نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد. |
از تيرماه تا شماره گذشته، با كمك ابزار ساده و علمي «9 پنجره» به تحليل و بررسي گذشته، حال و آينده موضوع ويژه هر شماره از كليك پرداختيم. هر بار نيز يادآور شديم كه از اين ابزار براي شناخت كلي موضوع و ايدهپردازي استفاده ميشود. بسياري از محصولات و فناوريهاي دنياي ديجيتال، تغييرات چشمگيري نسبت به گذشته خود داشتهاند كه در 9 پنجرهها تلاش شد چگونگي رسيدن به ايدههاي جديد و كاربردي شده براي شما تشريح شود.
گفتيم كه هدف از اين ستون و تولد مطالب 9 پنجره، بردن شما به پشت پرده تفكر خلاق و آموزش و مرور چگونگي طرح ايدههاي جديد است. اين كاري است كه در بسياري از شركتهاي صاحبنام فناوري اطلاعات هر روز رخ ميدهد و نمونه و شاهد آن عكسهايي است كه از دفترهاي مختلف گوگل طي چند ماه اخير دستبهدست در صندوق پست الكترونيك ما گشته است.
از اين شماره، تغييري در ابزار و نوع نگاهمان ميدهيم و به موضوع ويژه كليك از زاويهاي جديد ميپردازيم. قصد اين است كه از آينده اين فناوري و تغييراتي كه بهواسطه آن خواهد افتاد برايتان بنويسيم و اشارهاي گذرا نيز به چگونگي تفكر منجر به اين تغييرات داشته باشيم. دانشمندان و كمپانيها منتظر يكديگر نيستند تا آينده اتفاق افتد. در دنياي امروز، همه در تلاش هستند تا آينده را آنطور كه ايدهپردازي ميكنند بسازند. «روندهاي تكمل» كشف بزرگ صاحبنظران عرصه نوآوري است. اين روندها بر اساس تمام اختراعها و تجربههاي موفق دنيا كشف شدهاند و امروزه در دست متخصصان دنياي ديجيتال قرار دارند تا آينده مطلوب خود و مشتريانشان را رقم زنند. روندهاي تكامل حدود 30 تا هستند. به تناسب موضوع ويژه كليك، هر شماره يك يا چند مورد از آنها را معرفي ميكنيم.
شكستن مرزها
روند شكستن مرزها، بازگو كننده الزام بهبود سيستمها از طريق حذف مرزهاي موجود و قابل تصور براي آنها است. به دلايلي مانند بهبود قابليت اطمينان، بهبود خواص استحكامي، بهبود و سختي و بهبود ارتباطات اين تغيير در مرزها ضروري است. اول بايد مرز موجود را شكست و سپس به دو گام بعدي رفت. روند ديگري كه در كنار «شكستن مرزها» به موضوع اين شماره كليك ارتباط مستقيم دارد روند «حركت از مقياس ماكرو به نانو» است. يعني همه چيز به لحاظ ابعادي به بسيار كوچكتر شدن (در حد غيرقابل ديد بودن) تغيير ميكنند.
در مورد دنياي پزشكي ميتوانيم اينطور فرض كنيم كه:
این مطلب در کلیک چاپ شده است. click@jamejamonlinre.ir
پستهاي خواندني، شنيدني، خوردني، بوييدني و لمسشدني!
شش سال پيش (شايد هم كمي دورتر) با دوستي كه چندسال از سفر تحصيلياش به آمريكا ميگذشت، چت ميكردم. پرسيدم: «الان چه ميكني؟» گفت: «نميگويم كه اگر بفهمي تو هم خراب اين كار ميشوي»! و بعد ادامه داد: «نه! بداني بهتر است». اول پرسيد: «ميداني وبلاگ چيست؟ آيا اين پديده در ايران هم مطرح شده؟» و گفت: «گرفتار وبلاگ و بلاگنويسي شدهام؛ دنيايي است كه واردش شوي بيرون رفتنش آسان نيست.» من آن زمان خبر دقيقي از روند توسعه وبلاگ در ايران نداشتم. در مورد خودم تا همين چند روز پيش هم فكر نميكردم كه بالاخره در وبلاگي مثل problemsolving.blogfa.com بنويسم و همين مطالب كليك را هم بعد از چاپ، آنجا پست كنم. اما تعجب او هم بيمورد بود. چون اينجا فيلمهاي روي پرده سينماهاي دنيا هم زودتر از اولين اكرانشان در مبدا، دست به دست ميچرخند و اكران خانگي ميشوند!
حالا وبلاگ ده ساله شده و دسترسي به اينترنت در كشور ما همچنان در حال توسعه است و مثل گوشي تلفن همراه، هر كسي دوست دارد يك لپتاپ هم داشته باشد. طبيعي است كه راهانداختن يك وبلاگ هم كمترين پيامد اين توسعه به شمار آيد. آنچه را که در يك وبلاگ وجود دارد، اين طور مرور كنيم: يك آدرس اينترنتي، فضايي روي وب، كاربر وبلاگ، نرمافزار ميزبان بلاگ، محتواي متني و تصويري (پستها)، دسترسي به اينترنت، رايانه. به نظر ميرسد فراتر از اين چيزي داشته باشيم.
با اين اجزاي ساده و در دسترس، چه ميشود انجام داد؟ چه ميشود كه برخي وبلاگهاي فارسي، هزاران بازديدكننده دارند و صدها نظر برايشان ثبت ميشود و مشتري ثابت پيدا ميكنند، اما برخي ديگر مهجور و غريب، گوشهاي بدون بازديد ميمانند؟ چهها تا به حال در يك وبلاگ اتفاق نیفتاده و نديدهايم کسی از ظرفيتهاي آن استفاده كند؟
خاطرهنويسي، داستانسرايي، آموزش آشپزي، تفريح و سرگرمي، مباحث علمي و همه آنچه در فهرست وبلاگها قابل مشاهده است، واقعيتهاي استفاده از وبلاگها هستند. شايد پيشتر كسي فكر ميكرد وبلاگويسي براي افراد صاحبنام و شخصيتهاي شناخته شده و رسمي كار خوبي نيست و دون شان به حساب ميآيد، اما امروز اتفاقا براي همانها كسب اعتبار ميكند و خوشفكري محسوب ميشود. در ستون امروز، قصد داريم نگاهی رسانهاي به وبلاگ داشته باشيم و روندهاي تكامل نوآوري نظاميافته TRIZ را از اين منظر بررسي كنيم.
از ميان روندهاي پركاربردي كه در شمارههاي پيشين بدانها پرداختهايم، اينجا هم رد «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» و «افزايش ميزان بهكارگيري حواس» پر رنگ است. در مورد تكي دوتايي چندتايي، هم سيستمهاي مشابه و هم نامشابه در حال چندتا شدن هستند. اگر كسي يك وبسايت براي خود ايجاد كند، تولد يك سيستم تكي را رقم زده است. وقتي شما شرايط ميزباني وبلاگهاي مختلف را فراهم ميكنيد، سيستم را چندتايي كردهايد؛ از يك وبسايت، امكان تكثير سايتهاي مشابه بهوجود آمده است.
ميتوان چنين تصور كرد و چندصباحي صبر داشت تا اين پيشبينيها جامه عمل بپوشند:
همه ما آنقدر درگير كارهاي مهم و فعاليتهاي روزمره و انجام بايد و نبايدها هستيم كه كمتر فرصت فكر كردن و فراتر از آن «خلاق فكر كردن» داريم. چند دقيقهاي به ديگر كارها و مشغلههاي فكريتان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون بياييد و متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايدهپردازي خود لذت برديد، با يك ايميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيتهاي امروز، از روياهاي ديروز متولد شدهاند.
اين مطلب در كليك يكشنبه 23/10/1386 و در صفحه 9 چاپ شد.click@jamejamonline.ir
خبر بسيار كوتاه بود و جز چند واژه نداشت: دكتر محمدحسين سليمي درگذشت!
دكتر سليمي نقش اساسي در ورود TRIZ به ايران و ترويج تفكر حل مساله داشت. رييس اسبق دانشگاههاي صنعتي اميركبير و صنعت نفت، در ترويج كايزن، TQMو مهندسي ارزش هم پيشگام بود. حالا اين روزها او را «پدر دانش حل مساله» و «بنيانگذار نوآوري نظاميافته در ايران» مينامند ... يادش به خير و نيكي و جايش خالي
آخرين پيامي كه از دكتر به من رسيد ساعتي پس از درگذشت ايشان بود و حكايت از جديت در برگزاري دومين كنفرانس استراتژيها و تكنيكهاي حل مساله براي سال 1387 داشت. گفتند كه برگزاري كنفرانس دوم را با همراهي دبيرخانهاي خوشنام و توانا در اجراي كنفرانسها دنبال كنيم و بنشينيم و به برنامهريزيهاي اجرايي بپردازيم. حتي گفته بودند چون دارم بهتر ميشوم فلان مسؤوليت اجرايي پيشنهاد شده در كلان شهر تهران را ميپذيرم و ترويج و بهكارگيري تكنيكهاي حل مساله را دنيال ميكنيم. براي من اين پيام چنين معنا ميداد: درد بيوقفه دكتر كمتر شده و كم كم مثل قبل ايشان را سر حال و قبراق ميبينيم و از اشتياق و يافتههاي جديدشان انرژي ميگيريم و ميآموزيم و آموختهها را با ديگران به شراكت ميگذاريم.
انگار همين ديروز بود نه سه ماه يپش و يكي دو شب قبل از سفر مجدد درماني به اتريش، كه دكتر سليمي پذيرفت و حال آن داشت كه از ده شب به جام جم بيايد و در برنامه زنده «دو قدم مانده به صبح» تا پاسي ار بامداد، ميهمان دكتر عيسي جلالي باشد در گپ و گفت راجع به TRIZ. جالب آن كه وقتي جمعه پيش از سهشنبه 3 مهر، گروه برنامهساز خواستند به دفتر مؤسسه مطالعات نوآوري و فناوري ايران بيايند و يك دو ساعتي با دكتر گفتگو ضبط كنند، نه نگفت! پاسخ مثبت را كه خانم سليمي خبر داد، من ذوق زده و در عين حال متعجب بودم؛ چون ميدانستيم كه دكتر رمق و توان جسماني گذشته را ندارد... و چه گلي انداخت گفتگوي دكتر جلالي و دكتر سليمي در آن صبح تا بعدازظهر جمعه. انگار سالهاست يكديگر را ميشناسند. آنقدر با اشتياق در مورد ضرورتهاي تفكر خلاق و نگاه پوياي حل مساله با هم صحبت ميكردند كه همانجا دعوت حضور در برنامه زنده پيشنهاد شد و رسيديم كه به 10 شب سهشنبه كه از منزل دكتر رفتيم به جام جم و دكتر پس از آن رفت اتريش و برگشت و هنوز درد داشت و اين درد انگار تمامي نداشت ... و چه زود ميگذرد همه چيز ... بحثها، سفرها، پروژهها، جلسهها، خواندنها و نوشتنها و اميدهاي فراوان براي كارهاي ماندگار مثل همه سالهاي رياست دانشگاه اميركبير كه هميشه عشق و علاقه اصلي دكتر، دانشگاه بود و دانشگاه ... خبر بسيار كوتاه بود و جز چند واژه نداشت ... و ما هنوز اين خبر را باور نداريم ...
از همه دوستان و همكاران و همراهاني كه لطف داشتند و تسليت گفتند قدردانيم ... پاينده باشيد.
برخي از بازتابهاي رسانهاي اين رخداد:
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=41742
http://www.autnews.info/archives/1386,10,0006872
http://www.irinn.ir/Default.aspx?TabId=15&nid=67112
http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=165983
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&NewsID=610866
برنده ـ برنده ـ برنده بودن با تحليل منافع
در شعار بسياري از شركتهاي موفق و پيشرو واژهاي مشترك وجود دارد: «مشتري». بحث بر سر اين نكته كه مشتري كيست، سخن تازهاي به شمار نميآيد. مقالهها و كتابها و سخنان فراواني در وصف او (و شما و من مشتري نيز) منتشر شده است. اگر روزنامهها را ورقي بزنيم يا تلويزيون را روشن كنيم، خيلي سريع كلامي در شرح جايگاه مشتري مييابيم. مجري برنامه تلويزيوني مدام به ما گوشزد ميكند كه ما برايش اهميت ويژهاي داريم و دايم اظهار اميدواري ميكند كه از همراهي ما تا پايان برنامهها برخوردار باشد. پس: مشتري هست و جايگاهي رفيع در كسب و كار ما دارد.
رابطه ما با مشتري براي فراهم كردن خواسته او و تامين نيازش، چگونه رابطهاي است و چطور تعريف ميشود. مشتري را به چشم اسكناس مينگريم يا او را ولينعمت خود ميپنداريم. ماهاتما گاندي، رهبر فقيد هند چنين ديدگاهي در مورد مشتري دارد: «مشتري بهترين ناظر فعاليت هاي ما است. مشتري هدفي زودگذر نيست بلكه غايت همه اقدامهاي ما است . مشتري در فعاليتهاي ما، يك فرد خارجي به حساب نميآيد، بلكه او بخشي از سازمان ماست. ما با خدمتي كه به مشتري ارايه ميدهيم به او لطف نميكنيم، بلكه او فرصتي براي ادامه كار به ما ميدهد و به ما لطف مينمايد ».
اين كلام گاندي، بر در ديوار بسياري از شركتهاي ايران نيز نقش بسته است. صاحبنظران بسياري، در مباحث مربوط به كيفيت از زاويههاي مختلف به موجود ذيارزشي به نام مشتري پرداختهاند. اما نگاه ما به او در اين مجال، از منظر نوآوري است.
از حدود يك سال و نيم پيش كه اين ستون با نام «اكسير نوآوري» منتشر شده است، بارها و بارها به اهميت تعريف مساله در فرايند حل مساله و حل خلاق مساله، اشاره داشتهايم. تكرار ميكنيم كه اگر فرست ما براي حل مساله، دو ساعت باشد، شايسته و ضروري است كه حدود يك ساعت و نيم را به تعريف و تعريف و تعريف مساله بپردازيم. بسياري از اوقات، در گام تعريف مساله و انجام دقيق و متمركز آن، راهحل مساله نمايان ميشود و ما را از ادامه فرايند حل مساله با دنبال كردن گامهاي كلاسيك بينياز ميكند.
يكي از مهمترين فعاليتهاي گام تعريف مساله در دانش نوآوري نظاميافته و TRIZ، تحليل منافع نام دارد. به هنگام تحليل منافع بايد به درستي درك كنيم كه مصرفكننده كالا و خدمات ما به دنبال چه منافعي است؟! سرمايهگذار و توليدكننده چه نفعي را جستجو ميكند؟! و تيم و گروهي كه دستاندكار توليد محصول يا كالا كه ما آنها را تيم حل مساله فرض ميكنيم، چه چيزي را نفع خود ميدانند!؟ اين تحليل منافع بايد با واقعنگري و ريزبيني و در تعامل مؤثر با مشتري، سرمايهگذار و تيم حل مساله انجام شود.
بيتوجهي به نياز مشتري مرگ حتمي را به دنبال خواهد داشت و عدم تامين نظر و خواسته دو ركن ديگر نيز، تبعات سوئي را دي پي دارد. هر چه دورتر از منافع محسوس اين سه ستون باشيم، از جواب ايدهآل و بهترين راهحل فاصله داريم. منافع مورد اشاره، بايد به عدد و رقم نيز تبديل شوند و نشانههاي رسيدن به آنها از ديد هر يك از سه عامل مورد اشاره، تصريح گردد تا بدانيم كه كي كداميك از طرفين نظام نوآوري ما به منفعت خود رسيدهاند و چقدر يا رسيدن به نقطه هدف ديگري فاصله داريم. من برنده، مشتري برنده، تيم بازنده دوام نخواهد داشت. مشتري برنده، سازمان بازنده نيز راهحل خوبي نيست...
با اين توصيف، به سازمانها و فضاي اداري خودمان و مدلهاي موجود كسب و كارمان در هر حرفه و تخصصي كه فعاليت داريم بنگريم! كجا و كي اين تحليل منافع را انجام دادهايم!؟ كي و كجا نتيجه مناسب نگرفتهايم و ديگري را مقصر دانستهايم!؟ آيا در آن شرايط تحليل منافع را انجام داده بوديم!؟ اگر در شرايط كنوني به منافع سه طرف موضوع انديشه كنيم، راهحل همين است كه در حال حاضر داريم، يا بايد تغييرات اساسي درآن ايجاد كنيم!؟ منافع كارمند و مدير و مديرعامل كدام است و كي ميفهميم كه هر يك به منافع خود رسيدهاند!؟ پرسشهاي بسياري از اين دست و تفكر خلاق به آنها، راهحلهاي نواورانهاي را به ما خواهند داد كه منجر به موفقيت حتمي ميشوند. تفكر برنده برنده و نگرش معروف win-win با انجام تحليل منافع، ما را (در هر كدام از سه جايگاه مشتري، سرمايهگذار و تيم حل مساله كه باشيم) به نتايج برنده ـ برنده ـ برنده ميرسانند و اينجا است كه نوآوري رخ ميدهد.
اين مطلب نيمه دوم سال 1384 در روزنامه جام جم چاپ شد.
امنيت داشتن از جمله اولين مفاهيمي است كه با «داشتن» هر چيزي بدان فكر ميكنيم. در دنياي مجازي كه ما بسياري چيزها را نميبينيم و با تصوير نمادي بيروني از آن از بود و نبودش خبردار ميشويم، ماجراي امنيت هم ناديدنيتر و سحرانگيزتر ميشود.
روندهاي تكامل مختلفي براي موضوع امنيت قابل مثالزدن هستند. اما در اين ميان به دليل تنوع و توسعه همزمان سيستمهاي الكترونيكي يا مجازي، درك روند تكامل «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» آسانتر است. در اين روند، آينده و مسير تكامل سيستمها بدينترتيب تصوير ميشود: سيستمها از حالت تكي به دوتاييهايي كه شبيه هم نيستند تبديل خواند شد و بعد سيستم سومي از جنس ديگر به آنها ملحق ميشود و در ادامه هم چندتايي شدن اين سيستمها ايدهآلتر شدن آنها را در پي دارد. خود گوشيهاي تلفن همراه مثال خوبي از اين تكي متولد شدن و بعد به چندتاييهاي نامشابه تكامل يافتن هستند.
تكي ـ دوتايي ـ چندتايي نامشابه
سيستم چندتايي «... سيستم سهتايي «... سيستم دوتايي «... سيستم تكي
ببينيم با تمركز و توجه به روند تكامل «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» چه آيندهاي قابل تجسم است:
1. سيستمهاي هك كردن يا پيشگيري از آنها مدام در حال توسعه يافتن و از چند زاويه مختلف، حمله يا دفاع كردن هستند. صفحههاي مختلف يك وبسايت با لينك داشتن از ديگر وبسايتها امكان كنكاش بيشتر را فراهم ميكنند.
2. همانطور كه سازمانها نگران زلزله و آسيب ديدن ساختمانهاي چندطبقه خود هستند، براي كسب و كار از طريق وبسايتهاي خود نيز دغدغههاي پيشگيري از زلزله را خواهند داشت. اينجا است كه تخصصهاي امنيت شبكه و ... رونق خواهند يافت.
4. رفتار كاربران در سيستمها مدام رصد ميشود تا از يافتن عدم انطباق الگوي رفتاري با پيشينه او، كنترل شود كه اين كاربر كه هم اكنون خود را «ك» معرفي كرده، آيا واقعا همان «ك» است! رفتارهاي ما در خريد از سوپرماركت، نوشتافزار فروشي، مراجعه به كتابفروشي و تعويضروغني و رستورانها، همه با هم در يك بانك داده تحليلهاي معنادار ميشوند. اين تحليلها حتي آنلاين خواهد شد تا در لحظه خطا هشدار بدهد و هويت مشكوك مورد وارسي قرار گيرد.
5. درپي امنيت بودن موجب ميشود تا مساله كوچك شدن اندازه فايلهاي مختلف (متن و صدا و تصوير و رنگ و بو و ...) و نيز سرعت استفاده همزمان ميليون كاربر از آنها با جديت دنبال شود تا راهحلهايي كاملا متفاوت از امروز بدست آيد.
6. امنيت در فناوري اطلاعات منجر به تولد «شبكههاي بيمه» ميشود. همين شركتي كه خودروي ما را بيمه شخص ثالث كرده، فردا ميآيد و وبسايت و فلان بانك اطلاعاتي ما را هم بيمه ميكند. وقتي خودروي ما پوششي از محصولات نانوفناوري داشته باشد، ديگر مساله تصادف و خسارت ديدن در آن حل شده و با هر حادثهاي خودروي من خود بهخود به وضع عادي بازميگردد. كسب و كار دنياي فناوري اطلاعات مشاغلي چون بيمهها را دگرگون ميكند.
7. چون مفهوم همه اقلام فيزيكي، مجازي ميشود مسالههاي امنيتي و اثبات آنها با پيچيدگيهاي خاص همراه ميشوند. مثلا شما در انبار كارخانه خود، هزاران قطعه از يك محصول داريد و قيمت هر يك هم چندتومان است. سفارش دادن مواد اوليه جديد و فروش محصول موجود در انبار، با چند كليك و ورود چند نام كاربري و رمز عبور انجام ميشود. در يك انبار پيشرفته كه جابهجاييها هم با دستگاههاي خودكار انجام ميشوند، كنترلهاي دستي حذف شده است. وقتي سفارشي الكترونيكي عمل ميشود همان زمان هم تبادل مالي آن آنلاين صورت ميگيرد. حالا دستكاري كردن يك عدد از بخشي از اين سيستم نرمافزاري اگر به سادگي صورت پذيرد، رديابي و اثبات صحت يا عدم آن، كار سادهاي نيست.
8. آسان نيست كه يك انسان يا تيمي از هكرها بنشينند و وبسايتهاي مختلف را واكاوي كنند تا امنيت آنها را بر هم زنند. اما اگر ساز و كار و قاعدههاي ماجرا را براي يك روبات نرمافزار درست تعريف كنيم، او سرعت بالا و وقت كافي دارد تا اوضاع را بر هم زند.
شما فكر ميكنيد از كدام روزنهها ممكن است امنيت سيستم و كسب و كارتان مورد آسيب قرار گيرد؟ چه راهكارهايي را براي آن تدبير كردهايد؟ فكر ميكنيد از كدام ردپاها ديگران ميتوانند آرامش مجازي شما را بر هم زنند؟ اگر چه درهاي دروازه را براي حفظ قلعه خوب و محكم و با لايههاي حفاظتي مختلف ميبنديم، اما يادمان باشد كه دشمن دانا يا نادان ممكن است عمدي يا سهوي از يك روزنه به برج و باروي ما نفوذ كند. در دنياي فناوري اطلاعات روزنهها بيش از درهاي دروازه جستجو ميشوند.
اين مطلب آذرماه در كليك چاپ شده است. لطفا به click@jamejamonline.ir بازخورد دهيد.
از حذف خميردندان تا شهرهاي فضايي
از جمله قويترين روشها و ابزارهاي پيشبيني واقعبينانه آينده را ميتوان در دانش نوآوري نظاميافته TRIZ جستجو كرد. يكي از دانشمندان معاصر اين دانش با نام كالوي رنتنن Kalevi Rantanen در مقالهاي كه به تازگي منتشر كرده، تحولات عرصه نوآوري سالهاي 2010 تا 2060 را بر اساس ابزارهاي (مانند 40 اصل و 9 پنجره) پيشگويي كرده است. او گوشههايي از نوآوريها را در هر دهه از اين بازه زماني، با اين مثالهاي ذكر كرده:
2010 تا 2020 ـ استفاده گسترده از تلفنهاي تصويري/ ابزارهاي موسيقي Hands-Free (مثلا گيتاري از جنس هوا كه شما فقط با تكان دادن دست خود آن را مي نوازيد)/ سلولهاي خورشيدي زنده و داراي زيست
2020 تا 2030 ـ شبكههايي از حسگرهاي مينياتوري بسيار ريز/ جايگزيني خميردندان با نانوگياهها (هم نظافت دهان و دندان هم تغذيه خوراكي طبيعي)/ گوشت مصنوعي خوراكي/ ديودهاي كوچك نورافشان به جاي تيرهاي چراغ برق
2030 تا 2040 ـ تلفنهاي داراي عصب/ تلويزيون 3 بعدي و فناوريهاي شناوري (حركت آزادانه دستگاهها با غوطهوري در ميان هوا و زمين)/ پارچههاي خود تميزكننده/ خودروهاي آسيبناپذير
2040 تا 2050 ـ پروازهاي تكسرنشين به مريخ/ شبكههاي هوشمند متشكل از رباتهاي بسيارريز/ رباتهاي فوتباليست/ استفاده گسترده مردم از ميكرو رباتها
2050 تا 2060 ـ خانههاي فوري (مثل كنسروها و كمپوتها)/ شهرهاي فضايي/ نانوگياهها براي درمانهاي پزشكي از حفرههاي ريز پوستي/ انرژيهاي هستهاي مقرون به صرفه و ارزان/ سفينهها و فضاپيماهاي كوچك (به اندازه يك كليد)
اين مطلب پيش از شهريور ۱۳۸۶ در روزنامه جامجم چاپ شده است. www.jamejamonline.ir
به نام خالق خلاق
این اولین یادداشتی است که برای این وبلاگ مینویسم. پیش از هر چیز باید معرفی مختصری از هدف تولد این وبسایت برایتان بگویم. قصد اصلی، شریک شدن در محتوای علمی و کابردی دانش حل مساله است. از نگاه ما تکنیکهای خلاقیت و روشهای حل مساله در هم گره خورده هستند و اگر هم گرهشان را باز کنیم پیوندشان ناگسستنی است. دیگر این که در صفحههای این وبلاگ شما از TRIZ نوآوری نظامیافته و مهندسی ارزش هم خواهید خواند. آن چه امیدواریم حتما رخ دهد دریافت بازخورد از بازدیدکنندگان وبلاگ است که از دید ما مهمترین منابع برای کشف نیازها و تلاش برای یافتن راه حل مسالههای ایشان است. غرض از مسالههای شما نیازهایی است که پیشران ما در یادگیری چیزهای جدید خواهد بود البته در فضا و گفتمان حل مساله.
فكر ميكنيم هر بازديد رضايتبخشي از اين وبلاگ، لبخندي را بر لبان دكتر سليمي فقيد مينشاند. از اين روي، به ياد اين مرد بزرگوار (كه آب شد تا دنيا را ترك كند و زحمتها كشيد تا ماندگار شود) صلواتي و خدا بيامرزي و فاتحهاي نثار روحش كنيم... از نزديك كه همراهش بوده باشيد معناي نگاه او به مسايل جامعه به خصوص در فضاي علم و پژوهش را خوب درك ميكنيد ... دكتر سليمي در زمينههاي متعددي پيشگام بود و اگر از نوآوري به ديگران ميآموخت خود مبدع و خلاق بود.
با این مختصر معرفی اولیه مطالب این وبلاگ را در چنین سرفصلهایی خواهید دید:
اميدوارم در تولد وبسايت بيش از حد دام پهن نكرده باشيم كه اسير آن شويم و نتوان گامهاي مشخصي براي رسيدن به محتواي اين سرفصلها برداشت. برنامه مشخص و منظمي براي تامين محتوا نريختهايم كه نويد دهيم تا فلان روز، فلان بخش آماده است. تا چه پيش آيد و چه در نظر افتد و چقدر در چه فاصلههاي زماني مجال داشته باشيم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|