نوآوري، نتيجه خلاقانه گام برداشتن در مسير حل مساله است. اين طي طريق، رمز و رازهايي شناخته شده دارد. |
این وبلاگ به حل مساله و تکنیکهای نوآوري نظاميافته ميپردازد. نوآوري، دغدغه امروز پيشتازان كسب و كار و مساله آينده همگان است. در عرصه نوآوري و حل مساله و بر اساس آموختهها و يافتههاي ما، TRIZ توانمندترين و كاملترين و مهندسي ارزش، سادهترين و مستقلترين متدولوژي به شمار ميآيد. با اين توصيف، اين وبلاگ بهانهاي است براي نشر گوشههايي از نتيجه پژوهشها، آموزشها، تجربهها و مشاورههايي كه در زمينههاي گوناگون در داخل و خارج از كشور صورت پذيرفته است. خميرمايه اصلي محتواي وبلاگ به TRIZ تعلق دارد. ناخودآگاه نگاه ما به پيرامون و مسالهها رنگ و بوي اين دانش را گرفته است...
زندگي سراسر مسالههاي كشف شده و ناشناخته است و ما همه بازيگران ميدان حل مساله هستيم.
This weblog is about Problem Solving, TRIZ and Systematic Innovation. Innovation is the concern of pioneers of business and industrial environment and the main problem of all in future. In this era of innovation and problem solving, as we found TRIZ is one of the best and Value Engineering is one of the simplest among the current methodologies.
One of the aims of this webpages is demonstration and promotion of the results of researches, trainings, experiences and consultancies which has done in Iran and the Wolrd. The base of what you read here is TRIZ, also creativity and Innovation will follow. You can consider this as the none official website of IIITS (www.iiits.org and www.triz.ir).
As the Representative of www.ETRIA.net in Iran, we will announce news and events of international and local TRIZ associations too. - January 2008 - Mahmoud Karimi
«اين هم يكي از سفرهاي زندگي است. سرزمين عربستان و حضور در جغرافيايي كه روايتش را در كتابهاي تاريخ خواندهايم. براي كسي كه خود را مسلمان ميداند اين سفر، يكي از بايدهاي پندآموز زندگي است.» حافظهام را كه بكاوم از اين قبيل توصيفها فراوان به خاطرم ميآيد و پناه بردن به واژههاي زيبا و فلسفي و گاه آنقدر پيچيده كه خود راوي هم به دشواري تلفظش ميكند، چه برسد به ...
در استوديو شماره 21 ساختمان رنگي (این ساختمان تولید است و ساختمان اداری شبکه ۲ سیاه و سفید نام دارد)، انتهاي خيابان الوند و بالاي ميدان آرژانتين، در ساختمان شبكه 2 سيما نشستهام و اين سطرها را رتوش ميكنم. آن طرف مقابل من، برنامه «روز از نو» ادامه دارد و سيصد و چندمين قسمتش زنده زنده در حال پخش است. در مورد اين سفر نميدانم براي ديدگان محترم مردم اين برنامه و آن ديگري كه از همين شبكه پخش خواهد شد (به گمانم نوبتش ماه مبارك رمضان است) چه سوغات خواهيم آورد. تا جمعه وقت داريم هنوز تا بگرديم و فكرها را به سامان برسانيم و شنبه كه آسمان تهران را به سوي زمين مدينه ترك كرديم، ديدهها را ثبت كنيم و جمع كنيم و تا آخر فرصت ماندن در مكه و برگشتن به تهران آنها را به روايتهاي كوتاه كوتاه براي غايبان اين سفر بازگو نماييم.
هر كه را ديدم و از اين سفر اطلاع داشته، سفارش دعا در فهرست انجام شدنيهاي اين سفر و ليست ماموريتهايم ثبت كرده، حالا ميخواهم از همه آنها و شما التماس دعا داشته باشم و حلاليت. اين بار نميدانم چه ميشود و ميگذرد و كدام مذاكره و ماموريت بايد انجام شود.
شايد بشود و از آنجا هم چيزهايي اينجا نوشت و از شما بازخورد گرفت. شايد هم آنجا، دنياي مدرن ديجيتال و آنالوگ را بشود دوازده روزي به حال خود رها كرد. اما دوربين كه با ماست. شايد مهربانتر از هميشه باشد. قرار نيست خلوت كسي را به هم بزنيم يا از احوالاتش و تغييراتي كه كرده بپرسيم، قرار است مشاهداتي داشته باشيم تا حد توان غيرتكراري و پاسخ پرسشهاي مختلفي را بيابيم كه هنوز بعضيشان را حتا نميدانيم كه چه هستند.
از همه طلب حلاليت دارم و اميد به ديدار ...
يادداشتي كه در صفحه 2 شماره ۲۳۷ كليک به تاریخ ۸۸۰۴۰۷ چاپ شد را در اين ضميمه هفتگي روزنامه جام جم میخوانيد. تيتر اين يادداشت در پی نامها و نشانها است.
در پي نامها و نشانيها
يك. در روزگاري زندگي ميكنيم كه سازمانها پز وبسايت داشتن ميدهند و برخي نيز تلاش دارند تا آگاهانه ابزارهاي دنياي وب را در خدمت برآوردن نيازهاي مشتريان سازمانيشان بهكار گيرند. سازماني دولتي را سراغ دارم كه ماموريتش توسعه تجارت ايران است و بايد به صادركنندگان و واردكنندگان خدمات مورد نيازشان را ارايه دهد. مديران ارشد اين سازمان، در دو سه سال اخير، همت گماردهاند تا جريان شفاف اطلاعات تجاري را از طريق فضاي وب برقرار كنند. حتي بالاترين مقام اين سازمان گزارشهاي رسمي خود به مديران بالادست يا همترازش را از طريق وبسايت رسمي سازمانش انجام ميدهد. بسياري از مشتريانشان بدون مراجعه حضوري نيازهايشان (و حتي فراتر از آن را) روي وبمييابند. بهگمانم مديران اين سازمان ميدانند كه اگر جايي دسترسي كابلي به وب نبود، تلفنهاي همراهشان ميتواند آنها را به منابعي كه روي وبگذاشتهاند برساند، اگر GPRSروي گوشيشان فعال باشد، يا اينترنت بيسيم دور و برشان پيدا شود. قضاوت در مورد اندك يا بسيار بودن اين نوع سازمانها، با خوانندگان محترم كليك. اما چند پرسش ساده: آيا مديران سازمانهاي مختلف (دولتي يا غيردولتي) نشاني وبي مجموعهشان را ميدانند و ميتوانند بنويسند؟ آيا خبر دارند كه در وبسايتشان چهها قابل دسترسي است؟ تاريخ آخرين بازديد خودشان را به خاطر ميآورند؟
دو. سالها از زماني كه درج ايميل روي كارتهاي ويزيت آغاز شد ميگذرد. مديران و كارشناسان همه (و شايد برخي) اين نشاني خود را به ديگران ميدهند. وقتي كارتي را در دستم ميگيرم، حتما به ايميل خانم يا آقاي محترمي كه با كارتش خود را به من معرفي ميكند، نگاهي مياندازم تا مختصاتي نسبي از نوع تفكر و حرفهايگري وي داشته باشم. اين كه نام فارسي شركتش را با ترجمه فينگليش با يك ياهو يا جيميل داتكام همراه كرده باشد، يا ردي از نام و نام خانوادگياش در ايميل ديده شود، اصراري بر دكتر يا مهندس بودنش در اين نشاني وبي كرده باشد يا نه و شاهدهاي ديگر، كمي پيش و بيش از آشنايي با صاحب كارت، او را به ما معرفي ميكند. مديران ارشد بسياري از سازمانهاي دولتي را ميشناسم كه ترجيح ميدهند با ايميل خود در ياهو يا جيميل كار كنند، حتي آنها كه روي كارت ويزيتشان و وبسايت سازمانشان ايميل سازماني ذكر شده است. جالب اين كه از طريق ياهو و جيميل اسناد و مدارك رسمي و دولتي را هم رد و بدل ميكنند و تصور دارند كه محيط امنِ امن است!
سه. برخي ارگانها مدعي هستند كه همه اطلاعات مورد نياز مراجعان خود را روي وب گذاشتهاند. راست هم ميگويند. نمونهاي را شاهد بودم كه داشتند بخشنامهها و دستورالعملها را اسكن ميكردند تا تصوير آنها را روي وببگذارند بي آنكه نسخه متني در كنارش قرار گيرد و در جستجوهاي وبي يافت شود. مسوولان محترم آن ارگان هم خوشحال بودند كه در حال خدمترساني الكترونيكي هستند. ياد «بهسراغ من اگر ميآييد، نرم و آهسته بياييد» سهراب سپهري افتادم و اين كه وقتي ما چيزي را روي وب ميگذاريم، ديده شدن و سرعت دسترسي به آن را فراموش نكنيم. وظيفه ما روي وبگذاشتن نيست، آنچه مشتري ميخواهد مهمتر است؛ البته شايد!
چهار. «ناچار شدم تغييرش دهم چون يك اسپمروبات بخش زبانهاي خارجي وبسايت را مورد حمله قرار داد. اگر راهكار مقابله را پيدا كنيم، دوباره امكان مشاهده و ترجمه آني سايت به 19 زبانمختلف را برقرار ميكنم.» اين بخشي از يادداشت دريافت شده از دكتر دني كاوالوچي است. اين يادداشت چند روز پس از چاپ مطلبي در همين ستون (يكشنبه 3 خرداد 1388) به دستمان رسيد. اين دانشيار دانشگاه استراسبورگ فرانسه در ادامه ذكر كرده كه بالا رفتن يكباره تعداد بازديدكنندگان ايراني سايت برايش عجيب بوده و ابراز اميدواري كرده تا ارتباط ايران و فرانسه در زمينههاي علمي به واسطه علاقههاي مشتركي مانند نوآوري نظاميافته يا TRIZ بيشتر شود. بازخورد دادن كار خوبي است، هميشه، و عادت كردن به آن بسيار پسنديده. از نيمه خالي ليوان گفتيم در حالي كه قدر قطرههاي موجود را هم ميدانيم. اما ليوان نيمه را بايد پر كرد تا عطش و تشنگي رفع شود.
شماره خبر: 100910643172. يكشنبه 07 تير 1388 - ساعت 22:04. اصل مطلب در وبسايت جامجم آنلاين به نشاني http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100910643172
جمعه ۲۱ فروردين ۱۳۸۸ در همین فضای وبی نوشتيم كه انجمن TRIZ اروپا با نام شناخته شده ETIRA اقدام به تعريف يك طرح تحقيقاتي در مورد TRIZ و گسترش دانش و كاربردهاي آن در دنيا كرده است.
اين پيمايش چند روزي است كه در دنيا به زبان انگليسي آغاز شده و با بارگذاری نسخه فارسی اين TRIZ Worldwide Survey انتظار ميرود اهالي TRIZ در ايران هم به ورود اطلاعات خود بپردازند.
در اين تحقيق 36 كشور دنيا انتخاب شدهاند و در هر كشور 1 نفر به نمايندگي از انجمن، مسؤول گردآوري اطلاعات از افراد دانشگاهي، فعالان بخش صنعت و مجموعه مشاوران است. پرسشهاي اين تحقيق در 5 بخش دستهبندي شدهاند. در مجموع حدود 50 سؤال پيشبيني شده و هر دسته پرسش با نظم منظقي به پاسخهاي موارد پيشين و پسين خود ربط دارد. كافي است هر پاسخدهنده 20 دقيقه از وقت خود را صرف مشاركت در اين تحقيق كند. نتايج پس از گردآوري از همه كشورها و تحليل در اختيار همه مشاركتكنندگان قرار ميگيرد.
تا كنون، 152 پاسخ از 27 كشور دنيا دريافت شده است. اخبار به روز را ميتوانيد از اینجا دریافت كنيد. آمار TRIZ Survey تا اينجا نشان ميدهد كه آمريكا، فرانسه، ايتاليا و بعد هند رديفهاي نخست تعداد مشاركت كننده را از آن خود كردهاند. شايد اولين كسي كه نوار آمار ايران را برقرار ميكند، شما باشيد كه از حالا 20 دقيقه خود را براي اين كار ميگذاريد.
در كنار طراحي و تعريف پيمايش به زبان انگليسي (مسؤول تحقيق دكتر Denis Cavallucci است) زبانهاي روسي، چيني و فارسي هم فعال هستند و به اين مجموعه زبانهاي كرهاي، لسهتاني، ژاپني، اسپانيش و چك هم اضافه ميشوند. به فارسی يا انگلیسی ميتوانيد در پيمايش شركت كنيد.
اگر در دانشگاه، صنعت يا شركتها و سازمانهاي مشاورهاي به TRIZ ميپردازيد لطفا مشخصات خود (نام، عنوان سازماني، تلفن تماس و ايميل) را براي ما به نشاني karimi at iiits dot org ارسال فرماييد تا نام شما هم در بسته اطلاعاتي ارسالي براي ETRIA از قلم نيفتد.
اطلاع به ديگران و ارسال لينك شركت در اين پيمايش (http://www.inventive-design.net/limesurvey/index.php?sid=77961&lang=fa) براي آنها، كمك مؤثري در ثبت نام ايران و نشان دادن كميت و كيفيت كارهاي TRIZ در سرزمين ما است.
جالب است بدانيد كه همكار ما هوگو سانچز مورالس در مورد وضعيت TRIZي كشورش نيكاراگوئه چنين گفته:
In Nicaragua TRIZ is an unknown subject. Maybe some people had an idea of what the name means (mostly by attending some of our presentations), but not at a level of knowledge to be able to answer the survey properly.
در ايران اما اوضع بسيار فرق دارد. دست كم نگاهي به يافتههاي Google Trends در مورد TRIZ و IRAN چنين ميگويد. به منظور پشتيباني از صحت اين ادعا، لطفا دادههاي خود را آنلاین درج كنيد.
برگزاري اين دوره با توجه به حال و روزگار زمانه و شرايط دانشگاه، به تاريخ ديگري (احتمالا مردادماه) موكول شد. يعني: شنبه 6 تيرماه اين سمينار برگزار نميشود./ 1 تير 1388
زمستان سال 1387 با كميته آموزش انجمن فارغالتحصيلان دانشگاه صنعتي شريف گفتگوهايي داشتيم مبني بر طراحي برنامههاي آموزشي تفكرمحور و مرتبط با TRIZ. چند نوبتي همفكري گروهي و مستقل منجر به اين شد كه بعد از يك بار تغيير تاريخ، امروز برگزاري نشست اول در دانشگاه شريف قطعي شود. اين نشست مقدمهاي جدي است بر بخشي از ادامه راه پيشبيني شده. در وبسايت كميته آموزش پس از ذكر نام خدا، اين انجمن اين اطلاعات در ارتباط با سمينار TRIZ آمده است:
كميته آموزش انجمن فارغالتحصيلان دانشگاه صنعتي شريف برگزار ميكند:
دورۀ نيـم روزۀ حل مسأله به روش TRIZ
سرفصل مطالب:
دسترسي مستقيم به اطلاعات دوره در وبسايت انجمن فارغالتحصيلان: http://www.alumsharifedu.org/fa/index.php?option=com_content&task=view&id=111&Itemid=7
اگر ميخواهيد در اين نشست آموزشي حضور يابيد يا كساني را ميشناسيد كه ابراز علاقه كردهاند، به راهنماييهاي شما و نكتههاي پيشنهاديتان براي مستقيم به هدف زدن در اين مجال 5 ساعته نياز داريم. به ويژه مشتاقيم بازخوردهاي دوستاني را بگيريم كه پيشتر در مورد TRIZ نكتهاي آموختهاند.
تلاش ما اين است كه اينجا تازههايي از پژوهشهاي انجام شده در ارتباط با TRIZ و زيرمجموعههاي آن را روايت كنيم. بسيار علاقهمنديم تا مخاطب و نيازهاي او را پيش از دوره بشناسيم.
اين سؤال را معمولا در دورههاي آموزشي و نشستهايي كه به بهانه TRIZ برگزار ميشود، در ميانه و پايان بحث ميشنويم. در كنار جستجوهاي شخصي علاقهمندان در دنياي وب و احترام به يافتههاي ايشان، ميشود مراجعه به اين فهرستها را پيشنهاد كرد:
1. كتابهايي كه نسخه فارسي دارند (ترجمه، گردآوري يا تاليف) و در وبسايت انجمن TRIZ اروپا معرفي شدهاند: http://www.etria.net/Farsi.pdf (اين فهرست هم در نمايشگر وب شما ديده ميشود و هم قابل دانلود است.)
2. در كنار اين فهرست با مراجعه به وبسايت ETRIA (انجمن TRIZ اروپا) كتابهاي منتشر شده به زبانهاي ديگر هم قابل مشاهده است. روي همين نوشته كليك كنيد تا فهرست ديده شود.
3. اين فهرست هم نسخه قديميتر اما نسبتا كاملي است از بسياري كتابهاي TRIZ كه در سراسر دنيا امكان نشر يافتهاند. بهروز شده اين فهرست را بايد در سايت انجمن TRIZ اروپا يافت. ليست را اينجا ميتوان يافت: http://www.etria.net/TRIZ_books_2007.pdf (در زمان انتشار اين ليست، كتابهاي فارسي هنوز اضافه نشده بودهاند.)
كسي كه پيگير اين بهروزآوريها در سطح دنيا است و مخزن كتابهاي TRIZ به شمار ميآيد Dmitry Kucharavy است كه اين روزها رسما دكتراي خود را از دانشگاه استراسبورگ دريافت كرده است.
4. منبع خوب ديگر براي مطالعه در زمينه TRIZ مراجعه به TRIZ Journal است. لينك مشخص دسترسي به اين نشريه كه بيش از 1 دهه از عمرش ميگذرد اين است: www.triz-journal.com
5. و كتابهاي ديگري هم در راه هستند كه به فارسي چاپ ميشوند. در سال 1388 دستكم 3 عنوان كتاب جديد به فارسي چاپ ميشود.
سه گروه بيشتر نيستند: موافق و مخالف و خاموش. از ميان اين سه دسته مردم صاحب راي براي شركت در انتخابات رياستجمهوري، موافقان خود را به شعارها و جريان تبليغاتي نامزد مورد حمايت خود شبيه و نزديك ميكنند و مخالفان هم ساز ناكوك را برميگزينند.
در مدل تعالي سازماني بنياد EFQM (بنياد مديريت كيفيت اروپا) 9 معيار مهم براي رسيدن به تعالي سازمانها، معرفي شده است. اين معيارها در دو دسته كلي توانمندسازها (Enablers) و نتايج (Results) از يكديگر تفكيك شدهاند و در ذيل مدل نيز بر جريان پيوسته نوآوري و يادگيري (Innovation and Learning) به عنوان ابزار كمكي در جهت بهبود توانمندسازها كه منجر به بهبود نتايج ميشود تاكيد شده است. در اين مدل، اولين معيار از خانواده توانمندسازها، رهبري (Leadership) است.
در اين يادداشت قصد دارم بر دو چيز تاكيد كنم: نقش راهبري هر يك از نامزدها براي طرفداران خود و فرصت يادگيري جامعه در اين مجال طلايي انتخابات.
آقاي اشنايدر كه يكي از طراحان اصلي مدل EFQM است چندي پيش در ايران براي جمعي از مديران ارشد يكي از سازمانهاي بزرگ و كليدي كشور سخنراني داشت. يكي از مثالهاي ساده او براي چنين بود: وقتي سازماني ايمني را به عنوان يكي از ارزشهاي كليدي خود به جامعه و مشتريان و كاركنانش معرفي ميكند، يعني مديرارشد سازمان هنگام نشستن پشت فرمان خودرو شخصياش، نبايد مادام كه فرد كنار دستي كمربند ايمني خود را نبسته، حركت كند! او بر «الگوي رفتاري» يا Role Model بودن در معيار رهبري تاكيد داشت و ميگفت بايد شعارهاي سازماني ما به باورهاي رفتاري و اخلاقيمان بدل شوند و در همه جا نمود داشته باشند و گرنه شعار بهبود و تعالي را بيعمل سر ميدهيم.
آيا طرفداران رنگيپوش يا كت بر تن و علاقهمندان به هر يك از 4 نامزد اين دوره انتخابات، به اين توجه دارند كه شعارهايي مانند عدالتمحوري، بايد در رانندگي و صف خريد و نوبت بانك و هر رفتار روزمرهاي از ايشان نيز در كوچه و خيابان مشاهده شود؟ آيا از يك مامؤر پليس راهنمايي و رانندگي ميپذيريم كه از مسير مقابل وارد خيابان ورود ممنوع شود؟ امروز صبح آقايي را ديدم كه روي شيشه و صندوق پرايدش عكس كانديدايي را چسبانده بود، اما با پارك دوبله و كج، راه ديگران را سد كرده و آنها را به زحمت ميانداخت. اگر كانديداها، فقط براي راي آوردن شعارهايي را انتخاب كردهاند، حكايت چيز ديگري است اما اگر ميخواهند اثرگذار باشند، اين فرصت طلايي براي الگو دادن به حاميان خود را ميتوانند براي بهبود وضع عمومي رفتارهاي اجتماعي مورد توجه ويژه قرار دهند. وقتي به الگويي اعتماد ميكنيم آماده يادگيري از او نيز هستيم، اميدوارم اين طور شود كه از حالا تا پس از انتخابات با ديدن طرفداران نامزدها، بتوانيم شعارهاي زيبا و پسنديده ايشان را در رفتارهاي اجتماعي هم ببينيم. مردم كار خوب را بهتر شعار خوب باور دارند: «شنيدن كي بود مانند ديدن».
شور و شوق انتخاباتي مردم و احوال اين روزهاي جامعه بهانه نوشتن دو يادداشت بود كه تلفيقشده آنها در خبرآنلاين و روزنامه خبر شنبه 16 خردادماه منتشر شده است.
در مورد مناظرههای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که تاکنون برگزار شدهاند، سخن بسیار میتوان گفت. داغترین آنها، مناظره محمود احمدینژاد با میرحسن موسوی است. نکتههای تحلیلی زیادی از این مناظره مهم شنیده و خواندهایم.
در این چند سطر تنها به یک دقیقه پایانی آن میپردازم: آن یک دقیقه طلایی. میرحسین موسوی آخرین گوینده این مناظره است و پس از گفتهها و شنیدههای داغ، یک دقیقه وقت باقیمانده دارد. همه ارزشهای اخلاقی و رفتاری پسندیده جامعه و شعارهای کاندیداها را مرور میکنیم، فرض میکنیم در آغاز آن یک دقیقه یک ای کاش قابل اجرا بود. مهندس موسوی میتوانست به احمدینژاد پیشنهاد دهد که آن 60 ثانیه را با هم نصف کنند. میشد از او درخواست کند که در کنار همه نقدهای طرح شده، 30ثانیه از نیکیها و موارد پسندیده و مثبت از دوران گذشته مدیریتکلان کشور را بازگو کند. کاش با چرخشی از نقد به پایان خوشی در این مناظره روی میآوردند. مشاوران فرهنگی و سینمایی ایشان سناریوهای بسیاری را با پایان خوش ساختهاند.
به عنوان یکی از مردم، دوست داشتیم یادگار خاصی از این دقیقه آخر مناظره در ذهنمان نقش میبست. احمدینژاد هم میتوانست در این یک دقیقه طلایی جور دیگری رفتار کند. سخنرانهای حرفهای، برای روزها سخنرانی، کارشان ساده است. برای یک ساعت دشواری بیشتری دارند. اما برای یک دقیقه باید بسیار وقت صرف کنند؛ اگر آن یک دقیقه تنها مجال صحبتشان باشد.
بینایی آماری یا گوش پر و چشم بینا
روزهای پرشور و هیجانی را سپری میکنیم. مردم در آستانه تصمیم مهمی هستند و قرار است برای 4 سال فردی را به عنوان مدیر ارشد اجرایی کشور انتخاب کنند. در این روزهای پر تب و تاب، هر یک از 4 کاندیدای انتخابات، دیدگاهها و رویکردهای خود را از طریق رسانهها و ارگانهایی که در اختیار دارند، روایت میکنند. اما هنوز بیشتر از شعارها، آرمانها، وعدهها، بایدها و نقدهای ایشان را میشنویم.
کاش آقایان محترم باور «بدون آمار کور بودن» را داشتند و به جای ساعتها سخنرانی توسط خود و نمایندگانشان، کار ما مردم عامی را راحتتر میکردند. ما گوشمان از شنیدهها پر است و حالا بیشتر نیاز به دیدن داریم. خوب است تیمهای مشاور و کارشناسی کاندیداها، تصویری از وضع موجود را برایمان در قالب دو سه نمودار گویای گرافیکی ترسیم کنند تا ببینیم از نگاه کلان ایران ما را چطور میبینند. به عنوان شهروند ایرانی علاقهمند به رأی دادن از خود میپرسم:
چشم بادامیهای شرقی اعتقاد دارند که با یک نمودار یا تصویر میتوان به جای صدها صفحه نوشته، شرح موضوع داد و به تحلیل پرداخت. ما که چشمهایی بازتر داریم شاید بیش از آنها هم زبان سکوت نمودارها و تصویر را درک کنیم. ما ایرانیان مردمانی اهل حسابیم و در خانههامان دستکم یک دانشگاه رفته زندگی میکند؛ اگر با ما به زبان آمار و منطق سخن گفته شود راحتتر دل میدهیم. اگر باور داریم که کشف صورت مسئله بسیار مهمتر از ارائه شتابزده راهحلهاست، از یافتههامان با مردم بگوییم.
رسيدگي به محتواي به روز و غني اين وبسايت كار موظف وي به عنوان استاد دانشگاه نيست، بلكه دكتر ناكاگاوا تقريبا روزي 2 ساعت را داوطلبانه به اين دلمشغولي اولويتدار خود اختصاص ميدهد. بين همكاران TRIZي ما در سراسر دنيا معروف است كه «تورو را در همه كنفرانسهاي دنيا ميتوانيد ببينيد.» بيشتر اين كنفرانسها را با همسرش سفر ميكند؛ از آمريكا گرفته تا روسيه و خود ژاپن. ميرود، خوب گوش ميكند، مدام يادداشت برميدارد، عكس ميگيرد، تحليل ميكند و انتشار ميدهد. با وجود آن كه بيش از 60 سال سن دارد از كار و زندگي با TRIZ خسته نميشود و معمولا هم با ايدههايي جديد به مجامع TRIZ ميآيد. او به آنچه در ايران گذشته نيز بسيار علاقهمند است و پيشنهاد دارد كه در سمپوزيوم سالانه TRIZ ژاپن آن چه براي ترويج دانش نوآوري نظاميافته در اين مرز و بوم انجام شده را در قالب سخنراني در سمپوزيوم امسال يا سال آينده براي هموطنان ژاپني وي ارايه دهيم.
اين مقدمه بهانه معرفي دكتر ناكاگاوا بود تا به نمونه تجربه جالب و ساده ژاپني يك پدر و پسر در بهكارگيري TRIZ بپردازم. چيزي كه يكشنبه 3 خرداد، حدود ساعت 7 صبح در برنامه تلويزيوني روز از نو (شبكه 2 سيما) براي بينندگان روايت شد.
پسري دبيرستاني ميخواهد براي تمرين يا مشق تابستاني خود روي اين مساله كار كند: عنكبوت آبي چطور روي آب ميآيستد و سر ميخورد؟ و بعد با توصيه پدر به جاي اين كه فقط به جستجوي منابع علمي موجود بگردند، تصميم ميگيرند مكانيزم كار عنكبوت آبي را كشف كنند و سپس خودشان يك نمونه واقعي هم بسازند: چيزي كه بتواند روي آب بايستد و سر بخورد. آشنايي پدر با TRIZ به 6 ماه قبل برميگردد كه به واسطه شركت در يك دوره آموزشي در محل كار خود با اين دانش آشنا ميشود.
و بعد قصه رفاقت كشف پدر و پسر با هم و بعد رقابت آنها در ساختن نمونه پروتوتايپ جدا از هم روايت ميشود. كل ماجرا در پايگاه TRIZ ژاپن آمده است: http://www.osaka-gu.ac.jp/php/nakagawa/TRIZ/eTRIZ/epapers/e2009Papers/eMiyanishiTRIZSymp2008/eMiyanishi-TRIZSymp2008-090416.html
هم نتيجه كار اين پدر و پسر ژاپني جالب است و هم پيامد مقاله شدن و ارايه آن در Japan TRIZ Symposium 2008. نتيجه كار پدر و پسر را در فايل انتشاريافته كارشان بايد يافت. مقاله ايشان از سوي شركتكنندگان سمپوزيوم به عنوان بهترين مقاله انتخاب شد!
چند نكته به نظرم شايسته پررنگ شدن است: پدران و مادراني كه در دورههاي آموزشي شركت ميكنند. تكليفهاي مدرسه و تابستان. آموزش و پرورش. مستند كردن كارهاي ساده زندگيمان. دنيا را به زبان بينالمللي از كارهاي خوب خبردار كردن.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|