نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد. |
این وبلاگ به حل مساله و تکنیکهای نوآوري نظاميافته ميپردازد. نوآوري، دغدغه امروز پيشتازان كسب و كار و مساله آينده همگان است. در عرصه نوآوري و حل مساله و بر اساس آموختهها و يافتههاي ما، TRIZ توانمندترين و كاملترين و مهندسي ارزش، سادهترين و مستقلترين متدولوژي به شمار ميآيد. با اين توصيف، اين وبلاگ بهانهاي است براي نشر گوشههايي از نتيجه پژوهشها، آموزشها، تجربهها و مشاورههايي كه در زمينههاي گوناگون در داخل و خارج از كشور صورت پذيرفته است. خميرمايه اصلي محتواي وبلاگ به TRIZ تعلق دارد. ناخودآگاه نگاه ما به پيرامون و مسالهها رنگ و بوي اين دانش را گرفته است...
زندگي سراسر مسالههاي كشف شده و ناشناخته است و ما همه بازيگران ميدان حل مساله هستيم.
This weblog is about Problem Solving, TRIZ and Systematic Innovation. Innovation is the concern of pioneers of business and industrial environment and the main problem of all in future. In this era of innovation and problem solving, as we found TRIZ is one of the best and Value Engineering is one of the simplest among the current methodologies.
One of the aims of this webpages is demonstration and promotion of the results of researches, trainings, experiences and consultancies which has done in Iran and the Wolrd. The base of what you read here is TRIZ, also creativity and Innovation will follow. You can consider this as the none official website of IIITS (www.iiits.org and www.triz.ir).
As the Representative of www.ETRIA.net in Iran, we will announce news and events of international and local TRIZ associations too. - January 2008 - Mahmoud Karimi
اين پسر 2 كيلو و ششصد و هفتاد گرمي امروز صبح (پنجشنبه 880814) اعلام كرد كه بدش نميآيد پا بر زمين بگذارد و هوا را ببيند! به همين دليل ما را راهي بيمارستان كرد. اما تصميمش را لبه ساعت 6 عصر به اجرا در آورد. و اينچنين شد كه اولين صدايش را در اتاق عمل بيمارستان صارم به گوش ما رساند. اين بيمارستان، پديده ويژهاي است و پيشنهاد ميكنم همه آنها كه قصدي براي آينده خانواده خود دارند، حتما سري به چشم خريدار به اين بيمارستان بزنند.
بيمارستان صارم (شمال شهرك اكباتان تهران و جنوب ورود به بزرگراه شيخ فضلالله نوري از مسير اتوبان كرج) با تصور ما از آن چه تاكنون به نام بيمارستان ديدهايم بسيار متفاوت است. اين تمايز در حوزه نرمافزار، سختافزار، فرايندها و منابع انساني است. اينجا محسوس است كه كسي يا كساني به نيازهاي مشتري «فكر» كردهاند! و پيشبيني خواستههاي منطقي هر گام از فرايند حضورش در اين بيمارستان را مدنظر داشتهاند.
ما فعلا اين فرزند ايران را پسرم صدا ميكنيم و پدربزرگش به او آقاي كريمي ميگويد؛ چون هنوز نامي از ميان گزينههاي ممكن را انتخاب نكردهايم! رادين، نيما، راستين، ماني، سام، ارميا، پارسا، سهند، رايا، كيان و چند پيشنهاد ديگر موارد قابل درنگ هستند. شايد هم پيشنهاد شما انتخاب نهايي باشد. يعني آماده پذيرش پيشنهادهاي شما هستيم.
با كمك تيم پزشكي توانستم در اتاق عمل، از لحظه تولد و اولين ابراز حضورهاي اين فرزند عكس و فيلم بگيرم. حتا متخصص بيهوشي دوربين را از من گرفت تا وقتي دارم بند نافش را ميبرم از ما فيلم بگيرد.
به گمانم 2 سال فرصت دارم تا خوب ياد بگيرم چطور ميشود آموزشهاي غيرمستقيم و اثربخش تفكر خلاق، حل مساله و سخنوري را با بچههاي 2 تا 8 ساله تجربه كرد. نميدانم اين پسر مشتاق TRIZ خواهد بود يا ترجيح ميدهد مسالهها خودشان حل شوند! و شايد با اميرحسين پروين 1 سال و نيمه زوج TRIZي شكل دهند.
آشنایی با کرم Eisenia Foetida
خداوند بیش از 3000 نوع کرم خاکی آفریده است که چند نوع آن با ديگران تفاوت دارد. ديگر كرمها با تولیدمثل سالی یكبار، مبادرت به شخم زدن و جابه جایی خاك میكنند. تنها چند نوع معدود داراي ویژگی خاص و نجاتدهنده محیطزیست انسانها و تامین کننده غذای سالم آنها هستند. یکی از اینها، كرم خاكی آيزينيا فوتيدا Eisenia Foetida است كه در زبان فارسی به كرم قرمز خاكی حلقوی بارانی و در سطح بینالمللی به كرم قرمز كالیفرنیایی Red Worm California معروف است.
این کرم با تولیدمثل هر هفته، با ویژگی داشتن 70 درصد پروتئین در مقایسه با 22 درصد پروتئین گوشت قرمز یعنی بیش از ۳ برابر و همچنین دارای امگا 3 یکی از مخلوقات نادر خداوند از لحاظ مواد غذایی است. علاوه بر این، فضولات این كرم كودی به نام ورمي كمپوست، داراي خواص منحصر بهفردی است. این كرم در سال 1942 میلادی شناسایی شده است و از سال 1979 میلادی با آن كسب و كار میشود.
يادداشتي كه در صفحه 2 شماره 256 كليک به تاریخ 880726 چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم میخوانيد. تيتر اين يادداشت آل ارقام است.
1. بينالمللي بودن: برگزاري «اولين» و تاكيد بر «بينالمللي» بودن، از چيزهايي است كه ما در بسياري از رخدادهاي جمعي خود بر آن اصرار ميورزيم. اينجا نيز نياز است تا منظور برگزاركنندگان را از بينالمللي بودن جشنواره جويا شويم. آيا وجود دستكم يك غرفه از يك كشور خارجي و داشتن وبسايتي با 2زبان كافي است؟ البته در طول سالهاي گذشته موردهاي اينچنين كم نبودهاند.
2. كپيرايت: هر بار كه گزارشي همراه با عدد و رقم ميشنوم، با خود به مجموعهاي از عددها فكر ميكنم. اگر بهعنوان فرد بيطرف بخواهيم از همين ماجرا گزارشي آماري تهيه كنيم، چه عددهايي را جستجو ميكنيم؟ اگر عددها را در قالب نموداري مرتبط سر و شكل دهيم، چه تحليلي ميتوان بر آن داشت؟ اگر قرار بر اين باشد كه با رعايت قانون كپيرايت چنين جشنوارهاي را برگزار كنيم، چقدر هزينه دارد و چه تعداد غرفه و محصول امكان حضور ندارند؟ اگر قرار است صادرات حرفهاي و پويايي محصولات ديجيتالي داشته باشيم، با الزامات كپيرايت چه در توشه خود داريم؟
3. برگ برنده: وقتي براي بازديد به محل جشنواره رفتم، دنبال چيزهاي خاص ميگشتم. آنچه انتظار يافتن آنها را در سطح بازارهاي كوچه و خيابان ندارم. حالا چشمانم را ميبندم و سعي ميكنم با دور كند، مشاهداتم را مرور كنم. دنبال چيزهاي خاصي ميگردم كه مرا ناچار به مكث و برشمردن آن چيزهاي خاص ميكنند. فكر ميكنيد چند مورد را ميتوانم برايتان تعريف كنم؟
4. آموزش: توجه پررنگ برگزاركنندگان به آموزش جاي خرسندي دارد. برگزاري كارگاههايي متعدد از ساعتهاي آغازين تا پاياني هر روز جشنواره با تنوع موضوعهاي تخصصي و عمومي كار سادهاي نيست. كميت و كيفيت اين آموزشها جاي كارشناسي دارد، اما در مجالي خارج از حوصله اين يادداشت. تنها بايد يادآور شد كه ما در ايران مفهوم كارگاه را دچار تحول كردهايم. خوشبختانه در ادبيات اهالي دنياي مجازي، Tutorial معنايي يگانه دارد. براي دستاندركاران حرفهاي آموزش نيز كارگاه (Workshop) چنين است. حالا اين كه ما عادت كردهايم نشستهاي آموزشي را بهعنوان كارگاه بشناسيم، نياز به ريشهيابي دارد. يكي از شرطهاي برگزاري كارگاه، تعامل دو سويه مدرس و فراگير و مجال دادن به ايشان براي تمرين و ارايه يافتههاست. به همين دليل حرفهايهاي آموزش، يك كارگاه آموزشي مؤثر را براي جمعي بيش از 10 تا 15 فراگير توصيه نميكنند. وقتي از اين تمايزها چشمپوشي كنيم، وارد طيف سخنراني و رويكردهاي يكطرفه آموزش شدهايم كه به آنها كارگاه نميگوييم.
با همه اين احوال، بايد هر دو نيمه پر و خالي ليوان را درست نگاه كرد. بايد تخصيص بودجه براي اطلاعرساني مفصل جشنواره از طريق رسانههاي متنوع را به فال نيك گرفت.
شايسته است از تلاش فيزيكي و فكري همه دستاندركاران اين جشنواره قدرداني كرد. اين كه انتظار كار بيعيب و نقص داشته باشيم، خوب است و اين كه اشكالهاي كار پيشين خود را تكرار كنيم، بد. چارهاي نداريم جز اين كه به جشنواره بعدي اميدوار باشيم و تلاش كنيم كه نقش مستقيم و غيرمستقيم خود در برگزاري بهتر آن را به خوبي ايفا كنيم. خوب است كه نگاهي هم به جشنوارههاي رسانهاي ديجيتالي گوشه و كنار دنيا بيندازيم و حركتمان را با صلاحديدهاي كارشناسي و تخصصي خودمان، سمت و سويي اثربخش دهيم. جز اين رويكرد، خانداني ميشويم كه تنها گزارش عدد و رقمها ما را از مسير دور ميكند. ظريفي ميگفت: «سخت نگيريد، ديجيتال همان «ديجيت آل» است. براي درك درست بايد دو زبانه ترجمهاش كنيد. اينطور راحت ميشويد.»
شماره خبر: 100920311724. يكشنبه 26 مهر 1388 - ساعت 19:01. اصل مطلب در وبسايت جامجم آنلاين به نشاني http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100920311724
هميشه ميشنيدم كه ميشود. ميگفتند مانند سفر زيارتي مشهد است كه وقتي بطلبد اسباب رفتنت خودبهخود مهيا ميشود. قرار بود ايدهپردازي كنيم در مورد ماجراهاي يك سفر عمره. و بعد چنين شد كه اين ايدهها و سفر ما را همراه خود كرد.
محصول تصويري سفر عمره تيرماه 1388 از جمعه 880717 به نمايش در آمده است. هر جمعه كمي بعد از ساعت 8 شب، برنامه روضه رضوان از شبكه 2 سيما پخش ميشود.
چند دقيقهاي از بخش آغازين اين برنامه به روايت سفر ما اختصاص دارد. وارد حريم خصوصي زائران نشديم و در مجالهاي ممكن براي تصويربرداري موضوعهايي كه ميگويند بكر بوده را خلاصه كرديم.
از بدرقههاي دستهجمعي گفتيم و از پديدههايي مانند خريد، ترافيك در مدينه و مكه، خورد و خوراك زائران و رستورانها، برنامهريزي سفر، آينده دنياي اسلام، Can you speak English و هل تتكلم بالعربيه، مراعاتهاي پزشكي سفر حج، مطالعه براي اين سفر، سوغات، حكايتهاي احد و شكاف كوه مقابل آن، غار حرا و ديگر عنوانهايي كه اميدوارم علاقهمندان مجال ديدنش را داشته باشند.
جداي از غيرقابل مقايسه بودن خود اين سفر يا هر رفت و آمد ديگري، همسفران بسيار خوبي داشتم: آقاي اميرحسين خرمشاهي، حسين آقاي خرمشاهي و دكتر مسعود فكري. جمع 4 نفره ما همراه با كاروان اعزامي از همشهريهاي تهراني 12 روزي را در اين عمره مفرده گذرانديم تا خاطرههاي آن را هميشه در ياد بگذرانيم. مثل همين عكسي كه حسين در صحن مسجدالنبي (ص) گرفته و فرصتهاي بكر ديگري كه بزرگوارانه برايم فراهم كردند. اين اولين سفر من به مبدا مختصات است.
راستي براي دوستاني كه هر يك در اين سفر يادي همراهم كردند، دو نماز مغرب و عشا ضبط كردم و سوغات آوردم. شنيدنش براي آنها كه تجربه اين سفر را دارند تاملبرانگيز است. فايل MP3 بخشي از نماز مغرب خوانده شده در خانه خدا را از اينجا برداريد. پيشنهاد ميكنم اين يادگار صوتي را با چشمان بسته و صدای بلند بشنوید. صدا با فاصله چند قدمی در از خانه خدا ضبط شده است. ضبط كردن صداي نجواها و همهمههاي طواف هم يادگار خوبي است.
اين سفر بينظير است. آرزو دارم هر آن كه آرزويش را دارد ششدانگ آن را با همه وجود تجربه كند.
يادداشتي كه يكشنبه 20 مهر 1388با نگاه به برگزاري سومين جشنواره رسانههاي ديجيتال در روزنامه خبر چاپ شد و در خبرآنلاين هم انتشار يافت را ميخوانيد. عنوان اين يادداشت در نسخه چاپي (صفحه 6) خطهايي براي درست كشيدن است.
نمايشگاه را استاندارد بررسي كنيم
فناوري> ـ محمود کریمی
جشنواره رسانههای دیجیتال با اطلاعرسانی گسترده برگزار شد. میتوان آن را با دلیلهای منطقی و ارائه آمار و گزارش عملکرد موفق و بینظیر شناساند. میتوان آن را با استدلال و برهان و با استناد به عدد و رقمهایی دیگر ناکام ارزیابی کرد. این مسئله منحصر به این جشنواره و این مرز و بوم نیست. برای خروج از آن چه «خودگویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی» میشناسیمش دنیا راهحلهایی مانند استناد به ارزیاب بیطرف و حرفهای را تجربه کرده است.
ارزیابی حرفهای و قضاوت عادلانه و کارشناسانه با پشتوانههای آن محک میخورد و معتبر میشود. تعریف و طراحی مدل، سیستم و سازوکارهای ارزیابی، مدل شایستگی ارزیابان، پیشینه ایشان و سنجهها و خطکشهایی که کیفیت و کمیت کار را با آن اندازهگیری میکنند. نمونههای مثالزدنی کم نیستند: ممیزیهای استانداردهای سری ایزو، ارزیابیهای مدل تعالی سازمانی EFQM مثالهای شناخته شدهای برای ما به شمار میآیند.
در دنیای امروز، کمتر حوزهای از کار حرفهای به ویژه در زمینههایی که با جان یا مال مردم سر و کار جدی دارد در خصوص ارزیابیهای کارشناسانه بایر مانده است. کاسبیهای خوبی هم در این ارتباط دایر شدهاند. سازمانها یا افراد پز داشتن مدرک و اعتبار و تأیید از سوی مراجعی را میدهند که خودش سرچشمه اعتبار چندانی ندارد. وقتی میگویند ما برترین هستیم، خوب است بگویند در میان چه گزینههایی و به استناد کدام ارزیابی.
برای ارزیابی جشنوارهای با گستره بینالمللی، در دنیای دیجیتال و در حوزه رسانهها و برگزاری نمایشگاهی پیوند خورده با آن، چه راهکارهایی پیش روی داریم؟ اگر تنها بخواهیم در نبود ساز و کار ارزیابی حرفهای و کارشناسانه با رعایت اصل بیطرفی، تلاشی کمتر زیر سؤال انجام دهیم، خوب است چند شاخص بسازیم. شاخصهایی که ذینفعان و منتقدان بتوانند برای بهبود اوضاع به آن اعتماد کنند. شاخصهایی که تنها عملکرد برگزارکنندگان را محک نزند، بلکه شرکتکنندگان و بازدیدکنندگان را هم خطاب قرار دهد.
با این نگاه میتوان به اجمال بین چنین عددهایی در پی معنا گشت:
*مقایسه تعداد برگهها و آگهیهای توزیع شده در سطح نمایشگاه، با تعداد برگههای رها شده روی زمین و سطلهای زباله.
*سرعت گام برداشتن بازدیدکنندگان و تعداد مکثهای ایشان مقابل غرفههای نمایشگاهی
*مدت زمان تعامل غرفهداران با بازدیدکنندگان خود و تعداد پرسشهای پاسخ داده شده
*تعداد نسخههای فروش رفته از محصولات موجود در نمایشگاه بدون یارانههای در نظر گرفته شده
*ایدههای جدید صاحبان کالا و خدمات برای تولید محصولات جدید، بر اساس بازخوردهای بازدیدکنندگان
*شمارش تعداد قضاوت «به آمدنش میارزید» غرفهداران و بازدیدکنندگان، به تفکیک
*محاسبه تراکم بازدیدکنندگان از غرفههای مختلف موضوعی مانند بازیها، کپی نرمافزارهای خارجی، ترویج آموزههای دینی، پویانمایی (کارتون و انیمیشن)، ارائهدهندگان خدمات اینترنتی، غرفههای خارجی و...
ترجیح میدهم نه در پی اثبات باشیم و نه نفی. از تردیدهای پشت پرده چه میگذرد و چرا باید ادعای بینالمللی داشته باشیم و از نظیر اینها نیز بگذریم. اگر بتوان شاخصهای درستی تعریف کرد و اندازهگیری آنها را نیز به درستی انجام داد، بیتردید یافتن راهکارهای بهبود جشنواره در سالهای آتی آن بسیار سادهتر از سلیقهای فکر کردن و بودجه هزینه کردن است.
بدون داشتن خطکشهای درست و یافتن وضع موجود روی آنها، تنها در دور سعی و خطا و تصمیمهای سلیقهای میگردیم. فرهنگسازی با لایههای پیچیده خود، نیازمند کار فکر شده است و نمیتوان به سادگی و با شعار نسخههای فرهنگی درمانگر پیچید. نه مسئولان برگزاری این جشنواره میتوانند ادعای دانای کل بودن داشته باشند و نه شایسته است همه بار را بر دوش ایشان سوار دید و همراهی نکرد.
مجله علمي ما و ما، يكي از برنامههاي گروه دانش و اقتصاد شبكه ۱ سيما است. اين برنامه شنبهها حدود ساعت ۴ پخش ميشود. براي سري جديد آن بخشي با عنوان تخيل علمي تعريف شده است. آنچه ميخوانيد متن يكي از اين تخيلهاي علمي و مربوط به اوايل مهر ۱۳۸۸ است.
ويتامينها و ريزمغذيها
جاده زندگي پر از پيچ و خمهاي طي نشده است. هر چه در آن پيشتر ميرويم و به كشف تازههايي از آن دست مييابيم گمان ميبريم كه «حالا ديگر ميدانيم». و با رودررو شدن با هر ناشناختهاي باز به خود ميآييم كه «هنوز نادانستههاي بسياري وجود دارند». خوب خوردن و خوب آشاميدن، از جمله عبارتهايي است كه در گذر زمان مدام در حال تغيير است. زماني وعدههاي منظم غذايي و مواد اوليه تهيه شده از زمينهاي كشاورزي ميتوانست پاسخگوي نيازهاي سلامت ما باشد. تماشاي عكسهايي كه در آلبومهاي خانوادگي داريم و ديدن فيلمهاي قديمي روايتگر آرامش حاكم بر زندگيهاي شهري و روستايي هستند. صنعتي شدن و دود و دم امروز و انواع آلودگيهاي صوتي و تصويري، نياز به تغيير در خوردنيها و آشاميدنيها را در پي آورده. مصرف چندويتامينهها كه به آنها مولتي ويتامين ميگوييم و انواع مكملهاي ريز و درشت، به فهرست غذايي ما افزوده شدهاند.
با مرور مسيري كه طي شده تا به امروز برسيم و نگاهي به تحولهاي آينده، ميتوان تولد پديدههاي جالبي را پيشبيني كرد. پيشبينيهايي كه بر مبناي نيازها و با توجه به مباني علمي قابل بازگويي هستند، نه تنها ايدهپردازيهاي فانتزي و تخيلي. يكي از روندهاي تكامل دانش نوآوري نظاميافته، تاكيد بر تغيير فرم و حالت موارد دارد: جامدها، مايع ميشوند و بعد گاز و بعد در محيطي ناديدني، اثر خود را به جاي ميگذارند. روند ديگري ميگويد كه همه چيزهايي كه ما آنها را مستقل ميبينيم، به مرور دوتايي و چندتايي ميشوند و تركيب مواد مختلف به ما فايده فراوان ميرساند.
ميتوان براي روزگار آينده، چنين تصور كرد:
روزگاري در دنياي پزشكي كسي تصور نميكرد بشود به جز از راه دارو به درمان بيماران پرداخت. اولين جراحيها، انقلاب بزرگي در اين عرصه از علم بودند. حالا كنار هم كه مينشينيم مدام از گونهگوني انواع جراحيها با هم ميگوييم. اين گوي و اين ميدان، شما به اين چند ايده چه مكملهاي فكري اضافه ميكنيد؟
مجله علمي ما و ما، يكي از برنامههاي گروه دانش و اقتصاد شبكه ۱ سيما است. اين برنامه شنبهها حدود ساعت ۴ پخش ميشود. براي سري جديد آن بخشي با عنوان تخيل علمي تعريف شده است. آنچه ميخوانيد متن يكي از اين تخيلهاي علمي و مربوط به ميانههاي شهريور ۱۳۸۸ است.
نانو فناوري
انگار دنيا بر عكس رشد ما انسانها حركت ميكند! هر چه كودكي بزرگتر ميشود واحدهايي كه با آن سر و كار داريد بزرگتر ميشوند: سانتيمتر و دسيمتر و متر و كيلومتر. وقتي خودش بزرگ ميشود واحدهايي كه از آنها ميشنود كوچكتر ميشوند: ميليمتر و ميكرو متر و نانومتر و مقياسهاي نديدنيتر. اين حروف يوناني هر كدامشان يك دنيا معنا و مفهوم در پي دارند، انگار حكايت فلفل نبين چه ريزه را اولين بار براي اينها نقل كردهاند. اگر نه براي ما همان ميليمتر هم بسيار ريز است.
اين كنجكاوي انسان به تغيير دادن همه چيز براي دستيابي به كاربردهاي بيشتر و بهتر، از وقتي گذرش به آزمايشگاه و ميكروسكوپها افتاد، به ملكولها هم سرايت كرد و از وقتي دانشمندان توانستند در مقياسهاي نانو كار كنند، بسياري از نشدنيها شدني شدهاند. اوايل همه از هم ميپرسيدند كه نانو چيست اما امروز ميدانيم كه نانو به تنهايي معنا ندارد و بايد به واژه دنبال آن توجه كرد: نانو شيمي، نانو كربن، نانو لوله، نانو متر. نانو خود فقط 10 به توان منفي 9 است و بس.
يكي از روندهاي تكامل معرفي شده در دانش نوآوري نظاميافته در مورد حركت از مقياسهاي ماكرو به ميكرو سخن ميگويد و بسياري از تحولات آينده دنيا را در گذار از تغيير ابعاد بزرگ به كوچك نمايان ميسازد. در نظر بگيريد كه هارد ديسكهاي اوليه را بايد با ليفتراك بلند ميكردند و امروز هر كدام ما يك فلش مموري بندانگشتي با ظرفيت هزاران هزار برابر آن هارد ديسكها در جيب داريم.
اگر كاربردهاي دانش نانو در حوزههاي مختلف توسعه بيشتري بيابند و به جاي نمونههاي آزمايشگاهي كاربردهاي زندگي روزمره آن نيز فراگير شود، ميتوان آينده را چنين تصور كرد:
شايد همين حالا به اين ايدهها بخنديم. اما وقتي چند سال ديگر آنها را پيش روي خود ببينيم، خندهمان با تحسين همراه ميشود. شما با چيزهايي كه از دانش نانو ميدانيد، چه ايدههايي را در ذهن ميپرورانيد؟
مجله علمي ما و ما، يكي از برنامههاي گروه دانش و اقتصاد شبكه ۱ سيما است. اين برنامه شنبهها حدود ساعت ۴ پخش ميشود. براي سري جديد آن بخشي با عنوان تخيل علمي تعريف شده است. آنچه ميخوانيد متن يكي از اين تخيلهاي علمي و مربوط به اوايل شهريور ۱۳۸۸ است.
گياهان دارويي
انسان از ديرباز براي حل كردن مسالههاي پيش روي خود، دست به دامان ايدههاي نو بوده. ايدههايي كه ابتدا تنها ميشد به آنها خنديد. فكرهايي كه مجالي براي جدي گرفتن نداشتن. تا اين كه اهل دانش و كسي از ميان آنها كه ايده را جدي ميگرفتند، به آن بپردازد و راهحلي اجرايي برايش پيشنهاد دهد. و بعد خندهها به تعجب و در گام بعدي به تحسين تبديل ميشد.
روزها و سالها و قرنها از اختراعهاي اوليه بشري گذشته و حالا همه مردم دنيا خود را بازيگر عرصه ايدهپردازي ميدانند. روزگار ما روزگار كشف راز و رمزهاي نوآوري است. حالا ديگر تنها ايدهپردازي مهم نيست بلكه مبناي علمي داشتن و بكر بودن و به اجرا در آمدن ايدههاي خلاق هم اهيمت دارند. نگاه تخيلي ما به موضوع برنامه برگرفته از پايه علمي بحث و برآمده از ابزارهاي دانش TRIZ يا تئوري حل مسالههاي ابداعي است. اين دانش را با نام نوآوري نظاميافته نيز ميشناسيم. شما در مورد آينده گياهان دارويي چه ايدههايي را تصور ميكنيد؟
با شنيدن واژه «گياه دارويي» 2 چيز از جعبه ذهن ما بيرون ميآيد: گياه و دارو. با نگاه به اجزاي تشكيلدهنده گياه چيزهايي مانند دانه، ساقه، برگ، گل و ويژگيهايي مثل عطر، طعم، رنگ و اندازه را نيز به ياد ميآوريم. خاك، كشاورز، گياهان ديگر، انسانها، ماشينآلات كشاورزي، آب و باران و چيزهايي ديگري كه در محيط اطراف گياه به زندگي خود مشغول هستند را هم بايد به فهرست فكري خود اضافه كنيم. دارو و همه آن چه در مورد داروها ديده و شنيدهايم هم بخش ديگري از فكر ما را به خود اختصاص ميدهند.
بياييد اين طور خيالمان را به پرواز درآوريم: اجزاي زيرمجموعه گياه دارويي را به عوامل بيروني محيط آن ربط دهيم و بعد تصور كنيم كه چه چيزهاي تازهاي در آينده امكانپذير ميشوند؟
شايد همين حالا به اين ايدهها بخنديم. اما وقتي چند سال ديگر آنها را در پيشخوان فروشگاهها ديديم، خندهمان با تحسين همراه ميشود.
گفتگو كردن در مورد كار و زمينه تخصصي براي جمع دوستان و گاه اعضاي خانواده پيش ميآيد. در مورد موجود عجيب و ناشناخته TRIZ هم ما بسيار مورد پرسش قرار گرفتهايم. گاهي دوستان نزديكترم به شوخي ميگفتند اين كه مردم را با آن سر كار ميگذاريد، چيست؟ و بعد ايدههاي مختلف و فانتزي حين سفر يا مهماني را به TRIZ نسبت ميدادند. ... اينها گذشت تا برنامههاي توليد شده براي آشنا كردن مردم با TRIZ سال 1386 از شبكه 4 سيما پخش شد.
قسمت دوم يا سوم كه پخش شد، مجيد زنگ زد و چيز جالبي گفت. مهندس مجيد خان ما، مدير فناوري اطلاعات يكي از شركتهاي صنعتي بزرگ است (آن زمان بود). گفت كه چطور با همين چيزهايي كه در برنامه ديده و شنيده توانسته صرفهجويي كلاني در شركت كند. از او خواهش كردم ماجرا را بنويسد و نوشت.
«مساله ما در شركت برقراري ارتباط بين 4 ساختمان مجموعه كارخانجات يكي از مشتريانمان بود. مجموع فاصلهها 700 متر و تعداد كامپيوترها 100 دستگاه هستند. توصيه شركت مهندسي مشاور اتصال هر 4 ساختمان با استفاده از فيبر نوري و شبكه داخلي CAT6 با هزينهاي حدود 150 ميليون تومان بود.
با ديدن برنامه و جدي گرفتن اين كه شايد راه ديگري هم وجود داشته باشد. به مفهوم كاركرد فكر كردم و راهحل جديدي يافتم: ساختمان جديدي بسازيم و شبكه داخلي CAT6 را در آن مستقر كنيم. فايدههاي اين طرح جديد از اين قرارند: ارتباط فيزيكي نزديكتر، نگهداري شبكه با هزينه كمتر، پايينتر بودن هزينههاي اداري، آزاد شدن فضاي 4 ساختمان، استفاده از امكانات تاسيساتي جديد در محل ساختمان نوساز»
مجيد مشتري TRIZ شد، چون مسالهاي داشت و برايش به كمك مفاهيم ساده دانش نوآوري نظاميافته راهحل يافت. اين راهحل صرفه مالي خوبي در پي داشت. حالا در يكي از دور هم نشستنها بچهها در مورد TRIZ بپرسند ميتوانم از مجيد خواهش كنم كه برايشان نمونه بياورد.
گاهي شوخيهاي ما جدي ميشوند و گاهي برنامههاي تلويزيوني در كارهاي جدي ما اثر ميگذارند. مرز شوخي و جدي به اندازه لبخند زدن به فكرهاي موجود و تولد انديشههاي جديد است.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|