كمك فتوشاپ شدني شد و بعد فايل‌هاي فلش و ديگر فرمت‌ها چيزهاي مختلف را بهتر و بهتر به ما نشان دادند، فناوري‌هاي آينده هم تصورنشدني‌ها را براي ما تصوير خواهند نمود و كافيست ايده‌اي در ذهن داشته باشيم تا به كمك يك ابزار ديجيتالي از مغز ما خوانده شود و به تصوير در آيد. در اين روزگار، تكنيك و ابزار كار تجسم بخشيدن را انجام مي‌دهند، اما مهم «ايده» است. رقابت برترين‌ها بر سر ايده‌هاي خلاق و بكر خود و ابزارهاي مورد استفاده براي تصوير شدن آن‌ها خواهد بود.
  4. آينده گرافيك را فقط با ديدن نمي‌توان فرض كرد. هر چند امروز لمس كردن آثار گرافيكي هم رفته‌رفته بخشي از عادت مخاطبان اين گونه آثار هنري شده است، اما آينده گرافيك در كنار چشايي و بويايي و شنوايي معنايي ديگر مي‌يابد. روان‌شناسي مخاطب و دانستن اين كه كدام رنگ‌ها در كنار چه شكل‌هاي هندسي و كدام زوايا با چه طعم و بويي مخاطب را جذب مي‌كند، نياز بازار خواهد بود. از اين رو طراح گرافيك بايد بداند كه در ديگر زمينه‌هاي همراستا با تخصص او چه مي‌گذرد و تا حد امكان از آن‌‌ها هم بهره ببرد.
  5. تمام زمينه‌هاي كسب و كار، از آشناترين‌ها با گرافيك‌ و پيوندخورده‌هايي مثل تبليغات تا غريب‌ترين‌ و نامربوط‌ترين‌ آن‌ها، به سوي بهره‌گيري از گرافيك روي خواهند آورد. هر چه انسان‌ها بيشتر بر انجام دادن نشدني‌ها غلبه كنند بيشتر به چيزهاي ناممكن گذشته ترديد مي‌كنند. از اين رو انتظاراتشان از صاحبان كسب و كارهاي مختلف متفاوت با گذشته خواهد بود. آن‌هادوست دارند فروشنده تلفن همراه شخصي‌ترين سليقه‌هاي آن‌ها را درك كند و همان‌گونه گوشي جديد را تحويل‌شان دهد. صاحب خودرو دوست دارد چند تغيير هم در طراحي آن ايجاد شود تا خودروي تازه‌اش باب ميل او شود. در همه اين‌ها تجسم خلاق، توان طراحي گرافيك و در اختيار داشتن فناوري‌هاي روز كه حتما نقش فناوري اطلاعات در آن‌ها پررنگ است، مورد نياز هستند تا مشتري راضي از پيش ما برود.
  6. تا امروز از ابعاد كاغذهاي كوچك تا بزرگ و بعد بيلبوردها و كف خيابان‌ و ديوارهاي عريض تجربه ديدن آثار گرافيكي را داشته‌ايم. عمده اين آثار را روي سطوح دوبعدي نظاره كرديم. افزايش تعداد ابعاد و ديدن آثار گرافيكي روي آسمان يا روي سطوحي كه در آينده چندلايه و داراي انحناهاي مختلف هستند، طراحان گرافيك را به خود مشغول خواهند داشت. آيا كسي تجربه طراحي روي هوا و تجسم هولوگرافيك را پيشتر از ديگران آغاز كرده است؟

فناوري اطلاعات با همه توسعه‌ها براي جذب مشتريان پرتوقع خود، نيازمند ارايه محصولات و خروجي‌هايي زيبا و دوست‌داشتني است. طراحي گرافيك اين زيبايي‌ها را مي‌شناسد و آن‌ها را جامه عمل مي‌پوشاند. هر چه ابعاد طراحي كوچك و كوچك‌تر از صفحه تلفن همراه ما شود يا بزرگ و بزرگ تا كيلومترها بر پهنه آسمان، نيازها و ويژگي‌هاي ابزار و روش‌ طراحي هم تغيير مي‌كند. ايده‌هايتان را به click‌@‌jamejamonline.ir  بفرستيد.

با تشکر از خانم مهندس مریم استدی سیفی که تصویر طراحی خلاق بارکدها را برایم ارسال کردند. اين مطلب در كليك يك‌شنبه ۲۳فروردين 87 در دو صفحه وسط چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به مطلب:http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100938806549

  نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 8:0 AM  توسط محمود کریمی  | 
اگر مشتري ثابت و خواننده هميشگي كليك باشيد، يعني يك يار هفتگي داريد كه بدون ورق زدن آن، احساس دلتنگي مي‌كنيد. خواندن يك نشريه ثابت (روزنامه، ماهنامه، فصلنامه يا حتي يك نشريه الكترونيكي) يعني داشتن يك عادت نيك و برقراري يك ارتباط مستمر براي كسب آگاهي از مطالب نو در زمينه مورد علاقه‌ ما. اگر مشتري ثابت و خواننده هميشگي هيچ نشريه‌اي نيستيد و بود و نبود يك رسانه برايتان تفاوت چنداني نمي‌كند، در اين صورت آن‌چه مي‌خوانيد حداكثر برايتان جالب خواهد بود. اما براي مشتريان ثابت يك نشريه، خواندن مطلب اين شماره، مي‌تواند منجر به توليد ايده‌هاي تازه بسياري شود.

در انتشار يك روزنامه (يا هر نشريه ديگري)، روال متعارف اين است كه دفتر روزنامه بخش‌هايي مثل تحريريه، فني (گرافيك و رايانه) و اداري داشته باشد. ليتوگرافي و چاپخانه هم در ادامه تكميل چرخه توليد محتوا تا توليد نشريه قرار مي‌گيرند. مي‌ماند توزيع و فروش كه اشتراك را هم در دل آن فرض مي‌كنيم. سازمان‌ آگهي‌ها هم يك بايد فعلا گريزناپذير است. هر كدام از اين واحدها، با ورود به فضاي ديجيتال دچار تغيير و تحول شده‌اند. بعضي از تغييرات، جزيي و خرد هستند و تعدادي از آن‌ها هم اساسي به نظر مي‌آيند. خوب به ياد دارم كه وقتي كارم را در فضاي مطبوعات شروع كردم دوربين آنالوگ بود و ضبط صوت اشتراكي با همكاران و ميز مونتاژ و صفحه‌بندي دستي. از سال‌هاي اول 1370 مي‌گويم كه روزنامه‌نگاري‌اش با امروزِ حضور دوربين ديجيتال و همه‌چيPlayerها و صفحه‌بندي كامپيوتري و اينترنت‌هاي آنلاين، تغييرات واضحي كرده است.

تغييرات دنياي روزنامه‌نگاري هم مثل ديگر موضوع‌هاي ويژه كليك، از روندهاي تكامل كه يكي از بخش‌هاي مهم نوآوري نظام‌يافته يا TRIZ  هستند، پيروي كرده‌اند. اين روندها بر اساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع طي ساليان متمادي، به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. به كمك آن‌ها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيش‌گويي نمود.

چندرسانه‌اي شدن روزنامه‌نگاري با تولد نشريات سايبر و آنلاين، برعكس شدن جريان خبري و دريافت سفارشي و دسته‌بندي شده اخبار مورد علاقه، وبلاگ‌ها و پادكست‌ها همه شاهد و مؤيد پيش‌بيني‌هايي هستند كه به كمك روندهاي تكامل مي‌توان انجام داد.  در اين خصوص روندهاي «افزايش به‌كارگيري حواس» و «كاهش ميزان درگيري انسان» را مي‌توان مورد اشاره قرار داد. از آن‌جا كه اين 2‌روند را در شماره‌هاي پيشين معرفي كرده‌ايم، مستقيم به سراغ پيش‌بيني‌هاي علمي آينده روزنامه‌نگاري مي‌رويم:

  1. روزنامه‌ها چندرسانه‌اي مي‌شوند. البته نه به اين معني كه گزارش‌ها و مطالب خود را با صدا و تصوير روي وب‌سايتشان مي‌گذارند، بلكه شما مي‌توانيد با انگشت خود روي عكس صفحه اول روزنامه كليك كنيد و چند عكس قبل‌تر و چند صحنه بعدتر را هم تماشا كنيد.
    شايد هم خلاصه فيلمي از موضوع همان‌جا روي كاغذ برايتان نمايش داده شود.
  2. روزنامه‌نگار سوژه‌ها را شكار مي‌كند و بعد نرم‌افزارهايي تخصصي به كمكش مي‌‌آيند و او را راهنمايي مي‌كنند كه از چه زاويه‌اي به موضوع نگاه كند و چه‌ها را بپروراند و كدام مخاطب‌ها را هدف گيرد تا بيشترين استقبال از مطلب او به عمل آيد. حدس و گمان به كنار مي‌رود و داده‌هاي تحليل شده از بانك اطلاعاتي پشتيبان روزنامه‌نگاران مي‌شوند.
  3. روزگاري خبرنگار را با كاغذ و قلم يا ضبط و دوربينش مي‌شناختند. امروز كه موبايل‌ها كار ضبط و دوربين را با هم انجام مي‌دهند و بدين‌ترتيب همه ابزار فيزيكي خبرنگاري را دارند. اما فردا خبرنگار به كمك يك لنز عادي كه درون چشمش قرار مي‌دهد عكاسي مي‌كند و به كمك تراشه كوچك درون گوشش صداها را براي گزارش و خبر خود ضبط مي‌كند.
  4. روزنامه‌‌خوان‌ها فقط بابت مطالبي كه آن‌ها را مفيد ارزيابي مي‌كنند پول مي‌دهند و حتي مي‌توانند هر شماره، تنها صفحه‌ها و مطالبي را كه دوست دارند دريافت كنند نه همه صفحه‌هاي نشريه و مطالب آماده شده را.
  5. تا ديروز بايد مطلب خود را روي كاغذ مي‌آوردي و كاغذ را مي‌سپردي به واحد تايپ و كار را تا صفحه‌بندي دنبال مي‌كردي تا به چاپ برسد. چند صباحي ديگر، مشاهداتت را روايت مي‌كني و واژه‌ها مستقيم مي‌روند روي نسخه چاپي و الكترونيكي. عكس‌ها هم همان لحظه در قاب‌هاي از پيش تعيين شده نقش مي‌بندند.
  6. خواندن مطلب و تماشا كردن تصوير روزنامه‌ها، با چشيدن مزه بعضي واژه‌ها و بو كردن بخش‌هايي از روزنامه همراه است. اين مورد استفاده قرار گرفتن حس چشايي يا بويايي جان مي‌دهد براي آگهي‌ها و دستورهاي آشپزي.
  7. مساله زبان نشريه در آينده به سادگي حل مي‌شود. مهم نيست كه شما فارسي زبان هستيد و روزنامه‌اي به زبان انگليسي يا چيني و يا فرانسوي چاپ مي‌شود. شما به واژه‌ها نگاه مي‌كنيد و مطالب به زباني كه شما آن را بهتر مي‌فهميد برايتان بازخواني خواهند شد. به همين سادگي!

فناوري اطلاعات با همه توسعه‌هاي كمي و كيفي خود تنها روزنامه و نشريه را به عنوان محصول هدف نگرفته است، بلكه خواننده، روزنامه‌نگار و روزنامه‌فروشي و ديگر عوامل اين زنجيره را نيز تحت تاثير خود قرار مي‌دهد. تحولاتي در آينده رقم مي‌خورد كه در آن زمان ديگر نمي‌توان به داشتن يك روزنامه يا برنامه راديويي يا شبكه تلويزيوني قناعت كرد يا تنها يا دانش روزنامه‌نگاري كار كرد. رابطه تنگاتنگ ديگر علوم و به ويژه دست‌اندركاران فناوري‌هاي نو با فعالان دنياي ارتباطات، به گره‌هايي ناگشودني منجر مي‌شود كه همه از پيوندهاي آن نفع مي‌برند.
شما چه ايده‌هايي داريد كه فكر مي‌كنيد در آينده جامه عمل مي‌پوشند آن‌ها را به click‌@‌jamejamonline.ir بفرستيد.

این مطلب یک‌شنبه 22 ارديبهشت 87 در دو صفحه وسط كليك (ضميمه روزنامه جام جم) به چاپ رسيده است. لينك دسترسي به اين مطلب: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100938186074

  نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 7:36 AM  توسط محمود کریمی  | 
1. امروز ديگر كمتر كسي را مي‌توان يافت كه تنها باشد. همراه اول يا دوم و يا سوم، با يك گوشي ارزان يا گران‌قيمت در دست و جيب ما يافت مي‌شوند. انگار اگر نباشند چيزي كم داريم و زندگي‌مان لنگ مي‌ماند. ما مشتريان قانعي هستيم كه انتظار نداريم سرويس‌هاي تلفن همراه در حد و اندازه‌هايي كه بايد به ما ارائه شوند.
2. اگر درآمد هر روز مخابرات از سرويس پيام كوتاه، با هزينه راه‌اندازي يك مركز پيام برابري كند، آيا نبايد انتظار داشت كه با راه‌اندازي يك يا چند مركز جديد، شاهد ترافيك سنگين ارسال و دريافت پيام نباشيم و با چند بار تلاش براي ارسال پيامك، پيام خطا نبينيم؟ اگر تعداد كانال‌هاي شبكه براي اطلاع‌رساني به مشترك، چندين برابر تنها سرويس موجود كه مكان‌ياب است (و در تهران هنوز فعال نيست!) باشد  كه هست  چرا آن را نبايد براي «مشترك محترم» فعال كرد؟ اطلاع از وضعيت آب و هوا، ترافيك و امكانات ديگر كانال‌هاي شبكه، اگر فعال شوند، بسياري از مشكلات جانبي ما هم رفع خواهند شد. اگر از امكانات شبكه تلفن همراه باخبر بوديم آيا ترافيكي مثل آن‌چه را در روزهاي نوروز و در جاده‌هاي شمال شاهد بوديم، مي‌پذيرفتيم؟ محاسبه كنيم كه چند  ليتر سوخت مصرف شد و چقدر وقت تلف شد و چند نفر سرگردان بودند و چه تعداد خودرو در ترافيك متوقف جاده مستهلك شدند...
3. پرتوقع نيستيم ولي انتظار داريم  سازمان‌هاي دولتي و متولي امر فناوري اطلاعات و ارتباطات تعدادي از دريچه‌هاي تنگ يا بسته را باز كنند. بخش خصوصي هم نياز دارد و‌ هم مي‌تواند از ابزارها و امكانات موجود، با رعايت ملاحظات ضروري  ‌نه تحميلي  بهره‌برداري‌هاي سالم و اقتصادي كند و بخش‌هايي از گره‌هاي مردم را باز كند.
فقط كافي‌ است در مورد شبكه تلفن همراه و اينترنت نياز به سرعت و سطح دسترسي بيشتر را باور كنيم. اصلا اي‌كاش به معناي واقعي ما را به جاي مشترك محترم به چشم يك «مشتري» نگاه مي‌كردند، آن‌وقت معلوم مي‌شد كه آيا حق با ماست يا ناچاريم براي حفظ احترام‌مان بيشتر نخواهيم!
4. اگر در گذشته دور تصور مي‌شد كه با آمدن كامپيوتر انسان‌ها دچار مشكل بيكاري مي‌شوند، امروز ديگر كسي چنين نمي‌پندارد. چون خلاف آن با هزار و يك دليل روشن اثبات شده است. روزگار آينده -آينده نه چندان دور- روزگار دانشگري است نه كارگري. كشاورزي و صنعت بيش از گذشته مكانيزه مي‌شوند و توسعه گسترده اتوماسيون، همه ما را به سمت كسب و كارهاي خدماتي سوق مي‌دهد. آيا با اين مساله هم مي‌خواهيم يك شبه برخورد كنيم يا برايش برنامه‌اي داريم؟
5. وجود بانك‌هاي اطلاعاتي مزاياي بسياري را به همراه دارد. سازمان‌هاي مختلف دولتي براي انجام كارهاي روزمره‌ خود بانك‌هاي متعددي را ايجاد كرده يا مي‌كنند و آنها را به‌روز نگه‌مي‌دارند. كوپن خانوار، كد ملي، كارت سوخت، املاك شهرداري، خودرو، بيمه‌ها، آگهي‌هاي بازرگاني روزنامه‌ها و ... هر كدام مثال و مصداقي از بانك‌هاي در حال كار هستند. تعريف پروتكل‌هاي مناسب براي ايجاد دسترسي‌هاي ضروري به محتواي اين بانك‌ها، تحليل‌هاي معناداري را در پي دارد كه بدون خدشه‌دار كردن حريم خصوصي افراد، مي‌تواند امنيت جامعه را فراهم كند و در بهبودهايي مثل كاهش جرائم مؤثر واقع شود. آيا كسي به ضرورت پل زدن بين اين همه بانك اطلاعاتي و وب‌سايت جزيره‌وار فكر كرده است؟ آيا تحليل‌هاي عالمانه و بر مبناي اطلاعات ناشي از پردازش داده‌هاي موثق را جدي مي‌گيريم؟
 
اين مطلب در كليك يك‌شنبه 22 فروردين 87 در صفحه دوم چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به مطلب: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100938180918
  نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 11:32 PM  توسط محمود کریمی  | 

يکي از کشورهايي که تعداد زيادي شهروند ايراني دارد، کاناداست. براي مريم مختارملکي، كه براي ادامه تحصيل به کانادا رفته است، موضوعي که در اولين روزهاي ورود به ونکوور به‌عنوان يک شهروند جديد جالب بود، پديده احترام اجتماعي بود.

مثلا در ونکوور، در صف اتوبوس، افراد مسن براي سوار شدن به اتوبوس در اولويت هستند  يا اکثر مردم وقتي از اتوبوس پياده مي‌شوند، با صداي بلند از راننده اتوبوس تشکر مي‌کنند. همچنين در خيابان‌هايي که خط‌کشي عابر پياده بدون چراغ راهنمايي وجود دارد، ماشين‌ها با ديدن عابر، توقف مي‌کنند تا او عبور کند. هر چند نفر ديگر هم از خيابان رد شوند، راننده به احترامشان شروع به حرکت نمي‌کند تا اين که ديگر کسي قصد رد شدن نداشته باشد.او مي‌گويد: تمام اين رفتارها در نظر اول براي من عجيب و رعايت کردن آن دشوار بود، اما پس از مدتي براي من هم به‌صورت بخشي از اخلاق اجتماعي درآمد.

البته مانند هر جامعه ديگري، در ونکوور هم انسان‌هايي هستند که اهميتي به اين مسائل نمي‌دهند و جز خودشان به کس ديگري فکر نمي‌کنند، اما بيشتر شهروندان، اين قوانين نانوشته را رعايت مي‌کنند.

تعريف مسئله: در همه جاي دنيا فراخور فرهنگ و منش مردم و شيوه زندگي و كسب و كارشان، نكات تازه‌اي براي آموختن وجود دارد. وقتي سال‌ها به الگوي زندگي و مرام و مسلك جايي عادت كرده باشيم، راحت‌تر و سريع‌تر از مردمان سرزمين ميزبان تفاوت‌ها را درك مي‌كنيم.

ديدن چيزهاي نو و درك خوبي يا كاستي‌هاي موجود، براي تازه‌واردها آسان‌تر است. هميشه هم همين‌گونه است. هر آنچه با مشاهدات پيشين ما سازگار نباشد به چشم مي‌آيد و از همين نقطه است كه تفاوت نگاه انسان‌هاي خلاق با ديگراني كه بي‌تفاوت هستند درك مي‌شود. اگر به فكر رويم و خود را به اينگونه تفكر عادت دهيم، خلاقيت خود را آماده پويا شدن نگه داشته‌ايم و اگر نه روزمرگي ما را همراه خود خواهد برد.

ونكوور يكي از شهرهايي است كه عوامل مختلف آن در حوزه شهرنشيني مورد توجه مديران ارشد شهرداري است. ارزش‌هاي مختلفي از اين شهر دور دست و زيبا، به آنچه در افق شهري تهران تعريف شده‌اند شباهت دارد. كارشناسي مي‌گفت تفاوت بزرگ آمريكا و كانادا در اين است كه در سرزمين آمريكا اول زندگي و مردم بودند و بعد كه بي‌نظمي و تبعات رشد جمعيت بروز پيدا كرد، رفته ‌رفته قوانين و چارچوب‌ها ايجاد شدند اما در كانادا اول سيستم و چارچوب خوب برقرار شد و بعد جمعيت افزايش يافت.

يكي از توصيه‌هاي هميشگي كارشناسان براي ايجاد رفتار صحيح و تبديل ناهنجاري به هنجار و عادت خوب، فرهنگسازي است. فرهنگسازي نيازمند باور و تكرار است.

شروع فرهنگسازي هم نياز به دستور و فرمايش و وضع قانون ندارد. كافي‌ است رفتارهاي پسنديده اجتماعي و انساني را هر يك از ما شهروندان تكرار كنيم و خودمان ديگران را از خلاف آن رفتار كردن منع كنيم. با نوشتن جمله «ارائه بليت نشانه شخصيت شماست.» كسي با شخصيت يا بي‌شخصيت نشد، بلكه اين شركت واحد بود كه در گذشته همچنان با مسئله كسري بليت نسبت به تعداد مسافران دست و پنجه نرم‌ مي‌كرد.

حالا بچه‌هايي كه هميار پليس هستند، هم ديگران را راهنمايي مي‌كنند و هم خودشان را مكلف به رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي مي‌دانند. اين عادت و رفتار تا سال‌هاي پدر و مادر شدن با بچه‌هاي ما همراه خواهد بود.

اين هم نوعي ديگر نگاه كردن است به راهنمايي و رانندگي در مقابل عادت سال‌هاي كمي دورتر كه فقط جريمه كردن و رفع دعواي تصادف‌ها مأموريت پليس راهنمايي بود.

اين مطلب دوشنبه 23 ارديبهشت ۱۳۸۷در صفحه ۲۳ روزنامه همشهري چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به همشهري آنلاين: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=54155

  نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 11:28 PM  توسط محمود کریمی  | 
كارتون ديدن و اشتياق تماشاي موجودات متحرك روي صفحه تلويزيون، بخش جذابي از خاطرات همه ما است. اعتراف مي‌كنم كه تعداد انيميشن‌هايي كه دارم بيش از تعداد فيلم‌هايي است كه در آرشيو شخصي‌ام نگه مي‌دارم. نمي‌دانم چرا آن روز كه به شهر كتاب رفته بودم و يك سري از كارتون‌هاي تن‌تن را خريدم، خانم فروشنده به من و همسرم با تعجب نگاه كرد و پرسيد: «براي چندساله كادويش كنم؟» و من بدون تعجب گفتم كه اين‌ها را براي خودم خريدم.
 امروز سال‌ها از آن زمان كه روي طلق به موجودات تخيلي و فانتزي جان مي‌بخشيدند گذشته است، اما هنوز هم برنامه‌هاي صبحگاهي كودكان را با ترفند تماشاي كارتون از خواب بيدار مي‌كنند. خالق پلنگ صورتي و تام و جري رفتند اما تا چند نسل ديگر هم خلاقيت‌هاي آن‌ها را در ماجرا آفريني تحسين خواهند كرد. امروز، فناوري اطلاعات در خدمت جان گرفتن ايده‌هاي خلاق و تصورات ما هستند. فردا شما هم مي‌توانيد به راحتي روبه‌روي رايانه خود خالق انيميشن باشيد. به همان سادگي كه در آينده خواهيد ديد.
خلاقيت در ذات انيميشن نهفته است. ابزار خوب هم كه براي تصوير شدن آن ايده خلاق در دست باشد كار ساده‌تر خواهد شد. روندهاي تكامل و قانون‌هاي تكامل سيستم‌هاي فني يكي از بخش‌هاي مهم نوآوري نظام‌يافته يا TRIZ هستند. اين روندها براساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع طي ساليان متمادي، به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. به كمك آن‌ها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيشگويي نمود.
از جمله روندهاي مرتبط با موضوع اين شماره كه انيميشن است، مي‌توان «كاهش ميزان درگيري انسان» را نام برد. «افزايش درجه آزادي» و « افزايش به‌كارگيري حواس» هم از ديگر روندهاي تكاملي هستند كه در شماره‌هاي پيش بدان‌ها پرداخته‌ايم. با پرهيز از تكرار معرفي اين روندها، در مورد كاهش ميزان درگيري انسان بايد تاكيد داشت كه توان جان‌بخشيدن به بي‌جان‌ها چيزي است كه امروز هم نرم‌افزارهاي شبيه‌سازي به مدد آن كارخانه‌اي بزرگ را پيش از ساخت پيش چشم مديران آن قرار مي‌دهند تا بتوانند شرايط واقعي را بر اساس داده‌هاي واقعي ببينند و از پيش به چاره ‌جويي مشكلات احتمالي بپردازند.
با اين توصيف و با در نظر داشتن موضوع انيميشن، ‌مي‌توانيم اين‌گونه به تحليل و پيشگويي برخي از آينده‌ها بپردازيم:
  1. صبح كه از خواب بيدار مي‌شويم، پيش از ترك منزل مي‌نشينيم و كل روز را شبيه‌سازي شده در قالب يك فايل انيميشن مي‌بينيم. اين انيميشن فقط تخيل نيست، بلكه به سيستم‌هاي پشتيباني مثل ترافيك، آب و هوا و برنامه كاري و زمان‌بندي جلسه‌ها و ... نيز متصل است. بعد از يك مرور مختصر از كل روز، منزل را ترك مي‌كنيم.
  2. خيال و واقعيت در هم ادغام مي‌شوند و مي‌توانيم در بخش‌هايي از انيميشن در حال پخش برويم و خودمان هم نقش‌آفريني كنيم. تصور كنيد كه به جاي پلنگ صورتي وارد يكي از قسمت‌هاي آن شويم يا اين كه به جاي پت پستچي نامه‌هاي مردم را به دستشان برسانيم.
  3. مي‌توانيم به صندلي خودرو تكيه دهيم و با نشان دادن دو نقطه از نقشه و ديدن مسير سفر در قالب يك تكه فيلم انيميشن،‌ آن را تاييد كنيم يا تغيير دهيم. با صدور دستور حركت به خودرو، سيستم رايانه‌اي ناوبري ما را از همان مسيري به مقصد مي‌رسانند كه پيشتر تصويرهايش را ديده‌ايم.
  4. در كنار ديدن و شنيدن انيميشن، بوي آن را نيز حس خواهيم كرد.
    شايد حتي حسگرهاي رايانه‌اي بتوانند براي ما دوستان كارتوني شبيه‌سازي شده را خلق كنند تا براي چند ثانيه، ‌دقيقه يا روز بتوانيم با سوپرمن و مرد عنكبوتي از نزديك گپ بزنيم يا با يوگي و دوستانش سوار بر كشتي شويم.
  5. دنياي مجازي با سرعت در حال پيشرفت روزگاري را رقم مي‌زند كه مثل فيلم‌هاي رئال انيميشن، زندگي ما نيز تركيبي شود از واقعيت و مجاز. روزنامه مجازي را دستمان بگيريم و بخوانيم.
    صفحه‌هايي را كه وجود خارجي ندارند، اما هستند ورق بزنيم و آن را به ديگران هم نشان دهيم. نمونه‌هاي ليزري اشياي سه بعدي به‌زودي در كشورمان هم ديده خواهند شد.
  6. بچه‌ها خلاق‌ترين افراد هستند. به دليل ذهن بكر و بدون قاعده‌اي كه دارند مي‌توانند به سادگي همه نشدني‌هاي ما آدم‌بزرگ‌ها را شدني فرض كنند و به راحتي جذاب‌ترين صحنه‌ها را خلق كنند. كودكان با ايده‌پردازي‌هاي خود مي‌توانند «شركت‌هاي تعاوني ايده‌پردازي» داشته باشند و محصولات تفكر فانتزي‌شان را به‌ بزرگان انيميشن بفروشند.
  7. همان‌طور كه خيلي ساده قلم تلفن همراه را دست مي‌گيريم و روي صفحه آن شماره تلفني را ثبت مي‌كنيم، مي‌توانيم دستور ساخت يك قطعه پيچيده را روي نمايشگر لمسي با دست بكشيم و فرمان ماشين‌كاري آن را بدهيم. سيستم نرم‌افزاري هوشمند خودش به سخت‌افزارها فرمان مي‌دهد كه خواسته ما چيست و چه بايد كنند.

فناوري اطلاعات با همه توسعه‌هاي كمي‌و كيفي خود به كمك ايده‌پردازان و كساني كه فانتري نگاه كردن تخصص‌شان است، تحولاتي را در آينده رقم مي‌زند كه با موجوديت يافتن هر يك، پديده‌هاي ديگر زندگي نيز تحت تاثير قرار مي‌گيرند. انيميشن‌ كه روزي براي سرگرمي‌مورد توجه بود، امروز به كمك پزشكان و صنعتگران و معلمان آمده و نشدني‌ها را برايش آسان مي‌كند.

شما چه ايده‌هايي داريد كه فكر مي‌كنيد در آينده جامه عمل مي‌پوشند آن‌ها را به click‌@‌jamejamonline.ir  بفرستيد.

این مطلب یک‌شنبه 15 ارديبهشت 87 در دو صفحه وسط كليك (ضميمه روزنامه جام جم) به چاپ رسيده است. لينك دسترسي به اين مطلب: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100937589826

  نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 7:53 AM  توسط محمود کریمی  | 
خيلي راحت و زود با مفاهيم علمي و فناوري‌هاي پيشرفته دوست و خودماني مي‌شويم. زماني كه دسترسي به كانال‌هاي ماهواره‌اي تلويزيون به شكل گسترده‌اي در جامعه ممكن بود و محدوديت مشخص قانوني هم نداشت، زياد مي‌شنيديم كه «فلاني ماهواره دارد». نمي‌دانم متخصصان هوا فضا در مقابل شنيدن چنين جمله‌اي چه واكنشي نشان داده‌ يا مي‌دهند، اما پيشنهاد دارم داشتن ماهواره را با داشتن خودروي شخصي يا هواپيماي خصوصي مقايسه كنيد. دوستي كه آن روزگار پس از سا‌ل‌ها به ايران آمده بود مي‌گفت، چه اتفاقي افتاده كه مردم اين‌قدر به سمت فناوري‌هاي پيشرفته‌ هوا فضا و داشتن ماهواره روي آورده‌اند و مدام از آن حرف مي‌‌زنند.حالا امروز، مي‌توانيم تصويرهاي ماهواره‌اي كوچه‌پس‌كوچه‌هاي شهرمان را به كمك گوگل ببينيم و به دقت مقصد سفرمان در آن سوي دنيا را رصد كنيم. ماهواره‌ها مسلط بر زندگي ما شده‌اند و خروجي‌هايشان بسياري را روي اين كره خاكي منتظر گذاشته است.

TRIZ براي خوانندگان كليك و به ويژه مشتريان اين ستون واژه غريبه‌اي نيست. حالا كه موضوع ويژه ماهواره است مي‌توان تصريح كرد كه يكي از مهم‌ترين و بهترين زمينه‌هاي كاربرد اين دانش، حل مساله‌هاي پيچيده و ناشناخته‌ است.

ناسا دانستن TRIZ  را براي مهندسان خود به يك توصيه جدي و در مواردي به يك بايد تبديل كرده است. سامسونگ و ال. جي. و زيمنس و بسياري از پيشتازان عرصه فناوري هم توجه خاص به اين دانش دارند تا بتوان فناوري گشايي كنند (انگار ديگر كسي به مرزهاي جغرافيايي و كشورگشايي قانع نيست). روندهاي تكامل و قانون‌هاي تكامل سيستم‌هاي فني يكي از بخش‌هاي مهم نوآوري نظام‌يافته يا TRIZ هستند. اين روندها بر اساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع طي ساليان متمادي، به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. به كمك اين روندها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيش‌گويي كرد. در شركت‌هاي پيشرو دنيا، مي‌نشينند و بر اساس همين روندها محصولات و فناوري‌هاي آينده را طراحي و توليد مي‌كنند.

از جمله روندهاي مرتبط با موضوع ماهواره مي‌توان «روند درجه آزادي» را نام برد. روندي كه بر اساس آن تكامل سيستم با افزايش درجه آزادي آن اتفاق مي‌افتد. مثل زماني كه دنده‌ خودروها در يك جهت، فقط با بالا و پايين كشيدن به جلو و عقب مي‌رفت. بعدتر، تعداد دنده‌ها بيشتر شد و با چپ و راست شدن و بالا و پايين رفتن، دنده 1 تا 5 را در كنار دنده عقب، تعريف كردند. حالا درجه آزادي بعدي مي‌گويد دنده را مي‌توانيد در ارتفاع نيز جابه‌جا كنيد يا همه كار را به كمك چيزي شبيه موس كامپيوتر انجام دهيد.

با اين توصيف و با در نظر داشتن موضوع ماهواره، ‌مي‌توانيم اين‌گونه به تحليل و پيش‌گويي برخي از آينده‌ها بپردازيم:

مفهوم جستجو كردن با دگرگوني همراه خواهد شد. شما در دفتر كار خود نشسته‌ايد و به كمك داده‌هاي ماهواره‌اي جستجوي چيزي را در اتاق نشيمن منزلتان مي‌دهيد!.

ماهواره‌ها كمك مي‌كنند تا شما بتوانيد همه چيز را 3بعدي و فراتر از ديدن يا شنيدن ببينيد و حس كنيد. اگر از كار با گوگل ارث ذوق مي‌كنيد به فراتر از اين‌ها نيز خواهيد رسيد.

به كمك ماهواره‌ها انسان توانمندي جابه‌جا كردن ابر و باد را نيز پيدا مي‌كند و شايد روزي بيايد كه شما براي روز ازدواج‌تان بتوانيد سفارش هوايي مطبوع و بهاري را بدهيد. سرويس‌هاي ماهواره‌‌اي تلاش مي‌كنند تا افلاك جوري حركت كنند تا نياز شما برآورده شود!

در حوزه‌هاي مختلفي مثل مديريت شهري الان دوربين‌هاي ثابت نصب‌شده در نقاط مختلف شهر مسؤولان را ياري مي‌دهند. سيستم‌هاي هوشمند جغرافيايي نيز تردد و كنترل سرعت سواري‌هاي بين شهري و خودروهاي سنگين را گزارش مي‌دهد، مي‌توان با داده‌هاي ‌ماهواره‌‌اي برنامه‌ريزي‌هاي پشتيباني و زمان‌بندي بارگيري‌هاي بندرها، حركت كشتي‌ها، پرواز هواپيما‌ها و مديريت لجستيك را نيز انجام داد. اين‌ها الان هم خيلي دور از ذهن نيستند. اين تصورات را با وجود تاكسي‌هاي پرنده بايد در ذهن بپرورانيم. دنياي آينده مثل امروز نيست. ترافيك‌هاي هوايي مهم‌تر از ترافيك‌هاي زميني خواهند شد.

وقتي از اين شهر به آن شهر يا از كشوري به كشور ديگر سفر مي‌كنيم آب و هوا و مسير و نقشه و ... را ماهواره و وب‌سايت‌هاي مرتبط به ما گزارش مي‌دهند. اگر از اين كره به آن كره عزم سفر كنيم، اين فقط ماهواره‌ها هستند كه مي‌توانند راهنماي سفر ما باشند. زودتر از آني كه فكرش را كيم روزي مي‌رسد كه موضوع صحبت انسان‌ها كار و زندگي در كره‌هاي ديگر باشد!

كسي براي پيدا كردن آپارتمان خالي براي خريد يا اجاره به سراغ بنگاه املاك نمي‌رود. وب‌سايت‌هايي كه داده‌هاي خود را هر لحظه از ماهواره‌ها دريافت مي‌كنند دست‌كم تشخيص آپارتمان‌هاي خالي را به ‌راحتي مي‌دهند. حالا سازمان‌هاي دولتي هم مي‌توانند خيلي راحت آمار بدهند كه چه تعداد آپارتمان خالي است و ...

فراتر از اين ماهواره‌ها تخلف‌هاي انبار و احتكار و ... را نيز فاش مي‌كنند و به راحتي تشخيص مي‌دهند كه چه‌حجم از چه جنسي كجا نگهداري مي‌شود و چه طور جابه‌جا شده است.

فناوري اطلاعات و تلفيق آن با علوم ديگر تحولاتي را در آينده رقم مي‌زند كه با موجوديت يافتن هر يك پديده‌هاي ديگر زندگي نيز تحت تاثير قرار مي‌گيرند. شما چه ايده‌هايي داريد كه فكر مي‌كنيد در آينده جامه عمل مي‌پوشند آن‌ها را به آدرس زير بفرستيد  click‌@‌jamejamonline.ir.

اين مطلب در كليك يك‌شنبه ۸ ارديبهشت 1387 در صفحه‌هاي ‌8 و 9 چاپ شد. نسخه الکترونیکی برای دسترسی: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100936990017

  نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 6:29 AM  توسط محمود کریمی  | 
دهكده زيباي« لوكرونان» در شمال غربي فرانسه يكي از زيباترين روستاهاي اين كشور به شمار مي‌آيد.

ساختمان‌ها و بافت آن يادگار قرن 16 و 17 ميلادي است و تاريخ‌نگاران داستان‌هايي از قرن 12 ميلادي از اين شهر قديمي نقل مي‌كنند. فرانسوي‌ها به تاريخ و فرهنگشان علاقه بسيار دارند و در راه حفظ آثار باستاني‌شان تلاش مي‌كنند. تك‌تك مردم خودشان را موظف مي‌بينند به قوانيني كه براي حفظ اين آثار وضع شده احترام بگذارند و اگر خانه‌شان به‌عنوان ميراث فرهنگي در شهرداري ثبت شده باشد، طبق ضوابط خاصي بايد مرتب مرمت و نگهداري شود.

 با اين‌كه هزينه نگهداري چنين خانه‌هايي گران تمام مي‌شود ولي همه دست به دست هم، اين كار را براي نسل‌هاي آينده مي‌كنند.پريسا ترابي‌فرد، دانشجوي ايراني ساكن فرانسه است. او در يكي از گشت و گذارهايش در اين كشور، هنگام ترك دهكده «مهل» به سوي«لوكرونان»، از سوي خانم شهردار -كه شب را به خانواده او جاي خواب داده بود- گوشزد شد كه ماشين را بيرون از لوكرونان پارك كنند، چراكه ورود ماشين به داخل شهر براي بازديدكننده‌ها قدغن است.

او مي‌گويد: وقتي ماشين را در پاركينگي بيرون از شهر پارك كرديم و پياده وارد شهر شديم، انتظار داشتيم فرد يا افرادي براي كنترل ورود و خروج ماشين‌ها ابتداي شهر ايستاده باشند‌ اما تنها بر سردرشهر تابلويي با اين مضمون به چشم مي‌خورد: «ورود هر گونه وسيله نقليه غيراز ساكنين شهر ممنوع است.» همه بازديدكننده‌ها چه فرانسوي و چه خارجي، پاي پياده وارد شهر مي‌شدند. 

مسئله: فضاهاي ديدني و ميراث باستاني هر ديار، جاذبه‌هايي دارد كه ميهمانان مختلف را به آن جا مي‌كشاند. اين آمد و شدهاي موردي، تبعاتي نيز دارد. ميهمانان انتظار دارند با راحتي و آسايش بيايند و گشت و‌گذار خود را انجام دهند و بروند. مسئله‌هايي كه آنها در سفر موقت خود بدان توجه نمي‌كنند، ساكنان و ميزبانان را دچار مشكل مي‌كند. آيا بايد از آمدن آنها جلوگيري كرد يا راهي يافت تا بيشتر هم بيايند اما جاذبه‌هاي منطقه را تحت‌تأثير قرار ندهند‌؟

تعريف مسئله: براي مسئله‌هايي كه در نقاط مختلف دنيا تكرار مي‌شود، اغلب راه‌حل‌هايي شبيه به هم دارند. معمولا هر چه مسئله جدي‌تر باشد و حل نكردن آن پيامدهاي منفي بيشتري داشته باشد، راه‌حل فكر شده‌تر و دامنه اثرگذاري آن نيز بيشتر است.‌ در اين تجربه، امتياز ورود خودرو به داخل روستاي قديمي، تنها براي اهالي و ساكنان آن در نظر گرفته شده و يكي از اثرات طبيعي آن هم حفظ طبيعت بكر است.

با چنين ترفندي، هم اهالي منطقه آرامش و شيوه زندگي سنتي خود را حفظ مي‌كنند و هم بيش از پيش در نگهداري محيط كوشا خواهند بود. شهرداري با محدوديت قائل شدن براي تردد خودروها، جاذبه‌هاي ديدني را از درون ساختمان‌ها به كوچه و خيابان روستا هم آورده است. «يكپارچه كردن» و «اقدام مقدماتي» از اصل‌هايي هستند كه براي يافتن راه‌حل در مسئله‌هاي مختلف مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در ايران و تهران از اين دست مسئله‌ها كم نداريم.

محدوديت تردد در محدوده بازار تهران، ممنوع بودن ورود خودروها به بافت روستايي ابيانه يا ماسوله و مواردي از اين دست، ساده‌ترين كاري است كه براي حفظ ديدني‌هاي فراوان كشورمان مي‌توانيم انجام دهيم، مشروط بر‌ آنكه از قبل براي رفت‌وآمد و ديدن محوطه داخلي آن‌جا هم برنامه درستي داشته باشيم و به راحتي تبصره و استثنا قائل نشويم.

اين مطلب دوشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۷در صفحه ۲۳ روزنامه همشهري چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به همشهري آنلاين: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=52628

  نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 6:22 PM  توسط محمود کریمی  | 
مطالب وبلاگ را كه مرور مي‌كردم به اين فكر افتادم كه اگر مهندسي ارزش مي‌توانست زبان باز كند، به او حق گلايه كردن مي‌دادم. مطالب متنوع مرتبط با TRIZ را بيشتر داشته‌ايم تا مهندسي ارزش. البته اگر به مفهوم مهندسي ارزش ـ با يادآوري مفهوم كاركرد و يافتن راه‌هاي تازه به كمك خلاقيت ـ خوب فكر كنيم حرف زدن از متدولوژي و روش‌هاي مختلف يعني حرف زدن از يك چيز مشترك. در TRIZ هم به استناد آن‌چه هميشه يادآوري و تاكيد كرديم مفهوم و ابزارهاي «كاركردگرايي» ركن اصلي تعريف مساله درست يا به عبارتي رسيدن به كشف مساله است. نكته اين است كه روال شده در مهندسي ارزش براي ايده‌پردازي همه از يورش فكري استفاده مي‌كنيم در حالي كه در TRIZ تنها به اين تكنيك ايده‌پردازي قناعت نمي‌شود و از مفهوم و ابزار «ايده‌آلي» و ديگر ابزارهاي فكري آن هم بهره مي‌گيريم.

در مورد كاركردگرايي هم مساله مهم اين است كه TRIZ معاصر يا نوآوري نظام‌يافته Function را در دل خود تا نسل سوم توسعه داده است. اگر در مهندسي ارزش از نمودار FAST استفاده مي‌شود، اينجا نمودارهاي تحليل كاركرد را با تقسيم كاركرد به Useful Function و Harmful Function استفاده شده است و بعد نمودار Function Analisys با توسعه اين دسته‌بندي 2گانه به Useful و Harmful و Insufficient و Exessive و حتي Missed Function رسيده است. در آخرين نسخه امروزي آن هم نمودار FA به FAA يعني Function Analisys & Attribute (نمودار تحليل كاركرد و خواص) تبديل شده است.

نمودار تحليل كاركرد و خواص از نگاه ما، يكي از ابزارهاي بسيار قدرتمند و غني TRIZ است. اين ابزار به سادگي مي‌تواند آموزش داده شود و مورد استفاده قرار گيرد. تحليل‌هايي كه به كمك آن مي‌شود كرد در بسياري از اوقات راه‌حل را نيز مستقيما به ما نشان مي‌دهد. به كمك اين ابزار تيم‌هايي از پليس آگاهي توانستند معماي پرونده‌هايي كشف نشده را به سرنخ برسانند و تعداد قابل توجهي را كشف كنند.

اين مقدمه را براي معرفي سمينار رايگاني كه انجمن مهندسي صنايع ايران برنامه‌ريزي كرده آوردم: سه شنبه  17/02/87 به مدت  4 ساعت (30/18 – 30/14) با محتوای:

  • مفاهيم كاركرد، هزينه، بها و ارزش در مهندسي ارزش
  • چيستي و چرايي مهندسي ارزش
  • تفاوت رويكرد مهندسي ارزش با ديگر تكنيك هاي (متداول) كاهش هزينه
  • مفهوم هشت پرسش اساس مهندسي ارزش
  • زمان مناسب انجام مهندسي رازش
  • فرصت ها، ‌پروژه ها و محصولات مناسب براي مهندسي ارزش
  • متدولوژي و شرح اجمالي  چگونگي انجام مهندسي ارزش

نشاني: تهران، شهرك غرب، فاز6، خيابان ايوانك غرب، نبش گل افشان جنوبي، مركز رشد و كارآفريني منطقه 2 تهران (اين سمينار با حمايت مركز رشد و كارآفريني منطقه 2 تهران و رايگان برگزار مي‌شود.)

اميدوارم دوستان علاقه‌مند فرصت حضور در اين سمينار را داشته باشند.

دسترسي به مطلب مرتبط در سايت انجمن مهندسي صنايع ايران: http://www.iiie.ir/iiie/find.php?item=1.102.87.fa

  نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 6:54 PM  توسط محمود کریمی  | 

تا به حال فكر كرده‌ايد واقعا بي‌خانمان‌ها و كارتن‌خواب‌هاي شهرمان چطور شب را صبح مي‌كنند؟

خوشبختانه بنا بر آمار رسمي اعلام شده، زمستان ۱۳۸۶ تهران، جان كسي را نگرفت و تمام بي‌خانمان‌ها در شب‌هاي سرد زمستان به گرمخانه‌ها برده شدند.

اما يكي از راه‌هاي شناخت اين افراد، كمك گرفتن از مردم است. پريسا ترابي‌فرد، كارشناس‌ارشد مهندسي الكترونيك، از ايرانيان مقيم فرانسه است.ترابي‌فرد از يك روز سرد زمستاني در فرانسه، خاطره‌اي را نقل مي‌كند: يك روز برفي كه از شدت سرما و خستگي به سرعت به سمت خانه مي‌رفتم، منظره هميشگي ۲ كارتن خواب كنار خانه‌مان بيش از هميشه غمگينم كرد.

هميشه فكر مي‌كردم «رستوران همدلي» نزديك خانه، دليل خوبي براي زندگي اين ۲ در اين خيابان است و از اينكه مي‌دانستم غذاي گرمي در آن مكان در انتظار آن‌هاست، خوشحال بودم. رستوران‌هاي زنجيره‌اي همدلي در سراسر فرانسه، يك حركت خودجوش مردمي است براي كمك به افراد كم‌‌درآمد.

دراين رستوران‌ها افرادي چون زنان خانه‌دار و بازنشسته‌ها، داوطلبانه و بدون مزد كار مي‌كنند و خوراك، پوشاك و مواد بهداشتي مورد نياز افراد بي‌خانمان و كم‌درآمد را از پيشكش‌هاي مردمي يا گروه‌هاي خيريه تهيه مي‌كنند.

با همين افكار به خانه رسيدم و تلويزيون را روشن كردم. اخبار، گروه‌هاي خيريه‌اي را در حال جمع‌آوري كارتن‌خواب‌ها و رساندن آنها به پناهگاه نشان مي‌داد. به سرعت گوشي تلفن را برداشتم تا آدرس ۲ كارتن خواب همسايه را به گروه‌هاي امداد اطلاع دهم. در همان حال به سمت پنجره رفتم تا از حضور آنها مطمئن شوم. اما صحنه‌اي كه ديدم، از ادامه تلفن منصرفم كرد.

۲ خانم مسن كنار آنها ايستاده بودند و ليوان‌هاي چاي داغ در دستان كارتن خواب‌ها بود. پنجره را باز كردم تا صداي مكالماتشان را هم بشنوم. يكي از آن خانم‌ها كه كارمند داروخانه محل هم بود، دارويي را به دست كارتن خواب مسن‌تر داد و سفارش كرد در كانون نگه‌داري حتما به پزشك مراجعه كند. خانم ديگر هم به آنها اطمينان مي‌داد كه پس از مستقر شدن در كانون، مي‌توانند به كسب و كار مناسب با توانايي‌هايشان بپردازند. شايد اگر همه جاي دنيا همه به فكر هم بودند، كسي بي‌سرپناه نمي‌ماند.

مسئله: اين‌طور متداول است كه انجام كارهاي بزرگ توسط سازمان‌هاي بزرگ انجام شود. از اين رو، فرض بر اين است كه سامان دادن به بي‌خانمان‌ها، نياز به شبكه گسترده و مجهز دولتي يا شهري دارد.

تعريف مسئله: سرويس دادن به بي‌خانمان‌ها با توجه به پراكندگي آنها و محدود بودن سامانه ۱۳۷ به تهران، مسئله‌هايي هستند كه نمي‌گذارند در همه جاي ايران، بتوان مشاهده موارد لازم را گزارش كرد و سامان دادن به كارتن‌خواب‌ها را به خوبي اجرايي نمود.

يكي از ۴۰ اصل نوآوري ـ كه اتفاقا اولين آنها است ـ «تقسيم» نام دارد. اين اصل‌ها كه از ميان اختراع‌هاي بي‌شمار استخراج شدند معمولا براي رفع تضادها مورد استفاده قرار مي‌گيرند. ۴۰ اصل يكي از ابزارهاي پركاربرد دانش نوآوري نظام‌يافته و TRIZ است. اصل «تقسيم» مي‌گويد كه براي انجام دادن كارها، آنها را تكه‌تكه و بخش‌بخش‌ كنيد و اگر پيشتر تقسيم شده‌اند، اندازه اين قطعه‌ها را كوچكتر و تعداد آنها را بيشتر نماييد. نمونه‌هاي فراواني از آن سراغ داريم: پره‌  رادياتورهاي شوفاژ، نرده‌هاي حايل خط ويژه اتوبوس‌ها و سرعت‌گيرها ي پلاستيكي كف خيابان نمونه‌هايي از كاربرد اصل «تقسيم» هستند.

يافتن راه‌حل‌ها: كارهاي بزرگ بسياري هستند كه انجام‌شان توسط يك نهاد و سازمان با محدوديت همراه است. برقراري نظم و پايش اجراي قوانين راهنمايي و رانندگي نيازمند تعداد بسيار زياد مأموران راهنمايي و رانندگي است. در اين ميان، مي‌توان به كساني فكر كرد كه اشتياق پليس شدن دارند و با مسئوليت‌پذيري بسيار، داوطلبانه كار مي‌كنند.

طرحي مثل هبه كه به ابتكار شهرداري تهران به اجرا در آمده، راه‌حلي است خلاقانه براي پاسخ به هر دو نياز؛ بي‌آن‌كه دشواري و پيچيدگي داشته باشد يا پرهزينه اجرا شود.

اين مطلب دوشنبه 26 فروردين 1387 در صفحه 23 روزنامه همشهري چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به مطلب در سايت همشهري‌ آنلاين: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=50996

  نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 12:50 PM  توسط محمود کریمی  | 

اين گفتگو را يكي از دوستان خوبم ارسال كرد. حيفم آمد آن را با همه شريك نشوم. براي من ـ و اميدوارم شما ـ نكته بسيار جالب تاكيد او بر حل مساله و اهميت آن براي جايي چون ماكروسافت است. اين گفتگو را همان‌طور كه دريافت كردم و بدون ‌تغيير، بخوانيد.

 

 

از مايكروسافت آمده است. «رضا فرزين» يكي از ايراني‌هايي است كه در آن طرف دنيا براي خودشان نامي دست و پا كرده‌‌اند.

فرزين 2 سال پيش بعد از 3 سال همكاري با شركت كورل عرضه‌كننده نرم‌افزار گرافيكي معروف Corel Draw به مايكروسافت‌ پيوست تا براي هسته اصلي ويندوز اين شركت برنامه‌نويسي كند.

او ليسانس علوم كامپيوتر و رياضيات از يكي از دانشگاه‌هاي كاناد ااست. با او در فاصله كوتاهي كه به ايران آمده بود گفت‌وگو كرديم؛ درباره همه چيز از سبك و سياق كارش بگير تا برنامه‌هايش براي برگشتن به ايران!

 

به نظر مي‌آيد خيلي وقت است از ايران رفته‌اي؟

بله. الان 10 سالي مي‌شود.

چند سالت است؟

30 سال.

پس اينجا اصلا دانشگاه نرفته‌اي؟

چرا. يك بار اينجا كنكور دادم و دانشگاه آزاد تهران جنوب قبول شدم. يادش به‌خير. آن موقع به آنجا مي‌گفتيم ليان‌شامپو! يكي دو سالي آنجا مهندسي نرم‌افزار خواندم ولي بعد موقعيتي پيش آمد كه بروم كانادا. من هم انصراف دادم و رفتم.

اولين برنامه‌ات را كي نوشتي؟

درست يادم نيست. از وقتي كه خيلي بچه بودم با كامپيوتر كار مي‌كردم. اما اولين برنامه‌هايي كه نوشتم مال زمان ?طرح كاد? دبيرستان بود.

اصلا زمان بچگي تو كامپيوتر در ايران وجود داشت؟ چون استفاده از كامپيوتر تازه از اوايل دهه 70 زياد شد.

خب، من يك كم خوش‌شانس بودم. آن موقع‌ها يك شركتي وجود داشت كه رئيسش از دوستان پدرم بود. اينها يك كامپيوتر 286 داشتند كه تمام زندگي‌شان با آن بود. اين كامپيوتر هفته‌اي يك روز در اختيار من بود. اين داستان 3 سال ادامه پيدا كرد تا در آخر سال سوم توانستم يك بازي براي خودم درست كنم. فكر كنم هنوز يك جايي در كامپيوترم دارمش.

از همان اول روي برنامه‌نويسي زوم كردي؟

تقريبا.

يعني از اول براي كارت هدف داشتي؟

زماني كه دبيرستاني بودم برايم يك جور سرگرمي  به حساب مي‌آمد. ولي خب، كم‌كم تبديل شد به يك سبك زندگي. اينكه من هميشه بايد با كامپيوتر كار كنم، يك قسمتش هم شانسي بود چون اگر در دوران دبيرستان با كامپيوتر آشنا نمي‌شدم، ‌شايد هيچ وقت نمي‌توانستم ادامه‌اش بدهم.

سؤال قبل را براي اين پرسيدم كه بدانم روياي بچگي‌ات چه بوده؟ مي‌داني كه ماها وقتي بچه هستيم يا دلمان مي‌خواهد دكتر مهندس شويم يا خلبان. ولي تو رفتي برنامه‌نويس شدي؟

گفتم كه يك قسمتش شانسي بود ولي در عين حال من هميشه براي انتخاب آزاد بودم. پدرم مهندس عمران است و شايد خيلي دلش مي‌خواست من هم كار او را ادامه بدهم ولي هيچ وقت به من نگفت چه كار كنم يا نكنم.

خب، كمي هم از شروع كارت حرف بزنيم. چطوري وارد بازار كار برنامه‌نويسي شدي؟

يك شانسي كه من داشتم اين بود كه همزمان با ورودم به كانادا، رشد عجيب و غريب شركت‌هاي كامپيوتري هم شروع شده بود. براي همين توانستم همان سال دوم دانشگاه، اولين كارم را در شركت كورل بگيرم.

و سر و كله مايكروسافت از كجا پيدا شد؟

خب، شركتي مثل مايكروسافت به خاطر رشد سريع فعاليت‌هايش هر روز دنبال آدم‌هاي جديد مي‌گردد. من وقتي فارغ‌التحصيل شدم براي اينها رزومه فرستادم، منتها مايكروسافت با يك فاصله زماني چند ماهه جواب مثبت داد و من در آن فاصله يك كار ديگر پيدا كرده بودم. بعد از 2 سال احساس كردم كه من به يك كار جديد نياز دارم چون سبك كارم در شركت كورل خيلي روتين و شبيه به هم شده بود. براي همين دوباره رزومه‌ام را براي مايكروسافت فرستادم و اين بار وقتي تماس گرفتند، براي مصاحبه رفتم.

پس آنجا هم مصاحبه دارند؟

سيستمشان خيلي جالب است. اول 3-2 بار به صورت تلفني باهات مصاحبه مي‌كنند تا ببينند شما چقدر زبان بلدي. ضمن اينكه لابه‌لايش چند تا سؤال هم مي‌پرسند تا ببينند قدرت حل مسئله داري يا نه. اگر در اين مرحله موفق شوي، دعوتت مي‌كنند به دفتر اصلي و يك روز كامل با شما مصاحبه مي‌كنند.

چه جوري؟

شما بايد 5/8 صبح بروي آنجا. اولش يك گفت‌وگوي مختصر درباره اخلاقيات و روحيات شما انجام مي‌شود؛ اينكه از چه چيزهايي لذت مي‌بريد و اين چيزها. بعد از اين، مصاحبه‌هاي تخصصي يكي بعد از ديگري شروع مي‌شود. تقريبا 7 تا مصاحبه انجام مي‌دهند كه حدود 8 ساعت طول مي‌كشد. در هر مرحله، اول كمي دوستانه حرف مي‌زنند و بعد يك مسئله مطرح مي‌كنند كه شما بايد حلش كنيد. برايشان خيلي مهم است كه مطمئن شوند شما قابليت حل مسئله داريد. براي همين معمولا مسئله‌ها جوري است كه قبلا نمونه‌اش را نديده‌اي.

يعني اين 7 نفر فقط مسأله مي‌دهند كه آدم حل كند؟

3-2 نفر اول خيلي تخصصي سؤال مي‌پرسند. اينها معمولا از بخش برنامه‌نويسي هستند. ولي هرچقدر به بعدازظهر نزديك مي‌شويد، شما به سمت مصاحبه با مديرها مي‌رويد. مديرها بيشتر درباره مسائل كلي سؤال مي‌پرسند. مثلا از تو مي‌خواهند كه براي پيشرفت فلان پروژه ايده بدهي. مي‌داني كه آنجا هيچ‌كس براي رسيدن به جواب، به تو جايزه نمي‌دهد. اين راه‌حل و ايده حل مسئله است كه مهم است.

نكته جالبي كه درباره محيط كاري مايكروسافت مي‌گويند اين است كه شما الزامي براي نشستن پشت ميز و كار كردن نداري. درست است؟

دو جور كار در مايكروسافت هست؛ يك مدل كارهايي است كه با ارباب رجوع سروكار دارد. در اين مدل  طرف بايد از ساعت 8 صبح تا 5 بعدازظهر حضور داشته باشد. در عين حال سيستم اين قدر باز طراحي شده كه اگر يك نفر به هر دليلي نتوانست يك روز بيايد سركار، كل مجموعه ناقص نماند. براي همين هم حجم بالايي از كارها از طريق اي‌ميل و اينترنت انجام مي‌شود.

اما مدل دوم برنامه‌نويس‌ها هستند. اين آدم‌ها زمان نمي‌شناسند. چون اگر يك وقتي كار كردنت نيايد، ديگر نمي‌آيد و تو نمي‌تواني خودت را مجبور كني كه در آن لحظه برنامه بنويسي.

پس مثل شعر مي‌ماند!

شايد. براي همين خيلي از شركت‌هاي كامپيوتري براي برنامه‌نويس‌ها و مهندس‌هايشان فضا را باز مي‌گذارند. دفتر مايكروسافت، 24 ساعته باز است و هر كس متناسب با حجم كارش مي‌تواند در هر ساعت شبانه‌روز بيايد سركار.

 يعني شما مي‌توانيد يك روز 8 صبح بروي سركار، يك روز 8 شب؟ كسي هم نمي‌گويد چرا؟
كسي نه مي‌پرسد، نه دنبال شما مي‌آيد! مثلا اگر من امروز احساس كنم حالم خوش نيست، تلفني خبر مي‌دهم كه امروز نمي‌آيم. در عوض آخر هفته يك روز اضافه‌تر مي‌روم.

براي مديران مايكروسافت، تحصيل چقدر اهميت دارد؟

زماني بود كه تحصيل زياد برايشان مهم نبود. شايد 10 سال پيش، اهميتي نداشت كه طرف آدم آكادميكي باشد، ولي جديدا سعي مي‌كنند آدم‌هايي كه مي‌آيند حتما تحصيلات دانشگاهي داشته باشند و حتما تحصيلاتشان در زمينه رشته‌هاي كامپيوتري باشد. خب، احساس بر اين است كه وقتي شما كسي را با تحصيلات بالا انتخاب مي‌كني، اولا اطلاعات اين آدم به روزتر از بقيه است و دوم اينكه اينها امتحان‌هاي زيادي گذرانده‌اند و از طريق كارنامه مي‌شود فهميد كه به درد كجا مي‌خورند.

واقعا چقدر درسي كه اين آدم‌ها در دانشگاه خوانده‌اند به كار كردنشان كمك مي‌كند؟‌

واقعيت اين است كه درس دانشگاهي در هيچ كجاي دنيا به شما كمك نمي‌كند. خيلي راست و پوست كنده به‌تان بگويم، ‌ممكن است 70 درصد درس‌هايي را كه به شما در دانشگاه مي‌دهند، اصلا استفاده نكنيد ولي خب، حداقلش اين است كه اين درس‌ها شما را مجبور مي‌كنند به مسائل مختلف و راه‌حل‌هاي آنها فكر كنيد. اين جوري آمادگي پيدا مي‌كنيد كه با مسايلي كه هيچ‌وقت نديده‌ايد هم كنار بياييد.

خب، آقاي فرزين! ايراني بودن چقدر در محيط كار آنجا مهم است؛ يعني سركار، برخورد با يك برنامه‌نويس ايراني و يك برنامه‌نويس آمريكايي فرق مي‌كند؟

برخوردهاي شركت‌ها فرقي نمي‌كند ولي برخوردهاي جامعه چرا، متفاوت است.

يعني چه جوري است؟

واقعيت ماجرا اين است كه تبليغات رسانه‌هاي خارجي خيلي ضدايراني است. هر روزي كه تلويزيون را باز مي‌كني يك چيزي درباره ايران مي‌گويند و خب، اين مغز مردم را شست‌وشو مي‌دهد. اما در عين حال ايراني‌هايي كه آنجا هستند، واقعا بچه‌هاي با استعدادي‌اند و بي‌نظيرند! و استعدادي كه آنها دارند باعث مي‌شود هميشه در بورس بمانند. خيلي جالب است كه سه چهارم ايراني‌هاي مقيم آمريكا بالاترين تحصيلات علمي را دارند و فقط يك‌چهارمشان تحصيلات دانشگاهي ندارند.

حقيقت اين است كه در جوامع خارجي، ايراني‌ها واقعا مي‌درخشند. شما به راحتي مي‌توانيد در مهم‌ترين قسمت‌هاي شركت‌هاي بزرگي مثل بولينگ، گوگل و مايكروسافت ايراني‌ها را پيدا كنيد. البته به نظرم اين افتخار نيست كه بچه‌هاي تاپ ما جذب كمپاني‌هاي خارجي شده‌اند.

بين مديرهاي رده‌بالاي مايكروسافت هم ايراني هست؟

بله.

مي‌شود بگوييد كجا؟

در قسمت ويندوز داريم.

آنجا با كسي برخورد كرده‌اي كه ايران درس خوانده باشد و بعد آمده باشد مايكروسافت؟ مي‌خواهم بدانم سطح سواد بچه‌هايي كه اينجا درس خوانده‌اند بهتر است يا آنهايي كه خارج درس خوانده‌اند؟

ما بچه‌هاي خيلي باهوشي داريم. همان‌جوري كه گفتم مسئله اين نيست كه شما در مدرسه چه خوانده‌ايد، مسئله اين است كه شما چقدر بلديد از پس مسائل بربياييد.
در بين دوستانم خيلي‌ها هستند كه ايران درس خوانده‌اند و الان در شركت‌هاي بزرگي در آمريكا كار مي‌كنند و واقعا هم بچه‌هاي بي‌نظيري هستند.

تا حالا از داخل ايران به تو پيشنهاد كار شده؟

نه متاسفانه.

چرا گفتي متاسفانه؟!

چون واقعيت ماجرا اين است كه من ايراني‌ام. من هر چيزي را كه در ايران باشد ترجيح مي دهم به سرتاسر دنيا. وقتي كه آنجا راه مي‌روم احساس مي‌كنم كه من يك خارجي‌ام اما وقتي در ايران هستم، من و شمايي كه در خيابان راه مي‌رويم هيچ فرقي باهم نداريم.

با همه كمي‌ها و كاستي‌هايي كه ممكن است وجود داشته باشد، اينجا خانه من است. بوي نم خاك اينجا را هيچ جاي ديگر نمي‌شود پيدا كرد. براي من آمريكا معني ندارد. چه من، چه خيلي از بچه‌هايي كه آنجا هستند واقعا به اشاره‌اي برمي‌گردند.

اگر اين جوري است كه خب، چرا از اول رفتي؟

شايد اصلا يك مقدار كوتاهي از ما بوده كه گذاشتيم رفتيم. نمي‌دانم ولي خيلي مهم است كه آدم يك جايي را واقعا خانه خودش بداند. ما قبول كرده‌ايم كه آنجا زندگي كنيم ولي هيچ‌وقت احساس نكرده‌ايم كه خانه‌مان است.

حالا شايد كسي پيشنهاد كار در ايران نداده باشد، چرا خودت فكر نمي‌كني كه برگردي و كاري را شروع كني؟

اتفاقا خيلي فكرش را كرده‌ام. آدم در زمان‌هاي مختلف زندگي‌اش تصميمات خاصي مي‌گيرد. الان تصميم من اين است كه فعلا آنجا باشم و تجربه به دست بياورم ولي اگر بتوانم شرايطم را جور كنم مسلما به سرعت برمي‌گردم. گذراندن زمان اينجا براي من خيلي لذتبخش‌تر است.

پس جزو برنامه‌هايت هست كه برگردي؟

بله.

اين تصميمي كه گفتي الان گرفته‌اي و مي‌خواهي فعلا آنجا بماني، فقط به خاطر يك تجربه است يا به خاطر رفاه بيشتري است كه ممكن است آنجا داشته باشي؟

رفاه خيلي چيز نسبي‌اي است. من الان 4 هفته است كه ايران هستم و مي‌بينم كه مردم به سختي كار مي‌كنند. ولي اگر سرجمع ماجرا را نگاه كنيد و يك نگاه واقع‌گرايانه هم داشته باشيد، متوجه مي‌شويد كه مسأله رفاه در آمريكا، فقط مسئله زندگي مني كه تحصيلات و كار خيلي خوبي دارم نيست.

شايد من الان جزو 10 درصد بالاي جامعه آنجا باشم ولي شما نمي‌توانيد رفاه من را با مردم عادي آنجا مقايسه كنيد.

مردم عادي آنجا واقعا در رفاه زندگي نمي‌كنند. خيلي‌هايشان فقط شب را روز مي‌كنند و به اجاره‌خانه فكر مي‌كنند. حتي نمي‌رسند يك مسافرت ساده بكنند. همه هميشه سر كارند.

حتي خيلي از بچه‌هاي قوي ايراني الان دارند از پدر و مادرشان پول مي‌گيرند و زندگي مي‌كنند. مطمئنا اينها اگر در ايران باشند زندگي بسيار بهتري خواهند داشت.

ماهايي كه اينجا هستيم هم اين حرف را شنيده‌ايم ولي چه اتفاقي مي‌افتد كه خيلي از جوان‌هاي ما تا دانشگاه قبول مي‌شوند به فكر رفتن مي‌افتند؟

خيلي از بچه‌هاي ما استعدادهاي عجيبي دارند و به محض اينكه مي‌روند، جذب شركت‌هاي آنجا مي‌شوند.

اينها زندگي متوسطي مي‌توانند داشته باشند. ولي خب، كم پيش مي‌آيد كه بتوانند به يك فرم زندگي فوق‌العاده برسند. مسئله اين است كه ما هنوز نمي‌توانيم در ايران از پتانسيل بچه‌هايي كه داريم استفاده كنيم.

وقتي يك نفر قرار است در يك زمينه كار كند شما بايد بتوانيد جذبش كنيد و خوشحال نگهش داريد تا بماند و برايتان كار كند. اما در جامعه ما اگر يك نفر بخواهد كارمند باشد بايد به حداقل‌هاي زندگي بسنده كند. جامعه بايد بچه‌ها را نگه دارد. من واقعا مطمئنم كه اگر شرايط براي زندگي بچه‌ها فراهم باشد آنها به سرعت برمي‌گردند.

فرض كن من مسؤول يك پروژه كامپيوتري‌ام. اگر امروز از تو بخواهم كه با ما همكاري كني آيا برمي‌گردي؟

شك نكن كه برمي‌گردم!

 

 

هميشه به‌روز

شركت مايكروسافت روش‌هاي جالبي براي پيدا و جذب كردن استعدادهاي كامپيوتري دارد. چند تا از راه‌هاي متداولي كه هر روز در اين شركت براي استخدام افراد جديد استفاده مي‌شود را بخوانيد.

1. آ‌ن‌ها به طور دائم گروه‌هايي را به دانشگاه‌هاي مختلف مي‌فرستند تا با دانشجوها صحبت كنند و بهترين‌هايشان را دعوت به همكاري كنند.

2. در طول فصل تابستان، گروه‌هاي دانشجويي كه در رشته‌هاي مرتبط با كامپيوتر درس مي‌خوانند، از شركت بازديد مي‌كنند و به آنها كارهاي كوچكي واگذار مي‌شود تا خودشان را نشان بدهند و براي كار در مايكروسافت آماده شوند.

3. كارمندان مايكروسافت اين اختيار را دارند كه از ميان دوستانشان چند نفري را براي كار در شركت معرفي كنند. البته براي اين كار رزومه آن شخص خيلي مهم است.

4. يك گروه از داخل شركت هر روز در سايت‌هاي مختلف كاريابي مي‌چرخند و از ميان كساني كه به نظر مي‌رسد شرايط لازم را دارند، چند نفري را براي مصاحبه انتخاب مي‌كنند.

5. يك قسمت از نيروهاي تخصصي هم از طريق جابه‌جايي افراد بين شركت‌ها تامين مي‌شوند.

 

كار با ماساژ اضافه!
به جرات مي‌توانم بگويم امكاناتي كه شركت مايكروسافت به كارمندانش مي‌دهد در هيچ جاي ديگر دنيا وجود ندارد. رضا درباره فضاي شركتي كه در آن كار مي‌كند مي‌گويد: فضاي مايكروسافت بسيار بزرگ است. شايد چيزي مثل دانشگاه تهران، با مجموعه‌اي از ساختمان‌هاي چهار طبقه.

آنها براي اينكه بهتر كار كنند و به قول مهندس‌ها بازده كارشان برود بالا، كلي امكانات ورزشي در خود مجموعه مايكروسافت درست كرده‌اند: در مركز محوطه اصلي، دو تا زمين فوتبال وجود دارد و يك زمين بيسبال. مردم عادي مي‌توانند تيم درست كنند و بيايند با بچه‌هاي مايكروسافت بازي كنند!

 ضمن اينكه در گوشه و كنار مجموعه، زمين‌هاي بسكتبال هم هست. همه ساختمان‌ها هم دوش و امكانات حمام دارند تا تو بتواني بعد از ورزش دوش بگيري و برگردي سركارت. در كنار اين، آن‌ها يك مجموعه ورزشي بزرگ در شهر سياتل هم قرار داده‌اند، براي استفاده از سونا و استخر و سالن‌هاي بدنسازي.

 در كنار اين، كاركنان ثابت مايكروسافت هيچ هزينه‌اي بابت خدمات درماني و پزشكي پرداخت نمي‌كنند.  نكته جالب اينكه با توجه به رقابت شديدي كه بين شركت‌هاي گوگل و مايكروسافت وجود دارد، گوگل براي جذب كارمندان شركت رقيب، علاوه بر اين خدمات، براي آنها امكان استفاده از ماساژ و غذاي مجاني را هم فراهم كرده و اتفاقا با اين كار تعداد زيادي از مهندسان مايكروسافت را جذب كرده است.

  نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 9:22 AM  توسط محمود کریمی  | 
معلم خوبي داشتم كه مي‌گفت: «من آن‌قدر تنبل هستم كه وقت كافي براي دنبال چيزي گشتن ندارم!» او اين را توضيح مي‌داد كه اهميت و فايده نظم را به ما بياموزد. حالا جستجو كردن در بي‌كرانه اطلاعات مختلف را تصور كنيد كه قرار است در فضاي وب صورت گيرد. تجربه ساده هر يك از ما مي‌گويد كه با رفتن به گوگل و وارد كردن واژه‌اي كه به دنبالش مي‌گرديم پاسخ‌هاي بسياري پيش روي‌مان قرار مي‌گيرد. اما از بين آن همه لينك پاسخ، كدام است كه درد مرا درمان مي‌كند؟ چطور مي‌توانم حلقه را تنگ و تنگ‌تر كنم تا دقيقا آن‌ چيزي كه در پي‌اش هستم اولين پيشنهاد موتور جستجويي مانند گوگل باشد. اصلا آينده جستجو چطور خواهد بود؟

در TRIZ روندهاي تكامل بر اساس رفتارهاي مشابه سيستم‌هاي متنوع طي ساليان متمادي، به شكل قوانيني كشف شده درآمده و طبقه‌بندي شده‌اند. اين روندهاي تكامل در سيستم‌هاي فني و سازماني و مديريتي رفتارهاي مشابه دارند و حتي از نظر تعداد نيز تنها تفاوت‌هاي جزئي در آن‌ها به چشم مي‌خورد. به كمك اين روندها، مي‌توان گذشته را مرور كرد و آينده را آن‌طور كه خواهد شد پيش‌بيني و پيش‌گويي كرد. در شركت‌هاي پيشرو دنيا، مي‌نشينند و بر اساس همين روندها محصولات و فناوري‌هاي آينده را طراحي و توليد مي‌كنند. معمولا هم در جذب مشتري موفق مي‌شوند. چون با فكر كردن به روندها، مساله‌ها و نيازهاي مشتري در قالب محصولات آن‌ها پاسخ مي‌يابد.

از جمله روندهاي مرتبط با جستجو كردن كه موضوع ويژه كليك است، «روند پويايي» را مي‌توانيم نام ببريم، روندي كه بر اساس آن سيستم‌ها از شرايطي كه استاتيك هستند به دايناميك و بازخورد دادن تبديل مي‌شوند. اصل بازخورد يكي از چيزهايي است كه در اين روند بر آن تاكيد بسيار مي‌شود.

با اين تعريف مختصر و مفيد، ‌مي‌توانيم اين‌گونه به تحليل و پيش‌گويي برخي از آينده‌ها بپردازيم:

  1. به جاي يك موتور جستجو،‌ سيستم‌هاي جستجو مثل پورتال‌هايي خواهند شد كه در آن‌ها فراتر از دسته‌بندي‌هاي امروزي گوگل (متن، عكس، نقشه و ...) جستجوهاي حساب شده‌تر و تخصصي‌تر هم انجام مي‌شوند. جستجو در ميان اختراع‌ها، جستجو در ميان كتاب‌هاي پرفروش يك ماه اخير و ...
  2. جستجو در ميان چيزهايي كه امروز نشدني هستند هم به مصداق پيدا كردن يك سوزن در يك انبار كاه شدني مي‌شوند. پيدا كردن فردي در خيابان‌هاي شهر، از طريق اتاق كنترل مركز كنترل ترافيك و ... 
  3. در ربط يافتن جستجوهاي مختلف و پيوند زدن نتيجه آن‌ها به هم شاهد تولد نسلي جديد خواهيم بود. بدين ترتيب كه سيستم‌هاي هوشمند جستجوگر، داده‌هاي يافت شده را با ربط‌هاي معناداري به هم مي‌دوزند و براي ما توليد اطلاعات مي‌كنند و كار نشدني امروز كه توليد دانش است را نيز در ادامه انجام خواهند داد.
  4. جستجو در حافظه انسان ممكن مي‌شود. جتسجو در شنيده‌ها و ديده‌ها و خوانده‌هاي هر فرد، كاري است كه در آينده به سادگي صورت مي‌پذيرد! فرض كنيد كه به موتور جستجو چنين فرماني مي‌دهيم: بگرد ببين آخرين بار كي و كجا اين فرد را ديده‌ام؟
  5. موتور جستجوگر، خود مثل يك انسان پژوهشگر رفتار مي‌كند. اگر محقق دانشگاه يا مركز تحقيقاتي ساعت كار محدودي دارد و دسترسي محدود به منابع و فرصت و توان و دانش محدود براي يافتن ربط پديده‌ها، اينجا موتور جستجو 24 ساعته و 7 روز هفته و چيزهاي نامحدودي دارد كه كافي‌ است كمي از رگه‌هاي فكري محقق هم در نهادش بگذاريم تا براي‌مان توليد دانش كند و در اطلاعات عميق شود.
  6. نسل بعدي جستجوها، چندرسانه‌اي خواهند شد. جستجوي يك واژه در ميان حرف‌هاي يك گفتگوي راديويي يا يك برنامه تلويزيوني. پيدا كردن چهره نفر از ميان عكس‌هاي دسته‌جمعي و يادگاري بانك اطلاعاتي عكس‌ها. اين جستجو بدون استفاده از تگ‌ها انجام مي‌شود و شبيه جستجويي است كه مغز انسان انجام مي‌دهد.

فناوري اطلاعات و تلفيق آن با علوم ديگر و شبيه‌سازي مدام همه اعمال و رفتار كشف شده و كشف نشده انساني تحولاتي را در آينده رقم مي‌زند كه با موجوديت يافتن هر يك پديده‌هاي ديگر زندگي نيز تحت تاثير قرار مي‌گيرند.
سال‌ها است كه ما تلفن داشته‌ايم اما موبايل و كاركردهاي آن و امكاناتي كه در اختيار انسان قرار مي‌دهد، رفتارها و نيازها و زندگي ما را متحول كرده است. تحول‌هاي ديگر هم در راه هستند. شما چه ايده‌هايي داريد كه فكر مي‌كنيد در آينده جامه عمل مي‌پوشند آن‌ها را بهclick‌@‌jamejamonline.ir  بفرستيد.

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 1 ارديبهشت 1387 در صفحه‌هاي ‌8 و 9 چاپ شد. تيتر جلد اين شماره مجله هم به عنوان اين مطلب برمي‌گردد. http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100936381372

  نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 7:31 AM  توسط محمود کریمی  | 

قبرس كشوري در حال توسعه به شمار مي‌آيد و ساخت و ساز و فعاليت‌هاي عمراني در آنجا رونق فراواني دارد.

نونا ميرخاني، از خاطرات سفر توريستي خود به قبرس در تابستان 86 اينگونه نقل مي‌كند: در يكي از خيابان‌هاي فرعي، ساختماني در حال بازسازي بود. بر خلاف تصور من از ساختمان‌هاي در حال ساخت در تهران كه به خاطر نخاله‌ها و مصالح، ظاهر خيابان را كثيف و زشت مي‌كنند، راه‌حل بسيار ساده‌اي براي تخليه نخاله‌هاي ساختماني استفاده شده‌بود كه در شهر ما نيز اجرا كردن آن دشوار و نشدني نيست.

درست شبيه اسباب‌بازي‌هاي بچه‌ها، اما در ابعادي بزرگ، تكه‌لوله‌هايي به هم چفت شده بودند كه مثل يك ناوداني بزرگ مسير اصلي انتقال نخاله‌هاي به بيرون ساختمان و همكف را شكل مي‌دادند.

از پنجره مشرف به خيابان هر واحد نيز يك قيف تخليه خروجي نخاله‌ را به اين لوله اصلي متصل مي‌كرد و در نهايت همه اينها به مخزن بزرگي در كف زمين منتهي مي‌شدند. يك سيستم ساده مثل لوله و زانويي و خرطومي زير سينك‌هاي ظرفشويي منزل؛‌ اما با رنگ و لعاب و در سايز بزرگ. يكي از همسفرانم وقتي به تهران برگشتيم نمونه‌اي دست‌ساز و مشابه (اما نه زيبا) را از اين سيستم تخليه نخاله در خيابان سميه تهران ديده بود.

مسئله: تخليه نخاله‌هاي ساختماني، به جز سر و صدا و ايجاد آلودگي‌هاي صوتي، مزاحمت‌هاي محيطي نيز براي همسايه‌ها و عابران در حال  گذر از اطراف ساختمان دارد.

تعريف مسئله: يكي از روش‌هايي كه براي نوآوري و يافتن راه‌حل‌هاي جديد براي مسئله‌هاي قديمي، بر آن بسيار تاكيد مي‌شود توجه كردن به «كاركرد»هاي است. تكنيك‌هاي مختلف حل خلاق مسئله و نوآوري بر اين مفهوم تاكيد دارند.

به‌عنوان مثال متدولوژي مهندسي ارزش، كاركرد را قلب تپنده خود مي‌داند و اصولا روشي كاركردگراست. وقتي به تخليه نخاله‌هاي ساختماني فكر مي‌كنيم، ابعاد بزرگ نخاله‌ها و وزن و كثيفي آنها ذهن ما را فقط در صنعت ساختمان به‌دنبال راه‌حل‌ها مي‌فرستد.

كاركردگرايي كه يكي از اصول فكري مهم TRIZ هم به شمار مي‌آيد مي‌گويد: به جاي فكر كردن به اينكه الان چه مي‌كنيد، به اين بينديشيد كه به چه روش‌هاي ديگري هم مي‌شود هر نخاله‌اي را جابه‌جا كرد.

اگر نخاله بسيار كوچك و در اندازه يك عدس باشد چه راه‌حل‌هايي مي‌توانيد بدهيد و اگر بسيار بزرگ و به اندازه خود ساختمان باشد چه مي‌كنيد؟ و با اين راهنمايي ما را به فكر در مورد راه‌هاي جديد وامي‌دارد.در اين تجربه، تخليه نخاله راه‌حلي شبيه به مكانيزم موجود در ظرفشويي‌ آشپزخانه‌ها و لوله‌هايي چندتكه و تقريبا منعطف يافته است.

هر طبقه از ساختمان در حال ساخت و ساز، مي‌تواند يك سينك در نظر گرفته شود و براي تخليه زباله‌هاي داخل آن مي‌توان سيستمي شبيه به گلويي سينك ظرفشويي را مورد استفاده قرار داد.

اين مطلب دوشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۷در صفحه ۲۳ روزنامه همشهري چاپ شده است. لينك دسترسي مستقيم به همشهري آنلاين: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=51817

  نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 12:53 PM  توسط محمود کریمی  | 
اين روزها واژه جستجو بي‌درنگ با نام گوگل پيوند مي‌خورد. واژه مورد نظر خود را وارد مي‌كنيد و همه چيزهاي مرتبط از همه جاي دنيا پيش روي شما قرار مي‌گيرد. حالا تازه بايد از ميان اين همه صفحه‌هاي پيشنهادي بگرديم و بگرديم تا دلخواه خود را بيابيم. اما همه راه‌هاي جستجو به همين‌جا ختم نمي‌شود.

جستجوهاي تخصصي و نرم‌افزارها و موتورهاي جستجوي خاص‌تر را حرفه‌اي‌هاي هر رشته پي‌ مي‌گيرند. مگر مي‌شود به راحتي و تنها به كمك گوگل به هر چه مي‌خواهي دست‌يابي؟ اين شماره چند جستجوگر و تحليل‌گر خاص را معرفي مي‌كنيم كه هر يك سيستمي هوشمند به حساب مي‌آيند و هر يك موتوري هستند براي ايده‌پردازي و نوآوري. اين‌ها را كساني طراحي و توليد كرده‌اند كه كسب و كارشان كمك به ديگران است براي توليد ايده‌هاي خلاق و رسيدن به محصولات و فناوري‌ها و بازارها جديد.

1. بانك‌ نوآوري‌ها، الهام‌بخش افراد خلاق‌

Simon Dewulf

سايمون دوولف، مدير مجموعه‌ علمي پژوهشي CREAX  در بلژيك است كه به سازمان‌هاي مختلف مشاوره نوآوري مي‌دهند. او و مجموعه‌اش در زمينه نوآوري تحقيق مي‌كنند و چند و چون آن را به سازمان‌هاي مختلف معرفي مي‌كنند. آ‌ن‌ها روش‌هاي رسيدن به نوآوري را با IT  گره زده‌اند و بانك‌هاي اطلاعاتي ارزشمندي را براي كابران خاص و عام تدارك مي‌بينند. يكي از اين بانك‌ها www.moreinspiration.com است.

لطفا More Inspiration را معرفي كنيد؟
صدها محصول خلاق و فناوري‌ نو از تمام زمينه‌ها و بخش‌هاي مختلف كاربردي يك‌جا جمع شده‌اند تا كاربر را براي الهام گرفتن از ايده‌هاي ديگران و ايده‌پردازي‌هاي جديد كمك كنند. اين كنار هم نشستن‌ محصولات و فناوري‌ها، بر اساس متدولوژي نوآوري شركتCREAX  دسته‌بندي شده و شما را راهنمايي‌ مي‌كند تا راحت‌تر و در مسير درستي به خلاقيت‌هاي خود جهت دهيد و نوآوري كنيد.

ساختار اين دسته‌بندي چيست؟
ما در بررسي‌هاي علمي خود به اين باور رسيده‌ايم كه همه نوآوري‌هاي امروزي بر اساس ويژگي‌ها و كاركردها شكل مي‌گيرند. همه طراحان خلاق و نوآور، آگاهانه يا ناخودآگاه مدام در حال يافتن روش‌هاي جديد براي انجام كارها هستند. بعضي كارها، به تازگي نياز به انجام دارند و قبلا به شيوه دستي انجام مي‌شدند و بعضي‌هاي ديگر در گذر زمان نياز به تغيير روش انجام دارند. پخت و پز يكي از آن‌ها است. شما در گذشته تصوري فراتر از پخت و پز توسط اجاق گاز نداشتيد، اما امروز مايكروفرها ابزاري معمولي شده‌اند. اين دو يك كار را انجام مي‌دهند اما با روش‌هاي جديد.

كمك بانك اطلاعاتي شما به كاربر چيست كه الهام‌بخش او در رسيدن به نوآوري مي‌شود؟
تيم پشتيبان ما، مدام ابداعات و نوآوري‌ها را به بانك اضافه مي‌كنند و هر كدام را با منبع و مرجع خود و زمينه صنعت و ويژگي‌هاي نوآورانه آن دسته‌بندي مي‌كنند. شما وقتي در زمينه كاري خود به دنبال ابداع‌هاي تازه مي‌گرديد، كمي ساده‌انگارانه است كه همه جاي وب را جستجو كنيد. اينجا همه چيز با برچسب خوردن پيش روي شما قرار مي‌گيرد تا با ديدن و مرور آن‌ها به كار و مساله خود و مشتريان‌تان، از اين نگاه بنگريد و به ايده‌هاي جديد بپردازيد.
وقتي باور كنيد كه همه محصولات و فناوري‌هاي موجود در صنايع مختلف به هم شبيه هستند، آنگاه بايد بياموزيد كه چطور اين شباهت‌ها را ببينيد و كشف كنيد. آن‌گاه مي‌توانيد با سرعت و دقت بيشتري نيازهاي مشتريان خود را برآورده نماييد. همه كاري كه ما انجام مي‌دهيم كشف پشت پرده‌ها و شباهت‌ها و قرار دادن آن‌ها پيش روي كاربران است تا جرقه‌هاي خلاقيت راحت‌تر زده شوند و ايده‌هاي نو راحت‌تر پا به دنيا گذارند.

2. هوشمندانه‌تر از خود اختراع‌ها

اختراع كردن فرايندي است كه هر كسي جسارت پا گذاردن در آن را ندارد. دنياي نوآوري و مسابقه پرسرعت ابداع كردن شركت‌ها براي حفظ برتري در بازار داغ كسب و كار، نيازهاي آن‌ها را به دقيق‌تر و حساب‌شده‌تر مسابقه دادن دوچندان كرده است. برنارد لاهوزه، مدير پروژه‌اي سيستم هوشمند تحليل اختراع‌ها است. او كه در زمينه تغذيه ملكولي، شيمي و حقوق اختراع تحصيل كرده، در كنار يك مجموعه تحقيقاتي، پروژه خود را به روزهاي پاياني بهره‌برداري نزديك كرده است.

پروژه شما در پي پاسخ به چه نيازي تعريف شده است؟
مديران ارشد و تصميم‌گير بنگاه‌ها، صاحبان صنايع، كساني كه با توسعه محصول سر و كار دارند و واحدهاي تحقيق و توسعه، همه با پرسش‌هاي مواجه مي‌شوند كه پاسخ آن‌ها معمولا مبهم است. چه بازارهايي در آينده وجود دارند؟ بازارهاي امروزي با چه تغييراتي همراه مي‌شوند؟ چه محصولاتي و با چه ويژگي‌هايي بايد براي روزهاي آينده توليد كرد؟ كيست كه بتواند به اين سوال‌ها جواب مشخصي بدهد. پيدا كردن پاسخ اين پرسش‌ها چقدر زمان و هزينه و تيم كارشناسي نياز دارد.

منظورتان اين است كه شما به اين سؤال‌ها پاسخ مي‌دهيد؟
اگر بتوانيم اختراع‌ها را به عنوان برترين نوآوري‌ها مورد تحليل كارشناسي قرار دهيم. آن‌گاه مي‌توانيم از اين تحليل‌ها راه‌حل‌هاي تازه را بيابيم. سمت و سوي كسب و كارمان و ايده‌هاي كاربردي براي توليد محصولات جديد را پيدا كنيم. چه بسا بازارهاي جديدي را با كمي تغيير در وضع موجودمان به دست آوريم.

اما هر بازاري نياز خاص خود و هر صاحب كسب و كاري شرايط خاصي را براي خود متصور است؟
ببينيد! هر اختراع يك كد شناسايي دارد و با آن شماره انحصاري مي‌شود. وقتي بتوانيد به كمك يك سيستم هوشمند و تحليل اين كد، همه اختراع‌ها را از تمام بانك‌هاي ثبت اختراع جستجو كنيد و وجه اشتراك‌ها را كنار هم بگذاريد و تفاوت‌ها را بررسي نماييد، آن‌گاه تازه دريچه‌هاي جديدي را باز مي‌كنيد كه از آن پنجره‌ها آينده كسب و كارتان قابل تماشا است.

فرض كنيد زمينه كاري ما توليد قطعه‌اي از خودرو است. با اين فرض،‌ توضيح دهيد كه اين پنجره چطور گشوده مي‌شود.
نرم‌افزار آنلاين ما همه اختراع‌ها را جستجو مي‌كند. آن‌ها كه در زمينه كاري شما هستند را زير ذره‌بين خود مي‌گذارد و بعد شروع مي‌كند به توليد خروجي. يكي از خروجي‌هايش نمودارهاي مختلفي است كه روندها را نشان مي‌دهد. با چه سرعتي و طي چه سال‌هايي، چه اختراع‌هايي در زمينه مواد اوليه اين قطعه انجام شده، چه كارهايي در زمينه تغيير شكل و فرم آن صورت پذيرفته، افت و خيزها كي‌ها بوده و در كدام حوزه‌ها، آخرين كارها درباره كدام موارد مرتبط با چنين قطعه‌اي و هم‌خانواده‌هاي آن به ثمر نشسته‌اند، صنايع بالادست و مشابه كار شما چه تغييراتي را سپري كرده‌اند و ... وقتي همه اين‌ها را مثل داشبورد خودروي سواري خود، يكجا نظاره كنيد مي‌توانيد راحت‌تر تشخيص دهيد كه شما بايد به كدام سمت و سوي و چگونه كسب و كارتان را هدايت كنيد.
كار نرم‌افزاري كه پشت سر اين سيستم وجود دارد كار پيچيده‌اي است كه تيم ما مشغول به پايان رساندن آن است. ما با خود اختراع‌ها كه محصول ايده‌هاي خلاق انسان‌ها هستند، هوشمندانه برخورد مي‌كنيم تا بتوان از اين‌ همه داده، اطلاعات مفيدي را استخراج كرد.

 3. رسم دنياي ديجيتال: نوآوري در نوآوري‌
والري سوشكوف در رستوران ايراني دربند، آمستردام
والري سوشكوف، در بلاروس بزرگ شده اما سال‌ها است كه در سرزمين‌ گل‌ها يعني هلند زندگي مي‌كند. او كامپيوتر خوانده است و زمينه تخصصي‌اش نوآوري و حل مساله‌هاي خلاقانه به كمك TRIZ است. وي براي فراگيري اين دانش و بومي كردن در كشور محل زندگي‌اش، پروژه‌اي 5 ساله را در دانشگاه تواِنته هلند با مشاركت يك مركز معتبر آمريكايي انجام داده و تا دكترا پيش رفته است. با او كه طراح چند نرم‌افزار تخصصي در زمينه ايده‌پردازي و نوآوري است گفتگويي كرده‌ايم كه در پي مي‌خوانيد.

شما چطور از دنياي كامپيوتر به نوآوري كشيده شديد؟
در دانشگاه مساله حل نشده‌اي داشتيم كه كسي اميدي به حل شدن آن نداشت. بايد راه‌حلي اجرايي مي‌داديم تا قلمي ديجيتال ساخته شود كه همزمان با نوشتن بتواند آن نوشته را نيز بخواند. بعد از كلنجارهاي فراوان كسي نتوانسته بود راه‌حلي براي اين مساله پيدا كند. من به طور اتفاقي به سميناري دعوت شدم. در آن‌جا در حد 4 ساعت با TRIZ آشنا شدم و بخت يارم بود كه همان‌جا يكي از قانون‌هاي ساده اين دانش به نام «تكي دوتايي چندتايي» را قابل استفاده در مساله خود ديدم. مساله همان‌شب و دو ساعته حل شد. فردا كه به دانشگاه رفتم، استادم باور نمي‌كرد كه من به همين سادگي راه حل را پيدا كرده باشم. با شنيدن نام قلم، ما فقط به يك نوك فكر مي‌كرديم،‌ اما آن قانون به من گفت كه به دوتايي و چندتايي شدن هم فكر كن. من هم فكر كردم كه اگر قلم من به جاي يك نوك، دو نوك داشته باشم، يكي مي‌نويسد و ديگري همزمان مي‌خواند!

و از آن زمان گره خورديد با اين علم جديد نوآوري؟
حقيقت اين است كه من خودم را خلاق و توانمند نمي‌ديدم، اما نوع تفكرم چنان تغيير كرد كه ديگر نتوانستم از اين علم دل بكنم. نزديك 20 سال است كه همه كار و زندگي‌ام در همين زمينه است.

با پس‌زمينه كامپيوتري خود چه گره‌‌ها و تعاملاتي را در زمنيه نوآوري ايجاد كرديد؟
يكي از اولين چيزهايي كه ديدم، اين بود كه استادانTRIZ  بدون ابزارهاي كامپيوتري كار مي‌كردند. اطمينان داشتم كامپيوتر و توليد نرم‌افزار و ايجاد بانك‌هاي اطلاعاتي قوي، سرعت نوآوري و حل مساله را بالا مي‌برد. همين طور هم شد. در برترين نرم‌افزارهايي كه تا كنون در اين زمينه توليد شده‌اند، نقش كليدي در طراحي معماري داشته‌ام. شانس من اين بود كه هم كامپيوتر مي‌دانستم و هم ادبيات تخصصيTRIZ  را مي‌دانستم. الان اين نرم‌افزارها را در مراكز تحقيق و توسعه و واحدهاي طراحي و مهندسي شركت‌هاي مختلفي در آمريكا و اروپا و ژاپن و ديگر كشورهاي آسيايي مورد استفاده قرار مي‌دهند و كنفرانس‌هاي سالانه هم براي ارايه خروجي‌هايشان برگزار مي‌كنند.

اين نرم‌افزارها چه ويژگي‌هايي دارند؟
تلفيقي هستند از ابزارهاي فكري كه به كاربر در ايده‌پردازي بهتر كمك مي‌كنند و دسته‌بندي‌هاي حساب‌شده علمي اختراع‌ها. دسته‌بندي علمي آن‌ها هم از دو جنبه قابل توجه است؛ يكي علمي كه اختراع به طور مشخص بدان تعلق دارد و ديگري طبقه‌بندي‌هاي خود دانشTRIZ  و نوآوري نظام‌يافته. شما هر لحظه با آن اطلاعات مرتبط و مفيدي كه خود جزو برترين‌ ايده‌هاي دنيا است سر و كار داري. اين سرعت و دقت و كيفيت كار توليد چيزهاي نو را بالا مي‌برد.

از نگاه شما، نوآوري و دنياي ديجيتال چطور بر هم اثر مي‌گذارند؟
با پيشرفت‌هاي امروزي دنيا در زمينه IT جهش‌هاي اصلي اين مقطع نتيجه و محصول نوآوري هستند. حالا بايد فرصت داد تا گام‌هاي بلند ديگري در آينده برداشته شود، اگر نه هر كاري كه بخواهيد انجام دهيد راه‌حل‌هاي بسيار خوب نرم‌افزاري‌شان تدبير شده‌اند. به خصوص در دنياي وب كه دانش در دست جوان‌ها است. اما زمينه اصلي بروز نوآوري‌ها در چطور استفاده كردن از ابزارهاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري امروزي است. شما هر ايده‌اي داشته باشيد در دنياي وب شدني است. اما كدام ايده؟ كدام نياز از كدام مشتري است كه بايد شما در پي برآورده كردنش باشيد؟ اينجا است كه نوآوري گره مي‌خورد با ابزار. بسياري از شركت‌ها را مي‌بينيد كه براي داشتن مغزهاي متفكر و ايده‌‌پرداز هزينه بسيار مي‌كنند، چرا كه مي‌دانند آينده بدون آن‌ها برايشان با شكست همراه است. موفق‌ترين‌هاي دنياي ديجيتال امروز، نوآورترين‌ها هستند نه آن‌ها كه صرفا ساختمان و كاركنان و سرمايه بسيار دارند.

اين 2 گفتگو در كليك يك‌شنبه 1 ارديبهشت 1387 در صفحه‌هاي 8 و 9 چاپ شدند. http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100936380733

  نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 7:28 AM  توسط محمود کریمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM