تبليغاتX
اکسیر نوآوری
 
نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد.
 

از تيرماه تا شماره گذشته، با كمك ابزار ساده و علمي «9 پنجره» به تحليل و بررسي گذشته، حال و آينده موضوع ويژه هر شماره از كليك پرداختيم. هر بار نيز يادآور شديم كه از اين ابزار براي شناخت كلي موضوع و ايده‌پردازي استفاده مي‌شود. بسياري از محصولات و فناوري‌هاي دنياي ديجيتال، تغييرات چشمگيري نسبت به گذشته خود داشته‌اند كه در 9 پنجره‌ها تلاش شد چگونگي رسيدن به ايده‌هاي جديد و كاربردي شده براي شما تشريح شود.

گفتيم كه هدف از اين ستون و تولد مطالب 9 پنجره، بردن شما به پشت پرده تفكر خلاق و آموزش و مرور چگونگي طرح ايده‌‌هاي جديد است. اين كاري است كه در بسياري از شركت‌هاي صاحب‌نام فناوري اطلاعات هر روز رخ مي‌دهد و نمونه و شاهد آن عكس‌هايي است كه از دفترهاي مختلف گوگل طي چند ماه اخير دست‌به‌دست در صندوق پست الكترونيك ما گشته است.

از اين شماره، تغييري در ابزار و نوع نگاهمان مي‌دهيم و به موضوع ويژه كليك از زاويه‌اي جديد مي‌پردازيم. قصد اين است كه از آينده اين فناوري و تغييراتي كه به‌واسطه آن خواهد افتاد برايتان بنويسيم و اشاره‌اي گذرا نيز به چگونگي تفكر منجر به اين تغييرات داشته باشيم. دانشمندان و كمپاني‌ها منتظر يكديگر نيستند تا آينده اتفاق افتد. در دنياي امروز، همه در تلاش هستند تا آينده را آن‌طور كه ايده‌پردازي مي‌كنند بسازند. «روندهاي تكمل» كشف بزرگ صاحب‌نظران عرصه نوآوري است. اين روندها بر اساس تمام اختراع‌ها و تجربه‌هاي موفق دنيا كشف شده‌اند و امروزه در دست متخصصان دنياي ديجيتال قرار دارند تا آينده مطلوب خود و مشتريانشان را رقم زنند. روندهاي تكامل حدود 30 تا هستند. به تناسب موضوع ويژه كليك، هر شماره يك يا چند مورد از آن‌ها را معرفي مي‌كنيم.

 

شكستن مرزها

روند شكستن‌ مرزها، بازگو كننده الزام بهبود سيستم‌ها از طريق حذف مرزهاي موجود و قابل تصور براي آن‌ها است. به دلايلي مانند بهبود قابليت اطمينان، بهبود خواص استحكامي، بهبود و سختي و بهبود ارتباطات اين تغيير در مرزها ضروري است. اول بايد مرز موجود را شكست و سپس به دو گام بعدي رفت. روند ديگري كه در كنار «شكستن‌ مرزها» به موضوع اين شماره كليك ارتباط مستقيم دارد روند «حركت از مقياس ماكرو به نانو» است. يعني همه چيز به لحاظ ابعادي به بسيار كوچكتر شدن (در حد غيرقابل ديد بودن) تغيير مي‌كنند.

در مورد دنياي پزشكي مي‌توانيم اين‌طور فرض كنيم كه:

  1. براي انجام آزمايش‌هاي تشخيص طبي، نياز به آزمايشگاه رفتن حذف مي‌شود. هر كسي يك آزمايشگاه ديجيتال دارد كه در اندازه‌هاي ميكرو ساخته شده و زيرپوستش نصب مي‌شود! اين آزمايشگاه مدام نمونه‌برداري‌هاي مورد نياز را از خون، عروق و ديگر اندام لازم برمي‌دارد و همان جا داده‌هاي لازم را تحليل و پس از پردازش به مركز پزشكي طرف قرارداد شما ارسال مي‌كند. تصور كنيد از زيرپوست‌ شما تبادل اطلاعات با مركز پزشكي صورت گيرد. شايد پزشك شما زنگ بزند و از شما بخواهد كه در خوردن شيريني پرهيز كنيد يا بيشتر به ورزش بپردازيد. حتي مي‌شود كه شما بدون مراجعه به متخصص، داده‌هاي وضع موجود بدن خود را براي چند پزشك ارسال كنيد و از آن‌ها كمك بخواهيد.
  2. هر يك از ما يك بانك داده سلامت خواهيم داشت كه بدون اجازه و كلمه عبوري كه خود مي‌دانيم براي كسي قابل دسترسي نيست. ديگر اين مهم نيست كه دفعه قبل پيش كدام دكتر رفته‌ايم و تشخيص او چه بوده و پرونده كاغذي ما كجاست. وقتي همه سوابق پزشكي ما متمركز و قابل رديابي و مرور باشد، پزشك معالج از پيش از تولد ما تا امروز را مي‌بيند و قادر است سلامتي ما را بر اساس نمودارها و ... تا چند سال آينده به دقت بيان نمايد.
  3. گوشي‌هاي تلفن و ساعت‌هاي مچي كه هميشه همراه و كنار دست ما هستند، خودشان مدام نبض ما را اندازه مي‌گيرند و دماي بدن و ديگر مشخصه‌هاي لازم را گزارش مي‌كنند.
  4. پزشكي از راه دور كه همين امروز هم در حال انجام است و مي‌توان نمونه‌هاي واقعي شكسته شدن مرزها را در اين زمينه مثال زد. جراحي‌ از طريق اينترنت و از منزل يا دفتر جراح در كشوري ديگر، همكاري تيم خبره جراحان دور از هم، در يك اتاق عمل آن هم از طريق داده‌هاي ديجيتال دور از تصور نيست. آماده كردن بيمار براي عمل توسط ربات‌ها و سر زدن به بيمار و انجام چك‌آپ‌ها به كمك وب‌كم و ميكروفون و ديگر دستگاه‌هاي ديجيتالي هم يك امر به راحتي شدني است.
  5. تجهيزات پزشكي به نحو چشمگيري كوچك‌تر از آن چه امروز هستند و دقيق‌تر از آن‌چه تصور كنيم خواهند شد. نمونه‌برداري‌هاي دقيق از فاصله چندمتري ممكن مي‌شوند و خلاصه همه چيز كوچك و كوچك‌تر خواهند شد.

این مطلب در کلیک چاپ شده است. click@jamejamonlinre.ir

  نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت 9:34 AM  توسط محمود کریمی  | 

پست‌هاي خواندني، شنيدني، خوردني، بوييدني و لمس‌شدني!

 

شش سال پيش (شايد هم كمي دورتر) با دوستي كه چندسال از سفر تحصيلي‌اش به آمريكا مي‌گذشت، چت مي‌كردم. پرسيدم: «الان چه مي‌كني؟» گفت: «نمي‌گويم كه اگر بفهمي تو هم خراب اين كار مي‌شوي»! و بعد ادامه داد: «نه! بداني بهتر است». اول پرسيد: «مي‌داني وبلاگ چيست؟ آيا اين پديده در ايران هم مطرح شده؟» و گفت: «گرفتار وبلاگ و بلاگ‌نويسي شده‌ام؛ دنيايي است كه واردش شوي بيرون رفتنش آسان نيست.» من آن زمان خبر دقيقي از روند توسعه وبلاگ در ايران نداشتم. در مورد خودم تا همين چند روز پيش هم فكر نمي‌كردم كه بالاخره در وبلاگي مثل problemsolving.blogfa.com بنويسم و همين مطالب كليك را هم بعد از چاپ، آن‌جا پست كنم. اما تعجب او هم بي‌مورد بود. چون اينجا فيلم‌هاي روي پرده سينماهاي دنيا هم زودتر از اولين اكرانشان در مبدا، دست به دست مي‌چرخند و اكران خانگي مي‌شوند!

حالا وبلاگ ده ساله شده و دسترسي به اينترنت در كشور ما همچنان در حال توسعه است و مثل گوشي تلفن همراه، هر كسي دوست دارد يك لپ‌تاپ هم داشته باشد. طبيعي است كه راه‌انداختن يك وبلاگ هم كمترين پيامد اين توسعه به شمار آيد. آن‌چه را که در يك وبلاگ وجود دارد، اين طور مرور كنيم: يك آدرس اينترنتي، فضايي روي وب‌، كاربر وبلاگ، نرم‌افزار ميزبان بلاگ، محتواي متني و تصويري (پست‌ها)، دسترسي به اينترنت، رايانه. به نظر مي‌رسد فراتر از اين چيزي داشته باشيم.

با اين اجزاي ساده و در دسترس، چه مي‌شود انجام داد؟ چه مي‌شود كه برخي وبلاگ‌هاي فارسي، هزاران بازديدكننده دارند و صدها نظر برايشان ثبت مي‌شود و مشتري ثابت پيدا مي‌كنند، اما برخي ديگر مهجور و غريب، گوشه‌اي بدون بازديد مي‌مانند؟ چه‌ها تا به حال در يك‌ وبلاگ اتفاق نیفتاده و نديده‌ايم  کسی از ظرفيت‌هاي آن استفاده كند؟

خاطره‌نويسي، داستان‌سرايي، آموزش آشپزي، تفريح و سرگرمي، مباحث علمي و همه آن‌چه در فهرست وبلاگ‌ها قابل مشاهده است، واقعيت‌هاي استفاده از وبلاگ‌ها هستند. شايد پيشتر كسي فكر مي‌كرد وبلاگ‌ويسي براي افراد صاحب‌نام و شخصيت‌هاي شناخته شده و رسمي كار خوبي نيست و دون شان به حساب مي‌آيد، اما امروز اتفاقا براي همان‌‌ها كسب اعتبار مي‌كند و خوش‌فكري محسوب مي‌شود. در ستون امروز، قصد داريم نگاهی رسانه‌اي به وبلاگ داشته باشيم و روندهاي تكامل نوآوري نظام‌يافته TRIZ را از اين منظر بررسي كنيم.

از ميان روند‌هاي پركاربردي كه در شماره‌هاي پيشين بدان‌ها پرداخته‌ايم، اينجا هم رد «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» و «افزايش ميزان به‌كارگيري حواس» پر رنگ است. در مورد تكي دوتايي چندتايي، هم سيستم‌هاي مشابه و هم نامشابه در حال چندتا شدن هستند. اگر كسي يك وب‌سايت براي خود ايجاد كند، تولد يك سيستم تكي را رقم زده است. وقتي شما شرايط ميزباني وبلاگ‌هاي مختلف را فراهم مي‌كنيد، سيستم را چندتايي كرده‌ايد؛ از يك وب‌سايت، امكان تكثير سايت‌هاي مشابه به‌وجود آمده است.

 

مي‌توان چنين تصور كرد و چندصباحي صبر داشت تا اين پيش‌بيني‌ها جامه عمل بپوشند:

  1. وقتي شما فقط متن پست مي‌كنيد، حس بينايي مخاطب پيام شما درگير مي‌شود. حال اگر بتواند صداي شما را هم بشنود، حس دوم (كه اينجا شنوايي است) را هم اضافه كرده‌ايم و اگر لامسه او و چشايي و بويايي هم به تدريج وارد گود شوند، آن‌گاه نوع تعامل با بازديدكننده به كل دگرگون مي‌شود. كمي به پادكست فكر كنيد تا ببينيد چه شده است. به كمك ابزار روندهاي تكامل TRIZ، چيزي مثل پادكست به سادگي قابل پيش‌بيني مي‌شود و با دنبال كردن اثرات و تبعات ورود حس‌هاي ديگر، اين پيش‌بيني جالب‌تر هم مي‌شود.
  2. اگر حس‌گرها توسعه بيشتري پيدا كنند و دسترسي‌هاي ما به اينترنت از طريق خطوط تلفن همراه و ماهواره‌ها با سرعت مناسب برقرار شود، شما مي‌توانيد مخاطب وبلاگ خود را از روحيه و حس و حال و فضاي واقعي كه مي‌خواهيد به او منتقل كنيد با خبر کنيد. فرض كنيد جايي مي‌خواهيد از يك رايحه خوش برايش بگوييد و او بتواند از وبلاگ شما بوي همان رايحه خوش را استشمام كند. يا از گرماي زياد هوا در فلان موقعيت جغرافيايي حرف بزنيد و او پشت نمايشگر خود گرماي زياد را حس كند... كمي خيال‌پردازي كنيد و از ايده‌هاي خود لذت ببريد.
  3. وبلاگ‌نويسان ناچار خواهند شد دانش خود را درباره نرم‌افزارها و سخت‌افزارها مدام ارتقا دهند و براي سري در ميان سرها داشتن، گريزي ندارند جز استفاده حداكثري از ابزار و امكاناتي كه در دنياي فناوري اطلاعات برايشان فراهم مي‌شود.
  4. در آينده شاهد تلفيقي از وبلاگ‌ها در قالب‌هايي شبيه پورتال خواهيم بود. اين اتفاق، تولد يك سيستم تكي جديد از سيستم‌ چندتايي موجود در وبلاگ‌هاي امروزي است. هر وبلاگ‌نويسي شركا و همسايه‌هايي را انتخاب مي‌كند كه با بودن در كنار آن‌ها، همه‌شان رونق بيشتري داشته باشند و تعداد بازديدهايشان بالاتر رود. شايد اين‌ها مثل يك راسته بازار و بورس از وبلاگ‌هاي هم‌خانواده شكل گيرند يا مجمتع‌ها و پاساژ‌هايي باشند كه وبلاگ‌هاي متفاوت اما مكمل در آن‌ها كنار هم بنشيند. چيزي شبيه خانه‌هاي حياط‌دار قديمي كه دورتادور آن اتاق‌هايي به خانواده‌هاي مختلف اختصاص داشت و همه با هم مثل اعضاي يك خانواده بزرگ‌تر زندگي مي‌كردند.
  5. ساختار گروه‌هاي خبري و موارد مشابه، توسعه بيشتري خواهند يافت. اين يك عادت است كه براي اطلاع از آخرين اخبار به سراغ شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني و وب‌سايت‌ها برويم، اما يك دلخواه نيست! ما بيشتر دوست داريم تا اخبار مورد علاقه خود (ورزشي، علمي، اقتصادي، اجتماعي و ...) را خودبه‌خود و بدون گشت و گذار، بلافاصله ببينيم و بشنويم. اصلا جستجو كردن و سر زدن به جايي جز آن‌جا كه نشسته‌ايم و نگاه كردن به چيزي به جز آن‌چه پيش چشمان ماست، برايمان جذاب نيست. دنياي مجازي، اين ارتباط‌ها و رفت و آمدها را دگرگون كرده است. به سادگي مي‌نشينيم و خبرهاي جديد دلخواه خود را با پيامكي روي تلفن همراه خود مي‌بينيم يا آن‌ها روي اي‌ميل دريافت مي‌كنيم و حتی با يك اسكريپ روي وبلاگ خود از مورد علاقه‌هامان مطلع مي‌شويم.
  6. مي‌توان به جاي نوشتن وبلاگ،‌ براي بازديدكننده‌ها حرف زد و علاوه بر روايت واژه‌ها در غالب حروف و كاراكترها، حس و حال و لحن كلام را هم به وبلاگ افزود. اين‌جور پست‌ها به سادگي MMS مي‌شوند و بدون داشتن مجوزي هر يك از ما يك رسانه شخصي پويا خواهيم داشت. استعدادهاي تازه‌اي از اين منظر به رسانه‌هاي رسمي معرفي مي‌شوند و هر خبر از چندين نگاه و توسط چندين خبرنگار رسمي و افتخاري، قابل روايت شدن و تحليل است.
  7. تيم‌هاي پشتيبان و ميزبان وبلاگ، نياز دارند تا متخصصيني به جز IT را در جمع خود داشته باشند. وقتي قرار باشد به جز متن، ديگر حواس هم درگير وبلاگ شوند، بايد از پزشكي، شيمي، فيزيك‌ و ... هم يارگيري كنند.
  8. وقتي نرم‌افزارهاي جانبي وبلاگ‌ها توسعه يابند، چيزهايي فراتر از Google Trends رفتار نويسنده وبلاگ و بازديدكننده را بررسي و تحليل كيفي مي‌كنند و به تو مي‌گويند كه چه‌ها را بنويس و بگو، كه مشتري مي‌خواهد و از آن استقبال مي‌كند و چه‌ها را برو در چه ‌وبلاگ‌هايي بخوان و ببين كه بيشتر دوستشان خواهي داشت.
  9. نرم‌افزارهاي جانبي وبلاگ‌ها ـ همان فراتر از Google Trendsها ـ اين امكان را فراهم مي‌كنند كه من به سبك خودم در نوشتن و روايت، سوژه و فكري كه در سر يك وبلاگ‌نويس ديگر است را در پست بعدي خود بياورم. بدين‌ترتيب، هم‌افزايي و سينرژي‌، از شكل امروزين آن كه با همفكري حضوري شكل مي‌گيرد به مفهوم مجازي آن تبديل مي‌شود.
  10. اين نرم‌افزارها بعد از تحليل چند پست از وبلاگ‌نويس، اعلام آمادگي مي‌كنند كه او فقط انديشه‌اي كه در ذهن دارد را بگويد يا روايتي يك خطي از موضوع را بيان كند و باقي ماجراي نوشتن و پرداخت موضوع و پيدا كردن مفاهيم علمي و ربط دادن به مثال‌ها و ... را به او بسپارد. انگار خود نرم‌افزار افكار من و شما را مي‌خواند و بعد دست‌به‌كار ارسال پست‌ها مي‌شود (با حفظ امانت در لحن صدا، نوع روايت، استفاده از واژه‌ها و ...).

 همه ما آن‌قدر درگير كارهاي مهم و فعاليت‌هاي روزمره و انجام بايد و نبايدها هستيم كه كمتر فرصت فكر كردن و فراتر از آن «خلاق فكر كردن» داريم. چند دقيقه‌اي به ديگر كارها و مشغله‌هاي فكري‌تان مرخصي بدهيد و با مرور محتواي اين ستون بياييد و متفاوت فكر كنيد. اگر چيزهاي جالبي به فكرتان رسيد و از ايده‌پردازي خود لذت برديد،‌ با يك اي‌ميل به كليك، ديگران را هم در آن شريك كنيد. همه واقعيت‌هاي امروز،  از رويا‌هاي ديروز متولد شده‌اند.

 

اين مطلب در كليك يك‌شنبه 23/10/1386 و در صفحه 9 چاپ شد.click@jamejamonline.ir

  نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت 9:7 AM  توسط محمود کریمی  | 

خبر بسيار كوتاه بود و جز چند واژه نداشت: دكتر محمدحسين سليمي درگذشت!

 

دكتر سليمي نقش اساسي در ورود TRIZ به ايران و ترويج تفكر حل مساله داشت. رييس اسبق دانشگاه‌هاي صنعتي اميركبير و صنعت نفت، در ترويج كايزن، TQMو مهندسي ارزش هم پيشگام بود. حالا اين روزها او را «پدر دانش حل مساله» و «بنيان‌گذار نوآوري نظام‌يافته در ايران» مي‌نامند ... يادش به خير و نيكي و جايش خالي

 

آخرين پيامي كه از دكتر به من رسيد ساعتي پس از درگذشت ايشان بود و حكايت از جديت در برگزاري دومين كنفرانس استراتژي‌ها و تكنيك‌هاي حل مساله براي سال 1387 داشت. گفتند كه برگزاري كنفرانس دوم را با همراهي دبيرخانه‌اي خوشنام و توانا در اجراي كنفرانس‌ها دنبال كنيم و بنشينيم و به برنامه‌ريزي‌هاي اجرايي بپردازيم. حتي گفته بودند چون دارم بهتر مي‌شوم فلان مسؤوليت اجرايي پيشنهاد شده در كلان شهر تهران را مي‌پذيرم و ترويج و به‌كارگيري تكنيك‌هاي حل مساله را دنيال مي‌كنيم. براي من اين پيام چنين معنا مي‌داد: درد بي‌وقفه دكتر كمتر شده و كم كم مثل قبل ايشان را سر حال و قبراق مي‌بينيم و از اشتياق و يافته‌هاي جديدشان انرژي مي‌گيريم و مي‌آموزيم و آموخته‌ها را با ديگران به شراكت مي‌گذاريم.

انگار همين ديروز بود نه سه ماه يپش و يكي دو شب قبل از سفر مجدد درماني به اتريش، كه دكتر سليمي پذيرفت و حال آن داشت كه از ده شب به جام جم بيايد و در برنامه زنده «دو قدم مانده به صبح» تا پاسي ار بامداد، ميهمان دكتر عيسي جلالي باشد در گپ و گفت راجع به TRIZ. جالب آن كه وقتي جمعه پيش از سه‌شنبه 3 مهر، گروه برنامه‌ساز خواستند به دفتر مؤسسه مطالعات نوآوري و فناوري ايران بيايند و يك دو ساعتي با دكتر گفتگو ضبط كنند، نه نگفت! پاسخ مثبت را كه خانم سليمي خبر داد، من ذوق زده و در عين حال متعجب بودم؛ چون مي‌دانستيم كه دكتر رمق و توان جسماني گذشته را ندارد... و چه گلي انداخت گفتگوي دكتر جلالي و دكتر سليمي در آن صبح تا بعدازظهر جمعه. انگار سال‌هاست يكديگر را مي‌شناسند. آنقدر با اشتياق در مورد ضرورت‌هاي تفكر خلاق و نگاه پوياي حل مساله با هم صحبت مي‌كردند كه همان‌جا دعوت حضور در برنامه زنده پيشنهاد شد و رسيديم كه به 10 شب سه‌شنبه كه از منزل دكتر رفتيم به جام جم و دكتر پس از آن رفت اتريش و برگشت و هنوز درد داشت و اين درد انگار تمامي نداشت ... و چه زود مي‌گذرد همه چيز ... بحث‌ها، سفرها، پروژه‌ها، جلسه‌ها، خواندن‌ها و نوشتن‌ها و اميدهاي فراوان براي كارهاي ماندگار مثل همه سال‌هاي رياست دانشگاه اميركبير كه هميشه عشق و علاقه اصلي دكتر، دانشگاه بود و دانشگاه ... خبر بسيار كوتاه بود و جز چند واژه نداشت ... و ما هنوز اين خبر را باور نداريم ...

از همه دوستان و همكاران و همراهاني كه لطف داشتند و تسليت گفتند قدردانيم ... پاينده باشيد.

 

 

برخي از بازتاب‌هاي رسانه‌اي اين رخداد:

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=41742

http://www.autnews.info/archives/1386,10,0006872

http://www.irinn.ir/Default.aspx?TabId=15&nid=67112

http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=165983

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&NewsID=610866

  نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 9:1 PM  توسط محمود کریمی  | 

برنده ـ برنده ـ برنده بودن با تحليل منافع

در شعار بسياري از شركت‌هاي موفق و پيشرو واژه‌اي مشترك وجود دارد: «مشتري». بحث بر سر اين نكته كه مشتري كيست، سخن تازه‌اي به شمار نمي‌آيد. مقاله‌ها و كتاب‌ها و سخنان فراواني در وصف او (و شما و من مشتري نيز) منتشر شده است. اگر روزنامه‌ها را ورقي بزنيم يا تلويزيون را روشن كنيم، خيلي سريع كلامي در شرح جايگاه مشتري مي‌يابيم. مجري برنامه تلويزيوني مدام به ما گوشزد مي‌كند كه ما برايش اهميت ويژه‌اي داريم و دايم اظهار اميدواري مي‌كند كه از همراهي ما تا پايان برنامه‌ها برخوردار باشد. پس: مشتري هست و جايگاهي رفيع در كسب و كار ما دارد.

رابطه ما با مشتري براي فراهم كردن خواسته او و تامين نيازش، چگونه رابطه‌اي است و چطور تعريف مي‌شود. مشتري را به چشم اسكناس مي‌نگريم يا او را ولي‌نعمت خود مي‌پنداريم. ماهاتما گاندي، رهبر فقيد هند چنين ديدگاهي در مورد مشتري دارد: «مشتري بهترين ناظر فعاليت هاي ما است. مشتري هدفي زودگذر نيست بلكه غايت همه اقدام‌هاي ما است . مشتري در فعاليت‌هاي ما، يك فرد خارجي به حساب نمي‌آيد، بلكه او بخشي از سازمان ماست. ما با خدمتي كه به مشتري ارايه مي‌دهيم به او لطف نمي‌كنيم، بلكه او فرصتي براي ادامه كار به ما مي‌دهد و به ما لطف مي‌‌نمايد ».

اين كلام گاندي، بر در ديوار بسياري از شركت‌هاي ايران نيز نقش بسته است. صاحب‌نظران بسياري، در مباحث مربوط به كيفيت از زاويه‌هاي مختلف به موجود ذي‌ارزشي به نام مشتري پرداخته‌اند. اما نگاه ما به او در اين مجال، از منظر نوآوري است.

از حدود يك سال و نيم پيش كه اين ستون با نام «اكسير نوآوري» منتشر شده است، بارها و بارها به اهميت تعريف مساله در فرايند حل مساله و حل خلاق مساله، اشاره داشته‌ايم. تكرار مي‌كنيم كه اگر فرست ما براي حل مساله، دو ساعت باشد، شايسته و ضروري است كه حدود يك ساعت و نيم را به تعريف و تعريف و تعريف مساله بپردازيم. بسياري از اوقات، در گام تعريف مساله و انجام دقيق و متمركز آن، راه‌حل مساله نمايان مي‌شود و ما را از ادامه فرايند حل مساله با دنبال كردن گام‌هاي كلاسيك بي‌نياز مي‌كند.

يكي از مهم‌ترين فعاليت‌هاي گام تعريف مساله در دانش نوآوري نظام‌يافته و TRIZ، تحليل منافع نام دارد. به هنگام تحليل منافع بايد به درستي درك كنيم كه مصرف‌كننده كالا و خدمات ما به دنبال چه منافعي است؟! سرمايه‌گذار و توليدكننده چه نفعي را جستجو مي‌كند؟! و تيم و گروهي كه دست‌اندكار توليد محصول يا كالا كه ما آن‌ها را تيم حل مساله فرض مي‌كنيم، چه چيزي را نفع خود مي‌دانند!؟ اين تحليل منافع بايد با واقع‌نگري و ريزبيني و در تعامل مؤثر با مشتري، سرمايه‌گذار و تيم حل مساله انجام شود.

بي‌توجهي به نياز مشتري مرگ حتمي را به دنبال خواهد داشت و عدم تامين نظر و خواسته دو ركن ديگر نيز، تبعات سوئي را دي پي دارد. هر چه دورتر از منافع محسوس اين سه ستون باشيم، از جواب ايده‌آل و بهترين راه‌حل فاصله داريم. منافع مورد اشاره، بايد به عدد و رقم نيز تبديل شوند و نشانه‌هاي رسيدن به آن‌ها از ديد هر يك از سه عامل مورد اشاره، تصريح گردد تا بدانيم كه كي كدام‌يك از طرفين نظام نوآوري ما به منفعت خود رسيده‌اند و چقدر يا رسيدن به نقطه هدف ديگري فاصله داريم. من برنده، مشتري برنده، تيم بازنده دوام نخواهد داشت. مشتري برنده، سازمان بازنده نيز راه‌حل خوبي نيست...

با اين توصيف، به سازمان‌ها و فضاي اداري خودمان و مدل‌هاي موجود كسب و كارمان در هر حرفه و تخصصي كه فعاليت داريم بنگريم! كجا و كي اين تحليل منافع را انجام داده‌ايم!؟ كي و كجا نتيجه مناسب نگرفته‌ايم و ديگري را مقصر دانسته‌ايم!؟ آيا در آن شرايط تحليل منافع را انجام داده بوديم!؟ اگر در شرايط كنوني به منافع سه طرف موضوع انديشه كنيم، راه‌حل همين است كه در حال حاضر داريم، يا بايد تغييرات اساسي درآن ايجاد كنيم!؟ منافع كارمند و مدير و مديرعامل كدام است و كي مي‌فهميم كه هر يك به منافع خود رسيده‌اند!؟ پرسش‌هاي بسياري از اين دست و تفكر خلاق به آن‌ها، راه‌حل‌هاي نواورانه‌اي را به ما خواهند داد كه منجر به موفقيت حتمي مي‌شوند. تفكر برنده برنده و نگرش معروف win-win با انجام تحليل منافع، ما را (در هر كدام از سه جايگاه مشتري، سرمايه‌گذار و تيم حل مساله كه   باشيم) به نتايج برنده ـ برنده ـ برنده مي‌رسانند و اينجا است كه نوآوري رخ مي‌دهد.

اين مطلب نيمه دوم سال 1384 در روزنامه جام جم چاپ شد.

  نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 8:39 PM  توسط محمود کریمی  | 

امنيت داشتن از جمله اولين مفاهيمي است كه با «داشتن» هر چيزي بدان فكر مي‌كنيم. در دنياي مجازي كه ما بسياري چيزها را نمي‌بينيم و با تصوير نمادي بيروني از آن از بود و نبودش خبردار مي‌شويم، ماجراي امنيت هم ناديدني‌تر و سحرانگيزتر مي‌شود.

روندهاي تكامل مختلفي براي موضوع امنيت قابل مثال‌زدن هستند. اما در اين ميان به دليل تنوع و توسعه همزمان سيستم‌هاي الكترونيكي يا مجازي، درك روند تكامل «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» آسان‌تر است. در اين روند، آينده و مسير تكامل سيستم‌ها بدين‌ترتيب تصوير مي‌شود: سيستم‌ها از حالت تكي به دوتايي‌هايي كه شبيه هم نيستند تبديل خواند شد و بعد سيستم سومي از جنس ديگر به آن‌ها ملحق مي‌شود و در ادامه هم چندتايي شدن اين سيستم‌ها ايده‌آل‌تر شدن آن‌ها را در پي دارد. خود گوشي‌هاي تلفن همراه مثال خوبي از اين تكي متولد شدن و بعد به چندتايي‌هاي نامشابه تكامل يافتن هستند.

تكي ‌ـ دوتايي ـ چندتايي نامشابه

سيستم چندتايي «... سيستم سه‌تايي «... سيستم دوتايي «... سيستم تكي

 

ببينيم با تمركز و توجه به روند تكامل «تكي ـ دوتايي ـ چندتايي» چه آينده‌اي قابل تجسم است:

1. سيستم‌هاي هك كردن يا پيشگيري از آن‌ها مدام در حال توسعه يافتن و از چند زاويه مختلف، حمله يا دفاع كردن هستند. صفحه‌هاي مختلف يك وب‌سايت با لينك داشتن از ديگر وب‌سايت‌ها امكان كنكاش بيشتر را فراهم مي‌كنند.

2. همان‌طور كه سازمان‌ها نگران زلزله و آسيب ديدن ساختمان‌هاي چندطبقه خود هستند، براي كسب و كار از طريق وب‌سايت‌هاي خود نيز دغدغه‌هاي پيشگيري از زلزله را خواهند داشت. اينجا است كه تخصص‌هاي امنيت شبكه و ... رونق خواهند يافت.

3. مفهوم امنيت در سيستم‌ها، فراتر از وب‌سايت‌ها خواهد شد. تمام وسايلي كه پيوند نسبي و سببي با الكترونيك دارند، امنيت را براي خود يك جديت واجب فرض مي‌كنند. خودرو، كيف پول الكترونيكي و تلفن همراه، مثال‌هاي ساده‌اي هستند كه با توسعه مفهوم امنيت در فناوري اطلاعات، پيشگيري از تعرض را با تفاوت‌هاي چشمگيري نسبت به وضع موجود در آن‌ها شاهد خواهيم بود.

4. رفتار كاربران در سيستم‌ها مدام رصد مي‌شود تا از يافتن عدم انطباق الگوي رفتاري با پيشينه او، كنترل شود كه اين كاربر كه هم اكنون خود را «ك» معرفي كرده، آيا واقعا همان «ك» است! رفتارهاي ما در خريد از سوپرماركت، نوشت‌افزار فروشي، مراجعه به كتاب‌فروشي و تعويض‌روغني و رستوران‌ها، همه با هم در يك بانك داده‌ تحليل‌هاي معنادار مي‌شوند. اين تحليل‌ها حتي آنلاين خواهد شد تا در لحظه خطا هشدار بدهد و هويت مشكوك مورد وارسي قرار گيرد.

5. درپي امنيت بودن موجب مي‌شود تا مساله كوچك شدن اندازه فايل‌هاي مختلف (متن و صدا و تصوير و رنگ و بو و ...) و نيز سرعت استفاده همزمان ميليون كاربر از آن‌ها با جديت دنبال شود تا راه‌حل‌هايي كاملا متفاوت از امروز بدست آيد.

6. امنيت در فناوري اطلاعات منجر به تولد «شبكه‌هاي بيمه» مي‌شود. همين شركتي كه خودروي ما را بيمه شخص ثالث كرده، فردا مي‌آيد و وب‌سايت و فلان بانك اطلاعاتي ما را هم بيمه مي‌كند. وقتي خودروي ما پوششي از محصولات نانوفناوري داشته باشد، ديگر مساله تصادف و خسارت ديدن در آن حل شده و با هر حادثه‌اي خودروي من خود به‌خود به وضع عادي بازمي‌گردد. كسب و كار دنياي فناوري اطلاعات مشاغلي چون بيمه‌ها را دگرگون مي‌كند.

7. چون مفهوم همه اقلام فيزيكي، مجازي مي‌شود مساله‌هاي امنيتي و اثبات آن‌ها با پيچيدگي‌هاي خاص همراه مي‌شوند. مثلا شما در انبار كارخانه خود، هزاران قطعه از يك محصول داريد و قيمت هر يك هم چندتومان است. سفارش دادن مواد اوليه جديد و فروش محصول موجود در انبار، با چند كليك و ورود چند نام كاربري و رمز عبور انجام مي‌شود. در يك انبار پيشرفته كه جابه‌جايي‌ها هم با دستگاه‌هاي خودكار انجام مي‌شوند،‌ كنترل‌هاي دستي حذف شده است. وقتي سفارشي الكترونيكي عمل مي‌شود همان زمان هم تبادل مالي آن آنلاين صورت مي‌گيرد. حالا دست‌كاري كردن يك عدد از بخشي از اين سيستم نرم‌افزاري اگر به سادگي صورت پذيرد، رديابي و اثبات صحت يا عدم آن، كار ساده‌اي نيست.

8. آسان نيست كه يك انسان يا تيمي از هكرها بنشينند و وب‌سايت‌هاي مختلف را واكاوي كنند تا امنيت آن‌ها را بر هم زنند. اما اگر ساز و كار و قاعده‌هاي ماجرا را براي يك روبات نرم‌افزار درست تعريف كنيم، او سرعت بالا و وقت كافي دارد تا اوضاع را بر هم زند.

شما فكر مي‌كنيد از كدام روزنه‌ها ممكن است امنيت سيستم و كسب و كارتان مورد آسيب قرار گيرد؟ چه راهكارهايي را براي آن تدبير كرده‌ايد؟ فكر مي‌كنيد از كدام ردپاها ديگران مي‌توانند آرامش مجازي شما را بر هم زنند؟ اگر چه درهاي دروازه را براي حفظ قلعه خوب و محكم و با لايه‌هاي حفاظتي مختلف مي‌بنديم، اما يادمان باشد كه دشمن دانا يا نادان ممكن است عمدي يا سهوي از يك روزنه به برج و باروي ما نفوذ كند. در دنياي فناوري اطلاعات روزنه‌ها بيش از درهاي دروازه جستجو مي‌شوند.

 

اين مطلب آذرماه در كليك چاپ شده است. لطفا به click@jamejamonline.ir بازخورد دهيد.

  نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 1:11 AM  توسط محمود کریمی  | 

از حذف خميردندان تا شهرهاي فضايي

 از سال‌ها پيش كه داستان‌هاي تخيلي نويسندگان صاحب‌نام را مي‌خوانديم، همواره تخيل و تصور اين كه آينده چگونه خواهد بود برايمان جذابيت داشته است. بسياري از چيزهايي كه در كتاب‌هاي ژول‌ورن تخيل فرض مي‌شدند، امروزه شكل واقعي پيدا كرده و به عمل درآمده‌اند. امروز دانشمندان دنيا تنها بر اساس تخيل نويسندگان يا خودشان دست به تحقيق و پژوهش نمي‌زنند. امروز دانشمندان دنيا، از دانش كاربردي نوآوري و تكنيك‌ها و روش‌هاي حل خلاق مساله كمك مي‌گيرند تا آينده‌اي واقعي را ترسيم كنند. شعار مهمي در بحث آينده‌نگاري فناوري (Technology Foresighting) وجود دارد: «آينده، ادامه راه گذشته نيست.» با اين توصيف، پيش‌بيني و ترسيم آينده نه بر اساس تخيل صرف،‌ بلكه با رويكرد محقق شدن آن ترسيم هدف مورد انتظار از پژوهش‌ها است. نمونه‌هاي فراواني از اين قبيل فعاليت‌ها را همه‌روزه در اخبار رسانه‌ها شاهديم.

از جمله قوي‌ترين روش‌ها و ابزارهاي پيش‌بيني واقع‌بينانه آينده را مي‌توان در دانش نوآوري نظام‌يافته TRIZ جستجو كرد. يكي از دانشمندان معاصر اين دانش با نام كالوي رنتنن Kalevi Rantanen در مقاله‌اي كه به تازگي منتشر كرده، تحولات عرصه نوآوري سال‌هاي 2010 تا 2060 را بر اساس ابزارهاي (مانند 40 اصل و 9 پنجره) پيش‌گويي كرده است. او گوشه‌هايي از نوآوري‌ها را در هر دهه از اين بازه زماني، با اين مثال‌هاي ذكر كرده:

2010 تا 2020 ـ استفاده گسترده از تلفن‌هاي تصويري/ ابزارهاي موسيقي Hands-Free (مثلا گيتاري از جنس هوا كه شما فقط با تكان دادن دست خود آن را مي نوازيد)/ سلول‌هاي خورشيدي زنده و داراي زيست

2020 تا 2030 ـ شبكه‌هايي از حسگرهاي مينياتوري بسيار ريز/ جايگزيني خميردندان با نانوگياه‌ها (هم نظافت دهان و دندان هم تغذيه خوراكي طبيعي)/ گوشت مصنوعي خوراكي/ ديودهاي كوچك نورافشان به جاي تيرهاي چراغ برق

2030 تا 2040 ـ تلفن‌‌هاي داراي عصب/ تلويزيون 3 بعدي و فناوري‌هاي شناوري (حركت آزادانه دستگاه‌ها با غوطه‌وري در ميان هوا و زمين)/ پارچه‌هاي خود تميزكننده/ خودروهاي آسيب‌ناپذير

2040 تا 2050 ـ پروازهاي تك‌سرنشين به مريخ/ شبكه‌هاي هوشمند متشكل از ربات‌هاي بسيارريز/ ربات‌هاي فوتباليست/ استفاده گسترده مردم از ميكرو ربات‌ها

2050 تا 2060 ـ خانه‌هاي فوري (مثل كنسروها و كمپوت‌ها)/ شهرهاي فضايي/ نانوگياه‌ها براي درمان‌هاي پزشكي از حفره‌هاي ريز پوستي/ انرژي‌هاي هسته‌اي مقرون به صرفه و ارزان/ سفينه‌ها و فضاپيماهاي كوچك (به اندازه يك كليد)

 اين دانشمند در اين مقاله آورده است كه خوانندگان مي‌توانند تا سال 2060 ميلادي يعني 1440 هجري شمسي صبر كنند و اين فهرست را با فهرست آرتور سي. كلارك مقايسه كنند و آن زمان به قضاوت بنشينند كه TRIZ چقدر مي‌تواند به بهبودهاي كلان و اساسي و پيش‌بيني نسل‌هاي آينده فناوري كمك كند.

 

 اين مطلب پيش از شهريور ۱۳۸۶ در روزنامه جام‌جم چاپ شده است. www.jamejamonline.ir

  نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 8:51 AM  توسط محمود کریمی  | 

به نام خالق خلاق

این اولین یادداشتی است که برای این وبلاگ می‌نویسم. پیش از هر چیز باید معرفی مختصری از هدف تولد این وب‌سایت برایتان بگویم. قصد اصلی، شریک شدن در محتوای علمی و کابردی دانش حل مساله است. از نگاه ما تکنیک‌های خلاقیت و روش‌های حل مساله در هم گره خورده هستند و اگر هم گره‌شان را باز کنیم پیوندشان ناگسستنی است. دیگر این که در صفحه‌های این وبلاگ شما از TRIZ نوآوری نظام‌یافته و مهندسی ارزش هم خواهید خواند. آن چه امیدواریم حتما رخ دهد دریافت بازخورد از بازدیدکنندگان وبلاگ است که از دید ما مهمترین منابع برای کشف نیازها و تلاش برای یافتن راه حل مساله‌های ایشان است. غرض از مساله‌های شما نیازهایی است که پیشران ما در یادگیری چیزهای جدید خواهد بود البته در فضا و گفتمان حل مساله.

فكر مي‌كنيم هر بازديد رضايت‌بخشي از اين وبلاگ، لبخندي را بر لبان دكتر سليمي فقيد مي‌نشاند. از اين روي، به ياد اين مرد بزرگوار (كه آب شد تا دنيا را ترك كند و زحمت‌ها كشيد تا ماندگار شود) صلواتي و خدا بيامرزي و فاتحه‌اي نثار روحش كنيم... از نزديك كه همراهش بوده باشيد معناي نگاه او به مسايل جامعه به خصوص در فضاي علم و پژوهش را خوب درك مي‌كنيد ... دكتر سليمي در زمينه‌هاي متعددي پيشگام بود و اگر از نوآوري به ديگران مي‌آموخت خود مبدع و خلاق بود.

با این مختصر معرفی اولیه مطالب این وبلاگ را در چنین سرفصل‌هایی خواهید دید:

  • اکسیر نوآوری: شامل مجموعه نوشته‌های به چاپ رسیده محمود کریمی در ستون اکسیر نوآوری صفحه علمی (دانش) روزنامه جام جم از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۶ (بازنویسی این مجموعه در قالب کتابی مستقل با همین توسط روزنامه جام جم در دست انجام است)
  • مقاله‌ها و دیگر نوشته‌های به چاپ رسیده در نشریات فارسی زبان (که اغلب در زمینه TRIZ و مهندسي ارزش و زيرمجموعه‌هاي مرتبط با آن‌ها است).
  • سخنراني و آموزش: خلاصه‌هايي از محتوا و فايل‌هاي استفاده‌ شده در سمينارها و كارگاه‌هاي آموزشي كه به طور مستقل فراخوان و برگزار شده‌اند، يا به درخواست سازماني خاص (با رعايت ملاحظات سازمان ميزبان) و يا همزمان با برگزاري كنفرانس يا همايشي و بخشي از آن بوده‌اند.
  • كليك: نوشته‌هاي به چاپ رسيده در ضميمه يك‌شنبه‌هاي روزنامه‌ جام جم كه مضمون اصلي آن فناوري اطلاعات است. اين مطالب از تيرماه ۱۳۸۶ تا به امروز در سرفصل‌هاي درگاه (سرمقاله)، ۹ پنجره و روندهاي تكامل در حال جاپ هستند.
  • راديو: برنامه‌هايي كه از سال ۱۳۸۳ و در راديو فرهنگ در توليد و پخش آن‌ها مشاركت داشته‌ام. تا اول دي‌ماه ۱۳۸۶ دو برنامه ثابت اتاق مجازي (يك‌شنبه‌ها) و رهيافت (دوشنبه‌ها) را در گروه دانش و فرهنگ اين راديوي سراسري (موج FM 106.7) از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۶:۰۰ روي آنتن داشتيم. از 4 دي به بعد هم به جاي آن دو برنامه در همين شبكه، اما با برنامه زنده نشانه كه سه‌شنبه‌ها از 14:35 تا 16:00 پخش مي‌شود مشغول كار در اين حوزه رسانه‌اي هستيم. البته ترديد دارم بشود فايل برنامه‌ها را روي اين وبلاگ داشت اما معرفي آن‌چه تاكنون پخش شده شامل موضوع و تاريخ پخش و مهمان‌هاي دعوت شده و برنامه‌هاي پيش رو، حتما شدني است.
  • تلويزيون: برنامه‌هاي مختلفي بودند و در آينده نيز خواهند بود كه در آن‌ها موضوع حل مساله جدي است. پرزحمت‌ترين آن‌ها برنامه آشنايي با TRIZ است كه توليد آن يك سالي طول كشيد. شبكه 4 سيما اميدوارم به زودي آن را روي آنتن ببرد (5 برنامه 30 دقيقه‌اي). به جز آن، 3 نوبت مهمان دو قدم مانده به صبح بوديم و هم‌كلام آقاي دكتر عيسي جلالي بزرگوار و محمد صالح علاي متفاوت چون هميشه، در شبكه 4. خدا رحمت كند آقاي دكتر سليمي فقيد را كه فكر مي‌كنم آخرين حضورهاي تلويزيوني‌شان در همين برنامه بود و در 3 مهرماه 1386 پيش از آخرين سفر درماني به خارج از كشور. كارهاي ديگري هم شده و مي‌شود كه معرفي آن‌ها خالي از لطف نيست.
  • كتاب: معرفي كتاب‌هايي كه مرتبط با حل مساله چاپ شده‌اند و خواندنشان براي علاقه‌مندان توصيه‌شدني است. اگر اجازه حقوقي هم داشته باشيم بخش‌هايي از آن‌ها را مي‌اوريم و در اين ويترين قرار مي‌دهيم. خبر از كارهاي در دست انجام در اين حوزه هم فراموش نخواهد شد.
  • لينك‌ها: فراخور كار تخصصي‌مان در مورد حل مساله مراجع مختلف خارجي و داخلي را مدام رصد مي‌كنيم كه بسياري از دوستان مشتاق بازديد از آن‌ها هستند. اين لينك‌ها در اين سرفصل قابل معرفي هستند.
  • كنفرانس‌: در ايران و خارج از مرزهاي ما هم‌انديشي‌هاي مرتبطي برگزار مي‌شوند كه دوست دارم ديگران هم از آن ـ اگر دوست داشته باشند ـ مطلع باشند. حضور در آن‌ها يعني آگاهي از دست‌كم يك سال كار پژوهشي و اجرايي ديگران، خوب يا بد منافع اين حضور بيش از عوارش جانبي و هزينه‌هاي آن است.
  • ايده‌ها: با حل مساله و خلاقيت اگر سر و كار داشته باشيد نمي‌شود كه ايده‌پردازي نكنيد و هزارن و يك چيز در ذهن‌تان نگذرد. اين بخش را مي‌گذاريم براي ثبت شدن افكار مختلف و ايده‌هايي كه مي‌تواند زندگي ما يا ديگران را بهبود بخشد.
  • نمونه‌ها: كم نيستند دوستاني كه لطف دارند و با ايميل‌هاي خودشان فايل‌هاي مختلف پاورپوينت و عكس و ... را پيوست مي‌كنند. بسياري از نمونه‌هاي تفكر خلاقانه و نوآوري‌هاي كاربردي شده را در ميان آن‌ها مي‌توان يافت. براي ما اين‌ها منابع بسيار خوبي هستند كه در آموزش‌ها نيز با نمايش و تحليل چگونگي‌شان مي‌توان موضوع را بهتر تفهيم كرد. ديدن آن‌ها هميشه تحسين انديشه خلاق و پويايي صاحب ايده را در پي دارد.
  • من فكر مي‌كنم: صبح تا شام در اين سوي و آن سوي شهر و ديار و كشور ما، مساله‌هايي در زندگي شخصي و كاري ما جريان دارد كه از كنارشان مي‌گذريم يا اگر برشان متمركز شويم هم چيز تازه‌اي دست‌گيرمان نمي‌شود. نگاه مساله‌وار به آن‌ها داشتن و به تعبير ما تعريف و كشف مساله همراه مي‌شود با ايده‌هايي كه مجال اجرا پيدا مي‌كنند يا نمي‌كنند! به هر روي اين‌ها را در چنين بخشي بايد يافت. مشاوره‌هايي كه مي‌دهيم يا مي‌گيريم و تجربه‌هاي موفق و ناكامي كه داريم و ديگران دارند، تعبير ديگري از چنين مطالبي است.

اميدوارم در تولد وب‌سايت بيش از حد دام پهن نكرده باشيم كه اسير آن شويم و نتوان گام‌هاي مشخصي براي رسيدن به محتواي اين سرفصل‌ها برداشت. برنامه‌ مشخص و منظمي براي تامين محتوا نريخته‌ايم كه نويد دهيم تا فلان روز، فلان بخش آماده است. تا چه پيش آيد و چه در نظر افتد و چقدر در چه فاصله‌هاي زماني مجال داشته باشيم.

  نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 6:33 PM  توسط محمود کریمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM