نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد. |
2. نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد. در دنياي مدرن امروزي، سازمانهايي نوآوري كردن را آموختهاند و نگراني بابت چگونه نوآوري ندارند! مساله آنها زودتر نوآوري كردن و تشخيص درست نياز مشتريان است. نوآوري را نيز كاملا متمايز از ايدهپردازي و تفكر خلاق و محصول كاربردي شده و تجاري انديشه خلاقانه دانشمحور ميدانند.
3. دنيا براي نوآوري كردن از تلفيق دانش، متدولوژي، ابزارهاي فكري و تفكر خلاق بهره ميگيرد. تكنيكهايي مانند مهندسي ارزش، شش سيگما، تفكر و توليد ناب و دانش جذاب TRIZ از جمله مواردي هستند كه سازمانهاي پيشتاز دنيا آنها را مورد توجه قرار دادهاند. والري سوشكف (استاد شناخته شده TRIZ) نقل ميكرد كه سامسونگ براي بيش از 10هزار مهندس خود آموزش نوآوري نظاميافته را برنامهريزي كرده است. او ميگفت كه دنيا خيلي زود از تولد نوآوريهاي فراوان در عرصه دنياي ديجيتال شگفتزده خواهد شد.
4. نوآوري، دغدغه امروز پيشتازان كسب و كار و مساله آينده همگان است. در عرصه نوآوري، تشخيص درست نياز مشتري، تعريف صحيح مساله، يافتن راهحلهاي مختلف و انتخاب بهترين آنها يك بايد گريزناپذير است. زندگي سراسر مسالههاي كشف شده و ناشناخته است و ما همه بازيگران ميدان حل مساله هستيم. اما هر كار و هر ابداعي را نميتوانيم با برچسب نوآوري عرضه كنيم.
5. نرمافزارها و سختافزارها دنيا را دگرگون كردهاند. آنها به زير پوست ما هم نفوذ ميكنند و براي هيچ كاري از كسي اجازه نميگيرندIT . بسياري از نشدنيها را به سادگي انجام ميدهد، ميتواند شما را بدون داشتن كارخانه و سرمايه نقدي و تنها با داشتن ايدهاي بكر به صدر فهرست برترين شركتهاي دنيا برساند. اما در همين دنياي فناوري اطلاعات، هنوز جاي ايدههاي بسياري خالي است.
6. ايران سرزمين مردماني باهوش، فرهيخته و داراي تمدن كهن است. سال 1387 صراحتا «نوآوري» را بر پيشاني خود دارد، هر آن كه مرد عمل است با اين تاكيد، عذري بر اما و اگر نخواهد داشت. مسالههاي پيچيده زندگي روزمره راهحلهاي اجرايي در دنياي فناوري اطلاعات دارند. سواد و توان جوانها را بپذيريم، نسخههاي كهنه را كنار بگذاريم و نو بينديشيم. شايد اين متاع در دكان اهل فن باشد و در پستوي ما چيزي براي مشتري يافت نشود. مشورت هيچگاه ضرر ندارد.
7. آينده از امروز ساخته ميشود و اگر آگاه و با فكر به اجزاي سازندگي، زندگي نكنيم كسي ما را از دره و گپ نسلي نجات نخواهد داد. سريعترين جوامع امروزي هم در برابر سير پر شتاب توسعه ارتباطات و دنياي مجازي، كندي نشان ميدهند و عقب ميمانند. حتي آنها كه همه زيرساختها را دارند و در كوچه و خيابانشان دسترسي به اينترنت بدون سيم يك امر بديهي است، نگران روزهاي آينده هستند. سرعت دنياي ديجيتالي زياد است، كند نباشيم... .




حالا سفرنامه ما: نوروز امسال از سوي مؤسسه مطالعات نوآوري و فناوري ايران مأموريت داشتم تا ديدارها و مذاكراتي با پيشروان دانش TRIZ در اروپا داشته باشم. خلاصه اين كه بامداد 7 فروردين، تهران را به مقصد آمستردام هلند ترك كردم و بعد از ديدارهاي آنجا و 3روزي ماندن در سرزمين گل، راهي بلژيك شدم. بازديد از شركت CREAX كه همكار مؤسسه است و مرور برنامههاي مشترك كاري در سال جديد و سالهاي آتي كه انجام شد، شهر زيباي Ieper را به مقصد استراسبورگ فرانسه ترك كردم و 2روز بعد مسير بازگشت به ايران را پي گرفتم.
اين سفر، بهتر از آن كه تصور ميكردم انجام شد و هدفهاي مدنظر ما همگي برآورده شدند. مانده مشق مفصل من در باب سفر و ديدارها و يافتههاي و شريك شدن چيزهاي نو با شما و بهويژه علاقهمندان TRIZ و خلاقيت و حل مساله و نوآوري. يك بار در فرانسه نشستم و بسياري از چيزها را همانجا آنلاين نوشتم اما روي «ثبت مطلب و بازسازي وبلاگ» كه كليك كردم چشمتان روز بد نبيند كه پيامي آمد دال بر اين كه من بايد دوباره نام كاربر و رمز عبور را وارد كنم! و اين يعني دوباره در نيمه شب بنشين و بنويس... آه از نهادم برخواست و چشمانم بر هم آمد و از خير آنلاين گزارش دادن گذشتم!
فكر ميكنم سر و سامان دادن به گزارشم هفته آينده و پس از پايان كارگاه آموزشي 5 روزهمان براي پليس آگاهي ناجا ممكن شود (شايد هم نسخهاي از آن را در قالب گزارش صوتي تصويري آماده كردم و همينجا روي وب گذاشتم). پروژه پليس آگاهي ناجا، هم خود شرح مفصلي دارد كه خواندني است. بعدتر همينجا روايتش خواهم كرد. خبر خوبي هم دارم از عزم آموزش و پرورش كشورمان براي ايجاد برخي تحولات كه بگذاريد كمي رسميتر شود تا آن را طرح موضوع كنيم.
روندهاي تكامل و آنچه در دانش نوآوري نظاميافته و TRIZ مطرح است راهحلها و پيشنهادهاي مختلفي را براي حل مسالههاي موجود شناسايي و پيشبيني آينده آنها پيش روي ما قرار ميدهد. ميتوانيم اينگونه به تحليل و پيشگويي برخي از آنها بپردازيم:
بهترين راهحلها آنهايي هستند كه به طور خود به خود و بيهزينه كار شناسايي را انجام دهند. مرور كه ميكنيم راهحلهايي مثل تعريف كد دسترسي، طراحي كارت شناسايي با نوار مغناطيسي، استفاده از اثر انگشت و در سيستمهاي مدرن امروزي، استفاده از فناوري RFID همه در مسير خودبهخودي شدن شناسايي قرار ميگيرند.
هر چه دانش پزشكي پيشرفت كند و در زمينههاي ديگر هم يافتههاي جديد كشف شود، موارد منحصر بهفرد در انسانها، يعني چيزهايي كه ميتوان آنها را دستمايه تشخيص قرار داد. مثلا فرض كنيد شما موقع خروج از دفتر كار، از درگاهي عبور ميكنيد و اين درگاه، از حافظه شما عكسي ميگيرد. روز بعد كه شما ميآييد به شرطي اجازه ورود خواهيد داشت كه دستگاه بتواند همان تصوير را از حافظهتان بازيابي كند و موجوديت شما تاييد شود.
عوامل مختلفي به عنوان پارامتر شناسايي مورد استفاده قرار خواهند گرفت و حتي سيستمهاي شناسايي ديگر به يك ويژگي مثل اثر انگشت يا عنبيه چشم بسنده نميكنند. تركيب اينها با هم يا نسل پيشرفتهتري كه واكنش شما را در برابر يك حركت يا پرسش بسنجد نيز متولد ميشوند.
بانكهاي اطلاعاتي، بخش جدانشدني از دنياي ديجيتال هستند. تحليل دادههاي موجود در بانك، چيزهاي تازهاي را فراروي ما قرار ميدهد كه همين نكات تازه ميتوانند در سيستمهاي شناسايي نيز مورد استفاده قرار گيرند.
بدينترتيب شما براي ورود به ساختمان محل كار يا منزل خود بايد جواب سوالهاي تصادفي را بدهيد. مثلا نام همبازي كودكيتان، آخرين مغازهاي كه از آن خريد كردهايد، آخرين مناسبتي كه برايش در يك رايگيري شركت داشتهايد و موارد ديگري كه وروديهاي بانكهاي اطلاعاتي مختلف هستند و در سيستم يكپارچه به راحتي به اشتراك گذاشته ميشوند.
خطا كردن و ثبت شدن اين خطا بسيار ساده است. بهتر است كه خطا نكني، چون انكار كردن آن بيفايده است. دوربينهاي مستقر پليس در همه جا نصب هستند و رديابي بسياري از رخدادها ساده شده است. سيستمهاي آينده مكانيزمهاي رديابي و شناسايي بسيار ساده، دقيق و سريعي خواهند داشت. بهتر است سالم و صادق زندگي كنيم.
تصور كنيد كه سيستمهاي شناسايي، در را درست به اندازه ابعاد اندام شما باز ميكنند. انگار كه از يك ديواره منعطف كاغذي عبور كردهايد و اثر گذر شما آنجا ثبت شده است. شما در صورتي مجاز به ورود هستيد كه تن صداي شما تشخيص داده شود، حركت دست و پايتان با سابقه شما مطابقت داده شود و چيزهايي كه شما فقط در رفتار عاديتان آنها را بروز ميدهيد. حتي دماي طبيعي بدن و عمق نگاه هم ميتواند جزو آن باشد. ملاحظاتي مثل سرما خوردن و تغيير دماي بدن و لباس زياد پوشيدن هم راهحلهايي خواهد داشت كه نياز نيست از حالا نگرانش باشيم.
اين ورود و جلوگيري از آن، در همه موارد مصداق مييابد: دفتر كار، منزل، خودرو، مهماني، مدرسه، وبسايت، نرمافزار و ... خلاصه اين كه همه ما شناسايي شدهايم و بيآنكه بخواهيم هويتمان تشخيص داده ميشود.
اگر شما هم ايدههايي داريد كه فكر ميكنيد در آينده جامه عمل ميپوشند آنها را به click@jamejamonline.ir بفرستيد.
اين مطلب در كليك يكشنبه 25 فروردين 87 در صفحه 9 چاپ شده است. http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100935781331
پيشنهاد ميكنم كليك هفته بعد را حتما بخوانيد. 3 گفتگوي تازه و دست اول در صفحههاي 8 و 9 آن چاپ ميشود.
تجربههاي وارداتي، عنوان ستون جديدي است كه در صفحه دانش و فناوري روزنامه همشهري چاپ آن آغاز شده است. مطالب اين ستون را دوشنبهها در صفحه 23 روزنامه ميتوان يافت.
در اين ستون به مسالهها و راهحلهاي اجرايي آن در كشورهاي مختلف ميپردازيم. ايرانيان بسياري خارج از كشور زندگي ميكنند و يا تجربه سفر به نقاط مختلف دنيا را دارند. هر يك از ايشان ميتوانند از مشاهدات خود، تجربهاي را به كشور وارد كنند. مسالههاي ما با بسياري از مسالههاي دنيا شباهت دارد، هر چند كه شايد نياز باشد راهحلهاي آنها را با تغييراتي و حتي با ايدههاي نوتر براي خود تجويز كنيم. اين ستون، پلي است براي يادگيري از همديگر و بهبود كيفيت و كميت زندگي در ميهنمان ايران.
آن چه در پي ميخوانيد اولين مطلب چاپ شده از ستون تجربههاي وارداتي است كه دوشنبه 19 فروردين در صفحه 23 روزنامه همشهري منتشر شد.

دماغه «ره» با 1600 نفر جمعيت در غربیترین نقطه از کشور فرانسه، به آخر جهان شهرت دارد. این دماغه روی اقیانوس آرام کشیده شده و در اثر برخورد آب اقیانوس با صخرهها به وجود آمده است. شهرت جهانی این دماغه، هر ساله هشتصدهزار بازدیدکننده را از سراسر دنیا به این منطقه زیبا میکشاند. گلناز صمدیراد ـ دانشجوی ایرانی يكي از دانشگاههاي انگلیس ـ پس از سفر به فرانسه، داستان جالبی را از مشارکت مردمی در حفظ طبیعت این دماغه نقل میکند.
بازدیدکنندگان اين دماغه براي تماشاي طبيعت زيباي منطقه بايد مسافتی طولانی را پاي پياده روی صخرهها بپيمايند. اين راهپيماييها، معمولا همراه با بیاعتنايي به زير پا و لگد شدن سبزهزارها است. در اثر این لگدمال شدن، گیاهان و علفزارهای این منطقه رو به نابودی گذاشته بودند. اما دولت با کمک گرفتن از محلیها، دست به ابتکار جالبی زد. مردم با هماهنگی دولت، داوطلبانه رستورانها و هتلهای دماغه را تخريب کردند و به مکانی عقبتر بردند. سپس در سراسر مسیر پیادهروی، نشانههایی نصب کردند تا مسیر جدید پیادهروی را به بازدیدکنندهها نشان دهند. و بدينترتیب، علفزارهای از دست رفته، فرصت دوباره سبز شدن پیدا کردند. این اقدام که با استقبال مردم رو به رو شد، به شهرت این دماغه افزود و تعداد جهانگردهای مشتاق طبیعت را نیز بیشتر کرد.
مساله: وقتي مقصد مشخصي پيش روي ما قرار دارد، رسيدن به آن برايمان اهميت بيشتري مييابد و به مسير رسيدن به هدف كمتوجهي ميكنيم. اين بيتوجهي ميتواند در گذر زمان خود هدف را هم دستخوش تغيير كند و يا تخريب مسير ما را از رسيدن به مقصد بازدارد.
تعريف مساله: جهانگردهاي مشتاق براي رسيدن به دماغه و تماشاي مناظر بكر آن، در راهپيماييهاي مسير، سر به هوا و رو به جلو گام برميداشتند و طبيعي است كه زير پاي خود را نبينند. نميتوان انتظار داشت كه آهسته گام بردارند يا مسير دورتري را انتخاب كنند، چرا كه ديرتر رسيدنشان به مقصد با خستگي همراه ميشود و به هر حال همين لگدمال كردن در بازگشت اتفاق ميافتد. مساله اين اين است كه همين بايد مسير طي شود و هم خراب نشود. جستجوي راهحل خوب ميتواند اضافه كردن زيبايي خود مسير به جذابيتهاي بازديد از منطقه باشد و نيز اول استراحت و بعد پيادهروي به جاي پيادهروي تا به استراحتگاه رسيدن. يكي از اصلهاي مورد تاكيد در دانش نوآوري نظاميافته و TRIZ «معكوس كردن» است. در اين اصل گفته ميشود كه ميتوان اثر مورد انتظار از انجام كاري را با اجراي حالت معكوس آن بدست آورد. مثلا حكاكي با گرم كردن را با سرد شدن هم انجام داد يا به جاي رفتن به فروشگاه، فروشگاه به جايي كه ما هستيم بيايد و يا به جاي بالا رفتن از پله، خود پلهها بالا و پايين برود. در مورد دماغه هم انگار همين اتفاق افتاده و استراحتگاهها از آن سو به اين سو آورده شدهاند تا پيامد آن امكان تغيير مسير را هم داشته باشد و خود مسير هم به جزئي از زيباييها تبديل شود.
يافتن راهحلها: در حوزه حفظ طبيعت و نگهداري سلامت پيادهروها و گذرگاههاي طبيعي شهر و ديارمان، راهحلهاي بسياري را به كمك معكوس كردن ميتوانيم بيابيم. نكته اصلي در فكر كردن به منافع عابران و گردشگران است به گونهاي كه هم خواستهشان تامين شود و هم اين كه حفظ بكر بودن فضا حاصل گردد. مثلا اگر شرايط اجرايي براي كاشت يك نهال توسط هر گردشگر، فراهم باشد يا فعاليتي كوچك اما ارزشمند از نگاه خودش صورت گيرد، در اين حالت خود او و ديگراني كه نامشان در كنار آن درخت ثبت ميشود، نه هرگز درختي را زخمي ميكنند و نه ميگذارند ديگري چنين كند.
در کشور ما مکانهای دیدنی کم نیستند. مکانهایی که طبیعت، خود به خود به ما هدیه داده و مکانهای دستساز انسان که امروز آثار باستانی و تاریخی به شمار میآیند. همه ما در بازدید از این مکانها افسوس خوردهایم که چرا دولت مراقبت ویژهای از این مکانها نمیکند. اما خود ما به عنوان صاحبان این آثار، برای از بین نرفتن آن چه کردهایم؟ هميشه چند فكر بهتر از يك فكر است، با هم فكر كنيم تا از تلفيق انديشه و ايدهها و دانش و تجربهمان، به راهحلهاي خوبي براي داشتن محيطي ديدني برسيم.
دسترسی از طریق سایت همشهری آنلاین: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=50143
... و خلاصه اولين آموزشهاي TRIZ در ايران اتفاق افتاد و شاگردي نوآوري نظاميافته هم از آن زمان شد ذوق و اشتياقي كه همچنان هم پاياني برايش متصور نيستم.
حالا بعد از آن سالها نسل بعدي ما در انجمن، برگزاري نيمروزه يك سمينار آموزشي TRIZ را تدارك ديدهاند. اطلاعات سمينار از طريق اين لينك قابل دسترسي است: http://www.iiie.ir/iiie/index.php
در وبسايت ديگري نيز اين اطلاعات را در مورد سمينار آوردهاند:
تاریخ برگزاری: پنجشنبه 29/01/87 مدت سمینار: 4 ساعت 30/12-30/8
توريسم: به كمك فناوري اطلاعات، به گذشته جاذبههاي گردشگري مثل تخت جمشيد يا اهرام مصر و بناهاي به يادگار مانده از روم باستان ميرويم و همزمان با تماشاي امروز آن روزگار كهن را هم پيشروي ما تصوير ميشود.
شبيهسازي گذشته در فضاي واقعي و امروزي آن، مثل يك نمايش روِيايي خواهد شد. شما به جايي ميرويد و چند دقيقه بعد، همه گذشته به كمك فناوري اطلاعات برايتان بازسازي ميشود. صداي خسرو پرويز ميآيد و سپاه و دربارش را همانجا ميبينيم. انگار وسط يك فيلم سينمايي هستيم.
دولت الكترونيكي: رايگيريها و ارزيابي عملكردها و سنجش كيفيت و كميت خروجي دستگاههاي دولتي، نه با ارايه گزارش خودشان بلكه با نمرهدهيها و ارزيابيهاي مستمر مشتريان آنها و مردم، سنجيده ميشود. ملاك خوبي و موفقيت چيزي خواهد بود كه مشتري ميگويد. قيد بودجه و هزينههاي دستگاه دولتي براي انجام هر كاري نيز، شاخص ديگري ميشود كه ارزش انجام كار در دستگاه دولتي مربوط به نشان ميدهد. انگار همه دستگاههاي دولتي با سيستمي مثل نوار قلب در حال پايش مدام هستند.
زندگي مجازي: روباتها همزيست ما ميشوند و با آنها زندگي ميكنيم. به سادگي، در محل كارمان چند همكار روبات خواهيم داشت و مديرمان هم شايد روبات باشد. فرزندان ما همبازيهايي دارند كه انسان نيستند اما بسيار خوب و عادي و هوشمندانه بازي ميكنند. گذشتههاي ما به روز ميآيند. شما ميتوانيد روزي خاص، ساعتي مشخص يا رخدادي از گذشتهتان را فراخوان كنيد و آن را مثل واقعيت موجود اما به شكل مجازي مرور نماييد. از همه پيشينه زندگي شخصي و حرفهاي شما نسخهاي پشتيبان تهيه ميشود كه دسترسي به آن با نام كاربر و رمز عبور شما ممكن است.
سينما: اگر هميشه روياي بازي كردن به جاي فلان بازيگر محبوب خود را داشتهايد، شايد زمان زيادي به پايان انتظارتان نمانده باشد! به كمك نرمافزارها و با شبيهسازي ريزهكاريها بازي مارلون براندو يا استاد عزتالله انتظامي، شما ميتوانيد در فيلمي از ايشان و به جاي آنها بازي كنيد. حالا كه نرمافزارهاي شبيهساز صدا متولد شدهاند و صداي دوبلورها را كپيسازي ميكنند، تصويرسازها هم سر و كلهشان پيدا ميشود.
اقتصاد موبايل: ترافيك تبادل اطلاعات، يكي از مسالههاي اصلي است كه در آينده نزديك گريبانگير صاحبان اين كسب و كار خواهد بود. امروز هم ساعتهاي پرترافيك و روزهاي شلوغ پيامك زدن و گرفتن را شاهديم. اما در نظر بگيريد كه انجام كارهاي مختلف به كمك اين گوشي همراه شدني خواهد شد و ترافيك موبايل چند برابر وضع موجود خواهد شد. چراغهاي راهنمايي و خطويژه و خيابانهاي دوطرفه و يكطرفه كه در سيستم حمل و نقل داريم، در دنياي تبادل دادههاي نمودهاي مشابهي مييابند.
دموكراسي: نظرسنجيها با حواس ديگري به جز تنها لامسه (نوشتن) و بينايي (ديدن) قابل انجام خواهند بود. همين كه شما در ذهن خود به جمعبندي و تصميم ميرسيد ميتوانيد راي خود را منتقل كنيد. رايخواندن از حافظه و حرف دل را شنيدن بعيد نخواهد بود.
شبكه: حذف شدن هارد ديسكها از كامپيوتر چندان عجيب نيست. سرعت شبكه به اندازهاي بالا ميرود كه چيزي كمتر از سرعت پردازشگر كامپيوترمان نخواهد داشت. در اين صورت به شرط نگراني نداشتن از خطاهايي مانند قطعي شبكه، چرا بايد چيزي جز نمايشگر و صفحه كليد روي ميز كارمان باشد. همه فايلها به سادگي از روي هارد ديسك موجود در شبكه مورد استفاده قرار ميگيرند. همين حالا مگر گوگل درايوي را در اختيار ما قرار نداده است؟ و مگر محصولاتThin Client به بازار معرفي نميشوند.
وبلاگ: اين نرمافزارها بعد از تحليل چند پست از وبلاگنويس، اعلام آمادگي ميكنند كه او فقط انديشهاي كه در ذهن دارد را بگويد يا روايتي يك خطي از موضوع را بيان كند و باقي ماجراي نوشتن و پرداخت موضوع و پيدا كردن مفاهيم علمي و ربط دادن به مثالها و ... را به او بسپارد. انگار خود نرمافزار افكار من و شما را ميخواند و بعد دستبهكار ارسال پستها ميشود (با حفظ امانت در لحن صدا، نوع روايت، استفاده از واژهها و ...).
حمل و نقل جادهاي: وقتي از مبدا به سمت مقصدي حركت ميكنيم، از همان ابتدا با اعلام مقصد به خودرو، شما از مدت زمان سفر، مكانهاي مناسب براي توقف، سرعت سير مجاز و منطقي، ترافيكهاي سنگين احتمالي در مسير، مقدار سوخت مصرفي و عوارضي كه بايد بپردازيد، آگاه ميشويد.
امنيت: امنيت در فناوري اطلاعات منجر به تولد «شبكههاي بيمه» ميشود. همين شركتي كه خودروي ما را بيمه شخص ثالث كرده، فردا ميآيد و وبسايت و فلان بانك اطلاعاتي ما را هم بيمه ميكند. وقتي خودروي ما پوششي از محصولات نانوفناوري داشته باشد، ديگر مساله تصادف و خسارت ديدن در آن حل شده و با هر حادثهاي خودروي من خود بهخود به وضع عادي بازميگردد. كسب و كار دنياي فناوري اطلاعات مشاغلي چون بيمهها را دگرگون ميكند.
پورتال: همه به دنبال اين خواهند گشت كه به جاي دادن آدرسهاي مستقل به مشتريان خود، آنها را به پورتالي كه در آن، كنار ديگران حضور دارند ارجاع كنند. چرا كه براي مشتري، بازديد از يك پورتال مثل سر زدن به يك پاساژ بزرگ، خيلي راحتتر است و يافتن همه آنچه ممكن است نياز او باشد، از اين طريق آسانتر. داشتن يك دفتر يا ويترين بدون مغازه در چنين پاساژي، حداقل چيزي است كه نميتوان از آن به راحتي گذشت. پس يك كادر در يك پورتال ارزش بسياري دارد.
بازي: بازيهايي كه اگر در آن با رايانه همبازي شويم واكنشهاي او طبيعي جلوه ميكنند. حريف ما در بازي به ما آب ميپاشد و ما اين طرف پشت تلفن همراه يا نمايشگر رايانه خود، خيس ميشويم! با مشت خوردن از او دردمان ميگيرد و اگر جايزهاي ببريم طي چند ثانيه به حسابمان واريز ميشود. اگر سيبي را از گوشهاي از نقشه بازي پيدا كنيم و برداريم، سيبي واقعي را در دستمان ميبينيم و ميتوانيم آن را گاز بزنيم!
نرمافزار: رباتها در زندگي نقش مهمي بازي ميكنند. به همين دليل ميتوانيد با مراجعه به يك سوپر ماركت اجزاي مختلف يك ربات را به دلخواه بخريد و با مونتاژ كردن آن و تنظيمات نرمافزاري موجودي كه دوست داريد را به خانه يا محل كار خود ببريد (درست مثل تهيه مواد غذايي مورد نياز براي پختن غذا!)
ترافيك و حمل و نقل: كنترلهاي ترافيكي و سرعت رفتنها و رعايت قانونهاي راهنمايي و رانندگي خارج از كنترل ما خواهند شد. مثلا تابلوي حداكثر سرعت مجاز به خودروي ما (موتور و ترمز خودرو و ...) فرمان ميدهد كه از سرعت خود بكاهد و فرمان سرعت يافتن خودرو با بيشتر گاز دادن راننده را وتو ميكند.
پزشكي: براي انجام آزمايشهاي تشخيص طبي، نياز به آزمايشگاه رفتن حذف ميشود. هر كسي يك آزمايشگاه ديجيتال دارد كه در اندازههاي ميكرو ساخته شده و زيرپوستش نصب ميشود! اين آزمايشگاه مدام نمونهبرداريهاي مورد نياز را از خون، عروق و ديگر اندام لازم برميدارد و همان جا دادههاي لازم را تحليل و پس از پردازش به مركز پزشكي طرف قرارداد شما ارسال ميكند. تصور كنيد از زيرپوست شما تبادل اطلاعات با مركز پزشكي صورت گيرد. شايد پزشك شما زنگ بزند و از شما بخواهد كه در خوردن شيريني پرهيز كنيد يا بيشتر به ورزش بپردازيد. حتي ميشود كه شما بدون مراجعه به متخصص، دادههاي وضع موجود بدن خود را براي چند پزشك ارسال كنيد و از آنها كمك بخواهيد.
اين مطلب در كليك روز يكشنبه 19 فروردين 87 چاپ شده است. دسترسي مستقيم به آن از اين طريق فراهم است: http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100935171793
وقتي مقامي چون رهبر هم صراحتا بر لزوم نوآوري تاكيد كنند، پرداختن به مقوله تفكر خلاقيت و اجرايي كردن ايدههاي نو و كاربردي، براي سازمانهاي دولتي دوچندان مهم ميشود. بنگاههاي خصوصي كه چارهاي جز ابتكار داشتن و تلاش خلاقانه براي بقاي خود ندارند.
در كنار همه شادمانيهاي مورد تاكيد قرار گرفتن نوآوري، نگراني دوختن لباسي به اين نام بر برنامههاي سعي و خطايي همراهمان ميشود. اميدوارم وقتي سال به پايان ميرسد، مردم از ناكارآمدي ايدههاي توجيه شده با شعار نوآوري، گريزان از واژه «نوآوري» نشوند. خلاصه اين كه عدهاي از جنس «آن كس كه نداند كه نداند...» ميتوانند به سادگي كاري كنند تا پايان سال مردم از نوآوري شنيدن و ديدن و خواندن، مثل آنچه سالها پيش بر سر بهرهوري و بحثهاي مشابه آمد، گريزان شوند.
گاهي وقتها حرفهاي مهم را بايد تكرار كرد، دست كم براي آن كه يادآوري و مرور شود: تعريف درست مساله، تفكر خلاق، حل مساله، اجرا كردن بهترين راهحلها (كمهزينهترين و خودبهخوديترينها) نتيجهاي با نام نوآوري دارند. هر گردي گردو نيست و هر ايده به ظاهر خلاق و ابتكاري برچسب نوآوري برش نميچسبد.
سال نوآوري بر همه مبارك. با اميد به شكوفايي همه انديشههاي بخردانه و خلاقانه.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|